Persian Archive

بوش در هفدهم مارس ضرب الاجل 48 ساعته ای برای صدام حسين تعيين كرد تا يا عراق را ترك كند يا اينكه ايالات متحده همراه با نيروهای متحد عمليات نظامی گسترده ای عليه رژيم بغداد آغاز خواهد كرد. پايان اين ضرب الاجل به وقت آمريكا ساعت 8 بعدازظهر بود كه سرانجام با يك ساعت و نيم تاخير عمليات جنگ خليج دوم در ساعت نه و سی دقيقه بعدازظهر نوزدهم مارس آغاز شد. به گزارش روزنامه واشنگتن پست پرزيدنت بوش فرمان جنگ را در ساعت شش و نيم بعدازظهر نوزدهم مارس امضا كرد. ساعت نه و سی و چهار دقيقه همان روز (پنج و سی و چهار دقيقه بامداد بيستم مارس به وقت بغداد) نيروهای ايالات متحده و بريتانيا آتش جنگ را با شليك 40 موشك كروز و دو فروند هواپيمای F-117 از هشتمين اسكادران جنگنده نيروی هوايی، شعله ور كردند. در اين عمليات موسوم به «شوك و وحشت» بايد حملات هوايی و موشكی آغازين با چنان قدرت و گستردگی انجام می شد تا امكان هر گونه واكنش منطقی از نيروهای عراقی سلب شود. كمتر از دو ساعت پس از پايان ضرب الاجل تعيين شده صدای آژير حملات هوايی در بغداد به گوش می رسيد. كمی بعد پرزيدنت بوش در نطقی عمومی اعلام كرد نيروهای متحد وارد مرحله آغازين عملياتی شدند كه به منظور خلع سلاح عراق، آزادی مردمش و دفاع از دنيا در برابر خطری بزرگ، انجام می شود...


شايد هنگامی كه جورج بوش پيام تبريك سال نو برای ايرانيان را امضا می كرد، هنوز فرمان جنگ را صادر نكرده بود. پيامی كه او در آن با آرزوی موفقيت برای ايرانيان، آرزو كرد كه اين سال برای ايرانيان و ديگر مردم جهان سالی سرشار از صلح و آرامش باشد. اما ديری نپاييد كه با صدور فرمان شروع حمله و به پرواز درآمدن هواپيماهای آمريكايی در آسمان بغداد و موشك هايی كه پياپی در اين شهر فرود آمدند، آرزوی بوش پسر رنگ باخت، آرزويی كه خود يقين داشت چندی ديگر، خود برآن خط بطلان خواهد كشيد و زودتر از آنچه گمان می كرد بر آن «مهر باطل» زد. ايرانيان، اما در جنب وجوش خريد پايان سال و در تدارك مقدمات تحويل سال، بی تفاوت از آنچه در حال وقوع است، به كار خود مشغول بودند. گويی «نوروز» فكر همه را چنان با خود برده بود كه هيچكس در فكر چيزی جز آن نباشد. ايرانيان به تدارك نوروز مشغول بودند. در آخرين روز سال بوش فرمان حمله را صادر كرد، حمله ای كه در ايران تنها شهروندان مناطق مرزی در حاشيه اروندرود و خرمشهر و قصرشيرين صداهای سهمگين آن را شنيدند و برخی غرش هواپيماها را به چشم ديدند. ديگر شهروندان ايرانی، جز آنان كه با ماهواره ای به شبكه های جهانی دسترسی داشتند، آخرين اخبار جنگ را از رسانه رسمی كشور رصد می كردند، اخباری كه اگر چه در لابه لای آن جانبداری از يك طرف جنگ به چشم می خورد ليكن در مجموع به آنچه كه می خواست رسيد ...


وقتی ارادت به كارگردانی كه «هميشه استاد» سينما خوانده می شود با امكانات ناچيز و تكنولوژی غيرقابل عرض سينمای ايران آميخته شود نتيجه اش اثری مانند «رنگ شب» است كه در آن همه چيز قربانی نوعی فضاسازی ناموفق شده است. ما با فيلمی روبه رو هستيم كه در آن به ماجرايی تكان دهنده اتكا شده است. ماجرايی واقعی كه آن قدر فيلمساز را تحت تاثير قرار داده كه دربند ارائه صحيح آن نيست. قصه ای در خور پسند مردم امروز جامعه با حساسيت های خاص و موفق خود در جذب مخاطب. اما قصه فيلم كامل نمی شود مگر اين كه شخصيت ها، روابط بين آن ها و انگيزه های آن ها قدم به قدم ما را به پايان آن برسانند و رنگ شب درست در همين موارد نقص دارد. می توانيم همسر رسول «زهره» را در نظر بگيريم كه قاعدتا يك نقطه مهم اتكای ماجراست اما حتی نمی توان يك نكته مثبت از شخصيت پردازی او به ياد آورد. شكی نيست كه موضوع فيلم برای محافظه كاری بسيار مستعد است. دور بودن دوربين و قصه از «زهره» (به ويژه گذشته او) قطعا به اين مسئله نيز مربوط است. اما آيا درباره آن زن غريبه نيز می توان چنين گفت؟...


شيرينی ايرانی را بسيار دوست دارند آنچنانكه پيشخدمت های هتل استقلال مجبور شدند چند بار ميز پذيرايی بين روز را مملو از شيرينی های خامه ای كنند. شكم های برآمده، پوست هايی كه از شدت سفيدی رو به سرخی نهاده و زيركی هايی كه ناشی از تربيت امنيتی ديپلمات های روس است وجه تمايزی شده برای هيأت بلندپايه روسی شركت كننده در كميسيون مشترك اقتصادی ايران و روسيه. ميزبانی تهران برای برگزاری چهارمين نشست اين كميسيون در حالی قطعی شد كه پيش از آن ايگور ايوانف، وزير امور خارجه روسيه برای بررسی تحولات عراق و گسترش مناسبات فی مابين به تهران آمده بود. در آخرين روزهای سال گذشته پيش از آغاز مذاكرات رسمی كميسيون مشترك و پس از سخنان گازيزولين، وزير اموال دولتی و رئيس هيأت روسی، بيژن نامدار زنگنه، رئيس ايرانی كميسيون با اعلام تنفسی از خبرنگاران خواست تا سالن دريای نور را ترك كنند و مذاكرات پشت درهای بسته صورت گيرد. غروب همان روز بنا بود قرارداد همكاری های متقابل اقتصادی در مهمانسرای وزارت نفت به امضا برسد. اما تغييرات مداوم طرف روسی باعث شد تا وزرای دو كشور، با سه ساعت تأخير پشت ميز چوبی مخصوص امضای قرارداد بنشينند...


در سال ،1991 با همكاری 22 تيم دسته اول ليگ سابق و 104 ساله انگلستان، ليگ جديدی به نام ليگ برتر طرح ريزی و در 20 فوريه 1992 جايگزين ليگ سابق شد. اين ليگ جديد باعث پيشرفت و تكميل تر شدن فوتبال انگلستان شد، فوتبالی كه به واسطه حوادث داخل و خارج زمين تا حدودی از رونق افتاده بود، و حقيقتا هم ليگ برتر از زمان افتتاحش در سال 1992 توانسته به هدف مورد نظر دست يابد.در حال حاضر ليگ برتر انگلستان به عنوان يكی از بهترين ليگ های فوتبال دنيا شانه به شانه ليگ مطرحی چون سری A است. البته شايد بتوان Primeraliga اسپانيا را در سطح بالاتری از نظر كيفيت دانست ولی ليگ برتر به خاطر شيوه فيزيكی بازی تيم هايش به عنوان مهيج ترين ليگ شناخته شده است. رئيس ليگ برتر، ريچارد اسكودامور می گويد: «حالا ما می توانيم سرجايمان بنشينيم و با افتخار به عملكرد 10 ساله خود بنگريم، در طول اين ده سال بيش از 113 ميليون طرفدار فوتبال شاهد هنرنمايی بازيكنانی از 82 كشور مختلف در قالب 34 تيم متفاوت و به ثمر رسيدن بيش از 10 هزار گل بوده اند. » ...


شايد در سينمای ايران حداقل در اين دو دهه، محمدرضا شريفی نيا يك پديده محسوب شود، پديده نه از آن لحاظ كه در حيطه كار خود بدترين باشد يا كيفيت هنری محصولاتی كه او در آن نقش داشته در بالاترين سطح ممكن بوده، بلكه از اين جهت می توان لقب پديده را بر او نهاد كه شريفی نيا خيلی از مشاغل حوزه سينما را تجربه كرده است. تا جايی كه در خيلی از عنوان بندی ها چند بار نام او حك می شود. دنيا فيلم متوسط منوچهر مصيری جايی است كه شريفی نيا در يكی از نقش های حساسيت برانگيز تاريخ سينمای ايران ظاهر می شود. البته، حساسيت نقش فراتر از كليت فيلم، به دليل به چالش كشيدن يك شخصيت به ظاهر معتقد و متشرع معنا می يابد تا جايی كه عشق آقای حاجی - تاكيد بر اين واژه در فيلم به نوعی شاهد آن حساسيت است - در نهايت موجب فروپاشی ارزش های اين شخصيت - تيپ؟ - می شود...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو