Persian Archive

• وسوسه بزرگ ويالی
• مهاجرت ستاره های جوان
• باشگاههای مشهور اروپا
• ورون می آيد
• باز هم فوتسال
• بلای جديد برای ورزش
• اصلاحات باستانی


ترجمه علی فولادی: بودن يا نبودن؟ نبودن! سرانجام درباره ماندن ژان تيگانا در فولهام به نتيجه روشنی رسيديم. آن چيزی كه تا به اينجا مشخص شده، همين است و ديگر قضايا كه محمد فايد، رئيس باشگاه و دارودسته اش درباره آن تصميم خواهند گرفت و آينده باشگاه را براساس آنها پايه ريزی خواهند كرد، هنوز مبهم باقی مانده است.

بنابراين اين روزهای سرنوشت ساز برای آينده فايد و باشگاه فولهام اهميت ويژه ای دارد. او بايد جانشين مناسبی برای ژان تيگانا، مربی فعلی تيمش بيابد و همه را از اين بلاتكليفی نجات دهد. پس از ناكامی های اخير، اولين شايعه های تغيير و تحول در ارتباط با الگوبرداری از باشگاه اورتون و جذب يك مربی موفق دست اولی مانند آنها بود. درواقع اورتونی ها و مربی جوان اين تيم، ديويد مويس اسكاتلندی چنان نتيجه درخشانی از همكاری با يكديگر كسب كرده بودند كه هر تبعيتی از آنها منطقی به نظر می رسيد. از اين روی چندين مربی نسبتا ناشناخته ولی موفق در دسته پايين تر در فهرست نامزدهای فايد رديف شدند كه آلن پرلو، سرمربی باشگاه ريدينگ، ميكی آدامز از لسترسيتی، پل هارت سرمربی ناتينگهام فارست و جورج برلی از داربی كانتی، برجسته ترين آنها محسوب می شدند. در اين ميان ميكی آدامز به بهانه نتايج مطلوبش در لستر و برخورداری از تجربه همكاری با فولهام در سال های گذشته در كانون توجه قرار داشت و حتی بسياری انتخاب احتمالی او را با توجه به محبوبيتش ميان فولهامی ها، عاقلانه می پنداشتند. اين مربی چند سال پيش در متن آمد و شد مربيان ديگر مثل ری ويلكينس و سپس كوين كيگان، بی سروصدا از باشگاه جدا شد و به موجب همين دوری از جنجال و كسب نتايج قابل قبول مورد احترام طرفداران فولهام قرار گرفت و از اين روی برخی هواداران بی علاقه نبودند او مجددا هدايت امور را پس از تيگانا برعهده گيرد.

اما حالا اوضاع كمی فرق كرده و كمتر كسی سراغی از مربيانی مانند او می گيرد. آنچه در حال حاضر خبر اول است، قرار گرفتن يك مربی نام آشنا در مسند هدايت اين تيم لندنی است. مربی كه كاملا شناخته شده است و البته پس از سال ها حضور در انگلستان كاملا با شرايط كار آشنا است. اين شخص كسی جز مربی ايتاليايی سال های گذشته چلسی يعنی جان لوكاويالی نيست كه در حين مسابقه فولهام با بلك برن در هفته گذشته به همراه دوستش، ری ويلكينس، به ورزشگاه آمده بود تا بازی را از نزديك نظاره كند. آمدن او به ورزشگاه به خودی خود سؤال برانگيز به نظر می رسيد و همگان به اين فكر افتادند كه احتمالا سرمربی بعدی فولهام خود او خواهد بود. برحسب اتفاق فولهام كه ميزبان بازی هم بود با چهار گل شكست را پذيرا شد تا اين شايع پررنگ تر از هميشه شود.

در عين حال، همراه ويالی در اين مسابقه يعنی ويلكينس پس از رودررويی با خبرنگارها، از خبرهای مربوط به پيوستن خود و همكارش ويالی به باشگاه فولهام اظهار بی اطلاعی كرد و خاطرنشان ساخت باشگاه فولهام از آنها درخواست نكرده تا به ورزشگاه آيند و تنها بهانه آمدن آنها به تماشای اين مسابقه تقاضای سرمربی فعلی بلك برن، گراهام سونس بود كه دوست قديمی خود او و ويالی به شمار می آيد. سپس ويلكينس در پاسخ به خبرنگاری كه از او پرسيده بود درصورت ارائه پيشنهاد فولهامی ها به ويالی، اين مرد ايتاليايی هدايت اين تيم را برعهده خواهد گرفت يا نه، گفت همه چيز امكان دارد و درواقع همه چيز را در هاله ای از ابهام باقی گذاشت.

درواقع پاسخ های ويلكينس به صورتی تنظيم شده بود كه جای هيچ گونه ترديدی در صحت جملات او باقی نمی گذاشت. او راست می گفت سونس مدت ها با ويالی در سامپدوريا همبازی بوده و با خود او هم سال ها در گلاسكو رنجرز كار كرده است. اما نكته مهم ديگر اين است كه جدی شدن همكاری احتمالی ويالی با فايد در حالی شنيده می شود كه پيش از اين تصور می شد اين مرد ايتاليايی به كشورش، جايی كه هم اكنون در آن زندگی می كند، باز می گردد و مربيگری يكی از باشگاه های آنجا را برعهده خواهد گرفت. اما با اين وصف مشخص شد فعلا داستان او در جزيره ادامه دارد و اين مربی نسبتا جوان قصد دارد به هر طريقی خرده حساب های مانده خود را با فوتبال انگلستان تصفيه كند كه در اين ميان اعاده حيثيت و آبرو پس از اخراج از واتفورد دسته اولی در اولويت قرار دارد. اين باشگاه پس از اخراج ويالی از چلسی كه به همراه اين تيم پنج افتخار قابل ذكر را به دست آورده و از اين سو موفق ترين دوره زندگی چلسی را رقم زده بود، تصميم گرفت با اتكا به محبوبيت كم نظير اين چهره كاريزماتيك، سرمايه گذاری گسترده ای انجام دهد و برای موفقيت در سطح اول فوتبال بريتانيا دورخيز نمايد، پيش بينی هايی كه البته نادرست از كار درآمد و پس از عدم موفقيت باشگاه در بازگشت به ليگ برتر با وجود پرداختن هزينه های گزاف و حتی به بار آمدن افتضاحی چون قرار گرفتن در رتبه چهارم جدول، چاره ای جز بركناری ويالی در دو هفته پس از اخراج دستيارش ری ويلكينس باقی نماند. او در حالی به بيرون از واتفورد پا گذاشت كه باشگاه پشت سرش تمام تلاش خود را برای فرار از ورشكستگی ناشی از شكست های پياپی تيم او انجام می داد.

اين ناكامی ها به حدی سنگين بود كه ويالی تلاش زيادی كرد به ديگران بقبولاند سياست های باشگاه نيز در اين تيره روزی ها نقش دارد. او اعتقاد داشت باشگاه به او فشار می آورد تا بازيكنان باتجربه ای از ليگ برتر جذب نمايد و از اين سو دودستگی و ويرانگری ميان بازيكنان قديمی تر كه حقوق های پايينی می گرفتند و بازيكنان جديدی كه دستمزدهای بالايی می طلبيدند به وجود آيد و در نهايت باشگاه نابود شود. ويالی به همه يادآوری می كرد قصد داشته تركيب باقی مانده از سرمربی قبلی يعنی گراهام تيلور را كه اتفاقا كارنامه موفقی از خود بر جای گذاشته بودند، حفظ نمايد ولی موفق به انجام آن نشده و در نهايت قربانی تصميمات اشتباه هيأت مديره شده است. اما با وجود اين توضيحات و حتی آگاهی از ناشی شدن درصد زياد مشكلات اقتصادی واتفورد از بابت شكست قرارداد مالی با شبكه V.T.I، مسئوليت آن تيره روزی ها كمر ويالی را خم كرد تا از آن پس از او به عنوان يك مربی شكست خورده ياد شود. اين مسئله چنان برای او گران آمد كه حالا می خواهد آن را جبران نمايد و سپس راهی زادگاهش شود.

اما نكته مهم ديگر اين است كه ويالی چه در زمان مربی گری چلسی و چه در زمان مربی گری واتفورد به خرج كردن و جذب بازيكنان بزرگ معروف بوده و از سوی ديگر باشگاه فولهام كه در حال حاضر ركود نگران كننده اقتصادی را تجربه می كند و تمام تلاش های لازم را برای كاهش هزينه ها انجام می دهد، چگونه می خواهد با او كنار آيد و اين مربی اغلب پرتوقع را راضی نگه دارد. البته احتمال دارد كه اين مربی در نگرش های هميشگی خود تجديدنظر كرده و از اين پس بخواهد در پاسخ به انتقادهای دشمنانش مثل كن بيتس، رئيس چلسی، مبنی بر عادت به ريخت و پاش های غيرضروری، يك تيم بحران زده مثل فولهام را از درون بسازد و از دل مجموعه متحول كند و ديگر دست نياز به خارج باشگاه دراز نكند.

اگر اين فرضيه صحيح باشد، شايد اظهارنظر بروس لينگهام، مدير اجرايی باشگاه چلسی كه در حال حاضر تمام هدفش يافتن بهترين جانشين برای تيگانا است همه چيز را روشن كند: «تجربه در بالاترين سطح مربی گری برای ما حائز اهميت است. چه در انگلستان باشد، چه در خارج از آن. مربی مورد نظرمان بايد كيفيت كاری بالايی داشته باشد كه از هر نظری به كارمان آيد. البته شايد در يك مربی، فاكتورهای مناسب ديگری يافت شود كه ما را به نوبه خود جذب نمايد و ما او را مورد بررسی قرار دهيم. دنبال كسی هستيم كه بتواند با همين مجموعه كار كند و با اين بازيكنان كنار آيد. نه اينكه به دنبال بازيكنان و امكانات بيشتری باشد و موجب گرفتاری های ديگر شود. اصلا قصد تغيير و تحول و اين جور چيزها را نداريم. بايد مربی جديد ما اين توانايی را داشته باشد كه شور و شوق بازی، پيروزی و كسب افتخار را بر پيكره تيم بدمد و از اين بازيكنان، نمايشی درخور حريفانمان و شيوه بازی انگليسی ما بگيرد. »

با توجه به اين جملات و با توجه به اينكه اگر هر مربی دسته اولی به فولهام آيد، بايد هدايت تيم را در برابر حريفان بسيار قدرتمند و باانگيزه ای مانند ليورپول، نيوكاسل، ليدز، چلسی و اورتون در هفته های بعد از جدايی تيگانا بپذيرد، روی كار آمدن مرد باتجربه و قابل قبولی مثل ويالی منطقی به نظر می رسد. اين سردرگمی ها از جانب اين باشگاه لندنی در حالی است كه آنها سال ها برای رسيدن به ليگ برتر و شانه به شانه شدن با بزرگان سال های بسيار دشواری را گذرانده اند. اين تيم كه به كاتيجرز معروف است هزينه های زيادی انجام داد و از بهترين نيروها مثل كيگان بهره جست تا توانست مطرح شود. حتی در ابتدای شروع كار اين تيم در ليگ برتر خيلی ها با توجه به ثروت رئيس باشگاه و امكانات، آنها را در حد قهرمانی ليگ ناميدند!

اما حالا نه ورزشگاه خانگی دارند و نه می توانند آينده روشنی برای سال های بعد خود ترسيم نمايند. «كريون كاتيج» ورزشگاه قديمی و بسيار محبوب اين باشگاه به علت لزوم بازسازی عمده و نيز كمبود سرمايه های لازم استفاده نمی شود و چاره ای جز اجاره زمين باشگاه كوئيزپارك رنجرز (QPR) يعنی لوفتوس رود نيست. ورزشگاهی كه امكانات بالايی ندارد و آنچنان كه بايد و شايد در شأن يك باشگاه ليگ برتری نيست و از اين رو نزول هفته به هفته اين تيم در بازی های خانگی و كاهش استقبال طرفداران قابل پيش بينی بوده است. استفاده از ورزشگاه های پيشرفته ديگر لندن مثل استمفورد بريج لندن كه به آنها نزديك است نيز غيرقانونی است و از اين سو علامت های سوال زيادی درباره آينده اين تيم ديده می شود. حتی بسياری از طرفداران باشگاه هم از اين واهمه دارند كه ستاره های مستعد اين تيم مثل مارلبرانك و استيو مارله به تيم های ديگر ملحق شوند و اوضاع بدتر از اين شود. نزول ستاره بخت فايد تا كجا ادامه خواهد داشت؟


ترجمه امير عليزاده : در جامعه ورزشی ژاپن اين روزها باز هم سوژه ای برای خنديدن وجود دارد. روزنامه «يوميوری شيمبون» كه با بيش از 10 ميليون تيراژ، پرتيراژترين روزنامه جهان است، يك نظرسنجی را جهت تعيين محبوب ترين ورزش های ژاپن به عمل آورده كه بر طبق آن بيسبال در رده اول قرار دارد و ماراتن دوم، دوی امدادی سوم و بسكتبال دبيرستانی چهارم هستند. جالب اينكه فوتبال به همراه كشتی سومو مشتركا پنجمين ورزش محبوب ژاپن هستند. در مورد اين نظرسنجی بايد دانست كه يوميوری جانيتس تيم بيسبال اين غول رسانه ای، به عنوان پرطرفدارترين تيم بيسبال ژاپن تلقی می شود و سران روزنامه و صاحبان باشگاه هر كاری از دستشان برآيد انجام می دهند تا محبوبيت از دست رفته و به تبع آن ركود اقتصادی خود را جبران كنند. حتی به وسيله نظرخواهی های جعلی و دروغين. در دكه های ژاپن اين روزنامه مدت هاست كه ديگر متقاضی ندارد. بيش از 20 مجله در حال حاضر همواره تصاوير ستاره های فوتبال جهان و همچنين ستاره های داخلی را روی جلد خود دارند و جزو پرخواننده ترين نشريات كشور هستند. در مقايسه با آنها چند نشريه تخصصی بيسبال كه باقی مانده اصلا به چشم نمی آيند. در ايستگاه های مترو، راه آهن و تبليغات تلويزيون چهره بزرگانی چون ديويد بكام، اليور كان و رونالدو هيدتوشی ناكاتا ديگر عادی شده اند. به جمع اين ستارگان و همچنين عكس های روی جلد مجلات كيوسك ها، به زودی يك چهره ديگر اضافه خواهد شد. «ماركوس اوانگليستا دموئارس» يا همان كافو. كاپيتان برزيلی ها در جام جهانی فصل آينده از رم به يوكوهاما اسباب كشی می كند تا برای تيم F Marions بازی كند. از قرار معلوم بهترين مدافع راست جام جهانی می خواهد دو سال و نيم ديگر در همان ورزشگاهی بازی كند كه سال گذشته در آن در برابر انظار ميليون ها نفر جام طلايی جام جهانی را بالای سر گرفته بود.

مردم در شرق دور از شنيدن اين حرف های عاشقانه لذت می برند. البته كافو فعلا در يازدهمين فصل جی ـ ليگ كه از دو ـ سه هفته پيش شروع شده حضور ندارد، چون تا ماه جولای در سری آ برای جيالو روسی توپ می زند. اما از آن به بعد همان نقشی را برعهده می گيرد كه هم وطنان او زيكو، كارلوس، دونگا پيش از او داشتند. هر دو كه موقعی كاپيتان سلكائو بودند در تيم های كاشيما انتلرز و جوبيلوايواتا نقش پررنگی در ايجاد فرهنگ جديد فوتبال ژاپنی داشتند. اين دو تيم دهه اول ليگ نمونه آسيا را تحت سلطه خود داشتند. اين بار ژاپنی ها از كافو كه در سه جام جهانی قبلی در مسابقه فينال حضور داشته، انتظار دارند كه به عنوان الگو يك تيم را پرورش دهد و فراتر از آن يك ملت را برانگيزد. در قبال اين، كارفرمای او ستايش و احترامی بی حد و مرز را برای او تضمين می كند، اما از دستمزدهای كلان خبری نيست.

گوئيدو بوخوالد ملی پوش سابق آلمان نيز كه روزی در «ردو ايموندز اوراوا» بازی می كرد، حالا به عنوان مشاور در زمينه بازيكنان اروپايی در اين باشگاه درآمد بيشتری دارد. با اينكه او در اين فصل نتوانست معامله خوبی را انجام دهد چون در اوراوا از ند زليچ استراليايی و امرسون برزيلی رضايت كامل دارند. ولی آخرين جای باقی مانده برای بازيكن خارجی در الماس های قرمز اوراوا را ادموندو پر كرد. از نظر ژاپنی ها كه مهاجرت دسته جمعی ستارگان خود را با نام های بزرگ برزيلی جبران می كنند، ادموندو ملقب به «ELتanimal» (حيوان) تمامی معيارهای آنها را برآورده می كند.

بعد از اينكه كازايوكی تويا كه در جام جهانی با موهای بنفش خود كاملا مشخص بود به تاتنهام پيوست و نائوهيروتاكاهارا بازيكن سال ژاپن نيز به شمال آلمان رفت تا در هامبورگ گلزنی كند، هشت تن ديگر از اعضای ارتش آبی به اروپا رفتند. به اين ترتيب بخت ستاره های قديمی جهان برای حضور در جی ـ ليگ افزايش می يابد. مثل پاتريك ام بومای 32 ساله كامرونی كه ديگر جايی در اروپا نداشت و حالا در وردی توكيو استخدام شده است. شايد تنها بيسبالی ها باشند كه در ژاپن اميدوارند تا كار و كاسبی فوتبالی ها با ستاره های قديمی و پا به سن گذاشته برزيلی و آفريقايی كساد شود. در انتظار رأی گيری های بعد روی دكه ها هستيم.

منبع:زوددويچه سايتونگ

پی نوشت:

*مارتين هگله يك نويسنده آزاد آلمانی است كه در حين جام جهانی و بعد از آن بيشتر اوقات خود را در كره و ژاپن گذرانده و از نزديك شاهد فوتبال و تحول فرهنگی ـ ورزشی شرق دور بوده است. هگله مقاله های زيادی را برای مجلات و روزنامه های گوناگونی مثل نشريه فيفا می نويسد.


نام رسمی:

Racing club de Lens

تأسيس: 1906

لباس اصلی: پيراهن با نوارهای سرخ و زرد، شلوارك زرد، جوراب سرخ

لباس دوم: پيراهن آبی تيره، شلوارك و جوراب مشكی

آدرس: Rue A-Maes 62300 Lens

تلفن: 03.21.69.28.99

فكس: 03.21.69.28.84

استاديوم: فليكس بولائر

ظرفيت: 42 هزار و سيصد نفر

رئيس باشگاه: ژروه مارتل

سرمربی: ژوئل مولر

پست الكترونيكی: Contact@rclens.fr

سايت رسمی: www.rclens.fr

افتخارات:

قهرمان لوشامپيونا يك بار (سال 1998)

قهرمان جام حذفی فرانسه دوبار (سال های 1994 و 1999)

قهرمان جام شارل دراگو دوبار (سال های 1959 و 1960)

قهرمان دسته دوم سه بار (سال های ،1937 1949 و 1973)

تاريخچه:

باشگاه لانس در سال 1906 توسط تعدادی بچه دبيرستانی تأسيس شد، اما نخستين قوانين باشگاه در اكتبر 1907 نوشته شدند. فصل 1908 ـ 1907 ليگ به صورت حرفه ای تر كار خود را دنبال كرد و در ليگ آرتوا به بازی مشغول شد، لباس اول لانسی ها راه راه سبز و مشكی بود.با شروع جنگ جهانی اول، تيم موقتا به كار خود پايان داد و در سال 1922 دوباره بازی هايش در ليگ آرتوا را با لباس آبی از سر گرفت. سال ،1924 رنگ پيراهن تيم سرخ و طلايی شد. دو سال بعد سرخ و طلايی پوشان قهرمان جام آرتوا شدند. باشگاه در سال 1934 جايگاهی كاملا حرفه ای پيدا كرد. مدير باشگاه استاديوم جديدی نيز برای اين تيم حرفه ای تدارك ديد. لانس در نخستين سال حضور خود در دسته دوم در جايگاه پنجم قرار گرفت. لانس آنقدر سريع پيشرفت كرد كه در سال 1937 به مقام قهرمانی ليگ دسته دوم رسيد. سال ،1947 لانسی ها عليرغم حضور در دسته دوم تا فينال جام حذفی پيش رفتند. به دليل بحران های پيش آمده در سال های 68 و 69 باشگاه دوره ای بسيار دشوار را پشت سر گذاشت، تا جايی كه ناچارا از دنيای حرفه ای به آماتور رفت. فصل بعد لانسی ها به ناچار در ليگ آماتور توپ زدند. اين وضعيت ديری نپاييد و شهردار علاقه مند به فوتبال موجبات پيشرفت سريع آنان را فراهم كرد. فصل 72 ـ 71 اين تيم تا مرحله نيمه نهايی جام حذفی پيش رفت. لانس نشيب و فرازهای بسياری را پشت سر گذاشت و بالاخره به دسته اول راه يافت. سال 98 و همزمان با قهرمانی تيم ملی در جام جهانی، لانسی ها نيز به نخستين افتخار دست يافتند. روزی كه تنها قهرمانی آنها در ليگ به دست آمد، تمامی خيابان ها پر از جمعيت عظيمی بود كه پس از سال ها انتظار اين افتخار را جشن می گرفتند. سال 2002 ـ 2001 اين تيم نايب قهرمان فرانسه شد.

استاديوم فليكس بولائر

لانسی ها در چند سال اخير در اين استاديوم زيباترين صفحات تاريخ خود را رقم زده اند. فصل 98 ـ 97 نخستين قهرمانی آنها در فرانسه به دست آمد. فصل 99 ـ 98 نيز آنها برای اولين بار در جام قهرمانان اروپا شركت كردند. فليكس بولائر، رئيس شركت معدنی لانس در دهه 30 تصميم گرفت از 180 معدنچی بيكار برای ساخت استاديومی مناسب برای تيم فوتبالش استفاده كند. استاديوم در سال 1932 تكميل شد، اما سال 1934 بود كه اولين ديدار را در آن برگزار كردند. شكل استاديوم و بنای آن به هيچ وجه تغيير نكرد، اما در سال 1976 به علت فرو ريختن بخشی از جايگاه ها به ناچار آن را دستكاری كردند. در حال حاضر تا حدود 50 هزار نفر می توانند به طور مستقيم از جايگاه های استاديوم بازی های تيم محبوبشان را تماشا كنند. نوامبر سال ،1997 لانسی ها به طرز شگفت آوری شش بر صفر لاتزيو رم را شكست دادند. اين ديدار موجب شد كه استاديوم بولائر جزو استاديوم های معروف اروپا به حساب آيد. سال ،1992 ركورد حضور تماشاگر در استاديوم برای تماشای بازی های ليگ شكسته شد. 49 هزار نفر برای ديدن رقابت ميان دو تيم لانس و مارسی در بولائر حاضر شدند تا شاهد شكست يك بر صفر مارسی از تيم محبوبشان باشند، در راستای آماده سازی برای مسابقات جام جهانی ،98 در حالی كه ظرفيت اكثر استاديوم ها بيشتر می شد، استاديوم بولائر 8000 صندلی خود را از دست داد.

سرمربی: ژوئل مولر

مربی 52 ساله لانس در زمان بازيگری عضو تيم های سدان، متز، نيس و ليون بود. او مربی گری را از تيم متز به عنوان كمك مربی و مسئول مركز آموزش اين تيم آغاز كرد. در سال 89 به عنوان سرمربی اين تيم منصوب شد و تا سال 2000 در متز ماند. بولر در سال 2001 مربيگری لانس را پذيرفت و در اولين سال حضور خود موفق شد اين تيم را به نايب قهرمانی فرانسه برساند.

وضعيت فعلی:

لانس در فصل گذشته به مقام دوم لوشامپيونا دست يافت. حضور در ليگ قهرمانان در فصل جاری موجب شد اين تيم نتواند در ليگ به مانند سال گذشته جزو مدعيان باشد و در طول فصل در رده های ميانی جدول قرار داشت. در ليگ قهرمانان لانس در گروهی دشوار به همراه آث ميلان، لاكرونيا و بايرن قرار گرفت و به مقام سوم رسيد تا به جام يوفا برود و در آنجا نيز در برابر تيم قدرتمند پورتو شكست خورد. لانس در حال حاضر در رتبه يازدهم قرار گرفته و شانسی برای حضور در رقابت های اروپايی ندارد.


ورون می آيد

اگرچه منچستر يونايتد شكست بسيار تلخ و ناباورانه ای را در برابر رئال تجربه كرد و برخلاف تصور هوادارانش بازی بدی از خود به نمايش گذاشت، اما برای بازی برگشت از هم اكنون اميدواری های زيادی وجود دارد. مهم ترين خبری كه از سوی باشگاه منچستر روی آنتن های خبری رفته بهبود مصدوميت زانوی خوان سباستين ورون است كه قطعا می تواند كشتی شكسته منچستر را سروسامان بخشد. درحالی كه ديويد بكام فاقد توانايی های لازم برای رهبری خط دفاع منچستر به نظر می آيد، بازی سازی ورون می تواند تحرك و موقعيت سازی خط دفاعی منچستر را بيشتر كند. نكته ديگر اينكه پل اسكولز ديگر هافبك منچستر نيز از بازی مقابل رئال محروم شده و به اين ترتيب حضور ورون بيش از پيش موثر به نظر می آيد.«هيچ شكی ندارم كه ما با دو گل رئال را شكست خواهيم داد و آنها را حذف خواهيم كرد، حتی با وجود غيبت گری نويل و پل اسكولز. » ظاهرا ورون از آمادگی روحی مناسبی نيز برخوردار است و به بازی سرنوشت در اولد ترافورد اميدواری زيادی دارد.

باز هم فوتسال

در شلوغی مسابقات ليگ قهرمانان اروپا و جام يوفا، مسابقات قهرمانی باشگاه های فوتسال اروپا نيز با سروصدای كمتر رو به پايان است. اين مسابقات با انجام ديدار فينال بين دو تيم شارلروای بلژيك و كاستيلان اسپانيا به پايان خواهد رسيد. بازی رفت اين دو تيم ابتدا در چهارشنبه هفته جاری در بلژيك برگزار خواهد شد و بازی برگشت نيز در سوم مه آينده انجام می گيرد. بلژيك و اسپانيا در فوتبال اروپا از جايگاه رفيعی برخوردارند و اين بازی رقابت مهم و جذابی خواهد بود.

بلای جديد برای ورزش

ظاهرا پس از اتمام جنگ آمريكا و عراق و آمادگی تيم های ورزشی برای حضور در منطقه خليج فارس، هنوز رقيب جنگ در برهم زدن مسابقات ورزشی در ميدان است.بيماری سارس كه آسيای شرقی را كاملا در كابوس مرگ و ترس از آن فرو برده به سرعت در حال از بين بردن برنامه های ورزشی اين منطقه از جهان است. پس از انصراف سفر تيم های استون ويلا و اورتون به چين حالا خبر برهم خوردن مسابقات جام جهانی فوتبال زنان به گوش می رسد.جام جهانی فوتبال بانوان كه قرار بود در چين برگزار شود با توصيه سازمان بهداشت جهانی به زمان ديگری موكول شد. با اين حساب قهرمانی تيم فوتبال زنان چين كه از تيم های قدرتمند دنيا محسوب می شود، در هاله ای از ابهام فرو می رود.

اصلاحات باستانی

رئيس فدراسيون ورزش باستانی و كشتی پهلوانی گفت: زمان اصلاحات در اين رشته فرا رسيده است و دلسوزان اين رشته بايد در اين راستا تلاش كنند.«سيد عبدالله سجادی» چهارشنبه شب در جمع ورزشكاران باستانی و كشتی پهلوانی استان اصفهان افزود: برخی از آداب و سنن اين رشته موجب طرد بسياری از جوانان از آن شده است.وی با بيان اين مطلب كه «مخالف آداب و سنن نيستم» افزود: به گفته مقتدا و پيشوای مان حضرت علی(ع) بايد نسل جديد را با شرايط روز جامعه تربيت كنيم.رئيس فدراسيون ورزش های باستانی و كشتی پهلوانی نامناسب نبودن وضعيت برخی زورخانه ها درگذشته را عاملی در تعطيل كردن آنها ذكر نمود و افزود: اين گونه زورخانه ها علاوه بر آنكه به گسترش اين رشته ورزشی لطمه وارد می كردند بلكه مردم و به خصوص جوانان نيز با تفكرات نوينی كه دارند آنها را نمی پسندند و دوست دارند در محيط هايی ورزش كنند كه از لحاظ بهداشتی و اجتماعی مناسب باشند.وی در همين زمينه نويد داد برخلاف تبليغات منفی برای گسترش اين رشته ورزشی خوشبختانه ورزش باستانی روز به روز در سطح كشور در حال گسترش است و زورخانه های مناسب و بهداشتی به سرعت در حال احداث می باشد.سجادی زورخانه های جديد در دست احداث استان اصفهان را 11 باب اعلام كرد اما به تعداد زورخانه های جديد در حال احداث كشور اشاره ای نكرد.وی بر متحدالشكل نمودن لباس ورزشكاران باستانی در زورخانه ها تاكيد كرد و افزود: استفاده از لنگ های مختلف (پارچه سنتی كه ورزشكاران باستانی هنگام ورزش در زورخانه به دور بدن خود می پيچند) موجب زشت كردن چهره اين رشته شده علی رغم آنكه عده ای اين پارچه را ارزش می دانند.وی يادآور شد: ارزش به اين پارچه نيست بلكه دارا بودن خصلت های انسانی و پهلوانی ارزش است.رئيس فدراسيون ورزش های باستانی و كشتی پهلوانی كه با خبرنگار ايرنا در اصفهان گفت وگو می كرد افزود: ما به عنوان يك ايرانی وظيفه داريم از ورزش باستانی و ميراث فرهنگی خود حفاظت كنيم و اجازه ندهيم برخی افراد با اعمال عقايد نه چندان مطلوب خود كه جامعه كنونی قبول نمی كند به ورزش سنتی و باستانی لطمه بزنند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو