Persian Archive

• بادبادك های سزگردان
• آنچه از غربی ها نياموخته ايم
• ميلياردها دلار منافع
• خليج فارس آلوده
• گنجينه های بربادرفته


مينا شهنی : و بالاخره بارشان را خالی كردند؛ بارشان فلز بود اما طلا نبود؛ اين بار سرگردان در هوا چرخيد و چرخيد پاهای مريم اما خسته بود، سعی می كرد اما تند نمی دويد، كوشش می كرد اما مادرش را پيدا نمی كرد. خانه شان گم شده بود انگار؛ می دويد، می دويد و حتما فكر می كرد نكند يكی از اين بارها نزديك مادرش و يا برادر كوچكش به زمين برسد. غرش هواپيماها كه سينه صاف آسمان را شكافت و تاخت همه می دانستند كه بايد پناه بگيرند هرجا باشد، هرجا بشود پناه گرفت؛ در چارچوب درها، در زيرزمين، و يا حتی زيرميز غذاخوری. مريم اما مادرش را پيدا نمی كرد. می دويد، فرياد می كشيد اما مادرش پيدا نبود. بازی اش را در كوچه با صدای غرش هواپيما رها كرده بود و می دويد؛ ترسيده بود، بيشتر از هر وقت ديگر از تنهايی می ترسيد. دويد به سوی خانه. هواپيماها پايين می آمدند، بالا می رفتند، اوج می گرفتند و بالاخره بارشان را خالی كردند. بارشان فلز بود اما. . .

ساعت ها بعد جسم بی جان مريم روی دست مردم بود، آرام آرام سنگ و خاك ها را كنار زده بودند؛ اول از همه دستش را ديده بودند با النگوهای پلاستيكی قرمز و بنفش و زرد و سبز؛ دستش بالا بود انگار می خواست چيزی را در هوا بگيرد. وقتی روی دست مردم می رفت پارچه ظريفی - لابد روسری يكی از زن های ميان جمعيت - را رويش كشيدند، اما گيس طلايی بافته اش در هوا تكان می خورد؛ هنوز يكی از دمپايی های پلاستيكی قرمزش را به پا داشت. مريم خيلی بچه بود كودك 5 ساله ای بود كه ياد نگرفته بود كجا بايد پناه بگيرد نمی دانست چطور بايد تند بدود و پناه بگيرد، به آغوش مادرش هرگز نرسيد. و مادر با آغوش تهی مانده از فرزند ضجه می زد و هنوز صدايش از دوردست ذهن به گوش می رسد. اين اتفاق برای كودكان بسياری رخ داد. در همين ايران خودمان هشت سال تمام هر روز و هر روز كودكان ما به بدترين شكل ممكن با بيشترين وحشت و ترس چشم هايشان برای هميشه بسته ماند. آنها كه زنده مانده بودند هر شب كابوس می ديدند،كابوس هواپيماهايی را كه بر آسمان شهر می چرخند تا بارشان را خالی كنند. آنها كه هنوز زنده اند هرگز فراموش نمی كنند كه چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتند. حالا در همسايگی مان همان اتفاق دوباره و چندباره تكرار می شود. نبردی رخ داده و باز هم مردم تنها خسارت دهندگان اين نبردند و كودكان خسارت بيشتری می پردازند.

كودكان؛ قربانيان اصلی جنگ

شبكه خبری الجزيره تصاويری از قتل عام شهروندان عراقی از سوی نيروهای مهاجم در بصره را نشان داد. اين شبكه تصاويری از يك كودك عراقی كه از ناحيه سر هدف قرار گرفته بود، را به همراه مردمی كه در خاك و خون غلتيده بودند پخش كرد. به نوشته روزنامه گاردين، اين شبكه تلويزيونی از پخش چنين تصاويری عذرخواهی كرد؛ اما گفت: «جهان بايد از حقيقت آنچه در حال اتفاق است،آگاه شود. » حقيقت آنچه در حال اتفاق بود فاجعه عظيم انسانی بود كه در پيچ و خم مبادلات سياسی و بين المللی گم شده بود. مدت هاست كه وجود انسان ها و حق زندگی شان در پيچ و خم گم شده است؛ شايد هم هرگز پيدا نبوده كه گم شود سلاح ها همه از قبل امتحانشان را پس داده اند. هواپيماهای بی سرنشين به طول 8متر كه در ارتفاع 7600 متری پرواز می كنند پيش از اين در كوزوو آزمايش شده اند و در نبرد افغانستان نيز به طور جدی به كار گرفته شدند. طرح فرش بمب در آسمان عراق اجرا می شود به اين معنی كه با روش های پيچيده و متعدد همزمان نقاط مختلف حساس مورد هدف قرار می گيرد. در اين جنگ 250 هزار نيروی نظامی از 800 هواپيما، 100 ناو و ناوچه و بيش از هزار تانك استفاده می كنند. و همه اين سلاح ها قبلا امتحان شان را پس داده اند. سلاح هايی كه در زمان جنگ ما استفاده شد نيز همه امتحانشان را پس داده بودند و خوب هم پس داده بودند. هشت سال جنگ نشان داد كه چقدر سلاح ها خوب امتحان پس دادند. جواب امتحانشان دويدن و دويدن و نرسيدن مردم بود توی كوچه. قربانيان جنگ همه انسان هايی هستند كه درگير جنگ می شوند، می جنگند يا بدون سلاح زير آوار می مانند و می ميرند. بعضی ها از آنها هم در طول جنگ زنده می مانند و فقط با سلاح ترس مقابل آن همه صدا و دلهره و مصيبت مقاومت می كنند. اما كودكان قربانيان اصلی جنگند. كيت گاروين خبرنگار شبكه تلويزيون WTVD می گويد: شماری از سربازان عراقی از زنان به عنوان سپر استفاده كرده و به كودكانشان سلاح داده بودند. استفاده از كودكان در جنگ يك روند ظالمانه و خطرناك است. به دستور سازمان ملل متحد اين بهره برداری مسلم از كودكان كم سن و سال در صفوف ارتش های جهان بايد به پايان برسد. هر چند كه به گفته گاروين در جنگ عراق به كودكان سلاح داده اند و هيچ دولتی ظاهرا به خواسته سازمان ملل اعتنايی نكرده است.

پس از جنگ

پس از برقراری صلح باز گرداندن كودك به وضعيت عادی روحی و روانی مشكل و شايد ناممكن می نمايد.كودكان جنگ شاهد فجايع بسياری هستند؛ آوار شدن ساختمان ها و كشته شدن انسان ها را می بينند. آنها شاهد كشته شدن والدين خود بوده اند كه گاهی به دلخراش ترين روش ها در مقابل ديدگان كوچك شان اتفاق می افتد. اكثر اين كودكان در طول جنگ، خود تبديل به انسان های بی رحم و تجاوزگری شده اند.

محيط سالم، كودكان سالم

مدير كل سازمان جهانی بهداشت دكتر برونتلند در پيام خود به مناسبت روز جهانی بهداشت (7 آوريل ـ 18 فروردين) ضمن اشاره به نام گذاری سال 2003 به نام سال «محيط سالم، كودكان سالم» آورده است: بيش از 5 ميليون كودك هر سال به علت معضلات محيطی جان خود را از دست می دهند.يونيسف نيز به مناسبت روز جهانی بهداشت اعلام كرد كه ده ها ميليون نفر از كودكان جهان سالانه مورد استثمار، سوءاستفاده و خشونت قرار می گيرند. براساس اين اطلاعيه يونيسف ميليون ها نفر از كودكان جهان طی دهه گذشته بر اثر جنگ كشته و شش ميليون كودك ديگر نيز مجروح يا معلول شده اند. برنامه محيط زيست سازمان ملل نيز در اطلاعيه ای آورده است كه دود سمی ناشی از اشتعال چاه های نفت در جنوب عراق و حوزه های نفتی اين كشور و دود آتش، آتش سوزی های ناشی از بمباران ها در بغداد روشن ترين سندی است كه مناقشه كنونی ممكن است بر محيط زيست عراق وارد آورد. براساس اين اطلاعيه كه در مقر سازمان ملل در نيويورك منتشر شد كلاوس توپفر مدير اجرايی برنامه محيط زيست سازمان ملل گفت: دود سياهی كه روی صفحه تلويزيون و در تصاوير ماهواره ای ديده می شود شامل مواد شيميايی خطرناكی است كه به ويژه به كودكان و افرادی كه بيماری های تنفسی دارند صدماتی را وارد و محيط زيست طبيعی منطقه را آلوده می كند.وی تاكيد كرد: نياز مبرمی برای زيرنظر گرفتن كيفيت هوا در مناطق آلوده در زودترين زمان ممكن وجود دارد. دكتر ثريا عبيد، سرپرست صندوق جمعيت زنان ملل متحد به خبرنگار C.B.B گفته است كه در همهمه ارائه كمك های انسانی، از رسيدگی به نيازهای زنان عراق غفلت شده است. گزارش ها حاكی است كه روزانه دو هزار كودك در عراق متولد می شوند و در حال حاضر مشكلات بارداری و زايمان عامل اصلی مرگ زنان و دختران آواره در دوره جنگ است. عراق 24 ميليون جمعيت دارد و يك پنجم زنان عراقی در سن بارداری هستند.

هم اكنون در عراق در هر 100 هزار تولد، 370 مادر به هنگام زايمان جان می سپارند. در حالی كه اين رقم در كشورهای توسعه يافته 21 نفر است.رئيس انجمن ژنتيك ايران نيز هشدارهای تازه ای داده است. او تخمين می زند آثاری همچون مرده زايی در زنان باردار، نازايی، ناباروری و تولد كودكان ناقص الخلقه در مناطق در معرض بمباران نسبت به ساير مناطق بيشتر باشد. دكتر داريوش فرهود می افزايد: از نظر ژنتيكی اورانيوم ضعيف شده مصرفی در بمب های به كار برده شده در جنگ بين عراق و آمريكا مناطق دور را چندان تهديد نمی كند. وی ادامه می دهد: ما هنوز از ميزان دوز اورانيوم مصرفی در بمب های به كار برده شده در تهاجم آمريكا عليه عراق اطلاعی نداريم و به طور دقيق نمی دانيم كه به چه تعداد و در چه فاصله زمانی استفاده می شود.اين آسيب ها همه جدای از خبرهايی است كه همه روزه از نقاط درگير جنگ می رسد. خبرهايی كه از كمبود دارو و لوازم درمان، قطع برق و عدم دسترسی به آب آشاميدنی سالم خبر می دهد.برخی سازمان های حامی حقوق كودك نيز در بيانيه هايی جداگانه جنگ را عليه كودكان محكوم كرده اند. سازمان مبارزه بين المللی برای دفاع از حقوق كودك در بيانيه اش می نويسد: «كودكان اولين قربانيان اين كشتار هستند. شير و داروی اين كودكان 12 سال است كه به بهانه مبارزه با رژيم عراق به گروگان گرفته شده و ميليون ها كودك كشته شده اند. » انجمن نويسندگان كودك و نوجوان در آستانه روز جهانی كتاب كودك (14 فروردين) در نامه ای به روسای مركز بين المللی كتاب برای نسل جوان (IBBY) در كشورهای انگلستان و آمريكا از آنان برای دعوت سياستمداران به پرهيز از جنگ طلبی و بی عدالتی نسبت به كودكان درخواست همكاری كرد.

سايت اينترنتی كودكان ايران نيز كه به بررسی مسائل حقوقی و اجتماعی كودكان می پردازد در بيانيه ای خواستار جلوگيری از آسيب ديدن كودكان در جنگ شد. در بيانيه اين سايت تازه تاسيس آمده است: «كودكان حق دارند در سرزمينی شاد و آرام به زندگی ادامه دهند و هيچ قدرتی نبايد اين حق را از آنان بگيرد. » انجمن حمايت از حقوق كودكان در ايران نيز در اطلاعيه ای بيان می كند: جنگ در حالی رخ داده است كه كودكان بی شماری در آسيا و آفريقا از سوءتغذيه رنج می برند و امكان برخورداری از آموزش و بهداشت را ندارند و از حداقل زندگی بی بهره اند. انجمن حمايت از حقوق كودكان جنگ را تقبيح می كند و همراه با ديگر انسان های آزادانديش خواهان توقف آن است. كودكان زيادی در جنگ كشته شدند، كودكان بی شماری مجروح و يا معلول شده اند و بسياری از كودكان از نعمت داشتن پدر و مادر محروم مانده اند. نزديك به يك ماه از جنگ می گذرد حتی اگر اين جنگ همين امروز تمام شود كودكان عراقی جای زخم جنگ را تا پايان عمر در خود خواهند داشت. جای خالی دست محبت پدر و مادری كه بر سر كشيده می شود و ياد و خاطره هراس هر روزه ای كه بر جانشان چنگ می اندازد و به خاطرشان می آورد روزی روزگاری ارزش آسايش كودكان در پيچ و خم داد و ستدهای بين المللی گم شد. روزی روزگاری باز هم مردم دويدن مريم 5 ساله را در كوچه های خاكی شهر به خاطر می آورند و هنوز گيس بافته و دمپايی پلاستيكی قرمزش را در ذهن دارند و دستش را كه رو به آسمان بود و انگار می خواست چيزی را بگيرد.


ترجمه فاطمه خالقی : مخارج هر انسانی به ميزان درآمد او بستگی دارد. اما شيوه پول خرج كردن هنگامی كه برای خريد كالاها و خدمات غيرضروری باشد، در مكان های مختلف تفاوت دارد. هنگامی كه از خوراك و پوشاك و مسكن فراتر برويم، می بينيم كه شيوه پول خرج كردن ـ نه تنها براساس سن و طبقه اجتماعی، بلكه براساس مليت نيز متفاوت می شود. اين اختلاف در ميان جوانان آشكارتر است. زيرا آن ها در حال گذر از دوره ای هستند كه می توان آن را دوره پايه زندگی و زمان تامين نيازهای آينده نام نهاد. آنچه در پی می آيد مقايسه ای است ميان شيوه پول خرج كردن جوانان سوری و آلمانی. گزينش اين دو كشور، بدان سبب است كه جوانان آلمانی در زمينه بهره وری از دارايی خود از عاقل ترين جوانان جهان به شمار می روند و جوانان سوری نيز در مقابل نمونه ای از جوانان عرب هستند كه با وجود درآمد كمتر، ولخرجی بيشتری می كنند. در دانشگاه ها و انستيتوها و مدارس آلمانی نمی توان دانش آموزان و دانشجويان وابسته به طبقه مرفه و طبقه كم درآمد را از يكديگر تشخيص داد. زيرا تقريبا خوراك، پوشاك و محل سكونت بيشتر آن ها مانند هم است. اين نشان می دهد كه خانواده های ثروتمند اصرار دارند كه فرزندانشان در شرايط عادی و دور از مظاهر رفاه و ريخت و پاش رشد كنند و آموزش ببينند. البته اين را بايد دانست كه والدين آلمانی برای آموزش علمی و فنی فرزندان شان هر هزينه ای را متحمل می شوند اما هنگامی كه پای هزينه های مربوط به تفريح و خوشگذرانی و خريد اتومبيل و. . . در ميان باشد دست و دلبازی آن ها بسيار محدود می شود و به انسان هايی ناخن خشك تبديل می شوند. آن ها اين گونه نيازهای مادی را تا حدی تامين می كنند كه به گرايش فرزندان خود به استقلال و رهايی از وابستگی مادی، آسيبی نرسانند. برای همين از آغاز بچه های خود را به گونه ای تربيت می كنند كه بتوانند روی پای خود بايستند. اين شيوه تربيتی در آلمان و ساير كشورهای اروپای باختری و شمال آمريكا رواج بيشتری دارد و بر پايه آن می كوشند تا فرزندان خود را در تعيين سرنوشت خويش در عرصه های تحصيلی و شغلی و يا در تصميم گيری های مهم خانوادگی، شركت دهند. هنگامی كه فرزند آن ها به سن هشت سالگی می رسد، بايد با توليد و نوآوری آينده خود را تضمين كند و استقلال مادی اش را به دست آورد. در بيشتر موارد آنچه اين استقلال را فراهم می سازد، اقدام و تلاش خود فرد است. البته نظام سياسی و اقتصادی كشور به گونه ای است كه به جوان كمك می كند و طرح او را ـ در صورتی كه توجيه اقتصادی و اجتماعی داشته باشد ـ از نظر مادی و معنوی پشتيبانی می كند.

حال اگر اين وضعيت، با آنچه در دانشگاه ها و مدارس سوريه حاكم است، مقايسه شود، تفاوت چشمگير آن ها با يكديگر آشكار می گردد. زيرا تفاوت ميان دانش آموزان و دانشجويان در پوشاك، مسكن و حتی وسايل نقليه كاملا آشكار است. بسياری از آن ها با سر و وضعی به دانشگاه می آيند كه گويا به سالن مد آمده اند. اين دانشجويان با اتومبيل های شيك و آخرين مدل خود ـ كه در خيابان های اطراف و گاه در خود دانشگاه پارك می كنند - به يكديگر پز می دهند. در آپارتمان های خصوصی زندگی می كنند و اوقات فراغت خويش را در رستوران ها، كافه ها و مكان هايی می گذرانند كه هيچ تناسبی با جو دانشجويی ندارد. درس خواندن برای بسياری از آن ها بيش از آنكه وسيله ای برای كسب دانش و تجربه و استفاده از آن در زندگی آينده باشد، راهی است برای دستيابی به مدرك تحصيلی، زندگی مرفه و پرريخت و پاش آن ها. دانشجويان سوری پس از فارغ التحصيلی نيز تا مدت ها از نظر مادی به خانواده های خود وابسته می مانند و با اين كه در بيشتر موارد از نظر امكانات مادی هيچ كمبودی ندارند، تلاشی برای استقلال اقتصادی خويش نمی كنند و در مقابل با ريخت و پاش اموال پدری، آن را به آسانی از بين می برند. به عبارت ديگر آن ها برای ساختن آينده خويش ـ از دارايی ای كه در اختيار دارند، بهره نمی گيرند. اگرچه طی چند سال اخير اين وضعيت اندكی در جهت مثبت، تغيير كرده است، اما هنوز ريخت و پاش دارايی ها بيشتر از بهره گيری مناسب از آن هاست. برای نمونه، بيشتر جوانان تحصيلكرده و يا حرفه آموخته كه امكانات مادی خوبی دارند ترجيح می دهند اين امكانات و يا بخش عمده آن را صرف خريد خانه های باشكوه و اتومبيل های شيك و اجناس گران قيمت بكنند و بدين ترتيب به راه اندازی طرح های تجاری، صنعتی يا كشاورزی و يا حتی در مشاركت و سرمايه گذاری در چنين زمينه هايی هيچ اشتياقی نشان نمی دهند.

از ده ها سال پيش عادت بسياری از جوانان سوری اين بوده است كه به كشورهای خليج فارس، استراليا و ايالات متحده آمريكا بروند، اين مهاجران معمولا با جيب های پر از پول به كشور باز می گردند تا كار و زندگی جديدی را آغاز كنند. بيشتر آنان ـ برخلاف جوانان صاحب سرمايه در آلمان ـ هرگز به دنبال اين نمی روند كه برای برپايی كارخانه ها و شركت های سودآور سرمايه گذاری كنند. بلكه برعكس، همه و يا بخش عمده ای از ثروت خود را نابخردانه در بخش های غيرتوليدی كه ارزش افزوده ايجاد نمی كند، به كار می اندازند. اوج اين گونه عملكرد در ساختمان سازی ـ به ويژه ساخت خانه ها و ويلاهای باشكوه و پرهزينه ديده می شود. در موارد بسياری می بينيم كه ساخت كاخ و ويلای باشكوهی را آغاز می كنند و وقتی كار به نيمه می رسد، كفكيرشان به ته ديگ می خورد و تازه می فهمند كه به اندازه بلندپروازی خود پول ندارند، به همين دليل است كه در بسياری از مناطق سوريه ده ها كاخ و ويلای باشكوه ديده می شود و اين در حالی است كه شمار كشتزارها، كارخانه ها و سازمان هايی كه می توانند ارزش افزوده به ارمغان آورند و فرصت شغلی برای بيكاران فراهم كنند، اندك است. بخش عمده ای از سرمايه جوانان پولدار سوری صرف خريد طلا، جواهر و اجناس لوكس ـ آن هم به ميزان بيش از اندازه - می شود. گسترش مغازه های طلا فروشی و رونق كار آن ها به همين دليل است. گفتنی است كه چنين بازاری در آلمان و ساير كشورهای اروپايی پيدا نمی شود. مدتی است كه پديده ديگری رخ نموده كه عبارت است از ريخت و پاش های ميليونی برای برپايی مجالس عروسی و ميهمانی های آن چنانی در ميان مردم كوچه و بازار سوريه. سخن از عروس هايی است كه هر كدام چندين ميليون ليره سوريه خرج بر می دارد و به هر حال گسترش مظاهر ولخرجی نشان دهنده حماقت و شيوه نابخردانه جوانان سوری در بهره گيری از پول است.


ده سال جنگ در بالكان اين منطقه را به بزرگراه قاچاق انسان تبديل كرده كه بی قانونی و فساد راهگشای عوامل اين تجارت شده و عوايد اين تجارت دشمنان سابق ـ مسلمانان بوسنی، صرب ها و آلبانيايی تبارها را وا داشته كينه توزی های قومی را به نفع عوايد گسترده و اغواكننده قاچاق زنان كنار بگذارند. رودولف پرنيا از سفرای سابق ايالات متحده در مولداوی كه نقشی عمده در برنامه مبارزه با قاچاق انسان، طرحی كه ايالات متحده آمريكا تأمين منابع مالی آن را برعهده گرفته بود ايفا می كرد، می گويد: «شما در حال سخن گفتن از موسسات و نهادهای بزرگ فرامليتی هستيد. » شورشيان آلبانيايی تبار كوزوو، مقدونيه و جنوب صربستان كه از ديرباز عاملان قاچاق مواد مخدر در بالكان بوده اند عميقا دست اندركار قاچاق انسان هستند و از اين تجارت تازه و جاندار برای تأمين منابع مالی مورد نياز جنبش جدايی طلبانه خود استفاده می كنند.

لوئيسا مادر 32 ساله بيوه شده مولداويايی كه توسط يكی از همسايگانش به پذيرفتن شغلی در ايتاليا و ازدواج با يك مرد ثروتمند رمی ترغيب شد خود را در اسارت بوجكاديلاور، مالك خود يافت كه هر روز چندين بار از او سوءاستفاده می كرد، مرد ميانسالی كه از حلقه های كليدهای قاچاق زنان به آلبانی و به كشورهای غربی عضو اتحاديه اروپايی است. ديلاور در فهرست افراد تحت تعقيب اينترپول قرار دارد و مقامات امنيتی اروپا می گويند او با پرداخت وجوهی به شورشيان آلبانيايی تبار كوزوو خود را زير چتر حمايتی آنان قرار داده است. لوئيسا می گويد: «او مرا به قيمت هفتصد دلار خريداری كرد. » او در حمله پليس به يكی از خانه های فساد در ولستا آزاد شد. اين حمله زمانی صورت گرفت كه ليوبه بوسكوفسكی وزير كشور مقدونيه از سوی NBC و اطلاعاتی كه اين شبكه به دست آورده بود تحت فشار قرار گرفت كه با استهزا نوشتند: «تنها در فاصله چند صد كيلومتری اسكوپيه فجايعی دور از ذهن و غيرقابل باور در حال رخ دادن است» اما اولگا و ساير زنانی كه خطر صحبت كردن با خبرنگار NBC را به جان خريدند در جايی نبودند كه امكان يافتن شان وجود داشته باشد. تيم ويژه عمليات ضربت پليس مقدونيه كه SWAT نام دارد اماكن پذيرايی كوكاكولا، سفری و بلادونا را هدف تهاجم خود قرار دادند اما توفيق چندانی كسب نكردند. مالكان اين خانه های فساد كه از حملات پليس آگاهی يافته بودند دختران را به سوی خروجی های مخفی پشت ساختمان هدايت كرده و آنان را در جنگل های پشت ساختمان اين اماكن مخفی كردند.

فقدان قانون

يورش به ولستا اولين مورد تهاجم پليس به اماكن فساد بود كه به رغم نگرانی های موجود در مورد احتمال از سرگيری خشونت های ديرينه بين اسلاوهای مقدونيه و اقليت آلبانيايی تبار انجام شد. بوسكوفسكی وزير كشور محافظه كار مقدونيه اقرار كرد كه افراد پليس خود در ضمن مزدوران حقوق بگير قاچاقچيان زنان هستند كه اين مسئله به دام انداختن قاچاقچيان را در يورش های غافلگيرانه و نجات بردگان جنسی آنان را ناممكن كرده است. او همچنين از فقدان وجود قوانين كافی برای نگاه داشتن قاچاقچيان در پشت ميله های زندان گله مند بود: «مجازات قاچاقچيان هيچ گاه جدی نيست. »


خليج فارس آلوده

خليج فارس يك بار ديگر به خاطر جنگ آلوده شد. كلاوس توپفر مديربرنامه محيط زيست سازمان ملل از نتايج و تحقيقات اين گروه در عراق اعلام كرده است كه گياهان آبزی و فيتوپلانكتون ها در نزديكی شط العرب و دهانه روزنه فرات نابود شده اند.آتش گرفتن بيش از 10 چاه نفت مسبب ايجاد بخارات و دوده های بسيار آلاينده سمی بوده است كه تركيبات بسيار خطرناك شيميايی و سطوح بسيار غليظ و آلوده سولفور، جيوه، ديوكسين و مايعات قابل اشتعال دارند.بخارت آلوده به ويژه انتشارات حاصل از حوزه های مشتعل نفتی نزديك بصره در جنوب عراق بسيار مضر هستند. اين تركيبات بسيار خطرناك، دارای خسارات مهلك به ويژه برای سلامتی كودكان و افرادی كه مشكلات تنفسی و قلبی دارند است.مطابق تحليل ها و داده های ماهواره برنامه زيست محيطی اين سازمان، ريخته شدن تركيبات آلاينده و آشغال ها در اثر عبور و مرور شمار كثيری از كشتی هايی كه به صورت غيرمعمول از اين مناطق عبور می كنند توده های فيتوپلانكتونی را كه مسبب توليد اكسيژن در آب بودند از بين برده و رنگ آب خليج فارس را به كلی تغيير داده اند. توده های پلانكتونی آب های كم عمق به ويژه در خليج كويت شمار كثيری از ماهيان و آبزيان دريايی نيز كشته شده اند.از سوی ديگر با ريخته شدن آب فاضلاب ها و مواد شيميايی آلوده به آب های خليج فارس وضعيت آب منطقه بسيار آلوده و حتی آغشته به اورانيوم گزارش شده است.

گنجينه های بربادرفته

آمريكايی ها بعد از آن همه هياهويی كه به پا كردند اكنون ساكت مانده اند. مردم عراق بعد از جنگ و غارت اموال عمومی و اداری حالا سراغ موزه ها و گنجينه های كشورشان رفته اند. خبرگزاری رويتر اعلام كرد غارتگران عراقی گنجينه های چندين هزار ساله موزه آثار عتيقه بغداد را به تاراج بردند. كاركنان اين موزه با نگرانی عنوان كرده اند كه برخی از نفيس ترين آثار تمدن عراق غارت شده است. بنان امين معاون مدير موزه ملی عراق در ميان ظروف شكسته سفالی و آبگينه عتيقه گفته كه آن ها 17 هزار قطعه عتيقه متعلق به هزاران سال پيش را غارت يا نابود كرده اند. قرار بود آمريكايی ها از اين موزه حفاظت كنند. اگر فقط يك تانك و دو سرباز در موزه داشتند چنين چيزی اتفاق نمی افتاد. در همين حين يونسكو از آمريكا و انگليس خواست برای محافظت از اشيای عتيقه عراق گام های فوری بردارند. يونسكو اعلام كرد مدير عاملش كويچيرو ماتسورا با ارسال نامه برای مقامات آمريكا و انگليس خواستار حفاظت از ميراث فرهنگی عراق كه يكی از غنی ترين ميراث های فرهنگی دنيا محسوب می شود شده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو