Persian Archive

• با تكبر بهتر هستم
• مدرسه فوتبال متفاوت
• چالش اخلاق گرايی و حرفه ای
• ليسانس آب تنی
• پلاتينی، استقلال و رئال
• يكی به دادم برسه
• تيم رويايی چهار
• بدو بدو در شيراز


راشين خسروی : او يك دروازه بان عادی نيست. به صورت غيرحضوری در دانشگاه اقتصاد خوانده و خودخواهی و غرور از او جدانشدنی هستند. گونتر نتزر در موردش می گويد بداقبالی اوست كه در يك سال و در يك كشور مشترك با بهترين دروازه بان جهان متولد شده است والا آرزوی هر ملت ديگری است كه به عنوان دروازه بان اول از او بهره گيرند. ينس لمان اين روزها با دورتموند حال و روز خوشی ندارد. دورتموندی ها پس از حذف از ليگ قهرمانان، با يك شكست در مقابل وردربرمن و تساوی اين هفته در هامبورگ جايگاه دوم جدول را به فليكس ماگات و جوانانش در اشتوتگارت سپردند و به اين ترتيب در راه صعود مستقيم به مرحله گروهی ليگ قهرمانان كه بی اهميت نيست عقب مانده اند. اما لمان با اعتماد به نفس افراطی خود در گفت وگو با روزنامه زوددويچه سايتونگ اعتقاد دارد كه بهترين دروازه بان جهان است.

در اين فصل عملكرد شما درون دروازه دورتموند مورد تعريف و تمجيدهای زيادی قرار گرفته است. به نظر خودتان می توان اين فصل را بهترين فصل شما دانست؟

هنوز برای نتيجه گيری زود است. ضمن اينكه من فعلا نمی توانم بازی كنم، در حالی كه تيم مسير نزولی را طی می كند و اين مسير ممكن است كه ادامه يابد. ولی در كل بايد بگويم كه من 3 سال است كه خيلی خوب كار می كنم. يعنی از آن موقعی كه ماتياس سامر به دورتموند آمد. اما در گذشته به چشم نمی آمد.

يعنی در شيوه تمرينات خود هيچ تغييری نداديد؟

خير.

برای تغذيه سالم تر هم اهميت قائل نيستيد؟

من فكر می كنم كه به هر حال تغذيه خوبی دارم. تنها مزاحم من شكلات است والا سيگار نمی كشم، از مشروبات الكلی استفاده نمی كنم، قهوه نمی نوشم و فقط از غذاهای كم چرب استفاده می كنم.

ظاهرا شما از يك ضرب المثل قديمی كه می گويد خواب پيش از نيمه شب سالم ترين است پيروی می كنيد.

دقيقا، من ساعت 10 می خوابم و 7 صبح بيدار می شوم.

احتمالا برای استراحت روحی نيز يك برنامه نمونه و بی عيب و نقص داريد؟

من هيچ گاه درست و حسابی استراحت نمی كنم.

اوه، اين واقعا تأثرآور است.

ولی خوب من يك دروازه بان هستم. لذا موقعی می توانم به استراحت روحی بپردازم كه فوتبال را كنار گذارم.

تا آن موقع همواره بايد به فوتبال فكر كنيد و به اينكه چگونه می توانيد انتظاراتتان از خود را برآورده كنيد؟

من شايد سه تا چهار سال ديگر در اين سطح عالی بازی كنم. حتی می كوشم تا ترقی كنم چون پيشرفت لذتبخش است.

اما هر انسانی بايد هر از چند گاهی خود را خاموش كند تا قوايش تجديد شوند.

شما بايد اين را در نظر بگيريد كه من سه ـ چهار سال است كه هيچ گاه بيش از دو هفته تعطيلات نداشته ام. هرگاه كه به سفر بروم می دانم كه بايد از همان هفته اول برای استراحت استفاده كنم.

طوری صحبت می كنيد كه انگار خود استراحت نيز يك كار است.

بله واقعا همين طور است. برای استراحت كامل روحی و جسمی من به شش هفته نياز دارم. ولی اين شش هفته را نداريم. به همين خاطر بود كه تقريبا همه بازيكنان تيم ملی پس از جام جهانی مصدوم بودند. در آن موقع است كه بدن آدم می گويد: من به آرامش احتياج دارم. می دانيد كه اگر روح استراحت نكند، بدن هم استراحت نمی كند.

همكار شما راين فان دوين هوون در بوخوم درون زمين هم استراحت می كند. او می گويد موقعی كه توپ در نيمه حريف است می توانم به چيز ديگری مثلا مهمانی شب قبل فكر كنم.

چه بامزه! او مرد مهربانی است. هلندی است. ولی ببخشيد ما اينجا در سطح بالايی بازی می كنيم.

آيا اين سرسختی، مشخصه دروازه بانان خوب آلمانی است؟ اگر به غير از شما اليور كان و فرانك روست را در نظر بگيريم، اين فرضيه درست است.

نمی توانم در اين مورد قضاوت كنم.

آيا همكاران شما در اسپانيا، انگليس و ايتاليا طور ديگری هستند؟

نمی دانم. فقط می توانم در مورد خودم بگويم كه در مسابقات مهم هيچ گاه اشتباه نكرده ام. برای همين به خودم می گويم كه راه خودم را با سرسختی و تمركز بالا طی می كنم. حتی گاهی اوقات به نظر می رسد كه ديوانه ام. اما تنها چيزی كه اهميت دارد اين است كه در مواقعی كه تحت فشارم اشتباهی از من سر نزده است.

برای همين آلمانی ها هميشه بهترين دروازه بانان دنيا را دارند؟

اينكه صحت ندارد. اين را ما آلمانی ها می گوييم. اشتباه نكنيد. اگر من به جای شما بودم اين قدر اغراق آميز صحبت نمی كردم. اگر واقعا عالی بودند در خارج از كشور بازی می كردند.

اليور كان در حال حاضر در دورانی به سر می برد كه فهميده است زندگی چيزهايی بيشتر از فوتبال را می تواند در اختيارش گذارد. ممكن است شما هم روزی به اين نقطه برسيد؟

من قبلا به اين نقطه رسيده بودم اما حالا می خواهم فقط فوتبال بازی كنم. موقعی كه در آ. ث. ميلان نيمكت نشين شدم از محيط جديدم لذت بردم و وقت بيشتری را صرف اين كردم كه دوستان جديدی پيدا كنم. پيش از آن در شالكه هنگامی كه مصدوم شدم هم كمی زندگی كردم. اما خيلی زود متوجه شدم كه هيچ يك از اينها مرا ارضا نمی كند. به همين خاطر دوباره گاز دادم. حالا اهدافی را برای خود تعيين كرده ام. متأسفانه امسال نشد از قهرمانی خود دفاع كنيم اما فصل آينده دوباره بايد به اين مهم دست يابيم. سال ديگر بايد قهرمان بوندس ليگا و جام حذفی شويم و در ليگ قهرمانان نيز به مراحل بالاتر صعود كنيم. در اين فصل مخصوصا اين اواخر، هيچ چيز بر وفق مراد نبوده است.

ظاهرا شما برای تخليه شدن در زمين، كارهای غيرعادی انجام می دهيد. . .

. . . اينكه چيز جديدی نيست. يك دروازبان نمی تواند درون زمين از ميزان فشاری كه روی اوست بكاهد.

اما همه دروازه بان ها به اين مشكل دچار هستند. اما فقط شما چنين واكنش هايی را نشان می دهيد.

فشاری كه روی من است بيش از هر دروازه بان ديگری است. ضمن اينكه چون من درون زمين كمی خودخواه به نظر می رسم، كارهايم بيشتر به چشم می آيد.

آيا پشت سر اين تكبر مفهومی وجود دارد؟

شايد. در زمين هميشه ردی از اين غرور را می توان ديد. . .

. . . غروری كه مثل يك زره بر تن می كنيد.

می توان اين طور هم گفت.

پس وقتی كه به زمين می رويد، يك نقش را بازی می كنيد؟

بله، مسلم است كه من درون زمين شخصيت كاملا متفاوتی نسبت به حالت معمول دارم. اگر اين طور نبود، بد بود.

پس در بازی اين سلطه گری و سردی را نمايش می دهيد

بله، اگر با هر مهاجمی قبل از بازی دست می دادم كه هيچ وقت موفق نمی شدم.

ولی شما هيچ گاه جنگ روانی هم به راه نمی اندازيد. مثلا به مهاجم حريف بگوييد كه «حيف كه امروز نمی توانی گل بزنی!»

خير، اين كار گستاخانه خواهد بود. در اين صورت او هم با من درگير می شود. با زبان جسمانی به خيلی چيزهای بيشتری می توان دست يافت.

و اين كار واقعا جواب می دهد؟

من با اين تكبر قطعا بهتر هستم. بهتر از موقعی كه از خودم بپرسم: آيا به اين توپ می رسم؟

قضيه موقعی جالب می شود كه شما با اين تصويری كه از تكبر داريد در برابر مهاجمان تراز اول می ايستيد.

اين بازی ها همان مسابقات دشوار هستند. مثل بازی در برابر رئال مادريد. من بازی رئال با منچستر را تماشا كردم و مطمئن نيستم كه آيا فيگو واقعا قصد داشت دروازه آنها را باز كند يا نه. شايد هم واقعا می خواست گل بزند. اما تفاوت او با بقيه در همين است. اگر بازيكن ديگری چنين گلی را به ثمر می رساند، پيراهن خود را درمی آورد و دور افتخار می زد. اما او جشن كوتاهی گرفت و به كارش ادامه داد. خيلی از فوتباليست ها از اين صحنه تعجب می كنند، اما شايد آنها هم بتوانند. فقط آن را بايد هزار بار تمرين كنند. من هم همين كار را كرده ام: همه حركات را هزار بار تمرين كردم.

و اين كار در پيشرفت شما چقدر تأثير دارد؟

من نمی خواهم بگويم كه بهترين دروازه بان جهان هستم، اما هيچ دروازه بان ديگری را نمی شناسم كه توانايی هايش از من كامل تر باشد. البته هميشه دروازه بان هايی خواهند بود كه در برخی از مسابقات از من بهتر باشند. من می توانم تمركز بالاتری نسبت به بقيه داشته باشم و آن را برای مدت بيشتری حفظ كنم.

اليور كان هم نمی تواند؟

خير. با اينكه او يك دروازه بان عالی است و من احترام زيادی برای او قائلم، تكرار می كنم: هميشه دروازه بان هايی خواهند بود كه به مدت دو يا سه ماه بهتر از من هستند نه بيشتر. منظور من از بهتر بودن انجام اشتباهات كمتر است.

بنابراين از اينكه كان در تيم ملی هميشه بالاتر از شما است بايد ناراحت شويد؟

بله. همين طور است. فكر می كنم كه حقم است كه در تيم ملی بازی كنم.

ولی كان به تازگی اظهار كرده كه می خواهد تا 2006 در تيم ملی بازی كند.

اين را می پذيرم، و واقعا می خواهم كه اين طور باشد. در ورزش تنها معيار سنجش عملكرد ورزشكار است و اگر در بلندمدت بتوانم در سطح بالايی كار كنم، بازی خواهم كرد. اما برای اينكه دروازه بان تيم ملی شوی بايد نفس بلندی داشته باشی و من آن را خواهم داشت.

اما گاهی در موقعيت هايی قرار خواهيد گرفت كه كنترل خود را از دست می دهيد. مثل كارت قرمزی كه چند هفته پيش در شالكه گرفتيد. وقتی كه شما از دروازه به وسط می دويديد، همه از خود پرسيدند كه خدای من او چه كار می كند؟

من به وضعيت توماس روسيچكی رسيدگی كردم و به اوده كامپهويس هم گفتم كه مگر ديوانه شده ای؟ تو نمی توانی او را به اين راحتی بزنی. ما سه شنبه يك بازی مهم را پيش رو داريم. من فقط به حرف رئيس باشگاه دكتر نيبائوم گوش دادم كه گفته بود «اگر يكی از بازيكنان روی زمين بيفتد، سايرين بايد به او كمك كنند. » اما لمان ـ كه احمق است ـ اين كار را انجام می دهد و بعد از درگيری با آموروسو اخراج می شود.

وقتی كه شما وسط زمين با هم تيمی خود آموروسو درگير شديد. . .

. . . گفتيد كه من ديوانه هستم. اما ما حريف را كاملا تحت كنترل داشتيم و ناگهان برخی از بازيكنان تمركز خود را از دست می دهند. من می خواستم توپ را پرتاب كنم كه ديدم آموروسو اصلا حواسش نيست. برای همين با او درگير شدم. البته بعدا از تماشای اين صحنه ناراحت شدم.

آيا تا به حال به خاطر چنين موقعيت هايی احساس شرم هم كرده ايد؟

معلوم است. خيلی وقت ها است كه از انجام چنين كارهايی خجالت می كشم و به خودم می گويم كه مگر ديوانه شده ای؟

لمان و احساس شرم؟ خودتان هستيد؟

خير، ولی اگر بعد از انجام اين كارها آسوده خاطر می بودم، نه می توانستم آنها را تشويق كنم و نه تنبيه.

اين كار وظيفه يك دروازه بان است؟

او نبايد اين كارها را انجام دهد. بهتر است كه بازيكن ديگری اين كار را انجام دهد. اما ما درحال حاضر چنين بازيكنی نداريم. مثل ماتياس سامر در سابق و يا ينس يرميس در تيم ملی. اگر چنين بازيكنانی وجود داشته باشند، دروازه بان فقط مسئوليت 16 متر مقابل خود را خواهد داشت.

هفته ديگر كه بايرن به دورتموند می آيد، آيا بايد دوباره نگران شما باشيم؟ چرا كه بايرنی ها گفته اند كه می خواهند در دورتموند جشن قهرمانی بگيرند.

آنها موفق به اين كار نخواهند شد.

خصومتی با بايرن داريد؟

خير، ضمن اينكه مونيخ شهر بسيار زيبايی است. همسرم هم مونيخ را خيلی دوست دارد. شايد پس از كناره گيری از فوتبال به مونيخ برويم.

• آنجا چه كار خواهيد كرد؟

دوست دارم زير دست اليور كان، قائم مقام باشگاه بايرن مونيخ شوم.


سهيلا قاسمی : سال ها بود كه آژاكس، بازيكن جوان و يا ستاره ای متفاوت به خود نديده بود. آژاكسی كه سال ها به عنوان يكی از بهترين های اروپا مطرح بود، اين اواخر فروغ چندانی نداشت و با بازيكنان سابق خود، تيمی پير و از كارافتاده تشكيل داده بود. وسلی اسنايدر و فان درفارت، دو ستاره جوانی هستند كه چندی پيش در آسمان فوتبال آمستردام ظهور كردند. آژاكس با تكيه بر چنين ستارگانی مسلما روزبه روز پيشرفت بيشتری خواهد كرد. تحولات اخير آژاكس را بايد مديون مدرسه فوتبال آن دانست.

او مرد جوانی است كه هنوز 18 سالش تمام نشده، جوانی با قد و قواره ای كوتاه (170 سانتی متر) كه در نگاه اول هيچ شباهتی به فوتباليست های قدرتمند قرن بيستم ندارد. اما وسلی اسنايدر ويژگی های بسيار نادری دارد: مهارت او در هدايت توپ يا ضربه های استثنايی اش با هر دو پا او را بسيار متمايز كرده است. اين جزئيات يازده سال است كه از او جدا نشده اند. اين عضو تيم آژاكس آمستردام هميشه نسبت به انجام بازی های تكنيكی و تهاجمی و همچنين به دست آوردن محبوبيت تيم آژاكس در ميان مردم وسواس عجيبی دارد. اين پسر اوترخت زمانی كه هفت سال سن داشت، برای شركت در هفته استعداديابی كه هر سال ماه مارس در آمستردام برگزار می شود، دعوت شده بود و آنها او را نگه داشتند.

پس از يازده فصل حضور در آمستردام، وسلی اسنايدر بالاخره در ماه اكتبر به تيم اصلی راه يافت و چند هفته بعد، كار خود را در ليگ قهرمانان آغاز كرد. دنی بلايند كه در شكوفايی استعداد وسلی در مركز آموزشی باشگاه نقش بسيار موثری داشته می گويد: «همه چيز خيلی سريع پيش می رود. اين طور نيست؟ وسلی پنج يا شش بار در تركيب تيم اول (بزرگسالان) حضور داشته و حالا منتظريم تا او پنج يا شش سال در همين جا بازی كند. » وسلی كار خود به عنوان يك دانش آموز مدرسه فوتبال را از مركز آموزشی قديمی آژاكس آغاز كرد: «ما به سادگی می توانستيم به حرفه ای ها نزديك شويم. » قهرمان و سمبل زندگی او ياری ليتمانن فنلاندی بود. هر روز بعد از ظهر اتوبوس آژاكس به دنبال وسلی تا در مدرسه شان می رفت و هر شب نيز او را تا در خانه شان می رساند. هيچ كس در اين مركز نمی ماند. تنها برخی فوتبال آموزان كه از راه دور می آمدند (بيش از 80 كيلومتر) و يا خارجی ها نزد برخی خانواده های علاقه مند، زندگی می كردند. البته امسال تنها پنج نفر چنين وضعيتی دارند. ويژگی يك دانش آموخته باشگاه آژاكس: سال ،1997 وسلی در حومه شهر، كار خود را دنبال كرد. از De Toekomst، مركز آموزشی جديد، هيچ چيز به جز چهار حرف سرخ رنگ استاديوم دی ميرز (AJAX) در خاطر او باقی نمانده است. اين نشان برای جذب بازيكنان جوان و تصميم آنها مبنی بر پيوستن به اين آكادمی بيش از ساير مراكز، كافی است. علاوه بر آن نام آژاكس برای خانواده ها نيز يك نوع تضمين به حساب می آيد. حتی شكاك ترين افراد هم با ديدن آمار و ارقام موفقيت اين مركز كاملا مجاب می شوند. دنی بلايند می گويد: «هشتاد درصد دانش آموزان مركز De Toekomst تبديل به فوتباليست های حرفه ای می شوند. »

چهار زمين تمرين، يك زمين بازی و يك سالن غذاخوری نمای بيرونی اين مركز را تشكيل می دهند. چنين دورنمايی به هيچ وجه خارق العاده نيست. دنی بلايند كه از سال 1998 مدير مركز است در اين مورد می گويد: «تجهيزات اينجا خيلی اهميت ندارد، چيزی كه برای ما اهميت دارد، كيفيت تمرين است. » ويژگی منحصر به فرد آژاكس سال ها است كه به شكل يك شعار مطرح است: TIPS.T مخفف كلمه I, Technic مخفف Insight (به معنی بينش)، P مخفف Personality (شخصيت) و S مخفف Speed (سرعت) است. دنی بلايند می گويد: «در ورزش، شخصيت بسيار مهم است. اين مسئله در ده سال اخير در مورد فوتبال و مسائل مالی آن به مراتب اهميت بيشتری پيدا كرده است. اينجا ما با جوانان بسيار حرف می زنيم و سعی داريم به آنها يادآوری كنيم كه بايد شخصيت بسيار محكمی داشته باشند و اينكه حتی اگر درآمدشان بالا رفت و ثروتمند شدند همانند مردم عادی رفتار كنند. » مسئولين فعلی مركز آموزشی آژاكس به وسلی اسنايدر ايمان دارند. يكی از آنها می گويد: «او استعداد زيادی دارد و به خوبی قادر است شرايط و موقعيت های استثنايی بازی را پيش از ديگران كشف كند. » يكی از هافبك های تيم می گويد: «او اغلب با من حرف می زند و می گويد كه می توانم يك فوتباليست بزرگ شوم. او اعتماد به نفس زيادی در وجودم ايجاد كرده است. » دنی به وسلی ياد داده كه چگونه از قدرت خلاقيتش كمك بگيرد. در عين حال به او آموخته كه شور و هيجانش را كنترل كند. اين ويژگی نزد بچه های اوترخت كه تعدادشان در آژاكس كم است اهميت بسيار زيادی دارد. وسلی می گويد: «از من خواسته اند مثل يك آدم عادی در خيابان رفتار كنم. يك عضو باشگاه آژاكس بايد خوددار باشد و من اين صفت را بسيار دوست دارم. »


آران : وقتی به فاصله جغرافيايی بسيار اندك بلژيك با جزيره بريتانيا كه به كانال مانش محدود می شود توجه می كنيم درمی يابيم قدمت فوتبال در اين سرزمين نيمه گل - نيمه ژرمن چندان تعجب برانگيز نيست. بلژيك يكی از قديمی ترين فدراسيون های فوتبال در خاك اصلی اروپا را داراست. اين فدراسيون با نام كامل Belge des Societes de Union Royale» « Football Associationدر سال 1895 تاسيس شد و در نخستين اقدام جالب توجه ليگ ملی فوتبال كشور را يك سال بعد راه اندازی كرد كه باشگاه «اف. س. لی يژ» قهرمان نخستين دوره آن شد. همانند بسياری ديگر از كشورهای اروپايی كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به ورزش های مدرن روی می آورند، بلژيكی ها هم در آن سال ها دوران بلوغ ورزش خود را سپری می كردند و طبيعتا فوتبال از اين قاعده مستثنی نبود. آنها به سان همتايان اروپائيشان در آغاز رويكردی تفريحی به ورزش داشتند و به خصوص فوتبال را به شكل كاملا آماتور دنبال می كردند. البته تلاش های زيادی از سوی «لئوپولد دوم» پادشاه بلژيك صورت می گرفت تا فوتبال صاحب وجهه ای اجتماعی شود. ليگ قهرمانی بلژيك نيز با حمايت مستقيم شخص پادشاه بر پا شد، در حالی از همان ابتدا نفوذ خانواده سلطنتی در حوزه فوتبال، اثر خود را به شكل پيشوند «رويال» يا «سلطنتی» كه به نام اكثر باشگاه ها متصل می شد، نشان داد. تا دهه شصت ميلادی فوتبال بلژيك و ليگ اين كشور بدون تغييری اساسی نسبت به فرم اوليه اش به حركت خود ادامه داد در حالی كه جريان حاكم بر آن مداوما در مقابل ورود حرفه ای گری به ورزش مقاومت می كرد. اگرچه طی همين دوران كه اصول و ارزش های اخلاقی ورزش اصيل و دارای ريشه های اساطيری در اروپا پاس داشته می شدند، بلژيك نه در سطح ملی و نه در سطح باشگاهی هيچ موفقيتی در رقابت های بين المللی به دست نياورد. در شرايطی كه همسايه های اروپايی بلژيك به تدريج آماتوريسم را از ورزش زدوده و اكثرا نتايج چشمگيری هم می گرفتند، فدراسيون فوتبال اين كشور مثل سدی نفوذناپذير بر سر راه مدرن سازی فوتبال ايستاده بود تا اينكه در نيمه دوم دهه پنجاه ميلادی آب از سرگذشت و نتايج تراژيك رقم خوردند.

باشگاه های بلژيكی كه در آن زمان ورود رقابت های تازه شكل گرفته جام قهرمانی اروپا شده بودند، فاصله زيادی ميان خود و باشگاه های ممتاز قاره سبز مشاهده كردند كه با سرعتی مافوق تصور جامعه ورزش ساده انگار بلژيك رشد يافته بودند. در نخستين دوره برگزاری جام قهرمانی اروپا (1955) اندرلخت نماينده بلژيك در گام ابتدايی 10 بر 4 در مجموع دو ديدار رفت و برگشت مغلوب نماينده مجارستان «ووروس لوبوگو» و سال بعد در دور مقدماتی شكست 12 بر 1 مقابل منچستر يونايتد را متحمل شد. بدين ترتيب اسب سنت گرايان واژگون و درها به روی مكانيسم فوتبال مدرن گشوده شدند. البته رويكرد فدراسيون فوتبال بلژيك به فوتبال حرفه ای بسيار محتاطانه بود و در عمل گستره نگاهش از سطح فوتبال نيمه حرفه ای بالاتر نرفت. سرانجام باشگاه های بلژيكی اجازه يافتند بازيكنان خارجی را به استخدام درآورند و اين خارجی ها در تيم های خودشان «مستقل» خوانده شدند. تقريبا بلافاصله پس از شكل گيری سيستم جديد بخت به بلژيكی ها روی آورد و اوضاع آنان در رقابت های اروپايی به وضوح پيشرفت كرد و باشگاه «استاندارد لی يژ» در سال های ،1959 1962 و 1970 به مرحله يك چهارم نهايی جام باشگاه ها رسيد. «آر-اس-سي-اندرلخت» ديگر باشگاه با سابقه كشور نيز در سال های 66 و 1963 به جمع هشت تيم پايانی رقابت ها راه يافت.

اما مهم ترين دستاورد فوتبال باشگاهی متحول شده بلژيك فيناليست شدن اندرلخت در «جام دوستی» 1970 بود، جامی كه بعدها به جام يوفا تغيير نام داد. اين نخستين بار بود كه يك تيم فوتبال از بلژيك به فينال رقابت های بين المللی معتبری پای می گذاشت گرچه اندرلخت در رقابتی نزديك با آرسنال شكست خورد اما اين سرچشمه ای شد تا تيم ملی بلژيك به نيمه نهايی جام ملت های 1972 رسيده و در نهايت سوم شود. نيمه دوم دهه هفتاد شاهد موفقيت حقيقی بلژيكی ها يعنی كسب عناوين قهرمانی بود. رسميت يافتن جام يوفا و جام برندگان اروپا در سطوحی نازل تر از جام قهرمانی اروپا فرصتی شد تا اندرلخت سه بار پياپی قهرمان اروپا شود (78 و 1976) جام برندگان و 1977 جام يوفا. بار ديگر يك حركت باشگاهی ثمره ملی داشت و سرخپوشان بلژيك در جام ملت های 1980 به نخستين فينال ملی پای گذاشتند و نايب قهرمان شدند. 6 سال بعد جام جهانی 1986 مكزيك نيز شاهد درخشش شياطين سرخ اروپا بود تيمی كه با شكست شوروی و اسپانيا به جمع چهار تيم نهايی جام پيوست. اين دستاوردها فاصله بلژيك را با كشورهای صاحب فوتبال كم كرد اما تاكيد هميشگی بر وجهه اخلاقی ورزش و نگاه نيمه حرفه ای به فوتبال سبب بروز شكافی عميق ميان فوتبال ملی پويا و فوتبال باشگاهی كم بنيه اين كشور شده است.


ليسانس آب تنی

اگر روزی روزگاری يك جوان بلند قد و خوش تيپ در خانه تان را به صدا در آورد و فرمود كه برای امر خير آمده، ابتدا استقبال مناسبی به عمل آوريد و بعد در مورد شغل و تحصيلات آقاپسر مورد نظر سوال بفرماييد. اگر ايشان فرمودند كه ليسانس شنا، ژيمناستيك يا دو و ميدانی دارند اصلا تعجب نكنيد. بهتر است كه دخترتان را به ايشان بدهيد كه حتما سفيدبخت می شود. حداقل اين طوری به زحمات معاونت ورزشی سازمان تربيت بدنی احترام گذاشته ايد. چرا كه اين اقدام موثر از سوی ايشان طراحی شده است. به هر حال از سال آينده به غير از رشته های مهندسی، فنی، پزشكی، علوم انسانی و. . . شنا، دو و ميدانی و ژيمناستيك هم به كنكور افزوده خواهند شد. در مورد ضرايب مواد درسی هنوز اطلاع دقيقی نداريم.

پلاتينی، استقلال و رئال

هنوز مزه بازی زيبای منچستر يونايتد و رئال مادريد زير دندانمان است كه يك بابايی آمده و می گويد: «من ليگ قهرمانان اروپا را حذف می كنم. » اين اظهارنظر بلندپروازانه و تا حدی دشمن ساز از ادعاهای جناب ميشل پلاتينی اسطوره فوتبال فرانسه است. او كه چند سالی است برای به دست آوردن پست رياست اتحاديه فوتبال اروپا (يوفا) شديدا در حال تكاپوست اين مطلب را به اضافه يك ايده ديگر مطرح كرده. وی معتقد است كه بهتر است به جای مسابقات ليگ قهرمانان اروپا يك رقابت ميان قاره ای با شركت 256 باشگاه در سراسر جهان برگزار شود. پلاتينی علاقه مند است كه پس از كنار زدن پيرمرد سوئدی يعنی لنارت يوهانسون رئيس يوفا شود و تغييرات بنيادی در فوتبال ايجاد كند. با برنامه پلاتينی ممكن است حتی پرسپوليس يا استقلال يا حتی ملوان روبه روی غول های اروپا قرار گيرند، يعنی ما بين 256 تيم نماينده ای نخواهيم داشت؟

يكی به دادم برسه

در تمام سال های گذشته و امروز هميشه يك كلمه مبهم و ناواضح در سيستم ورزشی ما وجود داشته و دارد، «باشگاه». در حالی كه هنوز بسياری از تشكل های ورزشی ما در حد يك تيم يا گروه هستند و هنوز هم تشكيلات درست و حسابی و مدونی به عنوان باشگاه وجود ندارد، تشكيل كميته ای تحت عنوان كميته رسيدگی به امور باشگاه ها جالب است. اين اقدام كه توسط سازمان تربيت بدنی انجام گرفته با هدف مرتفع كردن نقاط قوت و ضعف باشگاه های ورزشی به منصه ظهور رسيده است. همه اين تلاش ها در حالی است كه دو تيم يا باشگاه آبی و قرمز تهرانی هم اكنون زيرمجموعه سازمان تربيت بدنی به حساب می آيند. و همه می دانيم كه در شرايط فعلی چه مشكلات بزرگ و كوچكی گريبان اين دو تيم را گرفته است. مشكلاتی كه بيشتر از مديريت اين دو باشگاه سرچشمه می گيرد. با اين اوضاع به نظر شما رسيدگی به امور دو باشگاه راحت تر از 100 باشگاه ريز و درشت نيست؟ تا ارديبهشت ماه و شروع به كار اين كميته صبر می كنيم.

تيم رويايی چهار

آن روزی كه ستارگان بزرگ بسكتبال حرفه ای آمريكا در NBA مجوز حضور در المپيك بارسلون را به دست آوردند بسياری از مردم دنيا برای ديدن بازی های «تيم رويايی» لحظه شماری می كردند، از آن روز تا به حال مجال تيم حرفه ای آمريكا قهرمان المپيك های بعدی بوده است هر چند كه اقتدارش را آرام آرام كمتر و كمتر می بيند. در سال گذشته نيز حرفه ای های آمريكا در مسابقات جهانی شكست خوردند و قهرمان نشدند. حالا 9 نفر از ستارگان بزرگ آمريكا خود را برای حضور در المپيك آتن آماده می كنند، تا شايد آب رفته را به جوی بازگردانند. در اين تيم از آلن ايورسن خلافكار تا كارل مالون پيرمرد بازی خواهند كرد. چشم به هم بزنيد بازی های المپيك بعدی هم رسيده است.

بدو بدو در شيراز

اگر در ماه زيبای ارديبهشت آينده گذارتان به شهر شيراز و ديار حافظ و سعدی افتاد بعد از ديدن اماكن ديدنی و آثار باستانی مشهور آنجا بد نيست كه فرمان اتومبيل خود را به سمت ورزشگاه اين شهر بگردانيد. قرار است بين روزهای 18 تا 23 ارديبهشت ماه مسابقات رده سنی جوانان و بزرگسالان در اين شهر برگزار شود. در آنجا می توانيد بدون ازدحام های مخصوص مسابقات فوتبال در فضايی آرام و بی دردسر رقابت ورزشكاران نخبه دو و ميدانی كشورمان را تماشا بفرماييد، هم فال است و هم تماشا. در ضمن خوب شد كه در اين ماه برنامه سفر به كرمانشاه را نداشتيد چون مسابقات دو و ميدانی نوجوانان قرار بود در اين شهر برگزار شود كه به دليل آماده نبودن پيست به تعويق افتاده است. اين مسابقات و مسابقات شيراز قرار است در هوای آزاد برگزار شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو