|

فرشاد محمودی: دور سوم مذاكرات جامع ايران و اتحاديه اروپا هفته گذشته در بروكسل انجام شد. از آذرماه 81 كه مذاكرات رسمی آغاز شده هر دو ماه يكبار نمايندگان دو طرف برای رسيدن به تفاهم اقتصادی كه بر روابط سياسی هم اثر دارد گفت وگو می كنند و چنان كه پيدا است اين مذاكرات ادامه هم پيدا خواهد كرد. شايد سال هشتاد و يك را بتوان سال موفق ديپلماسی ايران در اروپا خواند. سالی كه عليرغم بحران های كوچك وبزرگ داخلی و خارجی ايران سرانجام از ليست كشورهای ناقض حقوق بشر در اروپا به درآمد و قطعنامه ای عليه اش صادر نشد و در ماه های پايانی هم مذاكرات جامع جای گفت وگوهای انتقادی را گرفت. بازگشت بازرسان موردی حقوق بشر پس از 7 سال به ايران، رايزنی اروپايی ها با مقامات ايرانی در تهران، فرستادن پيام اروپا به حكومت ساقط شده صدام... همه از همكاری های رو به رشد ايران و اتحاديه اروپا حكايت می كند. «علی آهنی» معاون امور اروپا و آمريكای وزارت خارجه يكی از اصلی ترين همكاران «كمال خرازی» در راه رشد اين روابط بوده است. او كه شاهد تحولات گام به گام در روابط ايران و اتحاديه اروپاست، تجربه دبيری بخش اقتصادی روزنامه «جمهوری اسلامی» در سال 58 تا سفارت ايران در فرانسه، ايتاليا و مالت را نيز در كارنامه خود دارد. آهنی در يكی از آخرين روزهای سال 81 با «همشهری» به گفت وگو نشست. او كم حرف و درون گرا است. تا به حال 3 ـ 2 مصاحبه مطبوعاتی بيشتر نداشته اما پاسخ همشهری را با اينكه «ديرش شده و بايد به ملاقاتی ديپلماتيك برود»، سر حوصله می دهد. به اين شرط كه از محورهای توافق شده بيرون نروم.
• • •
• سياستگذاری ما بعد از ايجاد شكاف بين آمريكا و اتحاديه اروپا تغيير كرده، ما از اين خلاء به وجود آمده تا به حال چگونه بهره برديم؟
ببينيد ما در تنظيم روابطمان با اتحاديه نبايستی به اين شكل نگاه كنيم كه اينها يك مجموعه ای هستند كه با آمريكا متحدند و همكاری دارند، در عين حال هركدامشان منافع خاص خودشان را هم دارند. گسترش اتحاديه و تقويت آن، منجر خواهد شد به اينكه وزن اتحاديه و قدرت چانه زنی بين المللی سنگين تر شود. اين مسئله به بعد از رفع چالش های اخيری كه تا حدی ايجاد شده موكول خواهد شد، اما به عنوان يك مجموعه می تواند وزن قوی تری را برای اتحاديه ايجاد كند و قدرت چانه زنی اش را بالاتر ببرد. خب اين مسئله در راستای سياست ما مبنی بر چندقطبی بودن دنيا است كه از اين جهت برای ما قابل بهره برداری است. همين كه قطب های سنگين تری در برابر سياست های يكجانبه گرايانه آمريكا مطرح شود قطعا قابل توجه است و به نفع صلح و امنيت جهانی خواهد بود و از اين جهت مقبوليت اين مجموعه برای ما حائز اهميت است. اينكه بتوانيم مورد توجه قرار بگيريم مهم است. اما سياست های ما و اتحاديه براساس اصولی اند كه هست و براساس احترام متقابل جهت گيری خاص خودش را دارد و بر مبنای تفاهماتی كه داشتيم، اينها دنبال می شود و خواهد شد.
• در چند ماه اخير تغييری هم در اين رويه ايجاد شده. بحران عراق ما را به كشورهای ضدجنگ نزديك كرده است؟
اگر به گذشته روابطمان با اتحاديه برگرديم شايد چند مقطع را بتوانيم تفكيك كنيم. از اوايل پيروزی انقلاب، اولين مقطعمان را به اين شكل می شود تفكيك كرد كه يك دوران همسويی اتحاديه و آمريكا (اگر بتوانيم نامش را اين بگذاريم)، دقيقا سياست ها با سياست های آمريكا همسو است تا سال 1371 كه با مقطع بعد از فروپاشی شوروی و صدور بيانيه «ادينبورو» توسط شورای وزيران اتحاديه همزمان بود كه در آنجا ما شاهد نگرش جديد از سوی اتحاديه نسبت به ايران بوديم و اين برمی گردد به شرايطی كه جمهوری اسلامی ايران با آن مواجه بود. در واقع فضای آن تبليغات منفی تا حدی فروكش كرده و آن اميدهای واهی مبنی بر اينكه، اين انقلاب عمر پايداری نخواهد داشت و دير يا زود شرايط متحول و انقلاب ساقط خواهد شد از بين رفته است. بعد از گذشت تقريبا يك دهه، اروپايی ها به اين نتيجه رسيدند كه واقعيت ها چيز ديگری است و ما متوجه شديم كه بعد از آن، با يك نگرش جديد از سوی اتحاديه مواجه می شويم. در آنجا در بيانيه ای كه آنها دادند، ابراز علاقه كردند به اينكه با ايران وارد يك تعامل و گفت وگو بشوند كه تحت عنوان گفت وگوهای انتقادی متمايل شد.
ما هم با توجه به مجموعه شرايطی كه با آن مواجه بوديم، استقبال كرديم كه وارد چنين گفت وگويی براساس احترام متقابل بشويم و در واقع فاز اول را با موفقيت پشت سر گذاشتيم و وارد فاز دوم روابط شديم و آن مقطع گفت وگوهای انتقادی بود. در اين مقطع ما از سال 1371 كه آغاز آن بود تا فروردين ،76 7 دور گفت وگوهای انتقادی داشتيم كه برای دو طرف در جهت شناخت بهتر طرفين از مواضع يكديگر و ديدگاه هايی كه داشتيم مفيد بود. ولی صرفا مبتنی بود بر گفت وگو، يعنی تبادل نظر و طرح ديدگاه های طرفين. از اين جهت مفيد بود، كه اين مقطع مصادف شد با بحران ميكونوس و دادگاه برلين كه در آن جا شرايط تغيير كرد و گفت وگوها متوقف شد و در يك مقطعی هم سفرای دوطرف فراخوانده شدند و روابط حالت بحرانی به خود گرفت كه بعد از گذشت چند ماهی خود اتحاديه هم علاقه مند بود فرصتی پيدا كند تا بتواند مجددا وارد گفت وگو با ايران شود. يكی از ويژگی هايی كه در دوره گفت وگوهای انتقادی بود و می شود به آن توجه كرد، جدا شدن نگرش اتحاديه به ايران در مقايسه با آمريكا بود. چون آمريكا (به اصطلاح خودشان) خط انزوای ايران و بحث تحريم ها را دنبال می كرد در صورتی كه اتحاديه بحث تعامل و گفت وگو با ايران را دنبال می كرد.
بعد از اين بحران و متوقف شدن مقطع دوم، شرايطی جديد بعد از انتخاب جناب آقای خاتمی به عنوان رياست جمهوری مطرح شد كه اينها از اين فرصت استفاده كردند و علاقه مندی خودشان را برای ورود به فاز جديد در روابط ابراز كردند كه بعد از گفت وگوهای مكرری كه بين دو طرف بود، در نهايت تفاهم شد كه مقطع گفت وگوهای فراگير را شروع كنيم كه اين مقطع ويژگی های خاص خودش را داشت. اولا گفت وگوها به لحاظ شكل و محتوا و چارچوبی كه داشت از گفت وگوهای انتقادی كه در دوره قبل وجود داشت متفاوت بود، و مهم ترين ويژگی هايی كه در اين مقطع كه تا به حال 9 دور مذاكرات راپشت سر گذاشتيم در گفت وگوهای فراگير، اين بود كه ما اولا يك فضای همكاری را برای دو طرف ترسيم كرديم و از فاز صرفا گفت وگو خارج شديم و وارد فاز مذاكره و به خصوص فراتر از بحث تبادل نظرهای سياسی شديم و فاز همكاری های بين دو طرف شروع شد كه در طول اين مدت يكی از دستاوردهای آن، تشكيل گروه های كاری در زمينه های مختلف بود؛ گروه كاری انرژی، گروه كاری تجارت و سرمايه گذاری، گروه مبارزه با مواد مخدر و گروه كاری پناهندگان و... اينها يكی از دستاوردهايی بود كه در طول اين دوره با آن مواجه شديم. دستاورد مهم ديگری كه با آن روبه رو شديم اين بود كه با مذاكرات و گفت وگوهايی كه انجام و فضايی كه ايجاد شد، اتحاديه متقاعد شد به اينكه بايستی با ايران وارد فاز گفت وگو و مذاكره بشود. آذر 1381 وارد فاز جديد ديگری شديم، مذاكرات مربوط به موافقتنامه تجارت و همكاری آغاز شد كه اين چشمه ای جديد از همكاری و روابط را به دنبال خواهد داشت. دستاوردهای ديگری كه در اين مقطع می توانيم به آن اشاره كنيم، بحث موافقت اتحاديه با گنجاندن نام منافقين در ليست گروه های تروريستی اتحاديه بود كه اين سال ها مورد بحث بود. در كنار آن، گشايش هايی در برخی زمينه ها در جهت تسهيل صادرات ايران به اروپا، ايجاد شده و خواهد شد. اينها مواردی بود كه می شود گفت از دستاوردهای اين مقطع بودند.
دستاوردهای ديگر آن، همكاری های پارلمانی با مناسبات پارلمان اروپا بود كه قبلا وجود نداشت. در اين مقطع برای اولين بار بعد از پيروزی انقلاب اسلامی، هيأتی به سرپرستی رئيس كميسيون رياست خارجی پارلمان اروپايی به ايران آمد. دعوتی كه از دكتر خرازی برای شركت در كميسيون خارجه پارلمان اروپايی داشتند كه در واقع برای اولين بار بعد از انقلاب بود. نكته ديگر در رابطه با بحث های سياسی، اين است كه ما در طول 20 سال گذشته، هر سال مواجه بوديم با قطعنامه كميسيون حقوق بشر كه اتحاديه اروپا هم يكی از بانيان آن بود كه بعد از عدم توفيقشان در دو سال قبل كه رأی لازم را بياورند و تحولاتی در ايران بود، به اين نتيجه رسيدند كه فاز جديدی را بايستی در اين رابطه با ايران آغاز كنند، ديالوگ دو طرف در زمينه حقوق بشر شروع شد و خود مسئله كه بعد از 20 سال اينها به اين نتيجه رسيدند كه ديگر بانی نشوند و قطعنامه ندهند يك توفيق محسوب می شود و مذاكرات و گفت وگوها هنوز ادامه دارد. فضای مثبتی در روابط بين دو طرف ايجاد شده است. علاقه مندی ای كه اتحاديه برای رايزنی با جمهوری اسلامی ايران و تقويت رايزنی های سياسی و استمرار آن دارد حائز اهميت است. شما ببينيد در مجموعه اتحاديه، انگليس را داريم كه همسويی خاصی را سياست های آمريكا در منطقه با بحران عراق دارد. فرانسه و آلمان هم خط ديگری هم دنبال می كنند كه ما از هر دو طرف مورد مراجعه و رايزنی هستيم و اين نشان دهنده جايگاه و اهميت جمهوری اسلامی ايران است كه وزن خاص خود را به عنوان كشوری كليدی در منطقه دارد كه به هر حال بايستی مورد مشورت و رايزنی قرار بگيرد.
• يكسری افشاگری ها درباره كمك كشورهای اروپايی به تجهيز صدام به سلاح های كشتارجمعی زمينه را برای طرح شكايت ايران در جامعه بين المللی آماده كرده است. آيا ايران قصد چنين كاری دارد؟
ما در طول دوران جنگ تحميلی عراق، در گفت وگوها و مذاكراتی كه با كشورهای غربی داشتيم، همواره بحث متجاوز بودن رژيم عراق و آغاز شدن رژيم عراق، در رابطه با جنگ را با آنها مطرح می كرديم و كاملا هم برای ما مشهود بود كه آنها قبول دارند، در اين رابطه رژيم عراق بود كه آغازگر جنگ بود، اما با توجه به ملاحظات سياسی و روابط و همكاری هايی كه با رژيم عراق داشتند، هيچ گاه حاضر نمی شدند كه اين مسئله را اذعان كند و به زبان بياورند. با توجه به شرايط جديدی كه در منطقه بعد از جنگ دوم خليج فارس و به خصوص بحران اخير ايجاد شد، خوشبختانه موارد متعددی را كه در اظهارات مقامات كشورهای اروپايی و غربی می بينيم، حاكی از اذعان به اينكه ايران، مورد تجاوز رژيم عراق قرار گرفت و مهم تر از آن، اينكه رژيم عراق سلاح های كشتارجمعی، سلاح های شيميايی عليه ايران به كار گرفته، اينها نكات قابل توجهی است و در حافظه تاريخ ثبت خواهد شد كه می تواند قطعا مورد بهره برداری آتی قرار بگيرد. به خصوص برای كسانی كه تاريخ سياسی دنيا را به قلم می آورند.
• آيا امكان اين وجود دارد برای اينكه سياست تنش زدايی را ادامه بدهيم، شكايتی مطرح نكنيم؟
بحث اينكه چگونه برخورد شود مسلما نياز به بررسی های جامع تری دارد كه بايستی جداگانه به آن پرداخته شود. ولی طرح ادعا برای احقاق حقوق يك ملت به معنی دشمنی با كشورها نيست. به هر حال كشورهای مختلفی در دنيا هستند كه روابط دوستانه ای هم با يكديگر دارند، ولی در مسائل گذشته خود از راه حقوقی پيگير می شوند و موارد مورد نظر خود را از طريق مراجع ذی صلاح دنبال می كنند. اين بدان معنی نيست كه حال چون روابط، فضای دوستانه ای دارد، می شود از حقوق ملت چشم پوشی كرد.
• برای اينكه اتباع ايرانی بتوانند از حقوقشان دفاع كنند راهكاری از طرف وزارت خارجه ارائه شده است؟
اين يكی از مواردی است كه به آن توجه جدی شده و انتظار به حق را به خصوص خانواده جانبازان و افرادی كه مسموم شيميايی هستند دارند كه حقوقشان مورد پيگيری قرار بگيرد و وزارت خارجه هم احترام خاصی را در اين رابطه داشته و خواهد داشت. در قوه قضاييه، مرجعی در نظر گرفته شده كه موارد و شكايت آنها ثبت بشود و بتوانند حقوق خودشان را مورد بررسی قرار دهند.
• ولی اين اتفاق عليرغم قولی كه داده شد درباره ايرانی های مقيم آمريكا كه توسط دولت ايالات متحده بازداشت شدند، نيفتاد.
بخش كنسولی ما پيگير موارد مربوط به افراد ايرانی خارج از كشور است كه يكی از وظايف وزارت خارجه اين است كه موارد كنسولی را دنبال كند و از حقوق اتباع ايرانی در هر نقطه از جهان دفاع كند .
• ايرانی های مقيم آمريكا طيف گسترده ای از مهاجران ايرانی هستند. بيشتر كشورهای عربی از مهاجران خود به عنوان يك بازی فعال در سياست خارجی استفاده می كنند، اين ديدگاه ها در مهاجران ايرانی مقيم آمريكا هم وجود دارد؟
بله. ما به اتباع ايرانی به عنوان سرمايه ملی نگاه می كنيم و طبيعی است برنامه هايی را داشته باشيم برای اينكه از توانمندی ها و امكاناتی كه اينها دارند استفاده كرد، ارتباطات خوبی را هم نمايندگی هايی در خارج از كشور بر اساس خط مشی ای كه از تهران برايشان مشخص شده با اتباع ايرانی دارند و در رده های مختلف با اين افراد ارتباطات و گردهمايی هايی را دارند كه از توانمندی ها و آمادگی های آنها استقبال می كنيم.
• در چند سال اخير چقدر از اين ايرانی ها متمايل به بازگشت به ايران يا برگرداندن سرمايه هايشان به كشور شدند؟
من آمار خاصی را نمی توانم ارائه بدهم ولی نكته ای كه كاملا برای ما مشهود است افزايش تردد و رفت وآمدهای اتباع ايرانی است. با توجه به تسهيلاتی كه برايشان ايجاد شده خيلی از اينها به لحاظ اينكه مشكل پروازی داشتند امكان ورود به كشور را نداشتند و نگران بودند ولی با هماهنگی ها و اقداماتی كه به عمل آمد، مجوزهايی را برای اين گونه افراد اخذ كرديم كه بتوانند در مقاطع كوتاه تا سه ماه هر سال يكبار به ايران بيايند و اين مسئله باعث شد خيلی از اينها كه سال های سال در انتظار و شوق ديدار كشور و خانواده هايشان بودند بتوانند با استفاده از اين امكانات و تسهيلات به كشور بيايند كه اين خيلی فضای خوبی را در ايرانی هايی كه سال ها دور از وطن بودند ايجاد كرد. تعداد زيادی از كسانی را كه صاحب سرمايه و امكانات بودند، اطلاع داريم كه وارد كشور شدند و در تلاش هستند برای اينكه بتوانند در پروژه های مختلف سرمايه گذاری كنند و در بخش های مختلف از توانمندی های خودشان در داخل كشور استفاده كنند اين چيزی است كه نياز به زمان دارد برای اينكه بتوانند با اطمينان خاطر بيشتری امكانات و سرمايه هايشان را متوجه كشور كنند.
• اين افراد شامل اتباع ناراضی ما كه به خارج از كشور مهاجرت كردند هم می شود؟
فضا در حال حاضر خيلی متغير شده و نسبت به گذشته متفاوت است. ما در گذشته يك ديد بسيار منفی ای را در خيلی از افرادی كه در خارج از كشور بودند مشاهده می كرديم كه مقدار زيادی از آن نشأت گرفته از تبليغات و جوسازی های مسمومی بود كه عليه شرايط داخل كشور، توسط رسانه های گروهی و گروه های ضدانقلاب شده بود كه واقعا آنها را از شرايط موجود وحشت زده كرده بود. با اين امكانات و تسهيلاتی كه فراهم شد و برگشت آنها مجددا صورت گرفت، فضا اصلا شكسته شد، از اين جهت كاملا مشهود است كه فضا تغيير كرده است. منتهی تعداد كسانی كه ابراز مخالفت و دشمنی می كنند در رابطه با مجموعه افرادی كه خارج از كشور هستند بسيار معدود است. تعدادی هم هستند كه بی طرف محسوب می شوند و به اصطلاح هنر ما در اين خواهد بود كه بتوانيم نظر مثبت طيف بی طرف را جلب كنيم، خب برنامه هايی هم از سوی ارگان های مختلف در دست اجرا است برای اينكه اينها بتوانند توجه خودشان را بيشتر به شرايط داخل جلب كنند و ذهنيت های منفی آنها اصلاح شود.
• در رابطه با گروه های اپوزيسيونی كه در آمريكا و اروپا هستند می خواستم با شما صحبت كنم اصولا از نظر وزارت خارجه و از نظر شما تفاوتی بين گروه های اپوزيسيونی كه در اروپا و آمريكا هستند و بعضا خيلی هم قديمی محسوب می شوند و شايد مربوط به سال ها قبل از انقلاب باشند با اپوزيسيون های تازه شكل گرفته وجود دارد؟
اولا اينها طيف های مختلفی هستند. خيلی از كسانی كه در خارج از كشور هستند و به عنوان اپوزيسيون هم مطرح می شوند، واقعا بحث اپوزيسيون به آن شكل در مورد اينها صدق نمی كند، به خاطر اينكه خيلی از اين افراد در جهت دسترسی به امكانات و تسهيلات اجتماعی و شغل بهتر حركت كرده اند و در واقع انگيزه اصلی هم همين بود كه رفته اند و خيلی از اينها به نمايندگی ها مراجعه داشتند برای اينكه بتوانند با ايران ارتباط برقرار كنند و پاسپورت بگيرند و بتوانند رفت وآمد كنند و هيچ گونه عناد و دشمنی ای نسبت به كشور و نظام ندارند و كاملا مورد استقبال و توجه نمايندگی های ما قرار گرفته اند و از همه گونه امكانات و سرويس های كنسولگری ما هم برخوردار بودند. تعداد خيلی قليلی حالا چه در اروپا يا در آمريكا هستند كه فعاليت هايی را دارند چندان هم زياد نيست. برخی از افرادی كه رفته اند و مهاجرت كرده اند و در برخی از اين كشورها ساكن شده اند، توانسته اند حتی به مدارج سياسی دست پيدا كنند. خيلی از آنها در برخی از كشورهای شمال اروپا توانسته اند وارد پارلمان و احزاب آنجا شوند و بعضا ارتباطات خوبی هم با نمايندگی های ما دارند كه اين مسئله يك نقطه اتكا برای ما محسوب می شود. اگر شرايطی فراهم شود كه اينها بتوانند بيشتر با داده ها و واقعيت های كشور آشنا شوند، می توان در جهت احقاق حقوق كشور و دفاع از مظلوميت نظام و انقلاب از امكانات و فرصت هايی كه در اختيار دارند استفاده كرد.
• ايرانی هايی كه وارد بافت قدرت در كشورهای مختلف می شوند تحت حمايت ايران هستند؟
قطعا اين وظيفه ما است كه از همه ايرانی هايی كه در خارج از كشور هستند حمايت كنيم و ارتباطات خوبی هم با اكثريت اينها برقرار است و نوعا از رفتار نمايندگی های ما و تسهيلاتی كه برايشان فراهم می كنيم راضی هستند.
• واكنش ايران به پخش شدن گروه رجوی در نقاط مختلف دنيا چيست؟
منافقينی كه در عراق هستند شديدا از شرايط جديد نگران هستند و اين كاملا مشهود است. تحركات و تلاش هايی كه برای طرح جابه جايی ها می رسد و اطلاعاتش واصل می شود حاكی از تشديد نگرانی در آن است كه سرنوشت آنها چه خواهد شد. در تلاش هستند تا بتوانند مفری پيدا كنند برای جابه جايی برخی از سرانشان و از كانال های مختلف می كوشند كه خودشان را به نقاط امن تری منتقل كنند كه سرويس های امنيتی كشورهای اروپايی هم متوجه خطر اين جابه جايی هستند چون شناخت خوبی از ماهيت اين افراد دارند.
• آيا احتمال آن هست كه با كشورهايی كه با ميزبان آنها می شوند دچار چالش شويم؟
البته اينها امتحان خودشان را پس داده اند و كشورها، شناخت خوبی از ماهيت اين افراد دارند و به هيچ وجه هم علاقه مند نيستند كه اينها را به كشور خودشان راه بدهند و برای خودشان معضل جديدی ايجاد كنند مگر اينكه از كانال های مختلف، با استفاده از اسنادها و پاسپورت های جعلی بتوانند خودشان را به نحوی به برخی از اين كشورها برسانند كه خب اين بحث جدايی است. خيلی بعيد است كه كشوری حاضر باشد اينها را به صورت جمعی به كشور خودش راه بدهد و كشورش را دچار مشكل و تشنج جديدی كند مگر اينكه مواردی باشند كه از قبل كارت های پناهندگی داشته اند و تاريخ مصرفشان در عراق تمام شده و بخواهند به محل های سابقشان برگردند كه بتوانند از شگردهای خاصی استفاده كنند، برای اينكه برگردند ولی آن امكان و مجالی كه در گذشته برايشان فراهم بود كشورهای غربی ديگر حاضر نخواهند بود اين امكانات را در اختيارشان بگذارند. به خصوص كه اينها نامشان در ليست گروه های تروريستی اتحاديه و برخی از كشورهای غربی درج شده كه اين موضوع موانع و محدوديت های جدی برايشان ايجاد می كند.
• سياست ما در مقابل كشورهای اروپايی كه نام منافقين در ليست گروه های تروريستی آنها هست چيست؟ چه بهره برداری سياسی ای را می توانيم از اين موضوع بكنيم؟
نفس اينكه گروهی در ليست گروه های تروريستی مجموعه اتحاديه قرار گرفته قدرت مانور اينها را كاملا محدود كرده و به همين دليل هم شديدا از اينكه اتحاديه حاضر شده تن دهد كه نام آنها را درليست گروه های تروريستی قرار بدهد خشمگين هستند. از شگردهای مختلف هم استفاده كردند و تلاش داشتند كه بتوانند نام خودشان را از اين ليست خارج كنند چون برايشان بسيار سنگين است. هم به لحاظ پرستيژی كه اينها را همان طور كه هستند به عنوان گروه های تروريستی شناسايی كنند و هم اينكه خود اين عمل پيامدهای منفی ای برايشان دارد و فعاليت هايشان را شديدا در فشار قرار می دهد.
• ما بهره برداری سياسی از اين موضوع كرده ايم؟
همين كه نام اين گروه در ليست آمده، طبعا از نظر ما حائز اهميت است و اقدامی كه اين كشورها انجام داده اند مورد توجه ما قرار دارد و انتظار ما اين است كه با توجه به اينكه چنين اقدامی انجام شده به صورت عملی و جدی، فعاليت های اينها مورد بازنگری قرار بگيرد و اجازه ندهند كه از شرايط و تسهيلات پناهندگی و غيره ای كه برای اينها فراهم كرده اند، سوءاستفاده بكنند.
اينها حتی ممكن است يك يا تعداد محدودی نماينده را بياورند و با سماجت هايی كه دارند امضايی از آنها بگيرند ولی اين به هيچ وجه به معنی حمايت همه جانبه پارلمان ها از اين ها نيست و وقتی هم كه از آنها سوال می شود، خودشان تعجب می كنند كه اصلا از كجا نام اينها را استفاده می كنند؟ حتی مواردی را داشته ايم كه اينها از سربرگ های مجالس برخی از اين كشورها سوءاستفاده كرده اند كه تحت تعقيب قضايی هم قرار گرفته اند، به خاطر اينكه از اسناد رسمی آنها سوءاستفاده كرده اند برای اينكه بهره برداری سياسی كند. |