Persian Archive

• مجلس در تبعيد
• همچنان دموكراسی ايرانی
• پيشنهاد جديد
• آغاز يك پايان
• ديوانه هستم احمق نه
• ماهيت مذهب در عراق و آمريكا
• آبلومويسم ايرانی
• كجا رفتند مخالفان جنگ
• به خاطر تقديم كتاب
• گلايه كردها از سياست های خبری
• موضع گيری عليه ايران
• شبكه جديد ماهواره ای ضدانقلاب
• اعلام موجوديت
• تشكيل كميته نجات ايرانيان در عراق
• تسليم السعدی
• باز هم تسليحات كشتارجمعی عراق
• كشف بايگانی اسناد محرمانه استخبارات
• جاسوس های نفوذی
• سوريه، فاز بعدی
• محاصره بيت آيت الله سيستانی


صفاءالدين تبرائيان: در ميان گروه های معارض عراقی «مجلس اعلای انقلاب اسلامی» بيشترين مراوده و قرابت را با جمهوری اسلامی ايران داراست. اين تشكل كه می كوشد جايگاه مهم ترين نماينده شيعيان در عراق آينده را به دست آورد، به دليل گرايش به جمهوری اسلامی از سوی نيروهای ائتلافی و سران ايالات متحده آرام آرام به حاشيه تحولات عراق فرستاده می شود. اين همه در حالی است كه ايران در شرايط كنونی منطقه و با تحولات شكل گرفته در مرزهای شرقی و غربی خود بيش از هميشه نياز به حفظ نفوذ در عراق و به ويژه در ميان شيعيان اين كشور را احساس می كند.

چگونگی شكل گيری مجلس اعلا

پيدايی «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» به سال 1981 باز می گردد. تاسيس مجلس به دنبال گفت وگوهای مفصل و رايزنی های فراوان نخبگان معارض در صحنه سياسی عراق صورت گرفت كه اين رجال و گروه ها، هر يك نظرگاه سياسی خاصی را نمايندگی می كردند، ليكن مخرج مشترك همه آنها يافتن راه حلی به منظور خروج از بن بست سياسی موجود و اتفاق نظر بر نوع سمت گيری در رويارويی با رژيم بعث حاكم بر عراق بود. در گام نخست، موضوع ايجاد مجلس اعلا مطرح نبود، از اين رو سنگ بنای آنچه به «ارتش آزاديبخش اسلامی در عراق» نام برده شد، وضع گرديد. اين ارتش متاثر از وقوع رخداد انقلاب اسلامی در ايران و ايجاد واحد نهضت های آزاديبخش درون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تكوين يافت. در پی آن، هسته «جماعت علمای مجاهد» نهاده شد. سپس «دفتر انقلاب اسلامی در عراق» ايجاد شد؛ و سرانجام رجال و گروه های اسلامی فعال معارض در عرصه سياسی عراق پس از مذاكرات طولانی بر تاسيس «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» اتفاق نظر پيدا كردند و مجلس تازه تاسيس فعاليت خود را در ابعاد سياسی، تبليغی، فرهنگی، نظامی و خدماتی آغاز كرد.

سير تطور مجلس

مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق از بدو تاسيس تاكنون مشخصا سه مرحله معين درون تشكيلاتی را پشت سر نهاده است. نخست، مرحله تاسيس است كه بنيانگذاران مجلس متشكل از 17 نفر عضو بودند كه برخی از آنان نمايندگی جريان و گرايش خاصی در طيف معارضه عراقی را يدك می كشيد و در ميان آنان سياستمداران و روحانيون شناخته شده ای حاضر بودند كه مبادرت به تهيه و تدوين آيين نامه داخلی مجلس كنند. در آن برهه رياست مجلس برای مدت زمان شش ماه تعيين شد. دوم، مرحله گسترش و تحول در مجلس اعلا بسيار زودتر از انتظار آغاز و پشت سر نهاده شد. در اين برهه شمار اعضای مجلس به 33 نفر افزايش يافت كه البته تغيير و تحولاتی را درون تشكيلات مجلس پديدار ساخت. در اين مرحله رياست مجلس به مدت دو سال معين شد. و بالاخره در مرحله سوم شاهد رشد چشمگير مجلس هستيم. در اين مرحله، تعداد نمايندگان مجلس به 80 نفر افزايش يافت و از اين زمان شاهد شكل گيری مجمع عمومی براساس چارت جديد تشكيلاتی مجلس هستيم. اعضای شورای مركزی مجلس از سوی مجمع عمومی برگزيده می شوند و شورای مركزی مبادرت به انتخاب رئيس مجلس و همچنين هيأت اجرايی می نمايد. اعضای شورای مركزی به هنگام برپايی اجلاس های مهم از كشورهای گوناگون جهان به مقر اصلی مجلس كه در تهران قرار دارد، فراخوانده می شوند.

رياست مجلس

مجلس اعلا در مراحل يكم و دوم سير تطور خود حاضر به افشای نامه اعضای خود نبود و آنان به صورت نهان روشانه و مخفی به كار خود ادامه می دادند. آن هنگام تصميم گرفته شد برای مجلس يك سخنگوی رسمی برگزيده شود تا بازگوكننده و شرح دهنده موضع مجلس در كنفرانس های مطبوعاتی باشد. در اين مدت كه 30 ماه به طول انجاميد آيت الله سيدمحمود هاشمی عهده دار رياست مجلس اعلا بود. اگر چه پس از آن ديری نپاييد كه اعضای مجلس آيت الله سيدمحمدباقر حكيم را به رياست مجلس برگزيدند و وی حدود 19 سال عهده دار اين مسئوليت است. پس از آن آيت الله هاشمی از مجلس كناره گيری كرد و سال هاست در جلسات مجلس شركت نمی كند. آيت الله هاشمی، نخستين رئيس مجلس اعلا مدت زمان طولانی را در اين كشور زيست و در پی پيروزی انقلاب اسلامی به ايران آمد. در مدت اقامت ايشان خانواده وی به دفعات مورد تعرض ماموران حزب بعث قرار گرفت كه در نتيجه آن سه برادر ايشان در عراق دستگير شدند كه سال هاست هيچ اطلاعی از سرنوشت آنان نيست.

حكيم كيست

آيت الله سيدمحمدباقر حكيم 66 سال پيش در نجف اشرف ديده به جهان گشود. محمدباقر، فرزند آيت الله العظمی سيدمحسن طباطبايی حكيم، مرجع علی الاطلاق شيعيان پس از درگذشت آيت الله العظمی سيدابوالحسن اصفهانی به شمار می آيد. نسب خاندان حكيم كه از سادات طباطبايی به شمار می آيند به امام حسن مجتبی(ع) می رسد. جد اين خاندان، يعنی آيت الله سيدمهدی حكيم از بزرگان علما و سرآمد مجتهدان عصر خود بود كه چندی در لبنان اقامت داشت و در آن جا نيز به خاك سپرده شد. كوشش آيت الله سيدمحسن حكيم در حوزه نجف مقارن با آغاز جنگ جهانی اول و تهاجم نيروهای انگليسی به عراق و اشغال اين كشور بود. آيت الله حكيم جوان نيز همگام با ديگر علمای مبارز در صفوف مجاهدين در جبهه های نبرد به رويارويی با متجاوزان پرداخت. حكيم در زمره مراجعی است كه از هوشياری سياسی بالايی بهره مند بود. ايشان نخستين مرجعی است كه نسبت به صدور حكم جهاد با غاصبان قدس شريف اهتمام ورزيد و به مبارزه مجاهدين فلسطينی به منظور احقاق حقوق قانونی شان مشروعيت دينی بخشيد. فتاوای وی درباره عمليات فداييان فلسطينی عليه متجاوزان به سرزمينی كه قبله اول مسلمين جهان شهره عام و خاص است. به هر روی از آيت الله العظمی حكيم 10 فرزند پسر (مجموعا از دو همسر عراقی و لبنانی) به يادگار ماند و محمدباقر پنجمين پسر ايشان به شمار می آيد. مادر محمدباقر از خانواده ای سرشناس در لبنان است. اگر چه بايد توجه داشت كه خاستگاه تاريخی خاندان حكيم به اصفهان باز می گردد.

سيدمحمدباقر حكيم نزد آيات عظام سيديوسف حكيم، سيدابوالقاسم خويی و سيدمحمدباقر صدر تلمذ كرد و در سن 25 سالگی از سوی آيت الله ياسين به درجه اجتهاد نائل آمد. وی از 14 سالگی به عرصه سياست گام نهاد و در 1959 در بنيانگذاری «حزب الدعوه الاسلامية» زير نظر پدرش مشاركت داشت. محمدباقر حكيم در خلال سال های 1964 تا 1975 به عنوان استاد علوم قرآنی در «كليه اصول الدين» (دانشكده الهيات) بغداد به تدريس اشتغال داشت. حضور در جمع اساتيد دانشگاهی در انفتاح فكری او موثر بود. وی همواره در كنار اشتغالات علمی و دينی به سياست نيز توجه خاصی داشت. همين امر باعث شد در مدت اقامت در عراق سه مرتبه از سوی ماموران حزب بعث دستگير و در آخرين مرتبه محكوم به اعدام گردد كه البته پس از گذراندن 18 ماه زندان در پی صدور عفو عمومی رهايی يافت و چند ماه پس از پيروزی انقلاب اسلامی ناگزير رهسپار ايران شد. در خلال حدود 24 سال شمار 50 نفر از افراد خاندان حكيم به دست حزب بعث حاكم بر عراق به شهادت رسيدند كه سرشناس ترين آنها عبارتند از: آيت الله سيدعبدالصاحب حكيم، حجت الاسلام سيد علوم الدين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدحسين حكيم، حجت الاسلام سيدكمال حكيم، حجت الاسلام سيدعبدالوهاب حكيم، سيداحمد حكيم، آيت الله سيدمجيد حكيم، حجت الاسلام دكتر سيدعبدالهادی حكيم، حجت الاسلام سيدحسن حكيم، حجت الاسلام سيدحسين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدرضا حكيم، سيدمحمد حكيم، سيدمحمدعلی حكيم، سيدضياءالدين حكيم، سيدبهاءالدين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدمهدی حكيم. كه در اين ميان شش نفر از برادران آيت الله سيدمحمدباقر صدر در خيل شهدا هستند. پس از خاندان حكيم، می توان از خاندان های «صدر»، «شبر» و «بحرالعلوم» ياد كرد كه متحمل آسيب های فراوانی از سوی رژيم بعث حاكم بر عراق شدند. يادآوری اين نكته ضروری است كه تاكنون از سوی سازمان اطلاعات و امنيت عراق (استخبارات) هشت مرتبه به جان آيت الله سيدمحمدباقر حكيم سوءقصد شده كه همه آنها با ناكامی مواجه شده است.

امكانات مجلس

مجلس اعلا به سهم خود امكانات و تجيهزاتی در اختيار دارد. از سوی مجلس در حال حاضر 10 نشريه منتشر می شود. مجلس دارای چند ايستگاه فعال راديويی، سايت اينترنت و يك كانال تلويزيونی است كه البته ساعات محدودی برنامه دارد. همچنين با توجه به اينكه تعداد قابل توجهی از عراقی ها در ايران و به ويژه در تهران اقامت دارند چند درمانگاه در تهران، شهرری و ورامين دارد كه پزشكان حاذقی اداره آن را برعهده دارند. همچنين مجلس دارای دفاتر نمايندگی مهمی در ژنو، لندن، وين، دمشق و بيروت است. افزون بر آن شماری از نيروهای مورد وثوق و اطمينان مجلس در بسياری از كشورهای جهان مانند استراليا، كانادا، آمريكا، هلند، فنلاند، دانمارك، سوئد، آلمان، فرانسه، اتريش و. . . پراكنده اند. تلاش مجلس برای بازگشايی دفتر در برخی كشورها و از جمله ايالات متحده به رغم آنكه در اين كشور 200 هزار عراقی زندگی می كنند هنوز به جايی نرسيده است. مجلس با وجود داشتن روابط بسيار حسنه با كويت و عربستان سعودی در اين كشورها فاقد دفتر نمايندگی است چرا كه قوانين حاكم بر اين كشورها اجازه گشايش دفتر برای هيچ يك از احزاب مخالف، نه فقط مجلس اعلا، بلكه برای همه جريان ها را نمی دهد. صرف نظر از كمك های مردمی و خاص ديگری كه از كانال های مختلف به مجلس اعلا می رسد، دولت كويت روابط صميمانه به ويژه پس از اشغال اين كشور از سوی رژيم عراق، با مجلس اعلا و مشخصا آيت الله حكيم برقرار كرد. اگرچه خاستگاه اين روابط به گذشته دور بازمی گردد و آيت الله العظمی حكيم نيز دارای روابط همراه با احترام متقابل با كويتی ها و دولت آن كشور بود و اين دولت نخستين دولت از دولت های حاشيه خليج فارس بود كه از ايشان درخواست تعيين قاضی جعفری برای شيعيان آن كشور كرد كه وی نيز قاضی لبنانی شيخ ابراهيم سلمان را تعيين كرد. به هر روی سيدمحمدباقر حكيم همه ساله حدود دو هفته مهمان دولتمردان اين كشور است و همواره در مدت اقامت خود ضمن حضور در جلساتی كه از سوی شيعيان كويت به مناسبت هايی برگزار می شود با مقامات ارشد كويتی نظير امير، وليعهد و وزير دفاع، وزير كشور و. . . جلساتی را دارد و از كمك های آنان بهره مند می گردد. گويا يك مرتبه نيز بر سر بلوكه شدن يكی از همين كمك های مالی كه از سوی دولت كويت به حساب مجلس واريز شده بود مشاجره ای با برخی كارگزاران كشورمان در دولت قبلی صورت گرفته بود. مجلس اعلا دارای مدارسی برای تحصيل فرزندان عراقی، همچنين حوزه های علميه به ويژه در قم می باشد و شمار قابل توجهی محصل علوم دينی را برای تبليغ جذب كرده است.

ماهيت فعاليت های مجلس

نوع فعاليت مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، سياسی و تبليغی است و در مقاطعی مشی مسلحانه در رويارويی با عوامل رژيم بعث حاكم بر عراق در دستور كار قرار می گيرد. مجلس خود را ملزم به برخورد قهرآميز با مأموران حزب حاكم می داند و در اين تقابل سعی می كند كمترين آسيب به غيرنظاميان برسد. سال 1379 مقاومت اسلامی عراق و مشخصا نيروهای وابسته به مجلس به دفعات كاخ رياست جمهوری و چند مركز مهم دولتی از جمله وزارت دفاع، فرودگاه نظامی، راديو و تلويزيون و يكی از مقرهای سازمان امنيت عراق را مورد حمله آن هم با كاتيوشا قرار دادند. هدف قرار دادن يكی از كاخ های صدام در چهار نوبت آن هم در عرض يكسال در فضای رعب و وحشت و حاكميت پليسی اين كشور، كار آسانی نيست. بايد دانست كه فعاليت مجلس اعلا به ماندن يك حزب نيست كه مبادرت به نام نويسی از افراد و عضوگيری كند، بلكه چونان پارلمانی است كه اعضای آن را نمايندگان طبقات مختلف اجتماعی تشكيل می دهند. از اين رو مجلس طيف گسترده و آحاد مردم عراق را مخاطب قرار داده است. به نظر می رسد مجلس اعلا در ميان گروه های مخالف رژيم حاكم بر عراق از ريشه دارترين و وسيع ترين اقبال مردمی برخوردار است و اين امر از سوی شماری از صاحبنظران مورد پذيرش واقع شده است.

تحولات اخير و شورای مركزی

طی چند سال اخير فعل و انفعالاتی در مجلس اعلا روی داده كه متأثر از شرايط تازه ای است كه در صحنه عراق و منطقه روی داده است، از اين رو مجلس شاهد حضور چشمگير نسل دوم از جوانان و برای نخستين مرتبه زنان در مجلس بود. به نظر می رسد پنج، شش نفر از خانم ها در اين مرحله موفق به حضور در مجلس شدند. افزون بر آن و رؤسای عشاير نيز نمايندگانی را برای برقراری ارتباط و حضور در مجلس برگزيدند. شمار شورای مركزی مجلس نيز چندی است از 10 نفر به 15 نفر تغيير يافته است. تشكيلات مجلس همچنان حالت نيمه مخفی ـ نيمه علنی دارد و طبيعی است از معرفی آنان خودداری می شود. در شورای ياد شده نمايندگانی از حوزه علميه، سازمان عمل اسلامی، حزب الله عراق، سپاه بدر و نيروهای مستقل حضور دارند. برخی چهره های شاخص مجلس و شورا عبارتند از: شيخ علی مولا دبير اجرايی مجلس، مهندس شهاب مسئول واحد بين المللی، استاد ابوياسين مسئول تبليغات، ابوهانی مسئول نيروهای بسيج و واحدهای نظامی، مهندس بيان نماينده مجلس در سوريه، دكتر حامد بياتی نماينده مجلس در لندن، حجت الاسلام صدرالدين قبانچی و حجت الاسلام سيدعبدالعزيز حكيم هستند.

سپاه بدر

مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق پيش از آغاز جنگ تحميلی تهاجم نيروهای صدام به ايران، بر اصلاح ناپذيری رژيم بعث حاكم بر عراق تأكيد ورزيد و ناگزير به اتخاذ مشی مسلحانه شد. از اين رو در آغاز جنگ مبادرت به تأسيس واحد نظامی در مناطق شمالی عراق كه از كنترل نيروهای عراقی خارج می شد كرد و واحدهای عملياتی خود را در آنجا مستقر ساخت. مجلس همچنين با گروه های كوچك اما پرشور و فعال درون عراق ارتباطاتی را به منظور اقدام قهرآميز برقرار ساخت. شروع و تداوم جنگ تحميلی فرصت مناسبی را در اختيار مجلس قرار داد تا در صحنه عمل به ارزيابی استعداد و توان خود از بسيج نيروی متعارض بپردازد. از اين زمان درون چارت تشكيلاتی و سازمانی مجلس اعلا واحد نظامی، لحاظ شد. اين واحد موظف به سازماندهی نيروهای داوطلب عراقی و همچنين برخی از اسرای عراقی بود كه حاضر به جنگ با رژيم صدام شده بودند. اين عده در مناطقی از شمال عراق در حومه مريوان و مشخصا اطراف شهرهای سيدصادق، خرمال، حلبچه، همچنين حاج عمران، قره داغ و يا مناطقی چون ام النعاج و ديگر بخش ها در شمال بصره مستقر شدند و داخل خاك عراق دست به عمليات ايذايی نمودند. سپاه بدر ابتدا يك گردان بود كه پس از آن استعداد نيروهايش به تيپ رسيد و سپس به لشكر و دست آخر پس از جنگ دوم خليج فارس و آزادسازی كويت موسوم به سپاه گرديد. سپاه بدر مدت ها به صورت فعال در مناطق جنوبی، ميانی و شمال عراق حضور دارد. به تعبير ديگری نيروهای سپاه بدر به سه دسته تقسيم می شوند. دسته نخست درون ايران، دسته دوم به صورت پراكنده داخل خاك عراق، و دسته سوم در منطقه كردستان عراق و مشخصا در حوزه تشكيلات اتحاديه ميهنی كردستان عراق در سليمانيه مستقر هستند. آيت الله سيدمحمد باقر حكيم افزون بر اينكه رئيس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق است، فرمانده كل نيروهای مسلح اسلامی عراق نيز هست. مسئولان مجلس اعلا همواره از افشای تعداد نيروهای سپاه بدر خودداری می كنند اما به نظر می رسد تعداد كل نيروهای آنان بالغ بر 13 هزار نفر است. سپاه بدر دارای پايگاه هايی است كه در آنها به آموزش نيروهای عراقی پرداخته می شود. سپاه بدر در جريان انتفاضه ماه شعبان به سال 1991 بسيار فعال ظاهر شد و در مناطقی چون عتبات عاليات و مشخصا شهرهای كربلا و نجف، همچنين بصره ابتكار عمل را به دست گرفت.

ضرورت سرنگونی رژيم فاشيستی

بی شك مقاومت مسلحانه در عراق ممكن نيست به هدف ها و مقاصد خود بدون تكيه بر اقدامات گسترده سياسی و تبليغی دست يابد. مجلس اعلا مبارزه مسلحانه با رژيم صدام را ضرورتی می داند كه البته بستر آن را خود رژيم فراهم آورده است. از اين رو مجلس، انجام فعاليت های سياسی، تبليغی، فرهنگی در عراق را مورد توجه قرار داد و مهم ترين منظورهای خود در حوزه عراق را صيانت از وحدت ملی عراق از رهگذر برقراری ارتباط مناسب و اصولی با آحاد مردم به ويژه اقليت ها و قوميت ها معرفی كرد. ايجاد روابط حسنه با اكراد، تركمن ها و به خصوص اهل سنت، عشاير و قبايل عراقی در مناطق گوناگون چون موصل، تكريت، كركوك، سليمانيه، اربيل، خانقين و. . . لازمه چنين تعاملی است كه مجلس بدان دست يازيده است، همچنين برقراری پيوندهايی با نظاميان مستقل عراقی كه قادرند نقش مهمی در صف بندی سياسی آينده عراق ايفا كنند. يكی از اقدامات مجلس اعلا تأسيس «مركز اسناد حقوق بشر در عراق» است كه دفتر آن در تهران می باشد و مسئوليت های اين مركز به عهده حجت الاسلام سيدعبدالعزيز حكيم است. سيدعبدالعزيز حكيم 56 ساله دهمين و آخرين فرزند از پسران آيت الله العظمی سيدمحسن حكيم است كه رياست كميته پشتيبانی از كاركرد داخل عراق در مجلس اعلا را نيز يدك می كشد. وی به ويژه در كنفرانس هايی كه اخيرا در واشنگتن، لندن، صلاح الدين و... برپا شد به عنوان نماينده رسمی و تام الاختيار مجلس اعلا شركت داشت.

حكومت ملی

مجلس به منظور تشكيل جبهه گسترده در برابر رژيم عراق اولويت را به رهايی مردم عراق از يوغ رژيم صدام داده است. از اين رو نيروهای مجلس تكاپوی فراوانی را در ابعاد مختلف سياسی و فكری آغاز كرده اند كه در اين زمينه به برپايی كنفرانس هايی منجر شد كه نخستين آن به سال 1985 در تهران با عنوان كنفرانس برای مردم عراق برپا شد و در آن گروه های معارض با ماهيت غيراسلامی نيز شركت كردند. در پی آن گردهمايی هايی با عنوان راهبرد مشتركی در دمشق منعقد شد كه منجر به صدور بيانيه هايی نيز شد. پس از آن همايش هايی طی سال های 1991 در بيروت و سپس در 1992 در صلاح الدين برگزار شد. شهر دمشق هم در 1996 پذيرای گروه های ديگری از نيروهای اپوزيسيون بود. هدف مجلس اعلا در تمامی اين هم انديشی ها اتخاذ شيوه عمل مشخص از سوی معارضين عراقی بود. طيف معارضين عراقی در اين گردهمايی ها به اين رهيافت نائل آمدند كه نظام جايگزين حاكميت صدام و حزب بعث بايد قائل به تكثر سياسی باشد و پس از سرنگونی وی، نوع رژيم سياسی را كه مايلند از طريق حضور در همه پرسی مشخص سازند. اقدامی كه تنها از طريق برگزاری انتخابات آزاد و با رأی يكايك مردم ممكن می شود. ديدگاه مجلس اعلا نيز در خصوص نوع حكومت در عراق جالب است و مجلس به استقرار حكومت ملی در عراق قائل است. رويكردی كه چندان با نام مجلس ممزوج نيست. سران مجلس درباره موضوعاتی چون حجاب هم به تمكين در برابر رأی و اراده مردم معتقدند. يكی از دغدغه ها پس از فروپاشی حزب بعث و سقوط صدام نيز مسئله كردستان عراق است كه تصميم گيری درباره آن با وجود قائل شدن به تكثر سياسی به خود مردم عراق واگذار خواهد شد و اراده ملت آن را تعيين خواهد كرد. به نظر می رسد شرايط حساس كنونی و ارتباطات تنگاتنگ و نزديك مجلس اعلا با زمامداران جمهوری اسلامی معادلات سياسی را به ضرر مجلس برگردانده باشد. نمونه اين رويكرد را می توان در تازه ترين اظهارات دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا و ديگر مسئولان آمريكايی ملاحظه كرد. ناظران سياسی اين قبيل موضع گيری ها را ناشی از خودداری نيروهای مجلس اعلا در عدم پذيرش ايفای نقش پياده نظام آمريكا در نخستين جنگ كلاسيك هزاره سوم در عراق می دانند.


حسين رضوی: در ميان واكنش هايی كه در هنگامه جنگ عراق بروز يافت، يك موضع گيری متفاوت و صريح نيز به چشم می خورد كه در محافل سياسی و دانشگاهی بازتاب هايی را نيز به همراه داشت. در اولين روزهای پس از تعطيلات نوروزی و در اوج تهاجم نظامی آمريكا و انگليس به عراق، بيانيه ای تحت عنوان «جمعی از دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه صنعتی اميركبير (پلی تكنيك تهران)» منتشر شد كه به تعبير برخی فعالان سياسی می توان آن را «يكی از صريح ترين موارد اعلام جانبداری از جنگ در كشور ما» قلمداد كرد.

در اين بيانيه از حمله آمريكا به عراق شديدا حمايت شده بود. به گونه ای كه در بخشی از بيانيه اين مطلب به چشم می خورد: «مسلما سرنوشت مورد انتظار برای كودكان و جوانان عراقی، حكومتی مردمی است كه با تأمين آزادی برای مردم و كنار گذاشتن تروريسم بتواند در صلح و امنيت به جامعه بين المللی بپيوندد و موجبات رشد و توسعه پايدار را فراهم سازد. » يا در جايی ديگر آمده بود: «اعراب با تكيه بر خوی قبيلگی و نژادی مدعی اند كه به زير كشيده شدن يك حاكم عرب» بار خفت آنان را سنگين تر می كند؛ خاورميانه از اينكه يك زلزله نظم مانوس آن را درهم ريزد خوفناك است؛ حكومت های غيردموكراتيك منطقه از آن ترسانند كه خلع ديكتاتور عراق و سپردن كار به دست مردم تبديل به يك سنت شود؛ جهان سوم بر آن است كه حمله به عراق نمونه ديگری از دست اندازی قدرت های شمال به منابع جنوب است؛ اروپای قديم نگران است كه متحد قديمی او، آمريكا در سروری جهان بر او سبقت گيرد؛ محور پكن ـ مسكو هنوز يادگارهای مبارزات ضدامپرياليستی را از خاطره خود پاك نكرده است؛ ناسيوناليست ها معتقدند كه صدام هرچه در عراق كرده، در ملك خصوصی خود انجام داده است و بيگانگان را نمی رسد كه در اين كار دخالت كنند، و قس عليهذا». پذيرش نهايی اين بيانيه از همه مطالب پيش گفته صريح تر می نمود: «اذهان نقاد انبوهی از شهروندان جهان آزاد با اين سوال روبه رو است كه چگونه دفاع از صلح می تواند به دفاع از حكومتی منتهی شود كه مسئول مستقيم قتل صدها هزار نفوس بی گناه بوده است؟ آيا حملات شيميايی و ميكروبی حكومت صدام عليه مردم غيرنظامی آنقدر وخيم نبود كه صلح طلبان را به حركت آورد؟ چرا شكنجه و قتل زندانيان سياسی به وسيله حكومت هايی كه مردم خود را به گروگان گرفته اند، اعتراض وسيع در دفاع از حق انتخاب ملت ها را به راه نمی اندازد؟ براساس كدام منطق در روابط بين الملل، قدرت درون مرزهای ملی مشروعيت می آورد و در سطح بين المللی نه؟»

انتشار چنين بيانيه ای بازتاب قابل توجهی در سطح محافل سياسی داشت. اين بازتاب، نه از آن رو بود كه بسياری از روزنامه ها و يا سايت های اينترنتی مطرح به انتشار و نقل آن اقدام كنند، بلكه از آن زاويه بود كه طيف متنوع منتقدان آن نشان داد كه «مخالفت با آمريكا» و همگرايی جريانات در پشت شعار «حاكميت ملی» همچنان از عناصر مسلط در گفتمان نيروهای سياسی ايران حتی در ميان اپوزيسيون محسوب می شود. از جمله، يكی از فعالان اپوزيسيون در خارج از كشور كه جزو جريان «چپ دموكرات» و «جمهوريخواه» محسوب می شود و معمولا مقالات صريحی عليه جمهوری اسلامی را در سايت های اينترنتی منتشر می كند، به نقد بيانيه مذكور پرداخت و از جمله نوشت كه اقدامی نظير جنگ با عراق، صدام را می برد اما «تخم كينه ای را در سرتاسر خاورميانه و جهان عرب می نشاند كه صدها صدام حسين و بن لادن ديگر می تواند از آن سر برآورد.»

شايد در ميان گروه های سياسی ايران تنها طيف سلطنت طلب بود كه از انتشار بيانيه دانشجويان پلی تكنيك استقبال كرد. در يكی از سايت های نزديك به اين جريان، از اينكه نويسندگان بيانيه «خط قرمز تازه ای» را زير پا گذاشته اند، استقبال شده بود. اين سايت به نوعی اين بيانيه را به انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميركبير منتسب كرده و مدعی شده بود: همانطور كه اين انجمن با دعوت از «عباس اميرانتظام» برای سخنرانی در مراسم سالگرد تشكيل انجمن های اسلامی دانشجويان، يك خط قرمز را از ميان برداشته بود، اين بار نيز با بيانيه ای اقدامی تازه را انجام داده است.

اين در حالی بود كه انجمن اسلامی پلی تكنيك همزمان با انتشار اين بيانيه، از آن تبری جست. «رضا دلبری» دبير انجمن مذكور در گفت وگويی اعلام كرد: «مواضع و نظرات اين انجمن در مورد وقايع و مسائل روز تنها از طريق بيانيه های آن اعلام می شود و انتشار نظرات و گفته های افراد در خبرنامه اميركبير (ارگان اينترنتی انجمن اسلامی دانشجويان اميركبير) به معنای تأييد آن نظرات نمی باشد. »

اين انجمن چند روز بعد، خود بيانيه ای صادر كرد و در آن با محكوم كردن حمله نظامی آمريكا و انگليس به مسئولان ايران هشدار داد كه قبل از آنكه با تهديد خارجی وادار به برپايی رفراندوم شويد، خود رفراندومی را در چارچوب قانون اساسی انجام دهيد.

اما واكنش به بيانيه جمعی از دانشجويان و دانش آموختگان پلی تكنيك تنها موردی نبود كه از همگرايی نيروهای سياسی ايران در چارچوب «استقلال»، «تماميت ارضی» و «حاكميت ملی» كشور خبر می داد. اين مسئله به شكلی آشكارتر در بيانيه بيش از 200 تن از فعالان سياسی اصلاح طلب داخل كشور خود را نشان می داد. در اين بيانيه كه امضای طيف گسترده ای از نيروهای سياسی شامل ملی ـ مذهبی، روزنامه نگاران اصلاح طلب، برخی از اعضای جبهه مشاركت و نزديكان آيت الله منتظری را در پای خود داشت، به صراحت آمده بود: «مراتب اعتراض و مخالفت شديد خود را با استفاده از جنگ و اعمال سلطه نظامی به عنوان ابزار حل مشكلات داخلی و استقرار مردم سالاری در عراق اعلام می كنيم. »

مطالباتی كه در بخش انتهايی بيانيه خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی مطرح شده بود، آشكارا نشان می داد كه اصلاح طلبان دينی داخل كشور با وجود تمامی ناكامی ها و سختی هايی كه طی شش سال گذشته با آن مواجه شده اند، همچنان بر نظريه «اصلاحات از درون» و «دموكراسی بومی» پای می فشارند. اين امر، به ويژه پس از انتخابات نهم اسفند كه با رويگردانی گسترده شهروندان از صندوق های رأی و ناكام ماندن اصلاح طلبان از پيروزی در آوردگاه های مهم سياسی همراه بود، از اهميت ويژه ای برخوردار است. به عبارت بهتر، انتشار چنين بيانيه ای نشان می دهد كه اصلاح طلبان دينی، به ضرورت تحولات دموكراتيك بومی در داخل كشور واقف هستند و بسياری از طيف های اصلاح طلب، دموكراسی را به عنوان يك ضرورت برای حفظ استقلال و امنيت كشور در جهان امروز باور دارند و نه صرفا، ابزاری برای راه يافتن به ساخت قدرت. در بندی از بيانيه كه به طرح مطالبات اختصاص دارد، خواست هايی چون آزادی زندانيان سياسی، لغو احكام توقيف روزنامه ها و نشريات، پايان فشار عليه احزاب و سازمان ها و گروه های سياسی مطرح شده است. اينها همان موضوعاتی است كه طی شش سال گذشته به تناوب از سوی اصلاح طلبان بيان شده و تلاش هايی در جهت تحقق آنها صورت گرفته كه ناكام مانده است.

از سوی ديگر، طيف عمده ای از نيروهای اپوزيسيون خارج از كشور كه اغلب گرايش خود را «چپ دموكراتيك» اعلام می كنند، در مقالاتی كه طی روزهای پس از سقوط صدام منتشر كرده اند، رويه نيروهای مهاجم را مورد انتقاد قرار داده اند و «جنگ» و «دموكراسی» را «اجتماع نقيضين» دانسته اند. برخی از اين دسته فعالان سياسی، مطالبی را منتشر كرده اند و برای همگرايی با گروه های سياسی اصلاح طلب در داخل كشور نيز در جهت «حفظ حاكميت ملی» و تعميق تحولات دموكراتيك اعلام آمادگی كردند. از همين زاويه بود كه پس از سقوط صدام، انتقادها از جناح سلطنت طلب در ميان گروه های چپ خارج از كشور افزايش يافت. چرا كه به عقيده يكی از فعالان اپوزيسيون، «بازماندگان رژيم استبدادی سابق، در سياست های تجاوزگرايانه آمريكا، راه خود را به سوی بازگشت مجدد به قدرت در ايران می جويند. »

اشاره اين فعال سياسی به تحركاتی بود كه لابی سلطنت طلبان در آمريكا و بعضا انگلستان به ويژه در يك ساله اخيرسامان داده است تا خود را به عنوان مهم ترين آلترناتيو جمهوری اسلامی به جريان های جنگ طلب و هوادار برخورد نظامی با ايران در اين كشورها معرفی كند. چنين فضايی است كه نشان می دهد در ميان نيروهای سياسی، جريانی كه هوادار مداخله نظامی آمريكا در ايران است، در اقليت قرار دارد و اكثر گروه ها به راهكارهای مبتنی بر «اصلاحات از درون» و «دموكراسی بومی» اعتقاد دارند. هرچند كه اكثريت قريب به اتفاق نيروهای سياسی بر ضرورت اقداماتی بنيادين و سريع تر پای می فشارند. اقداماتی چنان آشكار كه به تعبير «مسعود بهنود» حاصل آن «بازگرداندن كشور به آن شوری كه در سال اول پس از دوم خرداد وجود داشت» باشد.


مصاحبه اخير آيت الله هاشمی رفسنجانی با فصلنامه راهبرد (وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك) طرح پيشنهادهايی مبنی بر دريافت نظر مردم در مورد رابطه با آمريكا از طريق همه پرسی واكنش های بسياری را برانگيخته است و رسانه های جمعی داخلی ـ خارجی طی روزهای گذشته با انتشار بخش هايی از اين مصاحبه به تحليل در مورد اين پيشنهاد و پيامدهای آن در فضای سياسی ايران پرداخته اند.

يك روز پس از انتشار اين خبر توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی و انعكاس آن در مطبوعات و راديوهای خارجی، مدير روابط عمومی مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت وگويی توضيح داد كه مطالب منتشر شده كامل نيست. در اين توضيح بدون آنكه سخنان آيت الله هاشمی رفسنجانی تكذيب شود، گفته شده است كه سوال كننده در مورد راه حل اجماع در سياست خارجی و نقش مجمع تشخيص سوال كرده و آقای هاشمی هم در توضيح خود به وظايف مجمع اشاره كرده است. يكی از مواردی كه مسائل به مجمع ارسال می شود را معضلاتی كه رهبر تشخيص می دهند، دانسته است. به عبارت ديگر اگر قضيه اجماع در سياست خارجی در رابطه با آمريكا معضلی از طرف رهبری به تشخيص مصلحت داده شود، آن وقت مجمع می تواند در اين مورد اظهارنظر كند. متأسفانه آنچه كه منتشر شد، اين مسئله را در ذهن تداعی می كند كه انگار مجمع مستقلا می تواند اين كار را انجام دهد.

به اين ترتيب بيان اين پيشنهاد و اصل مصاحبه تكذيب نشد بلكه نخستين واكنش رسمی مجمع تشخيص مصلحت نظام نشان از تلاش برای خنثی سازی انتقادهايی است كه نسبت به طرح اين سخنان در شرايط موجود مطرح می شود و می تواند مسيری انحرافی و خلاف هدف رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را سبب شود. با اين وجود يك سايت خبری داخلی كه گفته می شود مدير آن از مقامات نزديك مجمع تشخيص مصلحت نظام است نوشت كه شماره «بهار» فصلنامه راهبرد حدود دو ماه زودتر از روال عادی منتشر شده است و به محض انتشار، بخش هايی از آن بر روی تلكس خبرگزاری جمهوری اسلامی مخابره شد.

در اين سايت آمده كه مصاحبه كننده احتمالی پيشتر معاون وزير سابق امور خارجه بوده و برخی از رسانه های اپوزيسيون در گذشته از مذاكرات او درنيويورك خبر داده بودند. در عين حال اين سايت خبری مدعی شده است كه شماره جديد نشريه راهبرد روز 25 اسفند ماه سال گذشته چاپ شده و مسكوت ماندن 27 روزه آن بر مبنای يك برنامه قبلی بوده است. همچنين پيشنهاد طرح شده در راديوها و شبكه های خبری جهان نيز بازتاب هايی را به دنبال داشت. برخی از رسانه ها تنها به انتشار مطالب طرح شده در اين مصاحبه پرداختند اما برخی ديگر تحليل هايی را نيز چاشنی اين خبر كردند. از جمله تحليلگر راديو بی بی سی گفت: «اين اولين بار است كه آقای رفسنجانی می گويد می توان معضل برقراری رابطه با آمريكا را از طريق همه پرسی حل كرد».

اين تحليلگر افزود: «اظهارات آقای رفسنجانی می تواند با استقبال اكثريت مردم ايران مواجه شود. بنابراين يك هدف از اشاره آقای رفسنجانی به رفراندوم می تواند تلاش برای كسب پشتيبانی مردم باشد. هدف ديگر او می تواند برطرف كردن نگرانی ها در بين محافظه كاران درباره خطر حمله احتمالی آمريكا به ايران باشد. آقای رفسنجانی می تواند به تندروها در حاكميت ايران بگويد كه با اين پيشنهاد می خواهد دولت بوش را به اصطلاح خلع سلاح كند».

در ميان رسانه های داخلی، قابل توجه ترين واكنش از سوی مديرمسئول روزنامه كيهان و طی يادداشتی اتخاذ شد. نويسنده يادداشت انتشار اين مصاحبه در شرايط فعلی را سوء استفاده و اصل ماجرا را با آنچه محافل خارجی و برخی از مطبوعات داخلی منتشر كرده اند، متفاوت خواند و يادآور شد كه اين مصاحبه حداقل دو ماه قبل از تهاجم آمريكا و انگليس به عراق انجام شده است. نويسنده همچنين اقدام خبرگزاری جمهوری اسلامی را در مخابره اين خبر در زمان فعلی سوال برانگيز و درخور پی گيری جدی توصيف كرد و در بخش ديگری نيز استقبال و ذوق زدگی محافل بيگانه وبرخی از مطبوعات داخلی از اين خبر را باعث تأسف و در عين حال نشانه نگرانی و وحشت آمريكا و انگليس و دنباله های داخلی از آنها از موضع قاطع ايران و بازتاب آن در ميان ملت های مسلمان دانسته است. اما بخش مهم اين يادداشت نكته ای است كه خطاب به آيت الله هاشمی رفسنجانی آورده است: «رابطه با آمريكا يك خط قرمز است و آقای رفسنجانی نبايد با پيش كشيدن اين نكته كه رابطه با آمريكا يك سياست كلی نيست وجود اين خط قرمز قطعی را انكار كنند. متأسفانه آقای هاشمی رفسنجانی پيش از اين نيز بارها به طور تلويحی و بعضی اوقات با صراحت از گرايش خود به برقراری رابطه ايران و آمريكا سخن گفته اند. . . حال آنكه امروزه حتی ديرباورترين افراد نيز از ابراز گرايش به رابطه با آمريكا شرمگين و سرافكنده اند. . . تأسف آور است كه شخصيتی نظير آقای هاشمی رفسنجانی اين خط قرمز را. . . ناديده بگيرد. . . » به اين ترتيب همان گونه كه برخی از تحليلگران پيشتر پيش بينی كرده بودند، با بحرانی شدن اوضاع در منطقه و استقرار نظاميان آمريكا در خاك عراق، يك بار ديگر بحث بر سر موضوع آمريكا در محافل سياسی ايران مطرح می شود با اين تفاوت كه نسبت به گذشته به لحاظ حضور گسترده آمريكا در دو كشور همسايه ايران و استقرار ناوهای جنگی آمريكا در آب های جنوب ايران، مجموعه شرايط مانند گذشته نيست و همين امر سبب خواهد شد كه طی ماه های آينده بحث بر سر اين موضوع و مسائل حول و حوش آن بازار گرم تری پيدا كنند و چه بسا، موضوع سياست خارجی و تهديد آمريكا عليه ايران در كانون توجه فعالان سياسی، رسانه های جمعی و افكار عمومی قرار بگيرد و تا حدی از شدت مسائل سياسی داخلی كاسته شود.


طی دو ماه گذشته سوريه برای اولين بار در بيش از دو دهه ای كه از حضور نظاميان سوری در لبنان می گذرد و اختلاف نظرهای جدی دو طرف در مورد خروج نيروهای سوری از لبنان، تعدادی از نظاميان خود را از خاك لبنان خارج كرد. فراخوان حدود چهار هزار سرباز سوری مستقر در شمال لبنان در ماه فوريه آغاز شد كه اين روند هفته ها سكوت و سكون را به دنبال داشت. اكثر رهبران ارشد اپوزيسيون مارونی به استثنای افرادی معدود (و از جمله امين جميل رئيس جمهور سابق لبنان) انتقادات خود عليه نيروهای سوری را متوقف كرده يا لااقل لحن خود را در بروز اين مخالفت ها تعديل كردند. حتی تعدادی از اين رهبران اپوزيسيون تصميم گرفتند برای اولين بار پس از ورود نيروهای سوری به خاك لبنان از دمشق ديدار كنند. حضور رهبران سياسی مسيحيان در تظاهرات مخالفت با جنگ عراق در بيروت راه را برای گفت وگوهای دو طرف گشود و ديدارهايی بين اين رهبران مسيحی و مقامات اطلاعاتی سوری شكل گرفت.

نصرالله پطروس سفير، اسقف اعظم مارونی های لبنان در اقدامی نمادين كه از مخالفت او با جنگ عليه عراق حكايت داشت سفر خود به ايالات متحده را لغو كرد و با در گرفتن جنگ همه چهره های سياسی لبنان تصميم گرفتند موقتا از بحث و گفت وگو در مورد پايان دادن به حضور نيروهای سوری در لبنان، كه نزديك به سه دهه عامل اختلاف بين مارونی ها و ناسيوناليست های لبنان با سوری ها بوده است را به حالت تعليق در آورند. اخبار حيرت انگيز 18 فوريه و هنگامی كه دولت لبنان رسما اعلام كرد نيروهای سوری مستقر در لبنان مواضع خود در شمال اين كشور را در چارچوب اجرای توافقنامه 1989 طائف ترك خواهند گفت، از راه رسيد. توافقنامه طائف تحت فشار آمريكايی ها توسط بازمانده های آخرين پارلمان لبنان كه حد فاصل سال های 1976-1972 فعاليت داشت با هدف فراهم آوردن زمينه خروج نيروهای سوری از لبنان امضا شد. يك روز پس از اعلام اين خبر يعنی نوزدهم فوريه (30 بهمن ماه گذشته) كاميون های نظامی سوری حامل سربازان و ادوات نظامی شان پايگاه های سوری ها در شمال لبنان را ترك كردند و راه ناحيه مرزی عكا را در پيش گرفتند.

طی يك هفته و تا 25 فوريه سوری ها 10 پايگاه و موضع استقرار خود در شمال لبنان و در ناحيه بطرون در 55 كيلومتری شمال پايتخت لبنان را ترك كرده بودند و چهار موضع استقرار در ناحيه كورا در 70 كيلومتری بيروت هم تخليه شد و اين در حالی بود كه پنج پايگاه ديگر سوری ها در كورا هم از تعداد نيروهای خود كاستند. براساس اظهارات مقامات نظامی لبنانی فراخوان نيروهای سوری از خاك لبنان تعداد نظاميان سوری مستقر در خاك لبنان را به زير 20 هزار تن كاهش داد و برای اولين بار در طول ربع قرن گذشته حضور نظاميان سوری در خاك لبنان را به پايين ترين سطح خود رساند. به رغم اين فراخوان نيروها هنوز هم دمشق در امور داخلی سوريه نقشی حائز اهميت ايفا می كند خصوصا به ادعای مخالفان حضور نظاميان سوريه در خاك لبنان كه نقض حاكميت و تماميت ارضی لبنان است و هزاران جاسوس لباس شخصی در اختيار سوری ها دارند. دولت لبنان به دنبال خروج بخشی از نيروهای سوری اعلام داشت اين فراخوان به دليل افزايش توانايی نيروهای سوری در حفظ ثبات و امنيت لبنان انجام شده است در حالی كه زمانی كه برای انجام اين برنامه در نظر گرفته شده از انگيزه ها و دلايل ديگری حكايت دارد. به ادعای گروه های اپوزيسيون فراخوان نيروهای سوری در اين مقطع درست به سان تحركات نظامی مشابه در شرق و شمال لبنان در ژوئن 2001 و تخليه كامل نواحی كوهستانی در آوريل 2002 زمينه ساز اقدامات سياسی آتی سوری ها است. گفته می شود فراخوان نيروها به دو دليل صورت گرفته است. اول اين كه اين نيروها كمتر به چشم آيند و از اين رهگذر از ميزان مخالفت شهروندان لبنانی و خصوصا مسيحيان مارونی كه از حضور نيروهای سوری در خاك لبنان ناخرسند هستند كاسته شود و ديگر آنكه با محدود شدن پايگاه های نظاميان سوری شناسايی اين پايگاه ها توسط هواپيماهای شناسايی اسرائيل كه معمولا تا قلب لبنان رسوخ می كنند و اهداف سوری را برای حملات هوايی تلافی جويانه پس از اقدامات رزمندگان حزب الله جست وجو می كنند، سخت تر و سخت تر شود.

طی ماه های اخير مسيحيان مارونی برخلاف سياق گذشته تصميم گرفتند تلاش های خود برای خروج سوری ها از خاك لبنان را به حال تعليق در آورند. در حالی كه نصرالله پطروس سفير، اسقف اعظم مارونی های لبنان از ابتدای سال 2002 رسما و به طور شفاف خواستار خروج نيروهای سوری، كه به اعتقاد آن ها تمامی اركان حاكميت لبنان را تحت تسلط خود داشته و ديدگاه هايشان را به دولت و پارلمان لبنان ديكته می كنند از خاك سوريه شده بود اما در نشست دهم فوريه گروه های اپوزيسيون مسيحی لبنان تحت عنوان نشست شهوان كه در بيروت برگزار شد با صدور بيانيه ای خواستار حفظ روابط سوريه ـ لبنان در شرايط جاری شدند و ايالات متحده به تلاش برای بلااثر كردن راهكارهای غيرنظامی در رفع بحران عراق متهم شد. در ادامه ژان عزيز، از اعضای شهوان كه از زيرمجموعه های سازمان نيروهای لبنانی (CF) است سفر خود به واشنگتن برای شركت در نشست ويژه بررسی وضعيت لبنان با حضور اعضای گروه جريان ملی آزادی (FNC) و از جمله ميشل عون رهبر اين گروه و چهره های سرشناس آمريكايی ـ لبنانی مخالف جنگ بود را ملغی كرد.

پس از آنكه بشار اسد با مرگ پدرش در اواسط سال 2000 ميلادی در سوريه به قدرت رسيد در تلاش بوده به مخالفت گروه های مسيحی اپوزيسيون دولت با حضور نظاميان سوری در خاك لبنان به اشكال مختلف پايان دهد. يكی از اين راهكارها فراهم آوردن امكان فعاليت رهبران اين گروه ها در سطوح مختلف سياسی در ازای دست برداشتن از مخالفت هايشان با سوری ها بوده است. دو ديدار سال گذشته اسد از لبنان ـ [در سال 2002] هم در همين راستا ارزيابی شد. ديدارهای اخير سفير و ناصر قنديل كه خيلی ها او را پيام آور غيررسمی سوری ها در بيروت می پندارند مويد در جريان بودن گفت وگوهای بين دو طرف برای پايان دادن به مخالفت مسيحيان مارونی با حضور نظاميان سوريه در خاك لبنان است. صرفنظر از انگيزه ها و برنامه های پس پرده سوری ها، نفس خروج نظاميان سوری از خاك لبنان اميدبخش به نظر می رسد. برخی از ناظران منطقه بر اين باورند تن دادن سوری ها به كاهش نيروهای خود در لبنان با جنگ عراق و شكست دور از انتظار حاكميت صدام هم بی ربط نيست. همان طور كه 20 فوريه گذشته روزنامه ديلی استار چاپ بيروت نوشته بود خروج مرحله ای نيروهای سوری از خاك لبنان برای جلوگيری از اعمال فشار مجدد واشنگتن به دمشق راهكاری است كه در صورت شكست صدام پيگيری خواهد شد. صدام شكست خورد و گريخت و اكنون وزارت امور خارجه آمريكا به كرات از احتمال اقدام نظامی عليه سوريه می گويد. تلاش برای دستيابی به تسليحات كشتار جمعی، حمايت از گروه های تروريستی و پناه دادن به اعضای خانواده صدام از جمله دلايل مقامات آمريكايی برای تهديد دمشق است و بی شك در صورت اهمال سوری ها در فرا خواندن كامل نيروها از خاك لبنان، اين مسئله بهانه ديگری به آمريكاييان خواهد داد.


ترجمه عبدالهادی طرفی: با بررسی نقطه نظرات مراكز پژوهشی و دولت های مختلف آمريكا به اين نتيجه می رسيم كه طيف های سياسی آمريكا ـ از جناح تندرو گرفته تا جناح معتدل ـ برای حفظ سلطه يك جانبه آمريكا بر جهان بعد از جنگ سرد سناريوهای مختلفی را طراحی كرده اند. اولين اقدام آمريكايی ها برای حفظ سلطه خود مطرح ساختن پروژه جهانی شدن اقتصاد، سياست امنيت و فرهنگ به رهبری آمريكا بود و برای پياده كردن اين برنامه قصد داشتند كه از ابزار سازمان تجارت جهانی، سازمان بين الملل و صندوق بين المللی پول و بانك جهانی استفاده كنند. ولی بعد از سال 2000 يعنی بعد از گذشت يك دهه كامل و قبل از تغيير مرزها و بازسازی دوباره جهان آمريكايی ها دشوار بودن جهانی كردن را درك كردند.

اين اقدام آمريكا جديد و تازه نيست چرا كه در اين زمينه نمونه های بسياری وجود دارد و ما شاهد بوديم كه كشور يا كشورهای فاتح چه به صورت چند كشور هم پيمان و يا يك كشور تك تاز، بعد از پيروزی به سليقه خود اقدام به بازسازی جهان می كنند تا سلطه جهانی خويش را برای اداره جهان به آسانی انجام دهند. به طور مثال كشورهای: روسيه، انگليس، اتريش و فرانسه در قرن نوزدهم و پس از شكست عثمانی (در جنگ القرم) سعی كردند جهان را به گونه ای بازسازی كنند تا منافع آنان را تامين نمايد. همچنين در نيمه دوم قرن نوزدهم بيسمارك در آلمان می خواست كه سلطه خويش را بر سراسر جهان گسترش دهد و يك جهان تك قطبی را به رهبری آلمان تشكيل دهد. به هر حال اين سناريوهای سلطه جويانه باعث بروز جنگ جهانی اول شدند.

پس از جنگ جهانی اول كشورهای پيروز ـ انگليس و فرانسه ـ توانستند به وسيله تصويب پيمان ننگين بالغور و معاهده سايكس بيكو در سال 1919 جهان را بازسازی و تقسيم كنند. آنچه كه به آن پرداختيم گزيده ای از تاريخ تغييرات سياسی در جهان در دوره زمانی مشخصی بود. بنابراين همان گونه كه قبلا اشاره كرديم آنچه كه آمريكا در حال حاضر انجام می دهد تازگی ندارد و همه حكومت ها به جز كشورهای عربی و اسلامی با در نظر گرفتن مصالح خويش سناريوهای متعددی را برای رويارويی يا هماهنگی با سناريوهای آمريكا در پيش گرفتند. همه اين موضوعات حول يك محور می چرخند و آن: سناريو و يا سناريوهايی است كه كشورهای عربی و اسلامی بعد از پايان جنگ سرد و بروز جهان تك قطبی بايد انجام دهند. البته نمی توانيم از پژوهش هايی كه گروه های مختلفی از پژوهشگران عرب انجام دادند غافل بمانيم. در ذيل به چند نمونه از آن ها اشاره می كنم.

1 - تركی الحمد متفكر عرب در كنفرانس جشنواره فرهنگی الايام (روزها) در مقاله ای پيرامون سناريوهای احتمالی جنگ عليه عراق گفته بود كه هدف از تسلط بر عراق می تواند چهار سناريوی احتمالی زير باشد:

• سناريوی اول: ايالات متحده به طور مستقيم در عراق حكومت خواهد كرد.

• سناريوی دوم: بازگرداندن سيستم حكومت پادشاهی در عراق.

• سناريوی سوم: اتحاد اردن و عراق؛ براساس اين سناريو اردن می تواند مشكلات اقتصادی و جمعيتی خويش را كه غالبا متاثر از حضور فلسطينی ها در اردن است، حل كند و اتحاد با عراق باعث كاهش تاثير اين اقليت خواهد بود ولی اين سناريو ممكن است آمريكا را به چالش بكشد با اين احتمال كه رژيمی كه از اتحاد آن دو كشور روی كار خواهد آمد ابتدا طرفداری آمريكا خواهد بود ولی به مرور زمان از مواضع خود عدول كرده و باعث به خطر افتادن منافع آمريكا به خصوص امنيت اسرائيل خواهد شد.

• سناريوی چهارم: تشكيل حكومت وابسته به اردن در وسط عراق.

د. الحمد اعتقاد دارد اگر آمريكا پس از عراق تسلط كامل بر عراق شروع به اعمال فشار بر ايران و سوريه و عربستان سعودی خواهد كرد چرا كه اين كشورها به سه دليل عمده؛ نفت، امنيت اسرائيل، استراتژی منطقه ای می توانند بهانه ای برای مداخله مستقيم باشند.

2 ـ در كنفرانسی كه مركز پژوهشی «الخليج» در امارات متحده در فوريه 2002 برگزار كرد شركت كنندگان در كنفرانس 4 سناريوی احتمالی ذيل را پيش بينی كردند.

در كنفرانس الاهرام در فوريه 2003 همايشی تحت عنوان گردهمايی فوق العاده اعراب در شرايط دشوار جهانی برگزار شد. پژوهشگران راهكارهای ممكن برای رويارويی يا كاهش خطرات سناريوهای آمريكا در منطقه را مورد بررسی قرار دادند. در آن گردهمايی مصطفی الفقی گفته بود: «در مورد اين گردهمايی فوق العاده بايد بگويم كه برگزاری آن بسيار ضروری است و اگر اعراب نخواهند كه در حال حاضر ديدار و گفت وگو كنند پس كی اين كار را خواهند كرد؟ چرا كه شرايطی ناگوارتر از شرايط حاضر وجود نداشته است.

ما شاهد هستيم كه دانشمندان عرب و مردمشان و ملت های جهان با ملت عراق همبستگی دارند و از وارد شدن ضرر و زيان به آن ها نگران بودند اما برعكس ديديم كه حكومت های عربی نسبت به آنچه كه در عراق و در منطقه اتفاق خواهد افتاد و به بلندپروازی آمريكا برای تسلط بر جهان اهميتی نمی دهند. اما ايالات متحده، به نظر می رسد كه تكليف عراق و خاورميانه و جهان را مشخص كرده است زيرا در مصاحبه ای كه روزنامه «الشرق الاوسط» در شماره (8853) با ريچارد پرل مشاور سابق وزارت دفاع آمريكا ترتيب داد وی گفته بود: اگر نتوانستيم از شورای امنيت برای حمله به عراق مجوز بگيريم به آن سازمان و هر سازمان بين المللی ديگری بی اعتقاد نخواهيم بود. »

از اين اظهارات در می يابيم كه می خواست بگويد برای تحقق اهداف و منافع آمريكا و حفظ سلطه آن برجهان هيچ مانعی نمی تواند جلوی ما را بگيرد و ما جهان را ويران می كنيم و دوباره آن را كاملا بازسازی خواهيم كرد زيرا اهداف ما به عراق و خاورميانه محدود نمی شود. همچنين فرانكس همه كشورهايی را كه رودرروی استراتژی آمريكا بايستند تهديد كرد و گفت: اميدوارم كه رئيس جمهور سوريه در روند اصلاحات سوريه بازنگری كند و به خصوص دفاتر سازمان های تروريستی را ببندد و همچنين لبنان را به لبنانی ها بازگرداند. در پايان، كشورهای عربی را جهت يك تصميم گيری تاريخی در مورد سرنوشت خود دعوت می كنيم. اگر اين حكومت ها از تصميم گيری در اين زمينه عاجز هستند به ملت هايشان اجازه دهند تا به دموكراسی حقيقی و نه صوری دست يابند تا اين فرصت را پيدا كنند كه نماينده حقيقی شان را برای توليت امور انتخاب كنند. در اين صورت اگر اتفاق مثبت يا منفی ای به وقوع پيوست همه در آن مسئول خواهند بود. ولی متاسفانه بعضی به اين حكومت ها همچنان اعتقاد دارند. به اين مسئولان می گوييم پس چه وقت اعتقاد پيدا خواهيد كرد كه ملت هايتان شايستگی برخورداری از دموكراسی را دارند. در آخر لطيفه ای را از مقاله ای از اياد ابوشقرا برايتان نقل می كنم كه جالب است. يك پزشك متخصص اعصاب برای معاينه به بيمارستانی رفت. بعد از ترك بيمارستان مشاهده كرد كه يكی از چرخ های اتومبيلش به سرقت رفته، آن پزشك حيران و مبهوت به اين فكر فرو رفت كه چه تصميمی بگيرد ديوانه ای رشته افكارش را پاره كرد و به او گفت: آقای دكتر چرا متحير و مردد هستی؟! چرخ زاپاس را از صندوق ماشين بيرون بيار و بر خدا توكل كن! آن پزشك روبه طرف آن ديوانه برگرداند و گفت: تو ديوانه هستی؟! نه! تو عاقل ترين عاقلان هستی! ديوانه به او گفت: نه آقا من ديوانه هستم ولی احمق نيستم.


دكتر حسين دهشيار: انسان ها قالب هايی بيش نيستند، اما آنچه آنها را متمايز از ديگر مخلوقات می سازد، ماهيت ارزشی آنان است. به ضرورت آكندگی از ارزش ها است كه انسان ها از ويژگی بهره مندی از هويت برخوردار هستند. به جهت اين هويت است كه انسان ها توفيق به آشنايی فهم و ارزيابی حيات سياسی، محيط اجتماعی و فضای فرهنگی می يابند. ارزش ها كه در بستر آن انسان ها حيات می يابند شكل دهنده ساختار و سرشت هويت آنان است. تهاجم نظاميان غربی به عراق در عين اينكه نشانگر ماهيت پوشالی اقتدارگراترين رژيم در جهان عرب بود در ضمن نمايانگر اين است كه رهبران قدرت طلب، ايدئولوژی را تنها دست مايه رسيدن تحكيم و افزايش قدرت می يابند. رژيم بعثی كه با شعارهای پان ـ عربيسم و سوسياليسم عربی و اشاعه عرف گرايی به قدرت رسيد طی اين جنگ به وضوح نشان داد كه هيچگاه اعتقادی به اين مفاهيم ايدئولوژيك نداشته است. در سخنرانی های تلويزيونی كه صدام حسين طی اين مدت از تلويزيون بغداد ارائه داد مدام از اين سخن گفت كه می بايست در راه «امت عرب و خداوند» با نيروهای غربی به نبرد پرداخت و اينكه مقابله با غربی ها يك ضرورت مذهبی و برای حفظ ارزش های مذهبی است. وزير اطلاعات عراق با نزديك شدن نيروهای ائتلاف به كربلا و نجف دائما از ناراحتی شديد رژيم از احتمال اهانت به مقدسات مذهبی سخن به زبان آورد. عملكرد مذهب در دوران اقتدار صدام حسين دقيقا بيانگر آن چيزی است كه ماركس آن را درخصوص ماهيت مذهب به قلم آورد. در عراق صدام حسين، مذهب ماهيت سياسی يافت به اين مفهوم كه ابزاری شد در جهت انقياد مردم و حركت آنان به سوی پذيرش اينكه قدرت فردی صدام حسين تجلی ضروريات مذهبی است. در عراق ارزش های مذهبی مورد سوءاستفاده قرار گرفته شدند تا موقعيت حكومت بعثی تقويت گردد و عملكردهای آن توجيه بيابد. در اين چارچوب قالب های مذهبی به گونه ای استفاده شدند تا اطاعت مردم از خواست های حكومت به طور خاصی تحقق يابد. سمبل ها و اسطوره های مذهبی در شكل غير پويای آن به وسيله رژيم بعثی مورد بهره برداری قرار گرفتند تا در تعريف شرايط معاصر مردم عراق، گذشته نقش افتخارآميز بيابد. در همين راستا شعائر و مفاهيم مذهبی مورد استفاده قرار گرفتند تا كاستی های گسترده حاكم بر جامعه با ارائه وجود پاداش در آخرت توجيه گردد، بدين روی رژيم از اين فرصت برخوردار شد كه در ضعف های مديريتی، اداری و سياسی و در عين حال ماهيت غيرانسانی خود را با توسل به ارزش های ادعايی قابل قبول جلوه دهد.

مذهب ماهيتی دولتی يافت و جنبه های انسانی، اقتدارستيز و ستم گريز آن مخدوش شد. در آمريكا طی چند سال گذشته و مخصوصا در حوادث عراق مفاهيم مذهبی به گونه های متفاوت مورد بهره برداری قرار گرفته است. اما آنچه بارز است ماهيت متفاوت حيات مذهب در آمريكا با عراق است. در آمريكا مذهب يكی از نهادهای جامعه مدنی است. به اين مفهوم كه نهاد مذهب وظيفه محدود كردن قدرت ساختار سياسی حاكم را برعهده دارد و برخلاف عراق در آمريكا مذهب تجلی گر نظر ماركس نيست. در آمريكا مذهب در اين نقش ظاهر می شود تا از تجاوز به حقوق و آزادی های انسان كه شكل دهنده حقوق طبيعی او محسوب می گردند جلوگيری به عمل آيد. مذهب دارای ماهيت اجتماعی است و به جهت اين سرشت است كه حيات دولتی را به چالش می گيرد. در آمريكا مردم آزاد هستند تا خداوند را بپرستند نه به جهت اينكه تحكيم كننده قدرت دولت است بلكه به جهت ماهيت قدرت ستيز آن است. متمم اول قانون اساسی آمريكا مهم ترين سند مدون تضمين كننده سرشت ضددولتی مذهب در كشوری است كه مذهبی ترين كشور در جهان غرب است. در عراق تحت حكومت صدام حسين، مذهب مورد تمسك بعثيان شكل نيزه را داشته است. به اين مفهوم كه برای اعمال فشار روانی و سيستم فيزيكی استفاده گرديد. در آمريكا مذهب هيبت يك صليب را دارد به اين گونه كه دارای ماهيت افقی و عمودی است. سرشت افقی مذهب به اين گونه است كه افراد ارزش های مذهبی خود را به گونه وظيفه مدنی در جهت بهبود رفاه ديگران می يابند. بدين روی است كه عليه كمبودهای اجتماعی و نقض آزادی های طبيعی ديگر افراد متوسل به ابزارهای سياسی می گردند. هركس اين را وظيفه خود می داند كه شرايطی را قوام دهد كه تسهيل گر ايجاد بهترين و مطلوب ترين شرايط برای خود و ديگران گردد. اين همان چيزی است كه در آمريكای لاتين از آن به عنوان «الهيات آزاديبخش» ياد می گردد. مذهب در اين مفهوم ماهيت اجتماعی می يابد. ايجاد بهترين محيط برای دست يازی به آرامش روحی و جسمی برای تك تك انسان ها در جامعه آن چيزی است كه از مذهب انتظار می رود. پس هر فرد اين را يك تعهد اخلاقی می يابد كه بالاترين تلاش ها را برای بهبود شرايط زندگی ديگران انجام دهد.

طبيعت عمودی مذهب نمايانگر نقش مذهب در رابطه بين مردم و حكومت است. در آمريكا مذهب نبايد در جهت اعمال خواست ها و اميال حكومت بر مردم مورد استفاده قرارگيرد. چرا كه در چارچوب قانون اساسی حيطه اختيارات و وظايف حكومت به گونه ای واضح مشخص و معين گرديده است كه هرگونه روش قانونی برای استفاده ابزاری از مذهب امكان ناپذير گرديده است. البته اين بدان معنا نيست كه حكومت اين امكان و فرصت را ندارد كه جلوه های مذهبی را به نمايش بگذارد، بلكه بدين مفهوم است كه نمی تواند آن را مورد سوءاستفاده دولتی قرار دهد. جورج دبليو بوش در تمامی جلسات كابينه قبل از آغاز به كار چند لحظه را به دعا كردن می گذراند. تمامی جلسات مجلس نمايندگان آمريكا در آغاز با دعا شروع می شود. اما در عين حال به جهت وجود قوانين مدون دولت موظف است كه اجازه ندهد در مدارس دولتی يا ادارات دولتی عكس و يا سمبل های مذهبی نصب گردد. در عراق صدام حسين مزورانه به مذهب متوسل شد تا كاستی های حكومت را تسكين دهد و مردم را با توسل به ارزش های آنها در جهت منافع خود حركت دهد. در آمريكا تجليات مذهبی به گونه ای ارائه می شود تا در جهت اينكه اجماع حاكم بر جامعه ماهيت اخلاقی پيدا كند و اجماع را به اعتقاد تبديل كند. در عراق، مستمسك مذهب وسيله تسلط رژيم بر مردم بود. در آمريكا، مذهب نقش توده ای كردن نخبگان را ايفا می كند.


«اين موشك ها كه هركدام در بغداد فرود می آيد، نعمت است، آينده نشان می دهد. »

اين جمله يكی از شهروندان تهرانی در تاكسی است. شايد بسياری از ما در اين روزها تعابير مختلفی را در باب مخالفت يا موافقت حمله آمريكا به عراق شنيده ايم كه گوش نگارنده نيز از اين استعارات به دور نبوده است! اما آن چه كه باعث شد پس از مدتی دست به قلم برم، پاره شدن جامعه ای است كه جمع كردن، سامان و دوختن آن بسيار دشوار شده است؛ جامعه ای بی تفاوت، تندخو، وقت كش، مبهوت و پرتلاطم در عين آرامش نااميدانه بدون آرزوهای سرزمينی و آرمانی، ايرانيان به خواب رفته اند و شايد نه، بيداری توأم با خواب. هيچ چيز برايش جذابيت ندارد، حتی جنگ بزرگی در كنار اروند رود. همه خسته از تكرار و گذار هولناك جامعه در حال گذار به خواب رفته اند! چقدر سخت است زندگی در جامعه در حال گذار. هيچ چيز تعريف شده نيست. اذهان در تلاطم و بی هويتی است. فهم ما از همه چيز در حال تحول است، اما اين تحول شايد به معنای بيشتر دانستن نباشد كه دروازه ای است برای بهتر دانستن؛ بلكه دگرگونی ای است كه كسی را شجاعت نشان دادن معرفتی كه زنگار ذهن آدميان را پيرايش كند، نيست. ما آدميان طومار بسته ای هستيم كه در علوم، خلاقيت و عقلانيت باز می شويم و وقتی كه شكفتيم، محصولاتی تاريخی و پررونق می دهيم. هرچه رشد سياسی، اجتماعی و فرهنگی مردم افزايش يابد، به همان نسبت معرفت ها تغيير نموده و زندگی مسير ديگری را برای جاری شدن پيدا می كند، اما آيا جامعه در چند سال اخير به همراه فضای جهانی شدنی كه در آن قرار گرفته است، رشد لازم و معرفت جديد را كسب كرده است؟ آيا آمار مطالعه، علم آموزی و شاخص های مصرف فرهنگی و فكری در كشور، آن چنان افزايش يافته كه توان يافتن راه خود از ميان امواج را داشته باشيم؟ آيا معرفت ما نسبت به امور كامل شده است؟! آيا همچنان هرآن چه را كه می دانيم، عين حقيقت می پنداريم؟ بدون ارزشگذاری و قضاوت در خصوص جمله نخست اين يادداشت، به نكاتی در ذيل اشاره می كنم: جامعه ما در حال حاضر، در استراحت به سر می برد؛ خوابی كه كمترين مزايای آن، فكر نكردن و آرامش ذهنی است. روشنفكران و نخبگان ما نيز به خواب رفته اند. همه مترصدند كه كارهای بزرگ كنند و فكر می كنند حقيقت پيش آنهاست؛ چه قبای زيبايی برتن كرده اند! بودن يا نبودن، تمام قصه آدميان اين سرزمين است. تباه شدگان نيازمند دروغند و اكنون آياروشنفكری وجود دارد؟! دانشجو، استاد، نويسنده، روزنامه نگار، اصلاح طلب و دوم خردادی همه «آبلوموف» شده اند.

همه مثل آبلوموف روسی در رختخواب اتاق خويش دراز كشيده اند و انتظار معجزه را می كشند! رشد افسانه ای خود را از فراسوها طلب می كنند و حركت را به تاريخ سپرده اند. همه ما در اوهام چقدر لذت می بريم، دوست داريم، می نويسيم، می رويم و می رسيم. همه را در مرحله خيال بايگانی می كنيم و از صورتحساب عملكرد و سود و زيان خبری نيست. آيا تغيير معرفت ها بدون «عمل» به جايی می رسد؟ آنچه كه جامعه ما را دچار خود كرده است، «بحران تعارض» است؛ تعارض بين درون و بيرون، عمل و نظر. نمی دانيم كه چه می كنيم؟ عموم مردم دچار زندگی روزمره خود هستند، ولی آنچه كه خواص می كنند، حركت ندارد، حتی اگر اميدها به تاريخ پيوسته باشد! هنوز هم به جای تكيه بر نهادها و ساختارها، پا را بر دوش غول ها گذاشته ايم. آدمی در جهان امروز از سويی، ايمان اسطوره ای گذشته را از دست داده و از سويی ديگر، تشنه ثبات و آرامش است. بی محابا در اين دريای مواج به سويی می رود كه مقصد برايش نامعلوم است و از آن ناگوارتر، وقتی كه جامعه مقصدش را نداند، همه چيز را در اختيار بخت و اقبال قرار می دهد. اين چنين است كه ما ايرانيان، بی تفاوتيم. اگر آمريكا به تمام كشورهای منطقه حمله كند نيز ما بی تفاوتيم. اگر مردم در انتخاباتی، به گروه هايی رأی ندهند، كسی پندی نمی گيرد؛ اگر نويسنده ای ننويسد، كسی نمی پرسد كه چرا نمی نويسد و اگر متفكری كشفی نو كرد، برای كسی جذاب نيست، زيرا كه سر در لحاف برده است و به بيرون نگاه نمی كند و آبلوموف وار از خود اراده ای ندارد؛ افكار و آرزوهايی دارد، ولی پراكسيس ندارد. بنابراين در پاسخ به كسانی كه از سكوت جامعه و روشنفكران می پرسند، بايد گفت كه جامعه ما دچار بيماری آبلومويسم شده است و معلوم نيست كه چگونه و چه زمانی از اين بيماری خارج خواهد شد؟ ما ايرانيان مثل همه آدميان ديگر، از بهشت رانده شده و معرفتی خطاآميز داريم و بيش از آنكه فكر كنيم، زبان می رانيم؛ شارحانی مفتون زده ايم كه راهی جز گفت وگو نداريم، زيرا كه قطع گفت وگو با ديگران به معنای قتل آدمی است.

«لوگو» ماهيت انسان را می سازد. كينه، خشونت و نفرت، گناه زمينی و قابل لمس من و توست. ما چاره ای جز رسيدن به خودآگاهی نداريم و اين خودآگاهی از مسير تغييرباورهای خودمان جاری می شود، ورنه بيماری آبلومويسم از جامعه ما به كندی رخت برمی بندد. «انسان هايی نظير او سخت كميابند، مرواريد توده هايند. هيچ چيز قادر نيست كه دل او را از راه راست منحرف كند! می توان تا ابد به او اعتماد داشت و. . . اشخاص بسياری را ديده ام كه به صفاتی ارجمند متصف بوده اند، اما هرگز دلی ساده تر و صاف تر از دل او نيافته ام و هرگز علاقه ای محكم تر و گرم تر از علاقه ام به او، به كسی نداشته ام. »2 «چنين بود حكمت افلاطونی آبلوموف، همان حكمتی كه او را در ميان مشكلات و در برابر ضرورت های تكاليف و استعدادها به خواب اغوا می كرد و نه برای گلادياتور بودن در ميان ميدان نبرد زندگی، بلكه برای تماشای آرام نبرد در حاشيه عرصه زاده و تربيت شده بود. »3

پی نوشت:

1 ـ آبلوموف، شخصيتی است تاريخی و اجتماعی اثر گينجاروف روسی كه در قرن نوزدهم وارد ادبيات دنيا شد. آبلومويسم، اصطلاحی جدانشدنی از آبلوموف بود. آبلوموف، مردی است جوان، نيرومند با نيروهای بسيار زياد فكری و جسمی و روحی و از همه مهم تر، قلبی سرشار از پاكی ها و زيبايی ها كه نيرنگ و خدعه را نمی توان در آن جست؛ اما هيچ گاه برنامه ها و طرح های ذهنی آبلوموف به عمل نمی رسد، او نقشه هايش را از رختخواب اتاق خويش طراحی می كند، ولی حركت نمی كند. او مسئوليت ناپذيری مسئوليت ناشناس است. او آزادی را دوست دارد، اما نه آزادی عادلانه، بلكه آزادی توهمانه را. وقتی از او می پرسند: ای ايليای عزيز، تو خوبی، پاكی. چرا نمی توانی مثل ديگران خوبی كنی و به آرزوهايت برسی؟ می گويد: من دچار آبلومويسم هستم.

2 ـ آبلوموف، ايوان گينجاروف، ترجمه سروش حبيبی، انتشارات اميركبير، صفحه 437.

3 ـ همان، صفحه 443.


آيا آنچه در عراق اتفاق افتاد سقوط بغداد بود يا سقوط امت عربی در كل آن؟ پس از اين سقوط چه خواهد شد؟ آيا اعراب می توانند كاری انجام دهند؟ جناح مخالف جنگ به رهبری كشورهايی چون فرانسه چه؟!

موضع كشورهايی كه مخالف جنگ بودند، اعم از كشورهای عربی يا فرانسه يا آلمان و چين و روسيه بايد از موقع شروع جنگ تا سقوط بغداد مورد بازنگری قرار گيرد. . . بايد سعی كنيم از خلال بررسی موضع اين كشورها به آينده عراق اشراف پيدا كرده و به اين پرسش مهم پاسخ دهيم كه آيا آمريكا به صورت انفرادی بر عراق حاكم خواهد بود يا امكان دارد كشورهای مخالف جنگ و يا كشورهای عربی و اسلامی را نيز در اين ميان شريك گرداند؟ گرچه كسانی هستند كه اساسا حوادث عراق را يك توطئه بزرگ تلقی می كنند كه همه به نوعی، اعم از مخالفان جنگ يا موافقان، در آن شركت داشتند از جمله كشورهای عربی، اما بايد بكوشيم تا موضوع را از تمام جوانب بررسی كرده و به نشانه های آشكارتری برسيم. اين شناخت نه برای آينده عراق بلكه برای آينده كل منطقه مهم خواهد بود.

به راستی چرا كشورهای عربی يا اروپايی مخالف در طول جنگ صدايشان در نيامد؟ آيا اين يك تغيير استراتژيك بود يا يك نوع سكوت و آرامش موقتی و ناتوانی از مقابله با واقعيتی كه آمريكا و پيروانش آن را تحليل كرده بودند؟ آيا از اين پس می توان به موضع گيری چنين كشورهايی اميد بست؟ بيش از اين چه انتظاری بايد از اين كشورها داشت؟ چرا بايد كشورهای عربی و اسلامی را سرزنش كرد كه موضع ساده و سستی گرفتند كه در مجموع به نفع جبهه جنگ طلبان تمام شد؟ اينها پرسش هايی است كه با مطالعه رفتار حيرت آور كشورهای مخالف جنگ به خصوص در طول جنگ مطرح می شود. اين كشورها پيش از شروع جنگ فريادشان زمين و زمان را پر می كرد و با صدای بلند به جنگ «نه» می گفتند، اما پس از شروع جنگ ناگهان سكوت كرده و حتی چند روز بعد موضع خود را به مرحله پس از جنگ انتقال داده و توقف آن را فراموش كردند. برای مثال كشوری چون آلمان، چند روز پيش از سقوط بغداد ـ از زبان وزير امور خارجه اش ـ اعلام كرد آرزومند است كه هر چه زودتر رژيم صدام حسين سقوط كند. به عبارت روشن تر ناگهان موضع آلمان 180 درجه تغيير كرد و شرودر به جای مخالفت با جنگ و ايستادن بر موضع اصولی آلمان كه در ابتدا اتخاذ كرده بود، در ادامه راه كوشيد تا مفهوم جنگ را پذيرفته و حتی به مرحله پس از آن صعود كند. اين موضع آلمان جانبداری آشكار از آمريكا بود. زيرا وقتی از مرحله پس از جنگ حرف می زند در واقع از نتايج واقعه ای صحبت می كند كه گويی به طور قطع آمريكايی ها در آن پيروز خواهند بود.

شرودر، در توضيح اين موضوع می گويد خواستار حفظ وحدت ارضی عراق و استقلال آن و اعاده حاكميت اين كشور به شكل كاملی بوده است. چون اين ملت عراق است كه بايد آينده سياسی خود را مشخص و حقوق اقليت ها را محفوظ دارد و بايد نفت و ساير منابع اين كشور در اختيار ملت عراق باشد بايد با ايجاد ثبات سياسی در اين كشور، فرصتی برای ايجاد صلح در كل منطقه فراهم شود. همه اينها نشان می داد كه شرودر از مرحله جنگ، فراتر رفته و با تاييد ضمنی از آمريكا از مرحله پس از جنگ سخن می گويد. حتی رهبر حزب دموكرات مسيحی اين كشور ـ آنجيلا ميركيل ـ كه مخالف دولت است تصريح كرد مايل است نيروهای ائتلاف عراق را شكست دهند. ميركيل كه از اهالی آلمان شرقی سابق است و با قدرت از موضع جنگ طلبانه آمريكا حمايت می كند گفت: ما در كنار كسانی می ايستيم كه به خاطر دموكراسی می جنگند. از طرف ديگر موضع فرانسه قابل تامل بود. اين دولت نيز با جنگ تا آنجا مخالفت كرد كه بعضی از اعراب ژاك شيراك را قهرمان صلح در جهان معرفی می كردند و تعدادی از نخبگان فرهنگی عرب در كشورهای مختلف با ارسال نامه ای از موضع فرانسه تشكر می كردند. اين كشور هم با فرود آمدن نخستين موشك به عراق، لحن ديپلماتيك خود را به ميزان زيادی تغيير داد و از سياست فرانسه به جای اينكه از توقف جنگ سخن بگويد، به اين شكل صحبت به ميان آورد كه پس از جنگ با عراق چه بايد كرد. حتی در ادامه به نوعی از نزديكی بسيار بين موضع كشور فرانسه و آمريكا سخن گفت. دومينيك دو ويلپن وزير امور خارجه فرانسه تاكيد كرد گفت وگوهايی را كه اخيرا با همتای آمريكايی خود كالين پاول انجام داده بسيار دوستانه و پيرامون مسائل مربوط به آينده بوده است.

وی تاكيد كرد توافق گسترده ای صورت گرفته تا در دوره پس از جنگ عراق به سازمان ملل متحد تكيه شود. او حتی اين حرف را رد كرد كه ممكن است ايالات متحده آمريكا با اين موضع مخالفت داشته باشد. به اين ترتيب موضع اصلی فرانسه كه در ابتدا مخالفت با جنگ بود رفته رفته تغيير كرد و فرانسه نيز چون آلمان با يك پرش خود را به مرحله پس از جنگ رساند، جنگی كه روزانه صدها كشته و مجروح را بر جای می گذارد. ساير كشورهای اروپايی مخالف جنگ و طرفدار مسائل بشردوستانه كجا رفتند؟ تمام آن حرف ها و موضع گيری ها ناگهان دود شد و به هوا رفت و همگان به كيك عراق چشم دوختند كه در آينده چه سهمی از آن خواهند داشت!

روسيه نيز گرچه بارها مخالفت خود را با جنگ اعلام كرده بود، اما هيچ اقدامی در اين رابطه انجام نداد بلكه بيشتر به نقش پنهان خود در پايان دادن به جنگ می انديشيد. بعضی تحليل ها حاكی از آن است كه روسيه با ميانجيگری خود توافق هايی را بين رژيم عراق و آمريكا پديد آورد كه نتيجه اش پايان سريع جنگ بود. در همين حال ساير كشورهايی مثل چين هيچ نقشی در اين ميدان بر عهده نگرفته و برای جلوگيری از وقوع جنگ يا توقف آن هيچ كاری نكردند. بحران عراق هنوز به پايان نرسيده و بسياری نكات به زودی روشن خواهد شد. در اين ميان هر چند برگ برنده در اختيار ائتلاف آمريكا و انگلستان است اما اين پرسش همچنان ذهن ها را به خود مشغول می دارد كه آيا يك بار ديگر جبهه مخالفان جنگ در برابر آنها صف آرايی خواهند كرد؟ اين بار موضع گيری كشورهای عربی و اسلامی چه خواهد بود؟

الرأيه


به خاطر تقديم كتاب

خانواده «اميرعباس فخرآور» دانشجوی زندانی ای كه از رفتار بازجوها با خود به كميسيون اصل 90 شكايت كرده اند، در خصوص موارد اتهامی وی گفته اند: «وی براساس متن دادنامه به هفت سال حبس و يك سال حبس برای انتشار رمان «اينجا چاه نيست» محكوم شده است. اين كتاب به قربانيان قتل های زنجيره ای تقديم شده بود.»

گلايه كردها از سياست های خبری

جهت گيری خبری برخی رسانه ها عليه «سيدعبدالمجيد خويی» با واكنش منفی در محافل شيعی عراق روبه رو شده و اطلاعات منتشره حاكی است كه كردهای عراق هم به دلايل مشابهی گله مند هستند. يكی از فعالان سياسی كرد به يكی از سايت های خبری گفته است كه در خبرهايی كه از صدا و سيمای جمهوری اسلامی در جريان جنگ عراق منتشر شده، تنها از عبارت «مبارزان مسلمان» ـ بدون اشاره به كرد بودن اين مبارزان ـ استفاده می شود و نامی از كردها نيست. اين در حالی است كه نيروهای كرد عراقی سياست های خبری جمهوری اسلامی را پيگيری می كنند. اين فعال سياسی تاكيد كرد: رويكرد خبری صدا و سيما و برخی ديگر از رسانه ها، اين شبهه را در نزد كردها به وجود آورده كه جمهوری اسلامی تنها از شيعيان عراقی حمايت می كند و اين درست برخلاف رايزنی هايی است كه قبل از جنگ مقامات ديپلماتيك ايران با سران كرد داشتند.

موضع گيری عليه ايران

ژنرال «عاموس جلعاد» سخنگوی ارتش اسرائيل گفته است كه ايران، سوريه و حزب الله مهم ترين اولويت هايی هستند كه پس از عراق بايد از سوی آمريكا و هم پيمانانش «تحت درمان» لازم قرار گيرند! وی اعلام كرد: ژنرال كالين پاول وزير خارجه آمريكا در سفری بسيار قريب الوقوع به سوريه، ليست درخواست های آمريكا از ايران را به بشار اسد يا شخص ديگری تحويل می دهد تا آن را به دست ايران برساند. جلعاد اضافه كرد: «حمله آمريكا به عراق و نتيجه قاطع و سريع آن، دستاوردهای بی شماری را در بالاترين سطح استراتژيك برای اسرائيل در برداشت. آمريكا هم دارد آنچه را كه اسرائيل در مدت اخير به آن رسيده بود درك می كند. مسئله اين است كه سوريه به بزرگ ترين تكيه گاه مبارزين در خاورميانه تبديل شده است و در ميان همه كشورها، گروه های فلسطينی را كه حتی ياسر عرفات در مقابل آنها راه ديگری در پيش گرفته در خاك خود پذيرفته است. »

شبكه جديد ماهواره ای ضدانقلاب

شنيده ها حاكی است يك شبكه جديد فارسی زبان ماهواره ای وابسته به ضدانقلاب در حال تشكيل است. اين شبكه بر روی همان «سات لايتی» در حال ايجاد است كه شبكه های تلويزيونی و راديويی فارسی زبان برنامه پخش می كنند. برنامه های اين شبكه هنوز آغاز نشده و مراحل آزمايشی را طی می كند. گرايش اين شبكه تلويزيونی مشخص نيست. در عين حال چندی است كه فعاليت يك شبكه تلويزيونی متعلق به سلطنت طلب ها به نام «پارس» متوقف شده است. ظاهرا اين شبكه علت عدم فعاليت خود را مشكلات مالی اعلام كرده است. با وجود پخش پارازيت بر روی فضای تهران برنامه های راديو و تلويزيون های ماهواره ای در بخش های وسيعی از شهر قابل دريافت است.

اعلام موجوديت

شنيده شده است در مراسم اولين سالگرد دكتر سحابی بيانيه تهديدآميزی در بين شركت كنندگان و از جمله سحابی و كديور توزيع شد. اين بيانيه امضای سپاه محمد را در پايين خود دارد. در اين بيانيه خطاب به مردم آمده است: ما جوانان نسل سوم انقلاب بيداريم و می خواهيم با تاسيس سپاه حضرت رسول، مانع گام برداشتن خوارج باشيم. ای دشمن با تو می گويم كه اگر دست از كارهايت برنداری واقعه عاشورا، را به پا خواهيم كرد و نه صلح امام حسن را. گروهك مثلا منحل شده نهضت آزادی، تحكيم وحدت و ای مشاركتی ها و ملی مذهبی ها و سلطنت طلبان وطن فروش اين اولين تذكر بود، از جانب بچه های سپاه حضرت رسول، اين را آويزه گوشتان كنيد كه اين جوانان بيدارند. در اين اطلاعيه آمده است كه آنان با فقر، فساد، تبعيض، هسته های شير و خورشيد، مسئولان بی مسئول و دارای گرايش حزبی و سياسی، فساد، فحشا، بی حجابی و گروهك های ضدانقلاب و برانداز مبارزه می كنند.

تشكيل كميته نجات ايرانيان در عراق

در پی حمله به مراكز و قرارگاه های گروه رجوی در مقداديه و جلولا و شهر خالص در عراق از سوی نيروهای كرد كه به 18 كشته و 43 زخمی منجر شد، كميته ای تحت عنوان كميته نجات ايرانيان در اروپا تشكيل شد. در اطلاعيه اين كميته آمده است كه گروه رجوی نيروها را برای درگيری به اين مناطق كشانده و سازمان مدت ها است كه در اين مناطق قرارگاهی ندارد. اين درگيری ها در حالی صورت می گيرد كه رهبران سازمان و از جمله مريم عضدانلو و مسعود رجوی از عراق خارج شده و بدنه سازمان را در عراق باقی گذاشته و به درگيری ناخواسته كشانده اند. اين تازه شروع تراژدی است و در روزهای آينده تعداد بيشتری كشته و زخمی خواهند شد. مسئوليت مستقيم اين جنگ ناعادلانه و نابرابر و كشتار بی گناه نيروهای پايين سازمان به عهده شخص مسعود رجوی است. اين كميته از سازمان های حقوق بشر و دولت های صاحب نفوذ در عراق و سازمان های كرد خواسته است كه جلو اين كشتار گرفته شود و شرايطی برای اعضای سازمان به وجود آيد تا از مناطق جنگی عراق خارج شده و به كشور امن ثالثی منتقل گردند.

تسليم السعدی

سرتيپ عمرالسعدی مشاور نظامی ارشد صدام حسين روز يكشنبه خود را تسليم نيروهای ائتلاف تحت رهبری عراق كرد. تسليم السعدی تنها يك روز پس از انتشار فهرست مقامات عراقی تحت تعقيب از سوی وزارت دفاع ايالات متحده آمريكا انجام شد. گفته می شود السعدی مشاور ارشد نظامی صدام و بنيانگذار طرح های تسليحات كشتارجمعی عراق است. السعدی كه در انگلستان تحصيل كرده است تسليم خود به نيروهای آمريكايی را با شبكه تلويزيونی ZDF آلمان هماهنگ كرده بود. او خود را به همراه همسر آلمانی اش تسليم سربازان آمريكايی مستقر در مركز بغداد كرد. تمامی روند تسليم او به سربازان آمريكايی از لحظه ترك ويلايش در حومه بغداد به همراه همسرش اولگا توسط عوامل تلويزيونی شبكه ZDF و به جهت اطمينان از سلامتی او به تصوير كشيده شد.

باز هم تسليحات كشتارجمعی عراق

دو آزمايش جداگانه صورت گرفته بر روی كلاهك های كشف شده در انبارهای يك پايگاه هوايی در كركوك نشانگر وجود گاز اعصاب در نقطه مذكور است. شبكه خبری CNN روز گذشته با انتشار اين خبر ادعا كرد آزمايشات انجام شده وجود مقادير نشت شده اندكی از گازهای شيميايی را تاييد می كند. كلاهك های كشف شده به رنگ سبز درآمده اند كه از ديدگاه نظاميان به معنای وجود عوامل شيميايی است. طی روزهای اخير شبكه های تلويزيونی و مطبوعات آمريكا به طور مداوم از كشف انبارهای تسليحاتی حاوی مواد پايه يا سلاح های شميايی آماده خبر داده اند كه خبر اخير در مورد وجود گازهای شيميايی در حومه كركوك توسط سرهنگ ارتش عراق كه سابقا فرمانده يكی از دو پايگاه بوده است در اختيار نظاميان آمريكايی قرار گرفته است.

كشف بايگانی اسناد محرمانه استخبارات

تفنگداران ارتش ايالات متحده مخفيگاه های زيرزمينی ای را در بغداد كشف كرده اند كه اسناد محرمانه مربوط به پليس مخفی صدام و مدارك فوق محرمانه اداره استخبارات عراق در آن نگاهداری می شده است. اين مخفيگاه ها گفته می شود زير مقر مركزی اداره امنيت ويژه عراق موسوم به SSO كه توسط عدی پسر صدام مديريت می شد، يافت شده اند. شبكه تلويزيونی CBS آمريكا با انتشار اين خبر اعا كرد اين مخفيگاه ها هر يك به اندازه تقريبی يك زمين فوتبال هستند و در آنها ميليون ها سند محرمانه نگاهداری می شود. اين مجموعه در اولين شب حملات هوايی به عراق صدمه ديده اما بخش هايی از اسناد موجود قابل بازيافت دانسته شده است. نيروهای آمريكايی كنترل اين مجموعه بايگانی را بر عهده دارند و اين در حالی است كه خانواده های مفقودين عراقی در طی حاكميت صدام خواستار دسترسی به اسناد موجود در اين مخفيگاه ها هستند.

جاسوس های نفوذی

روز يكشنبه گذشته خبری در رسانه های آمريكايی منتشر شد كه شگفتی كوبايی های ساكن اين كشور را در پی داشت. پس از آنكه دولت كوبا 75 نفر از منتقدين ظاهری خود را دستگير كرد هويت واقعی اين افراد معلوم شد. روزنامه رسمی حزب كمونيست كوبا اين افراد را چهره واقعی ملت خواند اما اينان نفوذی های حزب كمونيست به بدنه گروه های اپوزيسيون بودند كه با ادعای مخالفت با كاسترو به جمع مخالفان راه می يافتند. اينان نه تنها در داخل كوبا فعاليت داشتند كه حتی به عنوان مخالف حاكميت كاسترو به ايالات متحده سفر كرده و از وضعيت مخالفان، تعداد آنها و فعاليت هايشان گزارش تهيه كرده و برای هاوانا ارسال می داشتند.

سوريه، فاز بعدی

ايالات متحده قصد دارد در فاز بعدی اقدامات خود در خاورميانه تكليف حزب الله لبنان را يكسره كند. روزنامه انگليسی گاردين روز يكشنبه با انتشار گزارشی در سايت اينترنتی خود ادعا كرده پروژه سركوب حزب الله می تواند با اقدام نظامی عليه سوريه همراه باشد. اين روزنامه ادعا دارد واشنگتن تلاش های گسترده ای را برای محدود كردن فعاليت های حزب الله آغاز كرده است كه اين اقدامات بخشی از تلاش آمريكا برای ترغيب اسرائيل به حمايت از طرح صلح جديد پيشنهادی گروه چهارجانبه با هدف پايان دادن به مناقشه اسرائيل و فلسطينيان است.

محاصره بيت آيت الله سيستانی

روز يكشنبه اخباری دال بر محاصره منزل آيت الله العظمی علی سيستانی از مراجع تقليد شيعه در شهر مقدس نجف از سوی گروهی از شيعيان منتشر شد كه ظاهرا اين افراد به آيت الله سيستانی 48 ساعت فرصت داده اند خاك عراق را ترك كند. گفته می شود محاصره بيت آيت الله سيستانی از روز جمعه آغاز شده است و محاصره كنندگان كه هويت و ماهيت اقدام شان مشخص نيست با چوپ و چماق در اطراف بيت ايشان پراكنده شده اند. برخی منابع خبری اين افراد را به جماعت صدر ثانی منتسب دانسته اند كه ظاهرا صدر فرزند 22 ساله آيت الله سيد صادق صدر رهبری شان را به عهده دارد. اين اخبار تاييد نشده است و صرفا در برخی سايت های اينترنتی در اين مورد مطالبی آمده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو