Persian Archive

گفت وگو با محمد عطريانفر در آخرين پنج شنبه مسئوليتش در موسسه همشهری انجام شد. چند بار خواستم اين مصاحبه را انجام دهم و هر بار به دليلی نپذيرفت گويی به قانون نانوشته تحريريه همشهری جهان كه عكس و خبر و مصاحبه ای از مسئولان روزنامه را چاپ نمی كند واقف بود. اما اكنون محمد عطريانفر خود يك سوژه است، يك موضوع برای مصاحبه تا از يك دهه حضور در همشهری بگويد. سرانجام خياط هم در كوزه افتاد و مدير مسئول نيز در تيتر يك قرار گرفت؛ تيتر يك كه نه، تيتر آخر. در تنظيم اين گفت وگو بخش اعظمی از تحريريه همكاری كردند كه خارج از طاقت و وظيفه شان بود گويی همه فكر می كردند كه در آخرين لحظات كار همشهری جهان بايد اين بار آخر را نيز به منزل برسانند از: آرش راهبر، رضا شاهرخی، حميدرضا ابك، فروغ يوسفی، اكرم ديداری، يوسف ابراهيمی، سوسن خامنه، صوفيا خامنه، راحله محمدی نيا، زهرا عرب سرخی، الهام ميرمحمدی، ناهيد محمدی، سونيا حقانی، سارا غفاری، مژده كلهر، نيلوفر نياورانی، متشكرم.


ناله های خيس خبرنگاران اندكی پس از اصابت گلوله در هوا پخش می شود و اوج می گيرد. آنچه در آسمان غمزده طولانی جريان دارد آخرين اوج و حضيض نفس های گلويی است كه صاحب آن تا ساعاتی پيش با دوربين در دست و كاغذ و قلمی در جيب جليقه خود به اين سو و آن سو می دويد تا يك هوا، فقط يك هوا بيشتر از روزهای پيش واقعيت جنگ را برای مخاطبان دور از جنگش گزارش كند. او غرق خون و عرق در خاك و گل سرزمين غريب عراق به خود می پيچد و درد می كشد. بی آنكه يكی بپرسدش: «تو كيستی، غريبه...»


اوايل خرداد ماه نمايشگاه جالب توجهی از آثار تصويری به همت سيف الله صمديان مدير مسئول نشريه تصوير برگزار شد. اين نمايشگاه در چند بخش اصلی شامل آثار گرافيك، نقاشی و عكاسی هنرمندان معاصر ايرانی است. جالب آنكه اين نمايشگاه كه آثار آن هم زمان به شكلی كامل تر و جامع تر در مجله تصوير به چاپ رسيده اكثرا به انتخاب خود هنرمندان است و همين امر موجب می شود كه نوشتن يك يادداشت بر اين نمايشگاه كمی مشكل به نظر آيد. عمده ترين مسئله ای كه در اين نمايشگاه بدان پرداخته شده موضوع بحران اخير منطقه خاورميانه يعنی جنگ آمريكا و عراق است. چه در بخش آثار انتخابی خود هنرمندان و چه آنجايی كه به جنگ اخير آمريكا و عراق پرداخته شده، كاريكاتورها حتی با آثار پيشين هنرمندان شان بسيار فاصله دارند و از لحاظ كيفی در سطح نازل تری قرار دارند. هر چند نمی شود جامعيت حضور كاريكاتوريست ها در اين نمايشگاه را با حضور بالقوه آنان در دوسالانه كاريكاتور مقايسه كرد اما به هر حال با ارتقای سطح كيفی خواسته های مخاطبين نمی توان انتظار داشت كه چنين آثاری مورد توجه قرار گيرد.


در سال 1966 فيلمی تخيلی با عنوان «سفر دريايی شگفت انگيز» اهالی سينما را به ديدن نمايشی جسورانه از كاربرد نانوتكنولوژی در پزشكی ميهمان كرد. گروهی از پزشكان جسور و زيردريايی پيشرفته شان با شيوه ای اسرارآميز به قدری كوچك شدند كه می توانستند در جريان خون بيمار سير كنند و لخته خونی را در مغزش از بين ببرند كه زندگی او را تهديد می كرد. با گذشت 36 سال از آن زمان، برای ساختن وسايل پيچيده حتی در مقياس های كوچك تر گام های بلندی برداشته شده است. اين امر باعث شده برخی افراد باور كنند كه چنين دخالت هايی در پزشكی امكان پذير است و روبات های بسيار ريز قادر خواهند بود در رگ های هر كسی سفر كنند.


ميز كنفرانس اتاقش مملو از پرونده های كلاسه شده ای است كه احتمالا از شركت ها و سازمان های مختلف رسيده است به گونه ای كه مجبور می شوم ضبط را روی يكی از پرونده ها روشن كنم. روحانی جوانی كه در سال های ابتدايی دهه شصت دادستان همدان بوده و پس از يكدوره دادستانی كرج از سال 64 تا 73 دادستان انقلاب تهران شده، قريب 9 سال است كه مسئوليت سازمان بازرسی كل كشور را برعهده دارد. سازمانی كه بر همه امور وزارتخانه های دولتی و شركت های عمومی نظارت می كند. وی فارغ التحصيل رشته حقوق خصوصی است و هم اكنون در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی درس خارج می خواند. سيد 42 ساله، زمانی هم برای بررسی مواردی خاص در چند شهر ايران با حكم امام خمينی(ره) نماينده ايشان بوده است. اهل معاشرت است اما اگر بنا باشد مصاحبه كنی، زيركی خاصی در گفتار و كردارش خواهی يافت. حجت الاسلام والمسلمين ابراهيم رئيسی قبل از مصاحبه در يك جمع مطبوعاتی گفته بود: «از بازرسی بازرسان سازمان، بازرسی می شود. » پيش از اينكه از اتاق خارج شوم قول می دهد در يك گفت وگوی مفصل تر شركت كند...


وقتی نويسنده يكی از روزنامه های حامی بلاژوويچ چند هفته پس از سفر بی بازگشت پيرمرد حوصله اش سر رفت، پای اينترنت نشست تا چند اسم خوش رنگ و لعاب ديگر برای جلد روزنامه اش پيدا كند. نام های فرنگی خوش طنينی كه چهره های آشنايی را برای فوتبال دوستان ايرانی تداعی كنند. او وارد سايتی شد كه ليستی كامل از مربيان مطرح شاغل يا غيرشاغل دنيا را در بر داشت. آقای نويسنده مخصوصا روی غيرشاغل های اسمی دست گذاشت تا از شبهه بيكاری آنها يك احتمال هرچند كوچك بسازد: «كدام يك از آنها به ايران خواهند آمد؟»



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو