Persian Archive

• روسيه ، اقيانوس ناشناخته
• صد سالگی يان تين برگن
• پاسخ كيش خودرو به مدير عامل قبلی
• شكايت از شركت های شيميايی
• شكايت از شركت های شيميايی
• بحران انرژی در توكيو
• سرمايه گذاری 200 ميليارد دلاری
• سياست توليد 5 ميليون بشكه نفت در روز


رضا زندی : شيرينی ايرانی را بسيار دوست دارند آنچنانكه پيشخدمت های هتل استقلال مجبور شدند چند بار ميز پذيرايی بين روز را مملو از شيرينی های خامه ای كنند. شكم های برآمده، پوست هايی كه از شدت سفيدی رو به سرخی نهاده و زيركی هايی كه ناشی از تربيت امنيتی ديپلمات های روس است وجه تمايزی شده برای هيأت بلندپايه روسی شركت كننده در كميسيون مشترك اقتصادی ايران و روسيه. ميزبانی تهران برای برگزاری چهارمين نشست اين كميسيون در حالی قطعی شد كه پيش از آن ايگور ايوانف، وزير امور خارجه روسيه برای بررسی تحولات عراق و گسترش مناسبات فی مابين به تهران آمده بود. در آخرين روزهای سال گذشته پيش از آغاز مذاكرات رسمی كميسيون مشترك و پس از سخنان گازيزولين، وزير اموال دولتی و رئيس هيأت روسی، بيژن نامدار زنگنه، رئيس ايرانی كميسيون با اعلام تنفسی از خبرنگاران خواست تا سالن دريای نور را ترك كنند و مذاكرات پشت درهای بسته صورت گيرد. غروب همان روز بنا بود قرارداد همكاری های متقابل اقتصادی در مهمانسرای وزارت نفت به امضا برسد. اما تغييرات مداوم طرف روسی باعث شد تا وزرای دو كشور، با سه ساعت تأخير پشت ميز چوبی مخصوص امضای قرارداد بنشينند.

گرچه در اين يادداشت تفاهم زمينه های مختلف همكاری از جمله آب و برق، ايجاد نيروگاه های آبی و استفاده از انرژی های نو، ايجاد كريدور حمل و نقل بين المللی شمال به جنوب، صنايع و معادن، پست و مخابرات، بهداشت، بازرگانی، صنايع هوافضا، هواپيماسازی و علوم و فنون هسته ای قيد شد، اما بخش عمده ای از قرارداد به همكاری های نفت و گاز دو كشور اختصاص يافت. در نفس های آخرين حكومت اتحاد جماهير شوروی بود كه آقای هاشمی رفسنجانی با فرصت شناسی خاص خودش قرارداد ده ساله همكاری های بلندمدت بين دو كشور را با ميخائيل گورباچف امضا كرد كه پس از فروپاشی اساس مستحكمی شد برای انتقال دانش فنی و تكنولوژی های پيشرفته به ايران. در دوره فروپاشی، تا قطعه قطعه شدن شوروی، متخصصان و مسئولان ايرانی توانستند، رد پای نيازهای اساسی كشور با حداقل هزينه، زمينه انتقال دانش فنی را فراهم كنند. انستيتوهای روسی در اين دوره آمادگی داشتند تا با هزينه های اندك ايران را در زمينه های گوناگون ياری كنند و دستگاه های ذی ربط نيز با تشكيل معاونت های مختلف نهايت استفاده را از آن مقطع تاريخی بردند، با اين حال توانمندی های روسيه چونان اقيانوس ناشناخته ای است كه با شناخت دقيق آن می توان نهايت بهره برداری را كرد. مهندس شافعی پس از گذراندن دوره وزارت در وزارت صنايع و وزارت تعاون به عنوان سفير ايران راهی مسكو شد. در ماه های آينده نيز نژادحسينيان معاون بين الملل وزارت نفت به مسكو خواهد رفت تا پيشنهاد روسيه برای امضای مجدد قرارداد بلندمدت همكاری بين دو كشور را بررسی كند.

آقای سفير! تحليل جنابعالی از روابط اقتصادی ـ سياسی نيم دهه اخير ايران و روسيه چيست؟

روابط ما با روسيه در سال های اخير رو به توسعه بوده است. از حيث سياسی در وضعيت بسيار خوبی هستيم. رفت وآمدهای مسئولين سياسی دو كشور در جريان است. در سال گذشته هم آقای خرازی از مسكو ديدن كردند و هم آقای ايوانف با توجه به اوضاع حساس منطقه به ايران آمدند و با رئيس جمهور، رئيس مجمع تشخيص مصلحت، رئيس مجلس، دبير كميسيون امنيت ملی و همتای خود ديدار كردند و اتفاقا هر دو طرف هم از بحث ها رضايت داشتند. به هر حال شرايط عراق برای ما به جهت هم مرز بودن و سابقه تحميل جنگ از طرف اين كشور بسيار مهم بود. روسيه هم از جمله كشورهای پيشتاز بود كه در ائتلاف ضدجنگ شركت كرد. به هر حال حضور آقای ايوانف در ايران می توانست معنادار باشد.

به غير از بحث عراق، چه موضوعات ديگری در سفر سال گذشته آقای ايوانف به تهران مورد بحث قرار گرفت؟

موضوع های مربوط به افغانستان هم برای ما و هم برای روسيه هنوز زنده است. تهران و مسكو پيش از آنكه ديگران به اين نتيجه برسند كه منشاء تروريسم در افغانستان است اين مسئله را اعلام كردند. چرا كه توليد مواد مخدر در افغانستان هنوز كاهش پيدا نكرده و اين خطر هم برای ما و هم برای ديگران وجود دارد. موضوعات مربوط به قفقاز و آسيای ميانه و منافع مشتركی كه در آنجا داريم هم مورد تبادل نظر قرار گرفت و البته در مورد خزر نيز كه در دهه اخير موضوع مبتلا به دو كشور بوده مذاكراتی انجام شد. بالطبع در اين ديدارها مسائل اقتصادی مورد علاقه دو طرف هم مطرح گرديده است.

براساس اعلام رسمی گمرك روسيه حجم مبادلات اقتصادی تهران ـ مسكو در سال 2002 حدود 801 ميليون دلار بوده. سهم ايران از اين مقدار چقدر است؟

حدود 90 درصد از اين ميزان، صادرات روسيه به ايران و كمتر از ده درصد سهم صادرات ايران است. اگرچه در سالی كه گذشت حجم صادرات ما افزايش پيدا كرده اما هنوز با تراز ارزی فاصله زيادی داريم. البته اين اختلاف كمی هم طبيعی است. به اين علت كه برخی نيازمندی ها لاجرم بايد از روسيه تهيه شود. مثل پروژه هسته ای يا اقلام دفاعی. بخش هايی هم وجود دارد كه اين طور نيست. مثل واردات آهن آلات، چوب، كاغذ و. . . كه می توان از بازارهای ديگر هم تهيه كرد اما ما علاقه منديم كه از روسيه تأمين كنيم كه اين هم رقم قابل توجهی است. بحث تراز تجاری، بحثی نيست كه در كوتاه مدت برقرار شود. اگر صادرات نفت را كنار بگذاريم ما با خيلی از كشورها تراز تجاری نداريم. به هر حال در سال ،81 ايران بين 40 تا 50 درصد افزايش صادرات غيرنفتی به روسيه داشته است.

يكی از موضوعاتی كه در حوزه روابط اقتصادی بين ايران و روسيه مطرح می شود اين است كه روس ها در انعقاد قرارداد نيروگاه اتمی بوشهر امتيازات ويژه ای گرفتند. نظر شما چيست؟

پروژه ساخت نيروگاه اتمی بوشهر از حيث همكاری های غيرنفتی دو كشور يك پروژه شاخص به شمار می رود. من ابتدا بايد به صلح جويانه بودن اين پروژه تأكيد كنم. ببينيد ما در سال گذشته 60 بار از مسئولان آژانس بين المللی انرژی اتمی دعوت كرديم تا از نيروگاه بازديد كنند كه اگر سال را 48 هفته فرض كنيم هر هفته بيش از يك هيأت از اين آژانس بين المللی به ايران آمده اند كه البته ما نيز از حضور آنان و تأكيدشان بر رعايت استانداردهای بين المللی استفاده می كنيم. اما درباره سوال شما بايد بگويم كه خير. اين طور نيست كه روسيه امتيازات ويژه ای گرفته باشد. اولا روسيه را ايران وقتی انتخاب كرد كه خيلی دستش باز نبوده، غربی ها هم علاقه مند نبودند با ايران همكاری كنند. در حالی كه بر اساس معاهده 1972 استفاده صلح آميز انرژی هسته ای حق كشور ما است. پس از آنكه آلمان ها از ساخت نيروگاه اتمی بوشهر انصراف دادند، بنا شد اين نيروگاه را با چينی ها بسازيم كه بنا به دلايلی امكان پذير نشد. در اين وضعيت روس ها هم كه بعضا كارخانجاتشان تعطيل شده بود يك كار اقتصادی را با ما شروع كردند كه با اين پروژه بسياری از آنها دوباره راه اندازی شده و اكنون نيز در برخی بازديدها مديران كارخانه ها اصرار دارند كه واحد دوم نيروگاه اتمی را به آنها سفارش بدهيم. چون واحد اول نيروگاه حداقل 20 هزار شغل برای روسيه ايجاد كرده است. علت اين هم كه روسيه در برابر فشارهای آمريكا مقاومت می كند يكی همين موضوع است و ديگری حيثيت ملی كشورش.

مبلغ قرارداد نيروگاه اتمی بوشهر چقدر بوده و اساسا فكر می كنيد تأخير روس ها در اتمام اين نيروگاه چه دليلی می تواند داشته باشد؟

رقم كاملا منصفانه ای است و اصلا عددی نيست كه شما فكر كنيد روس ها امتياز ويژه ای گرفته اند. آلمان ها در اين پروژه بيش از 7 ميليارد مارك از قبل از انقلاب پول گرفتند و نيروگاه را نيز نيمه كاره رها كردند. روس ها با كمتر از يك ميليارد دلار تعهد كردند كه نيروگاه را تمام كنند. متأسفانه به خاطر سابقه تاريخی جنگ های 200 سال اخير و وقايع جنگ جهانی دوم يك نوع بدبينی در كشور ما نسبت به روس ها ايجاد شده است. در حالی كه در تكنولوژی اتمی، روس ها جزو نفرات اول دنيا هستند و اگر روسيه واقعه چرنوبيل را داشته آمريكايی ها هم مشابه آن را در سال های قبل تر داشته اند. روس ها به نيروگاه اتمی بوشهر به عنوان يك كار تجاری نگاه می كنند و بر انجام آن هم جدی هستند و دليل تأخيرشان هم آماده نبودن به موقع اسناد برای امضا بوده است.

يكی ديگر از موضوعاتی كه اين روزها بين دو كشور جدی است، ساخت ماهواره زهره است. گروهی اعتقاد دارند در زمينه انتخاب شركت سازنده اشتباهاتی صورت گرفته و پای دلالان به اين معامله باز شده است. من می خواهم بپرسم اصلا چرا روسيه برای ساخت ماهواره زهره انتخاب شد؟

يادم هست كه شورای اقتصاد به جمعی مأموريت داد تا برای ساخت ماهواره زهره از بين چند كشور روسيه، چين، فرانسه و. . . يك كشور را انتخاب كنند و آن جمع هم به روسيه رسيدند. هم به جهت قيمت و هم به جهات كيفيت تكنولوژی و خدمات پس از فروش. در روسيه هم دو پيشنهاد بود. يكی شركت اينتراسپودينك و ديگری شركت آويا اكسپورت. اين دو شركت در خود روسيه هم به جهت رقابت، طرفداران و مخالفانی داشتند و هيچ كدام هم سازنده نبوده و در حقيقت شركت های مديريت اجرای پروژه بودند. يعنی قطعات را از ديگر شركت ها می گيرند و بر ساخت ماهواره نظارت و مديريت می كنند. وزارت پست و تلگراف هم بايد بين اين دو يكی را انتخاب می كرد. آويا اكسپورت به اين دليل انتخاب شد كه آژانس هوا فضای روسيه كه دستگاه حاكميتی اين كشور است، اين شركت را معرفی كرد. وقتی آويا اكسپورت به عنوان سازنده زهره معرفی شد طرفداران داخلی و خارجی اينتراسپودينك نامه هايی به اين طرف و آن طرف فرستادند كه به من هم رسيد.

وضعيت ساخت ماهواره زهره در چه مرحله ای قرار دارد؟

مذاكرات ما بالاخره 6 ماه پيش نهايی شد و يك متنی به امضای ابتدايی دو طرف رسيد، اما با توجه به شرايط جهانی و تبليغاتی كه ممكن بود آمريكايی ها مانند نيروگاه هسته ای راه بيندازند، مذاكرات كمی با تأمل پيش می رفت. گرچه ماهواره زهره ماهواره ای است غيرنظامی با استفاده های مخابراتی اما چون آمريكايی ها نمی خواهند ما به تكنولوژی پيشرفته دسترسی داشته باشيم به هر حال ممكن است در اين زمينه هم تبليغات كنند.

به نظر می رسد مشكل ديگری بر سر راه امضای نهايی قرارداد زهره وجود دارد. اين طور نيست؟

خوب البته، مسئله ديگری نيز وجود دارد. طرف های روس بعد از پاراف قرارداد و برخلاف عرف بين المللی پيشنهاد كردند به خاطر اينكه ممكن است آمريكايی ها بر دولت روسيه فشار بياورند، تا نگذارند ماهواره ساخته شود، تصميم حكومت ها برای توقف پروژه را نيز جزو موارد اضطرار قرار دهيم كه خب به جهت اينكه اين موضوع كاملا نامعقول و غيرتجاری بود با آن مخالفت كرديم. البته روس ها بعدها گفتند كه دولتشان تضمينی می دهد كه از اين حق استفاده نكند و ما هم در پاسخشان گفته ايم كه از حكمت به دور است كه تعهدی را در قرارداد تثبيت كنيم كه هيچ وقت اجرا نمی شود.

با اين حساب آخرين وضعيت قرارداد ساخت ماهواره زهره به كجا رسيده است؟

پس از مذاكرات فراوان بالاخره قرار شد ظرف يكی دو ماه آينده طرف روس بگويد كه از تصميم خود مبنی بر حق حكومت ها به عنوان شرايط اضطرار توقف قرارداد صرفنظر كرده است يا خير.

موضع روسيه درباره تحولات خزر از سال 98 به اين طرف يكی دو باری تغيير كرده است. تحليلتان از موضع اخير اين كشور چيست؟

در سال 1998 بين يلتسين و نظربايف، روسای جمهور وقت كشورهای روسيه و قزاقستان قراردادی امضا شد كه از آن به بعد اين تعبير به وجود آمد كه موضع روسيه تغيير كرده است. چرا كه تا قبل از آن روس ها هم در بستر و هم در سطح وضعيت مشاع را پذيرفته بودند اما بعد از اين قرارداد روس ها تقسيم را پذيرفتند. ولی من معتقدم روس ها از ابتدا دو نظر را به موازات هم پيش می برد. يعنی هم بحث مشاع و هم بحث تقسيم. امروز هم روس ها می گويند مشاع در سطح و تقسيم در بستر. حالا چرا چنين می گويم، چون روس ها در سال 94 در كنسرسيوم كشور آذربايجان برای استخراج نفت از خزر مشاركت كردند. به عبارت ديگر مالكيت آذربايجان را بر بخشی از منابع بستر خزر به رسميت شناختند چرا كه اگر اين مخزن مشاع بود، حضور آذربايجان به تنهايی در آن بی معنا بود. به عبارت ديگر سياسيون روسيه همواره از قراردادهای 1921 و 1940 دفاع می كردند و اقتصاديون اين كشور مانند شركت های لوك اويل و. . . از تقسيم منابع حمايت می كردند. اگر چه در مقام مذاكره همواره بر وضعيت مشاع تاكيد داشتند.

اخيرا اتفاقات جديدی افتاده است. تفاهم آذربايجان، قزاقستان و روسيه در مورد خزر موضع ايران را تضعيف نخواهد كرد؟

سه كشور آذربايجان، قزاقستان و روسيه طی تفاهم نامه ای اعلام كردند كه بالای دريای خزر را براساس خط ميانی، مرزهايشان را معلوم كرده اند.

روسيه اعلام كرده كه ايران و آذربايجان و تركمنستان هم می توانند با هم مذاكره كنند و هر تصميمی كه برای تقسيم مرزهايشان گرفتند مسكو نيز حمايت خواهد كرد. ما هم می گوييم به استناد تفاهم نامه ای كه وزرای خارجه پنج كشور ساحلی قبلا امضا كرده اند هر تفاهم نامه ای در مورد خزر بايد به تاييد هر پنج كشور برسد و به غير از اين هر تفاهمی اعتبار نخواهد داشت.

به عنوان سفير تهران در مسكو بفرماييد آخرين موضع ايران در خزر چيست؟

ايران به طور كلی معتقد است دريای خزر نه در سطح تقسيم می شود و نه در بستر اما اگر همه كشورها بخواهند تقسيم بندی در بستر دريا باشد نبايد سهم ايران كمتر از 20 درصد در نظر گرفته شود. آن ها هم استدلال های خاص خودشان را دارند می گويند براساس وضعيت طبيعی موجود قزاقستان با 29 درصد بيشترين مرز را دارد و ايران كمترين مرز را. آقای پوتين در اجلاس روسای جمهور پنج كشور ساحلی از آقای نظربايف در حضور آقای خاتمی پرسيده بود كه آيا قزاقستان حاضر است از مرزش كم كنيم و به ايران بدهيم كه آقای نظربايف هم مخالفت كرده بود. تا آنجا كه من اطلاع دارم كشورهای بالای خزر حتی درباره مخازن مشترك تفاهم كرده اند. برخی از مخازن را 100 درصد روس ها برداشته اند و برخی مخازن ديگر را قزاق ها.

به نظر شما ايران در خزر ضعيف عمل نكرده است؟

ببينيد، برخی به گونه ای تبليغ می كنند كه گويا مسئولين نظام در خزر ضعيف عمل كرده اند. در حالی كه ايران قبل از انقلاب هيچ گونه فعاليتی در خزر نداشته است و هيچ اكتشافی در ساحل ايران انجام نگرفته بود.

آقای سفير! آيا دولت ايران برای حضور تجار ايرانی در بازار روسيه اقداماتی انجام داده است؟

روسيه كشوری است كه بين100 تا 110 ميليارد دلار صادرات دارد كه عمدتا نفت و گاز است. اين كشور روزانه بيش از 3 ميليون بشكه در روز نفت صادر می كند و گاز پروم به تنهايی 14/5 ميليارد دلار صادرات گاز دارد. ضمن آنكه در پروژه ديگر كشورها فعاليت می كنند. البته واردات روسيه در سال های اخير هم روبه رشد بوده است كه از 34 ميليارد دلار به 40 ميليارد دلار و اخيرا هم به 45 ميليارد دلار رسيده است. در بازار روسيه كشوری مثل تركيه حضورش كاملا محسوس است. تركيه حداقل ده فروشگاه بسيار بزرگ در روسيه دارد. بنابراين تجار ايرانی هم اگر بخواهند در بازار روسيه حضور داشته باشند بايد يك مقداری بسترسازی حكومتی انجام شود. ما بايد درباره تعرفه ها كمی با روس ها مذاكره كنيم. موافقت نامه گمركی هم كه در اصلش تفاهم شده بايد امضا و اجرايی شود. تفاهم نامه پرهيز از اخذ ماليات مضاعف هم امضا شده كه بايد اجرايی گردد. تجار ما هم بايد نوع نگاهشان را كمی تغيير دهند. تجارت ما از قديم به خاطر وجود نفت بر واردات كالا استوار بوده به همين جهت هم در زمينه صادرات تبحر لازم را ندارند. به هر حال روسيه و كشورهای همسايه اش يك بازار 280 ميليونی دارند و تجار می توانند حداكثر استفاده را از مزيت های نسبی شان بكنند.

مزيت نسبی ايران در زمينه حمل و نقل، كاميون است. در حالی كه روسيه مدتی است از عبور و مرور كاميون های ايرانی جلوگيری می كند. آيا در اين باره تدبيری انديشيده ايد؟

روسيه به جهت امنيتی در منطقه قفقاز از ورود كاميون ها جلوگيری می كند در صورتی كه هيچ خطری از جانب كاميوندارهای ايرانی امنيت قفقاز را تهديد نمی كند. بلكه رفت و آمد كاميون ها موجب تامين امنيت می شود. به عبارت ديگر اقتصاد و امنيت همديگر را تامين می كنند. از طرف ديگر روس ها مايلند با استفاده از قطار و كشتی هايی كه قطار حمل می كنند مبادلاتشان را انجام دهند. زيرا در اين مورد مزيت نسبی دارند. روس ها حتی ابراز علاقه كرده اند تا در بندر اميرآباد سرمايه گذاری كنند تا بتوانند كشتی هايی را كه قطار حمل می كنند بياورند و قطار را وارد ريل های ايران كنند. به هر حال روس ها فعلا موافق حمل و نقل كاميونی نيستند. ما هم استدلالمان اين است كه اجازه دهيد راجع به مسايل اقتصادی خود تجار تصميم بگيرند.

تجار ايرانی چه كالاهايی را می توانند به روسيه صادر كنند؟

كالاهای خوراكی ـ لوازم منزل ـ مصالح ساختمانی و دارو از جمله اقلامی است كه می شود به روسيه صادر كرد.

وضعيت قرارداد طولانی مدت همكاری های ايران و روسيه به كجا انجاميد؟

پيش از اين و در زمان رياست جمهوری آقای هاشمی يك تفاهم نامه همكاری های ده ساله بين ايشان و آقای گورباچف امضا شد. اما چندی پيش دولت روسيه اعلام آمادگی كرد تا يك موافقت نامه همكاری طولانی مدت ديگر با ايران به امضا رساند. اين موضوع با استقبال ايران مواجه گرديد.

قرار براين شد تا ظرف سه ماه آينده موافقت نامه بلندمدت بعد از طی مراحل قانونی امضای وزرا و تصويب مجلس دو كشور در سفر آينده آقای پوتين به تهران نهايی شود.

در جريان اجلاس اخير كميسيون مشترك ايران و روسيه كه در تهران برگزار شد وزير اموال دولتی روسيه خواستار واگذاری احداث يكی از فازهای پارس جنوبی بدون انجام مناقصه به اين كشور شد. آيا اين موضوع كمی غيرطبيعی نيست؟

طرف ايرانی در فازهای آينده پارس جنوبی اصرار دارد كه شركت ها خودشان بايد برای فروش محصول فكر بكنند حالا يا صادرات گاز يا به صورت LNG و يا L.T.G به هر حال خود آن ها بايد محصولاتشان را بفروشند و از محل آن سرمايه گذاری هايشان را مستهلك كنند. به دو دليل هم مناقصه نمی تواند خيلی مهم باشد. اولا تا حالا ده فاز قرارداد بسته شده بنابراين هزينه ها تقريبا مشخص است. دوما در قراردادهای بيع متقابل مبلغ قطعی نداريم بلكه سقف هزينه مشخص می كنيم. در مورد هزينه ها هم 5 نفر نماينده از شركت نفت و 5 نفر هم از جانب پيمانكار هر نوع هزينه ای را بايد تصويب كنند. بنابراين از اين لحاظ مشكلی نداريم مثلا در فازهای 2 و 3 سقف قرارداد 2 ميليارد و 100 ميليون دلار بود كه يك ميليارد و 800 ميليون دلار هزينه شد.

در پروژه صدور گاز ايران به هند مشاركت روسيه چگونه خواهد بود؟

تا وقتی كه پاكستان و هند با هم مشكل دارند شخصا افق روشنی را برای اين پروژه نمی بينم و البته روسيه هم ابراز علاقه كرده كه در اين پروژه شركت كند. البته ما هم با روند متعادلی اين بحث را پيگيری می كنيم.

برخی توليدكنندگان فولاد از ورود فولادهای ارزان قيمت كشورهای شمالی ايران گله دارند. به عنوان كسی كه زمانی وزير صنايع بوده ايد و اكنون هم به عنوان سفير در روسيه حضور داريد نظرتان در اين مورد چيست؟

انتظار ما اين است كه بسياری از كارخانجات فولاد كشور كه با ارزهای ارزان قيمت ساخته شده اند بتوانند در بازار رقابتی وارد شوند. من خودم در زمان وزارت پيشنهاد داده بودم كه واردات فولاد را طوری برنامه ريزی كنيم كه هم به نفع مصرف كنندگان باشد و هم بر اثر رقابت كيفيت توليد داخلی بالاتر رود و با توجه به شرايط جهانی سازی اقتصاد نيز به نظر می رسد گريزی از اين مسئله نباشد.


اقتصاد موضوعی بسيار پيچيده است. اين چيزی است كه بسياری از مردم به آن اعتقاد دارند. همين موضوع هم باعث شده تا خيلی ها به سراغ موضوعات اقتصادی نروند و چندان تمايلی به خواندن بخش های اقتصادی روزنامه ها نداشته باشند. يكی از دلايل اصلی پديد آمدن چنين پيش داوری ای نسبت به اقتصاد حضور فوق العاده رياضيات در بحث های مربوط به اقتصادهای ملی است. به جرات می توان يكی از كسانی كه مهم ترين نقش را در تركيب رياضيات و اقتصاد داشته اند، مردی هلندی به نام يان تين برگن دانست.

تين برگن (1994-1903) در آغاز قرن بيستم ابتدا به تحصيل در رشته فيزيك در دانشگاه لايدن پرداخت و بعد از آن به سراغ اقتصاد رفت. اين كار وی با انگيزه های سياسی و اجتماعی صورت گرفت. وی در سال 1970 طی مصاحبه ای علت روی آوردنش به اقتصاد را چنين ذكر كرد: «من بی عدالتی و نابرابری موجود در جوامع را نمی توانستم بپذيرم. اطرافيانم به من می گفتند كه برای مقابله با بی عدالتی های مذكور بايد به شناخت بيشتر ساختارهای اجتماعی پرداخت. . . بحران اقتصادی جهان مرا در اين برداشت خويش مصمم تر كرد كه تحقيقات اقتصادی با معنی تر و مفيدتر از پرداختن به فيزيك است. »

تين برگن در اداره آمار هلند مشغول به كار شد و در آنجا يك كتاب دوجلدی پيرامون نحوه بررسی تئوری های سيكل رشد نوشت. اين كتاب در سال 1939 منتشر شد و در آن وی به عنوان اولين نفر مدل هايی اقتصادی را برای گردش چرخ اقتصاد ارائه داد. پس از انتشار كتاب مذكور شيوه پيشنهادی تين برگن تا مدت ها در پيش بينی های مربوط به رشد اقتصادی كشورها مورد استفاده قرار می گرفت. بعدها تين برگن كوشيد دستورالعمل هايی را برای افزايش يا كاهش هزينه های دولتی در اقتصاد تدوين كند. وی به عنوان يكی از طرفداران پروپاقرص سوسيال دموكراسی از سياست گذاری دولت در اقتصاد طرفداری می كرد ـ بدون آنكه جلوی برنامه ريزی های بخش خصوصی گرفته شود. وی به خاطر فعاليت های خويش در سال 1969 جايزه نوبل اقتصاد را دريافت كرد.

تين برگن دهه هفتاد را تقريبا به سكون گذراند. منتقدان در آن سال ها بعضا بحق وی را متهم می كردند كه در مدل های رياضی خويش پيرامون ابعاد اقتصاد كلان به مفاهيمی نظير رفتار انسانی و تاثير مكانيسم های قيمتی بی توجه بوده است. اين روزها مصادف با صدمين سالگرد تولد اوست. يان تين برگن متولد دوازده آوريل 1903 بود.


پاسخ كيش خودرو به مدير عامل قبلی

متن زير از سوی كيش خودرو و در پاسخ به مطلب صفاری عضو هيأت مديره اين شركت ارسال شده است:

توضيحات اين شركت در نخستين شماره در همان ستون منعكس می گردد.

1 - مطلب چاپ شده پاسخ آقای محمد صفاری كرمانی يكی از سهامداران شركت كيش خودرو و مديرعامل پيشين اين شركت به عنوان يك شخص حقيقی به انتشار مطلبی در روزنامه همشهری است و طبيعی است كه نمی تواند و نمی بايد به عنوان پاسخ شركت كيش خودرو كه يك شخص حقوقی است تلقی و معرفی شود. نگاهی به محتوای پاسخ آقای صفاری نيز به روشنی نشان می دهد كه توضيحات ايشان جنبه كاملا شخصی دارد. حال چگونه است كه تنظيم كننده مطلب عنوان (پاسخ كيش خودرو) را برای آن انتخاب كرده موضوعی است كه خود بايد درباره آن توضيح دهد.

2 - در بند پنجم جوابيه آقای صفاری، اشاراتی ناصحيح به وضعيت كنونی شركت و نيز چگونگی تغيير مديريت آن گرديده است كه برای روشن شدن افكار عمومی اين توضيح لازم است كه انتقال مديريت شركت از آقای صفاری به شريك ديگر يعنی شركت سرمايه گذاری بانك صنعت و معدن يك امر اجتناب ناپذير بوده است چرا كه به علت قرار گرفتن شركت در موقعيت شكننده در اثر ناتوانی از پرداخت بدهی ها و متوقف شدن فعاليت آن صورت گرفته است آن هم بدين شكل كه با توجه به نياز شركت به تزريق سرمايه جديد به منظور جلوگيری از ورشكستگی و انحلال آن. از آنجا كه آقای صفاری قادر به مشاركت در فرآيند افزايش سرمايه نبودند شركت سرمايه گذاری بانك صنعت و معدن صرفا به منظور نجات شركت از ورشكستگی به تنهايی تامين سرمايه مورد نياز شركت را تقبل كرد و تغيير تركيب سهام و به تبع آن مديريت شركت، نتيجه طبيعی و منطقی اين افزايش سرمايه بوده است، چگونه است كه آقای صفاری بعد از تلاش های فراوان برای جلب موافقت شريك خود به تزريق منابع مالی جديد برای نجات شركت، امروز اظهار نارضايتی می كنند و ابراز اين نارضايتی برای مديريت جديد به هيچ وجه قابل درك نيست. بايد پرسيد كه مگر راه ديگری هم وجود داشت؟

آيا ايشان انتظار داشته اند در شرايطی كه شركت در محدوده ورشكستگی قرار گرفته بوده است شركت سرمايه گذاری صنعت و معدن برخلاف ضوابط قانونی مجددا منابع مالی جديدی را بی توجه به سرنوشت آن به صورت تسهيلات در اختيار ايشان قرار دهد تا همچنان مديريت شركت در دست ايشان باقی بماند؟!

3 - آقای صفاری در بخش ديگری از بند 5 جوابيه خود با كمال بی انصافی نتيجه تغيير مديريت شركت كيش خودرو را خروج نيروهای متخصص از اين شركت خوانده اند. در تاريخ تحويل گرفتن شركت حدودا 45 نفر حضور داشته اند و امروز 135 نفر در كارخانه مشغول به كار هستند. ضمنا اگر متخصصان حضور نداشتند چگونه در مدت كوتاه استقرار مديريت جديد با توجه به مشكلات راه اندازی فعاليت ها، توليد و تحويل بيش از شصت دستگاه خودرو انجام شده كه خود بيش از 13 درصد كل توليدات شركت از ابتدای تاسيس تا تاريخ تغيير مديريت بوده است و چگونه بيش از يكصد دستگاه خودرو ديگر در ايام تعطيلات نوروز به مرحله نهايی تكميل رسيده است؟

عدم توجه به اصلاحات صورت گرفته توسط مديريت جديد و مشكلات به جا مانده از زمان مديريت ايشان در سطوح مالی، اداری و اجرايی در شركت كيش خودرو كه به ملاحظه بسياری از مسئولين محلی و رسانه ای رسيده است جز بی انصافی توجيه ديگری ندارد. آنچه بايد ملاك قضاوت باشد ارزيابی بهره وری كار و نيز سنجش رضايت مشتريان و پرسنل شركت در گذشته و حال است كه مثبت بوده و بدون تلاش بی وقفه و صادقانه همكاران مان در سطوح مختلف شركت مقدور نمی گرديد.


شكايت از شركت های شيميايی

به نوشته مطبوعات اروپا قربانيان رژيم آپارتايد در آفريقای جنوبی قصد دارند از شركت داروسازی و شيميايی باير در آلمان طلب خسارت كرده و در اين زمينه شكايتی را مطرح كنند. روزنامه فايننشال تايمز نوشته است كه باير در كنار دو شركت آمريكايی به نام های دوپونت و «الی لی لی» احتمالا به رژيم سابق آفريقای جنوبی سمومی كه موجب از ميان رفتن درختان و گياهان می شوند، فروخته اند. در ميان ليست داروهای فروخته شده نام Agent Orange يعنی همان ماده ای كه آمريكا در جنگ ويتنام از آن استفاده كرد نيز ديده می شود. طی دهه هشتاد از اين سموم در ناميبيا، آنگولا و موزامبيك نيز عليه گروه های زيرزمينی استفاده شد. به خصوص عليه كنگره ملی آفريقا نيز استفاده های وسيعی از اين سموم به عمل آمد. گفته می شود كه تحقيق وسيعی در اين زمينه در حال اجرا است. به زودی متن كتبی اتهامات نيز برای شركت های فوق الذكر ارسال خواهد شد. يك سخنگوی شركت بايرگفت: «تاكنون اتهامات فوق تنها از طريق مطبوعات برای ما مشخص شده. نه شكايتی رسما عنوان شده و نه تماسی با شاكيان و يا دستگاه های دولتی در آفريقای جنوبی داشته ايم». شركت باير اعلام كرده كه اگر چه داروهای از ميان برنده گياهان را توليد می كند، اما در مورد فروش آنها به آفريقای جنوبی ترديد دارد. استفاده از سموم فوق می تواند موجب عوارض طولانی مدتی بر روی بدن انسان ها شود و آمريكايی ها ميليون ها ليتر از آن را در ويتنام مورد استفاده قرار دادند. پيامدهای چنين كاری هنوز هم موجب به دنيا آمدن نوزادان ناقص الخلقه در ويتنام می شود.

شكايت از شركت های شيميايی

به نوشته مطبوعات اروپا قربانيان رژيم آپارتايد در آفريقای جنوبی قصد دارند از شركت داروسازی و شيميايی باير در آلمان طلب خسارت كرده و در اين زمينه شكايتی را مطرح كنند. روزنامه فايننشال تايمز نوشته است كه باير در كنار دو شركت آمريكايی به نام های دوپونت و «الی لی لی» احتمالا به رژيم سابق آفريقای جنوبی سمومی كه موجب از ميان رفتن درختان و گياهان می شوند، فروخته اند. در ميان ليست داروهای فروخته شده نام Agent Orange يعنی همان ماده ای كه آمريكا در جنگ ويتنام از آن استفاده كرد نيز ديده می شود. طی دهه هشتاد از اين سموم در ناميبيا، آنگولا و موزامبيك نيز عليه گروه های زيرزمينی استفاده شد. به خصوص عليه كنگره ملی آفريقا نيز استفاده های وسيعی از اين سموم به عمل آمد. گفته می شود كه تحقيق وسيعی در اين زمينه در حال اجرا است. به زودی متن كتبی اتهامات نيز برای شركت های فوق الذكر ارسال خواهد شد. يك سخنگوی شركت بايرگفت: «تاكنون اتهامات فوق تنها از طريق مطبوعات برای ما مشخص شده. نه شكايتی رسما عنوان شده و نه تماسی با شاكيان و يا دستگاه های دولتی در آفريقای جنوبی داشته ايم». شركت باير اعلام كرده كه اگر چه داروهای از ميان برنده گياهان را توليد می كند، اما در مورد فروش آنها به آفريقای جنوبی ترديد دارد. استفاده از سموم فوق می تواند موجب عوارض طولانی مدتی بر روی بدن انسان ها شود و آمريكايی ها ميليون ها ليتر از آن را در ويتنام مورد استفاده قرار دادند. پيامدهای چنين كاری هنوز هم موجب به دنيا آمدن نوزادان ناقص الخلقه در ويتنام می شود.

بحران انرژی در توكيو

تابستان سال جاری توكيو با كمبود قابل ملاحظه انرژی مواجه می شود. روزنامه آساهی نوشت: «از 17 راكتور نيروگاه هسته ای شركت انرژی توكيو اكثر آن ها خاموش هستند. اين در حالی است كه راكتورهای اين نيروگاه بيش از 40 درصد از نياز انرژی شهر توكيو را تامين می كردند. » شركت انرژی توكيو «TEPCO » پيش بينی كرده است: «حداكثر درخواست انرژی توكيو در گرمای تابستان به 64/5 ميليون كيلووات برسد. » اين در حالی است كه توقف كار راكتورهای اين نيروگاه منجر به كاهش محصول آن به 55 ميليون كيلووات شده است كه اين ميزان در تابستان با توجه به افزايش درخواست، توكيو را با بحران مواجه خواهد كرد.روزنامه آساهی در گزارش خود افزوده است: «توكيو تا قبل از تابستان حداقل به 10 راكتور نياز دارد تا پيك درخواست انرژی ماه تابستان را جبران كند. »

سرمايه گذاری 200 ميليارد دلاری

تا سال 2010 برداشت «لوك اويل» از حوزه نفتی خزر با 40 درصد افزايش به 2/2 ميليون بشكه در روز می رسد. نشريه مسكو تايمز ضمن اعلام اين مطلب افزود: «لوك اويل بيش از 190 ميليارد دلار برای افزايش توليدات نفتی خود در اين حوزه سرمايه گذاری می كند. » اين گزارش به نقل از معاون رئيس شركت نفتی «لوك اويل» آورده است: «اين شركت توليد گاز از حوزه خزر را از 4 ميليارد متر مكعب در سال 2002 به 33 ميليارد متر مكعب تا سال 2010 افزايش داده و نيز پيش بينی كرده است ذخاير نفت خام خود را از سطح فعلی 2/2 ميليارد تنی به 2/5 ميليارد تن (18/3 ميليارد بشكه) و ذخاير گازی اين موسسه از 400 تا 600 ميليارد متر مكعب در زمان حاضر به يك تريليون متر مكعب برسد. » لوك اويل همچنين اعلام كرده است: «استخراج از حوزه غرب سيبری را به 3 درصد، منطقه «پرم» را يك درصد و ولگا را نيز از 2 درصد به 3 درصد افزايش می دهد. » «مسكو تايمز» در گزارش خود افزوده است: تا سال 2010 لوك اويل 50 درصد از نفت خود را به بازارهای غربی صادر خواهد كرد، 30 درصد را در داخل به عرضه می رساند و 20 درصد را نيز به بلغارستان، رومانی و اوكراين صادر می كند. گفتنی است، لوك اويل با داشتن 1/6 ميليون بشكه توليد روزانه نفت بزرگ ترين موسسه تجاری نفتی روسيه محسوب می شود.

سياست توليد 5 ميليون بشكه نفت در روز

با انعقاد قراردادهای در نظر گرفته شده در سال 81 و قراردادهايی كه طی سال 82 منعقد می شود سياست توليد 5 ميليون بشكه نفت در روز اواخر سال 85 محقق می شود. مديرعامل شركت ملی نفت ايران با بيان مطلب فوق گفت: «اين برنامه كه به عنوان برنامه استراتژيك نفت عنوان شده با برنامه ريزی صحيح محقق می شود. » مهدی ميرمعزی افزود: «مهم ترين برنامه های ما برای سال جاری توسعه ميادين نفتی، انعقاد قراردادهای ميادين مشترك، توسعه فازهای ديگر پارس جنوبی و اكتشاف نفت در نقاطی كه تا به امروز به دليل عدم توجيه اقتصادی معطل مانده هستند. »



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو