Persian Archive

• اولريش تنها رقيب من
• كاپيتان و كريسمس
• ونگر : پيروزی بر نيوكاسل به موقع بود
• باشگاههای مشهور اروپا
• جنگ و ورزش
• مثل پارسال ورزش كنيد
• يك دادگاه بی نظير
• چرا قهرمان نشديم


ترجمه سهيلا قاسمی: لنس آرمسترانگ آمريكايی كه چهار بار قهرمان تور دو فرانس شده اين هفته در كنار يان اولريش آلمانی در مسير سارت به ركاب زدن پرداخت. او از بازگشت تنها رقيبش بسيار راضی به نظر می رسد. روز چهارشنبه نهم آوريل، پيش از آنكه آرمسترانگ به علت دل درد مرحله دوم مسير سارت را ترك كند، خبرنگار روزنامه لوموند با او به گفت وگو نشسته است كه با هم می خوانيم.

روز سه شنبه هشتم آوريل در مسير سارت دوباره در كنار يان اولريش قرار گرفتيد. پس از مسابقات قهرمانی زوريخ در اوت 2001 ديگر در كنار او ركاب نزده بوديد. آيا بازگشت او به نظرتان خبر خوبی است.

بله. به نظر می رسد يان اولريش وضعيت خوبی داشته باشد. او ظاهرا بسيار قوی و سرحال است. يان رقيبی است كه مرا می ترساند. البته اين جمله ای كه گفتم تعارف است اما واقعا فكر می كنم بازگشت او برای ما بسيار خوب باشد. چون اگر همين طور به سادگی جلو برويم و اگر همزمان، او هر كاری كه لازم است انجام دهد، حتما قهرمان تور خواهد شد. مطمئنم. سال گذشته بدون او وضعيت مسابقات بسيار متفاوت بود. از ماه ها قبل می دانستيم كه در تور حاضر نخواهد بود. به همين دليل آماده سازی و تاكتيك مسابقه كاملا تغيير كرده بود. از بازگشت او بسيار خوشحالم. اين كار هم برای خودش خوب است و هم برای من. حتی برای ورزش دوچرخه سواری و در مجموع برای ورزش هم بسيار خوب خواهد بود. فقط اميدوارم كه با تيم و حاميان مالی در مورد مسائل مالی مشكلی پيدا نكند.

آيا فكر می كنيد يان اولريش با ترك دويچه تلكوم و رفتن به تيم كوست انتخاب بدی انجام داده است؟

در واقع فكر می كنم تصميم بسيار بدی گرفته است. قبلا يكبار در ماه ژانويه، پيش از اينكه تيمش به مشكل بربخورد در اين مورد با او حرف زدم. اما امروزه، هنوز مشكلات بسياری وجود دارد. اين مسئله ثابت می كند كه من حق داشتم.

آيا يان هنوز هم اصلی ترين رقيب شما در تور دوفرانس است؟

بله او تنها رقيب من است.

اگر اين دوره كه صدمين دور تور دو فرانس است قهرمان شويد، وارد تاريخ تور شده وبه افسانه ها خواهيد پيوست. . .

سعی می كنم به آنچه كه احتمال دارد پيش بيايد، فكر نكنم. ترجيح می دهم فقط به زمان حال و كارم فكر كنم. در بيست، سی، چهل يا پنجاه سال آينده بی شك در مورد من به اشكال مختلف صحبت خواهد شد. من نمی دانم. اين تاريخ نويسان هستند كه برای تاريخ می نويسند. وقتی ده يا بيست سال ديگر به فرانسه برگردم، شايد مرا به چشم يك توريست ساده آمريكايی ببينند. به هر حال احساس من اين است. شايد هم آرزويم اين باشد.

اگر دوباره موفق شويد به ژاك آنگتيل، ادی ماركس، برنار هينو و ميگوئل ايندوراين خواهيد پيوست و قهرمان پنج باره تور خواهيد شد. اين تفكر چه احساسی در درونتان ايجاد می كند.

به هر حال، من خودم را هم سطح آنها نمی دانم. يكی از آنها (ژاك آنگتيل) ديگر در قيد حيات نيست. ديگری (ادی ماركس) بزرگ ترين دوچرخه سوار تمام دوران ها است. هيچ وقت با هينو مسابقه نداده ام، تنها در كنار ايندوراين ركاب زده ام. مقايسه خودم با آنها كار بسيار مشكلی است. هميشه تلاش می كنم تا در كارم پيشرفت داشته باشم. فكر می كنم صحبت از پيوستن به جمع آنها، پيش از تحقق واقعی اين امر، برايم بدشانسی بياورد.

به نظر شما حقيقت دوپينگ در دوچرخه سواری چيست؟

هيچ ورزش و كاری در جهان وجود ندارد كه كاملا پاك باشد. اما می توانم به شما اطمينان دهم كه از سال 1998 اين ورزش پاك تر شده است. حتی تأييد می كنم كه اين ورزش تميزترين ورزشی است كه مردم می توانند به تماشای آن بپردازند. به عنوان مثال در مقايسه با فوتبال دوچرخه سواری كاملا تميز است. در اين ورزش كنترل های بسياری صورت می گيرد و همه دوچرخه سواران جز تسليم در برابر آن، هيچ چاره ديگری ندارند. با كنترل های جديدی كه طبق قانون آژانس جهانی مبارزه با دوپينگ بر ورزشكاران اعمال می شود، احتمال زيادی وجود دارد كه برخی دوچرخه سواران از شركت در مسابقات سرباز زنند.

پس فكر می كنيد قوانين مبارزه با دوپينگ كه اتحاديه دوچرخه سواران بين المللی تا شروع بازی های آتن 2004 ملزم به استفاده از آنها هستند، در جهت مناسبی قرار دارد؟

بله، چون ما به سيستمی بين المللی نياز داريم كه امكان يكپارچه سازی آزمايش ها را ممكن می سازد. مشكلی كه وجود دارد اين است كه نه تنها ما روزهای طولانی و سختی را پشت سر می گذاريم، بلكه افراد بسياری سعی می كنند از ما آزمايش بگيرند. گاهی بايد يك ساعت منتظر بمانيم تا از ما آزمايش بگيرند و بعد از بازگشت به هتل دوباره بايد برای كنترل ديگری خود را آماده كنيم. روز بعد، ناگزير ساعت شش صبح از خواب بيدار می شويم تا از ما خون بگيرند.

آيا از احساسات ضدآمريكايی كه اين روزها در فرانسه رو به افزايش است نمی ترسيد؟ اين كشور جايی است كه مردمش بيش از همه شما را دوست داشتند.

احتمال دارد كه در فرانسه شاهد واكنشی منفی باشيم. اما امسال اين نخستين باری است كه در فرانس دوچرخه سواری می كنم. به همين دليل در اولين برخورد احساس كاملا مثبتی دارم. در كنار پيست، تماشاچيان با من بسيار دوستانه رفتار می كردند، حتی دوستانه تر از سال های پيش. آنها مرا بسيار تشويق كردند. واكنش های منفی در گذشته بيشتر به مسئله دوپينگ مربوط می شد و با شرايط بين المللی رابطه نداشت. مردم برای ورزش و دوچرخه سواری می آيند، نه به خاطر ديدگاه های جورج دبليو بوش يا ژاك شيراك.

آيا نگران امنيت خود هستيد؟

بيشتر از حالت عادی و هميشگی نه. تور دو فرانس يكی از بزرگ ترين رويدادهای ورزشی جهان است و از اين نظر در كنار بازی های المپيك و جام جهانی فوتبال قرار دارد. بنابراين حفظ امنيت همه شركت كنندگان در اين رقابت ورزشی از ورزشكاران و مربيان گرفته تا روزنامه نگاران و تماشاچيان اهميت ويژه ای دارد. در اتاق هتلم احتمال دارد كه مورد هجوم قرار بگيرم. آنجا از هيچ كس كاری ساخته نيست. من برای خودم تقاضای مراقبت های ويژه ای ندارم، بلكه برای همه مردم چنين چيزی را درخواست می كنم.

در ماه سپتامبر 32 ساله می شويد. فكر می كنيد چه موقع برای پايان دادن به كارتان مناسب باشد؟

ورزشكاران زيادی هستند كه مدتی طولانی كار خود را ادامه می دهند. انگيزه های زيادی انسان را به ادامه كار وامی دارد. اميدوارم به اندازه كافی عاقل و باشخصيت باشم. چون وقتی انرژی ام تحليل رفت و تصميم به پايان كار حرفه ای گرفتم، به اين ويژگی ها نياز خواهم داشت. زمانی كه ديگر هيچ عشقی به اين ورزش نداشتم، می توانم بگويم كه زمان خداحافظی ام فرا رسيده است. اما اين زمان هنوز فرا نرسيده و در حال حاضر برای شركت در تور دو فرانس 2004 بسيار مصمم هستم.

لوموند


امير علی زاده : «مردی كه تمامی آرزوهای تيمش بر دوش او قرار گرفته ، بسيار آرام به نظر می رسد. رهبر هايبوری در برابر انتظارات كوه افكنی كه رودرروی وی هستند، با فراغت بال كار می كند. »

برخی ها هستند كه تحت فشار در هم می شكنند و هنگامی كه بيش از هر موقعی به آنها نياز است خود را می بازند. دسته ديگر نيز به هنگام وجود مازاد تقاضا شكوفا می شوند، مثل پاتريك ويه را. وقتی موقع مصاحبه به او نگاه می كنيد كه چگونه به صندلی اش تكيه داده و به آرامی به تك تك سوالات كه به سمت او شليك می شوند، پاسخ می دهد، ترديد نمی كنيد كه او مردی است كه به خود و هم تيمی هايش اعتماد كامل دارد. شايد او چيزی می داند كه ما نمی دانيم، شايد هم نمی داند كه چه وظيفه دشواری در چهار روز آينده در مقابل اوست و يا شايد كاپيتان جوان آرسنال فقط از چالشی كه در مقابل او قرار گرفته لذت می برد. بيش از آنكه هر كسی پيش بينی می كرد. اما در حقيقت بايد گفت علت اصلی از هر سه مورد مذكور كمی برگرفته است. خود او می گويد: «تنها چيزی كه من می دانم اين است كه ما بهترين تيم انگلستان هستيم. برای همين است كه مطمئنم ما از اين هفته مهم سربلند بيرون می آييم. »

موقعی كه در پاييز 1996 از نيمكت ميلان به هايبوری آمد، كمتر كسی جوان متولد سنگال را باور داشت. اما امروز رهبر قاطع آرسنال درون زمين است. «كاپيتان بودن باعث شد تا من به يك مرد تبديل شوم و احساس مسئوليت بيشتری كنم. » بعد با لحن شيطنت آميزی اضافه می كند: «و به من كمك كرده تا منضبط تر شوم. » هنوز هم وقتی به ياد روزی می افتد كه پس از بازنشستگی تونی آدامز در فصل گذشته، بازوبند كاپيتانی را به او دادند، همانند يك كودك در صبح روز كريسمس لبخند می زند. «من آن روز را هيچ گاه فراموش نخواهم كرد. وقتی رئيس به من گفت كه كاپيتانی را به من سپرده نمی دانستم چه بگويم. برای همين به رختكن رفتم و با بازيكنان صحبت كردم و بلافاصله پس از اينكه از من حمايت كردند نزد ونگر برگشتم و اين مسئوليت را پذيرفتم. »

نقش ويه را به عنوان رهبر تيم هيچ گاه به اندازه نقش اش در چند روز آينده مهم نبوده است. پس از يك افت كوتاه مدت كه منجر به از دست دادن امتيازهايی حساس در ليگ برتر و حذف از ليگ قهرمانان شد، حالا فرا خوانده شده تا تيمش را با موفقيت به سمت خط پايان هدايت كند.

آرسن وانگر در مورد نقش بلامنازع كاپيتانش می گويد: «نقش پاتريك از حالا حياتی خواهد بود. او بايد بازيكنان را برانگيزد و آنها را راهنمايی كند. اما مطمئنم كه او از عهده اين كار برمی آيد. »او هم منكر مسئوليت خود نيست: «من كارم را می دانم ولی احساس نمی كنم كه كل تيم به من تكيه داده باشد. من معتقدم كه هر بازيكن يك مسئوليت فردی را بر عهده دارد. تنها كاری كه من بايد انجام دهم اين است كه هر كس روی اين مسئوليت تمركز كند.

مسير توپچی ها به سمت اولدترافورد است و مجددا به هايبوری بازمی گردد. «ما بايد بازی به بازی پيش برويم و الا اگر بخواهيم به افتخارات ممكن در پايان فصل فكر كنيم ناكام می مانيم استراتژی ما در فصل گذشته نيز همين بود. ما درك می كنيم كه چرا قهرمانی در جام حذفی و ليگ برتر برای باشگاه و بالطبع برای ما اهميت دارد. چون نشان می دهد كه ما بهترين و قدرتمندترين هستيم. »

در اولدترافورد با شفيلد يونايتد در نيمه نهايی جام حذفی ديدار می كنند. اما پراهميت ترين مصافشان در اين فصل، چهارشنبه شب در هايبوری خواهد بود. منچستر به شمال لندن می آيد تا برای سومين بار در اين فصل به مصاف آرسنال روند. «منچستر در هر دو بازی اين فصل در اولدترافورد، يك بار در ليگ و يك بار در جام حذفی، از تاكتيكی يكسان بهره برد. آنها سعی كردند تا در 20 دقيقه اول ما را از پا درآورند. اين تاكتيك بار اول در دسامبر سال گذشته جواب داد اما بار دوم دستشان رو شده بود. » ويه را می گويد اگر قرار باشد از آرسنال برود به خارج می رود و در هيچ باشگاه انگليسی ديگری بازی نخواهد كرد. حتی موقعی كه فرگوسن پيشنهاد داده بود كه او بايد يك شيطان سرخ باشد، ويه را نيز مثل هر كس ديگری مسابقه رئال و منچستر را تماشا كرده بود. او در جواب اين سوال كه آيا به هموطنش كلود ماكلله كه در ميان بهترين ها در پست او بازی می كند، حسادت می كند، با قاطعيت پاسخ می دهد: «خير، به هيچ وجه. من مردی نيستم كه احساس پشيمانی كنم. من تصميم می گيرم و به آن عمل می كنم. اين باشگاه دقيقا باشگاه من است. » روز به روز بيشتر مشخص می شود كه ويه را نيز دقيقا كاپيتان مناسب آرسنال است.

اما رهبر توپچی در پيروزی يك بر صفر مقابل شفيلد يونايتد دسته اولی كه منجر به سومين صعود متوالی تيمش به ديدار نهايی جام حذفی FA CUP شد، از ناحيه زانو مصدوم شد. آرسن ونگر نيز روز دوشنبه اظهار كرد كه احتمال حضور ويه را در بازی امشب 50 درصد است. بايد ديد كه اين حرف ها از دسته همان جنگ های روانی است كه پيش از مسابقه منچستر و آرسنال در جزيره فوتبال عادی هستند يا اينكه واقعا توپچی ها رهبر خود را برای عبور از خط پايان نخواهند داشت.


امروز در هايبوری غوغايی برپاست و مهمترين بازی فصل در مرحله برگشت ليگ برتر انگلستان بين آرسنال و منچستر يونايتد مهمترين مدعيان قهرمانی برگزار می شود. آرسن ونگر مربی استثنايی آرسنال در آستانه اين ديدار اميدواری های زيادی برای غلبه بر نزديكترين رقيب خود دارد. ونگر معتقد است كه در اين بازی شاگردانش بهترين فرم خود را بازيافته و قصد دارند صدر جدول را از يونايتدها بازپس گيرند. آرسنال قبل از اين بازی موفق شد تيم شفيلد يونايتد را در مرحله نيمه نهايی جام حذفی شكست داده و برای اين بازی شرايط روحی مناسبی را پيدا كند.

اما حالا مهمتر از پيروزی بر ساوتهمپتون در فينال جام حذفی شكست رقيب سنتی يعنی منچستر يونايتد است. از سوی ديگر شاگردان آلكس فرگوسن نيز با توپ پر به ميدان می آيند. آنها قبل از رسيدن به اين بازی تيم سوم جدول يعنی نيوكاسل را در سنت جيمز پارك زمين اختصاصی «كلاغ ها» با شش گل له كرده اند.

برای آرسن ونگر بدشانسی بزرگی به وجود آمده و آن هم مصدوميت پاتريك ويه راست. با اينكه احتمال حضور ويه را در اين بازی 50 - 50 است اما ونگر همچنان از برد و پيروزی حرف می زند. «ما آنها را شكست خواهيم داد. اين اتفاقی است كه قبلا هم افتاده. اگر بتوانيم در شرايط دفاعی مناسبی بازی كنيم مطمئنم اتفاقات خوبی در انتظار ماست. من بازيكنانمان را به خلق فرصت های زياد بر روی دروازه منچستر مثل شفيلد ترغيب می كنم. » ونگر برای روحيه دادن به بازيكنانش از تعريف و تمجيد فروگذار نكرده و می گويد: «من به بازيكنانم ايمان دارم و دليلی برای شكست نمی بينم. ما نسبت به سال گذشته در همين مقطع فقط يك باخت بيشتر داريم. آرسنال برای سومين سال متوالی برای قهرمانی می جنگد، به اضافه آن برای سومين سال متوالی هم فرصت حضور در فينال جام حذفی را به دست آورده ايم. ما به دنبال كسب اعتبار و افتخار ديگری هستيم. » البته در پس اين عبارات جالب و روحيه بخش مسائل ديگری نيز وجود دارد. ونگر به خوبی می داند كه آرسنال در بهترين شرايط تاكتيكی قرار ندارد. او می داند پيروزی مقابل شفيلد يونايتد مرهون بازی فوق العاده ليون برگ سوئدی و هنرنمايی عالی ديويد سيمن در دقايق پايانی است. اين دو نفر در حالی كه بازی در شرايط برابر پيش می رفت توانستند آرسنال را پيروز ميدان كنند.

ونگر همچنين اعتراف می كند كه پيروزی در برابر شفيلد كاملا به موقع و مناسب بود تا توپچی ها از بحران بيرون بيايند. ونگر می افزايد: «البته اين را می دانم كه بازی در برابر منچستر يونايتد كاملا متفاوت با بازی های جام حذفی است اما در جام حذفی ما كاری را انجام داديم كه از ما خواسته شده بود. حالا ما برای بازی بعدی تمركز لازم را به دست آورده ايم. برای ما حضور در فينال جام حذفی بسيار مهم است و بعد از آن نيز شش بازی در ليگ باقی مانده و ما برای اين 6 بازی انرژی زيادی خواهيم داشت. »

ونگر در پايان صحبت هايش خط و نشان واضحی برای رقيب بزرگ و سنتی آرسنال می كشد: «واقعيت اين است كه بازی بزرگی پيش روی ماست و ما هم سعی می كنيم در بهترين شرايط باشيم. اگر اينطور باشد خواهيم ديد كه چه اتفاقاتی می افتد. » از سوی ديگر آلكس فرگوسن نيز اين بازی را بسيار مهم و حياتی توصيف كرده است. «اين بازی بی ترديد بزرگترين بازی اين فصل است. ما در شرايط عالی و مناسبی هستيم و من ماه هاست كه انتظار رسيدن اين بازی را می كشم. » فرگوسن در ادامه صحبت هايش با سايت رسمی منچستر اضافه كرد: «در مورد اين بازی پيش بينی دقيقی ندارم. به طور كلی معتقدم پيش بينی كردن در مورد بازی های سخت آينده احمقانه است، اما اين را می دانم كه برای قهرمانی مجبور به پيروزی هستيم. »

آرسنال در اين بازی اميد زيادی برای بهبودی ويه را دارد و منچستر نيز روی كين و جان اوشی را به دليل آسيب ديدگی های زانو در اختيار ندارد. اما دردناك تر از همه محروميت رايان گيگز به دليل مصدميت ساق پاست.


آران :

نام رسمی :
RSC Anderlecht
تأسيس: 1908
نام مستعار:
پنيرك های سفيد ـ نوعی گياه صحرايی به رنگ پيراهن تيم
آدرس:
Avenue theo verbeek 2 BE
تلفن: 3225294060
فكس: 3225200740
آدرس اينترنتی: www.rsca.be
استاديوم: اشتاد كنستانت واندن استوك (28 هزار نفر)
مدير باشگاه: هرمان فان هولسبيك
سرمربی: هوگو بروس
حامی مالی: Fortis
بهترين گلزن تمام دوران: اريك گرتس (131گل)
لباس اصلی: پيراهن، شلوارك و جوراب سفيد با حاشيه های آبی

افتخارات داخلی:


- 26 قهرمانی ليگ بلژيك
- 8 جام حذفی
- 6 سوپرجام

افتخارات اروپايی:

ـ 2 جام برندگان جام اروپا (،78 1976)
- جام يوفا (1983)
ـ سوپرجام اروپا (،78 1976)

تاريخچه

پرافتخارترين و مشهورترين باشگاه بلژيكی «ار، اس، اندرلخت» كار خود را از 1908 در بروكسل پايتخت كشور آغاز كرد. آن ها در نخستين سال های حياتشان در ليگ سراسری بلژيك كه از سال 1906 راه اندازی شده بود شركت نداشتند اما حتی وقتی به اين ليگ پيوستند كمتر كسی روی اين تيم حساب می كرد. اندرلخت در سال 1912 رسما به «دسته افتخار» يا ليگ دسته اول بلژيك نوسان مداوم باشگاه طی دو دهه نخست فعاليتش پس از آخرين حضور در دسته دوم در سال 1935 متوقف شد ولی تا آن زمان سفيدهای بروكسل دوران سختی را سپری كردند.

در اين سال ها اندرلخت يك باشگاه چند منظوره بود و مديريتی سنتی داشت. قهرمانی فوتبال بلژيك در المپيك 1920 آنتورپ، نخستين تكان ها را به ساختار ساكن ورزش كشور وارد آورد اما «پنيرك های سفيد» ـ لقب مضحكی كه به خاطر عملكرد ضعيف اندرلخت بدان داده شده بود ـ تا سال 1933 و جشن تولد 25 سالگی باشگاه در خواب فرو رفتند. در اين سال تحول مديريتی همراه با تغيير عنوان باشگاه به «سلطنتی» چرخ های تيم را به حركت در آورد. اندرلخت پس از آخرين حضور در دسته دوم در سال 1935 كوشيت تا جايگاه خود را در ليگ نخست بلژيك تثبيت كند و كم كم به رقيب اصلی استاندارد پرافتخارترين باشگاه بلژيكی آن دوران تبديل شد. سرانجام زمانی كه اندرلخت نخستين قهرمانی را در 1947 جشن گرفت طوفان سفيد آغازيدن گرفت. طوفانی كه 26 عنوان ليگ، هشت جام حذفی و پنج نشان اروپايی را بلند كرد و به خانه سفيدها آورد.

عصر طلايی اندرلخت زمانی آغاز شد كه در بهار 1976 آن ها وستهام انگليس را در فينال جام برندگان جام اروپا با نتيجه 4 بر 2 شكست دادند. سال بعد اندرلخت دوباره به يك فينال اروپايی پا گذارد ولی اين بار جام يوفا را به هامبورگ واگذار كرد. 12 ماه بعد آن ها بازگشتند و با سومين حضور پياپی در يك فينال اروپايی و پيروزی 4 گله بر نماينده اتريش به دومين قهرمانی اروپايی خود و فوتبال بلژيك دست يافتند. يك هلندی و يك بلژيكی در خلال اين افتخارات به اسطوره های جاودان باشگاه تبديل شدند: «راب رنسنبرينك» و «گيلبرت فان بينست. » موفقيت بعدی مردان بروكسل در سال 1983 بود. اندرلخت با پيروزی 2 بر يك مقابل بنفيكا سرانجام جام يوفا را تصاحب كرد. سال بعد ديگر بار فينال يوفا عرصه هنرنمايی تيم بلژيكی بود اما اين بار تاتنهام هاتسپور در ضربات پنالتی اسطوره اندرلخت را شكست. دهه نود با افول شديد اين باشگاه پرآوازه همراه بود. آن ها موقعيت خود درصدر جدول را از دست دادند و حتی در آستانه سقوط قرار گرفتند. تغيير مديريت ها و تعويض مربی های پی درپی باعث متزلزل شدن اركان تيم شدند و پس از نايب قهرمان در جام يوفای 90 اندرلخت تا سال 2000 رنگ افتخار را نديد. اما طی دو فصل پياپی 2000-9919 و 2001-2000 آن ها دوبار پياپی قهرمان ليگ بلژيك شدند. هوگو بروس مردی كه اندرلخت را به اوج بازگردانده است فصل گذشته نتوانست هت تريك كند و به مقام سوم رضايت داد تا سفيدها از حضور در ليگ قهرمانان محروم شوند، جايی كه دو فصل پيش با شكست دادن لاتسيو، برای چند هفته آوازه ای به هم زده بودند.

وضعيت فعلی:

اندرلخت اين فصل نيز نتوانست صدرنشين باشگاه های بلژيك، كلاب بروژ را بگيرد و حالا با فاصله ای زياد (13 امتياز) برای سبك مقام دوم و راهيابی به ليگ قهرمانان مبارزه می كند. اندرلخت در آخرين بازی خود توانست استاندارد لی يژ رقيب سنتی را شكست دهد در حالی كه در همين هفته شاهد تحولی بزرگ در كار مديريتی خود بوده است. پس از كناره گيری ميشل ورشورن مدير سابق 72 ساله باشگاه، فان هولسبيك مربی ليدس يكی از نزديك ترين رقبای فعلی اندرلخت در راس باشگاه قرار گرفته است. او كه قبلا در سال 1999 يك دوره بر نيمكت مربی گری سفيدهای بروكسل نشسته مردی محافظه كار و كم حرف است و يكی از دلايل اصلی اوجگيری باشگاه گمنام ليرس بوده است.


جنگ و ورزش

اثرات جنگ نيروهای ائتلاف و عراق بر ورزش تا پايان فصل بهار اجتناب ناپذير می نمايد. مسابقات رالی اردن كه قرار بود 25 تا 27 ارديبهشت ماه برگزار شود، به علت بحرانی بودن اوضاع منطقه به 2 تا 4 تيرماه (24 تا 26 ژوئيه) موكول شد. مسابقات رالی اردن يكی از مراحل مسابقات اتومبيلرانی قهرمانی منطقه خاورميانه در سال 2003 است. از ديگر عواقب جنگ كشته شدن قهرمانان ورزشی عراق است. گويا عمو بابا مشهورترين مربی عراقی در اثر بمباران شهر بغداد توسط آمريكايی ها كشته شده است. به گفته اهالی محله البلديات بغداد اين اتفاق 16 فروردين رخ داده است اما از سوی هيچ منبع موثقی تأييد نشده است.

مثل پارسال ورزش كنيد

تورم بر نرخ اماكن ورزشی تأثيرگذار نخواهد بود. علاقه مندان به ورزش و استفاده از اماكن ورزشی امسال را می توانند با قيمت های پارسال ورزش كنند. اين تصميم در جلسه نرخ گذاری استفاده از اماكن ورزشی دولتی و خصوصی اتخاذ شد. در اين جلسه كه معاون فنی ورزشی اداره كل تربيت بدنی استان تهران، رؤسای ادارات ورزش بانوان، نظارت و بازرسی اماكن و باشگاهداران حضور داشتند، قرار بر اين شد كه تمامی باشگاهداران استان تهران به اداره اماكن اداره كل تربيت بدنی مراجعه و نرخ مصوب را دريافت كنند. البته اگر روزی رفتيد باشگاهی و حس كرديد پول دريافتی از سال قبل بيشتر است می توانيد به اداره نظارت و بازرسی تربيت بدنی و سازمان نظارت بر قيمت ها زنگ بزنيد و گزارش دهيد ولی مطمئن نباشيد كه هميشه كارها به همين خوبی پيش برود.

يك دادگاه بی نظير

ماجرا از آنجا آغاز شد كه 14 بازيكن سابق تيم چوكا به دادگاه عمومی شهر تالش شكايت بردند كه چك های حقوق معوقه شان برگشت خورده. چك ها چقدر بودند؟ 60 ميليون تومان. اما مديران باشگاه چوكا اين مسئله را قبول ندارند. آنها می گويند چك ها يك ماه تا زمان سررسيدشان باقی مانده ولی بازيكنان ناجوانمردانه چك ها را برگشت زده و شكايت كرده اند. از اينجا به بعد قضيه كمی حالتش فرق می كند. از اينجای داستان باشگاه از خر شيطان پايين نمی آيد. يوسفی سرپرست چوكا معتقد است: «اين بازيكنان روز چهاردهم اسفند ماه از شركت در دور نهايی مسابقات ليگ دسته دوم كه بايد بين تيم های شهيد قندی يزد، اتكای تهران و نيرو محركه قزوين در شهر يزد برگزار می شد خودداری كردند و باعث محروم ماندن تيم از صعود احتمالی شدند. كميته انضباطی هيأت فوتبال گيلان اين بازيكنان را به مدت 9 ماه از شركت در مسابقات محروم و پرونده آنها را برای بررسی بيشتر به كميته انضباطی فدراسيون فوتبال ارسال كرده است. »در اين قسمت داستان باشگاه چوكا مدعی می شود كه 50 ميليون از اين بابت ضرر كرده اما 14 نفر زورشان بيشتر از يك نفر است. به هر حال بايد منتظر دادگاه دوم باشيم. اين بی نظيرترين دادگاه ورزشی ايران می تواند باشد. البته چند سال قبل برای كشاورز كه شده بود استقلال نوين چنين وضعيتی پيش آمد و در نهايت مدير باشگاه محكوم شد. اينكه اين بار كدام يك از دو طرف پيروز می شود، بايد در مدارك طرفين دقت كنيم.

چرا قهرمان نشديم

تيم نوجوانان واليبال ايران روی سكوی دوم ايستاد. نكته جالب توجه همين جا بود. برای كسانی كه اين مسابقات را از نزديك پيگيری می كردند كمی باورنكردنی است كه تيمی كه تمامی تيم ها را با اقتدار برده چطور می تواند در مقابل هند كه فاصله تيمی اش كاملا محسوس است شكست خورده و به سكوی دوم قناعت كند؟ بازيكنان تيم ايران معتقدند نحوه برگزاری مسابقات به گونه ای بوده كه برای آنان مسلم است پيش از آغاز رقابت ها قهرمانی هند برنامه ريزی شده بود. سليمانی كاپيتان اين تيم می گويد: «نحوه قرعه كشی و گروه بندی مسابقات نشانگر اين بود كه تيم هند تنها با شرط كسب قهرمانی اين دوره، ميزبانی را پذيرفته است. » اين جملات را بگذاريد كنار حرف های بهزاد به نژاد پاسور تيم؛ «عادلانه هم به نظر نمی رسيد كه در حضور بيش از 4 هزار تماشاگر مشتاق هندی و هزينه ای كه هنديان برای برگزاری اين دوره انجام داده اند، تيم ديگری بر سكوی نخست بايستد.» با وجود قهرمان نشدن تيم نوجوانان ايران در آسيا، كادر فنی به صورت گذشته به فعاليت خود ادامه می دهد. اما برای تيم جوانان و يا بزرگسالان قرار است يك مربی روس بياورند. مذاكرات مقامات فدراسيون واليبال و يوری لاكتف مربی بين المللی اهل روسيه از روز جمعه كه او به تهران بيايد آغاز می شود. البته فدراسيون واليبال پيشنهاد خود را به پارك كی وون سرمربی سابق تيم ملی بزرگسالان ارائه كرده كه اين مربی كره ای به زودی جواب خود را خواهد داد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو