|

ترجمه عباس فتاح زاده: با آنكه بغداد سقوط كرده جنگ هنوز كاملا به پايان نرسيده اما از هم اكنون بازندگان آن مشخص شده اند. آنها كسانی هستند كه در جريان جنگ هيچ سخنی از ايشان به ميان نيامده است: توليدكنندگان شير در هندوستان، كشاورزان كوچك در بوركينافاسو و بيماران مبتلا به ايدز در اوگاندا. افرادی نظير رئيس جمهور آمريكا پس از حوادث يازده سپتامبر دائما از اقشار فوق سخن به ميان می آورد و اعلام می كرد كه «جنگ عليه تروريسم به رشد اقشار فقير و پيشرفت آنها می انجامد. » نمايندگان 142 كشور جهان طی كنفرانس تجارت جهانی گردهم آمدند تا پيوند جديد شمال و جنوب را به نمايش بگذارند. در شهر دوحه در حاشيه خليج فارس نمايندگان مذكور تصميم گرفتند تا قوانين جديدی برای تجارت جهانی بيافرينند و بدين ترتيب كشورهای در حال توسعه از روند جهانی سازی سود ببرند. اما امروز در دوحه كه بدل به مقر اصلی نيروهای نظامی متحدين شده است، ژنرال ها فرمان های جنگی صادر می كنند و در ژنو يعنی محل برگزاری مذاكرات سازمان تجارت جهانی ديپلمات ها شكست های اقتصادی را برمی شمرند. مدت هاست كه كشورهای صنعتی دوباره به خودبينی روی آورده اند. به عنوان مثال در زمينه حقوق مولف شاهديم كه آمريكا به تنهايی در برابر ديگران مقاومت می كند. ايالات متحده مانع از دستيابی به توافق برای توليد داروهای ارزان در كشورهای فقير می شود. چندی پيش قرار بود تا موضوع عوارض گمركی و يارانه ها در بخش كشاورزی در ژنو با يك توافق جامع قاعده مند شود. اين كار می توانست تجارت جهانی را برای كشورهای در حال توسعه سودمند سازد. اما اجلاس مربوطه در موعد تعيين شده برگزار نشد و دستيابی به هرگونه توافقی به تعويق افتاد. عدم وجود عدالت در وضعيت فعلی تجارت جهانی باعث شد تا در پی كمبود دارو در كشورهای فقير سالانه 15 ميليون نفر بر اثر بيماری های قابل علاج بميرند.
در دوحه،شمال و جنوب متفق القول اعلام كردند كه مشكل را حل خواهند كرد. توماس لوپ از اعضای سازمان پزشكان بدون مرز می گويد: «در آن زمان ما فكر كرديم كه يك پيشرفت واقعی حاصل شده، اما حالا آمريكا مانع از كپی شدن داروهای متعلق به شركت های آمريكايی در كشورهای فقير می شود. » در چنين شرايطی جنگ نيز تغييراتی خاص را بر روند تجارت جهانی و كلا جهانی سازی بر جای می گذارد. اخيرا دولت ايالات متحده بيش از گذشته مذاكرات مستقيم و انعقاد قراردادهای دوجانبه را در دستور كار خويش قرار داده است. واشنگتن دريافته كه اين روش آسان تر از روش های جمعی می تواند خواسته های آمريكا را تحقق بخشد. به عبارت ديگر ايالات متحده به تدريج باور می كند كه اقتصاد را نيز می تواند همانند جنگ يكجانبه به پيش ببرد. از ميان 145 كشور عضو سازمان تجارت جهانی صد عضو جزو كشورهای در حال توسعه محسوب می شوند. ايالات متحده می كوشد با انعقاد قراردادهای دوجانبه با تك تك اين كشورها اكثريت اعضای WTO را به پيروی از خويش وادارد. چنين چيزی سوپاچای پانيچ پاكدی، رئيس سازمان تجارت جهانی، را كه در مقر WTO در ژنو حضور دارد، نگران كرده است.
اما طبيعی است كه روند سياست های اقتصادی ايالات متحده كه به موازات سياست های جنگی اين كشور به پيش می رود از نگاه قدرت های اقتصادی جهان دور نمی ماند. لذا هر كدام از آنها مواضعی را اتخاذ كرده اند و احتمالا با اتمام جنگ واكنش های جديدی را بروز خواهند داد. وقتی كه واشنگتن می كوشد سازمان ملل و WTO را مورد بی توجهی قرار داده و به انعقاد قراردادهای دوجانبه با تك تك كشورها و «تكروی اقتصادی» بپردازد، نمی توان انتظار داشت كه با خاتمه جنگ واكنش های جديدی را از سوی اقتصادی های ديگر دنيا شاهد نباشيم. اما سوال موجود آن است كه پايان جنگ چه تحولاتی را در اقتصاد جهان پديد خواهد آورد؟ آنچه كه در مورد جهانی سازی و تجارت جهانی به صورت كلی تغيير می كند، در بالا گفته شد. ما در زير می كوشيم به پيامدهای جنگ و تحولاتی كه پس از اتمام آن بر روابط اقتصادی آمريكا با كشور فرانسه شاهد خواهيم بود، بپردازيم. بديهی است كه فرانسه يك مثال است و روابط آمريكا با كشورهای ديگری نظير آلمان و روسيه نيز می تواند مشابه وضعيت زير باشد.
جنگ عراق و روابط اقتصادی فرانسه ـ آمريكا
هنگامی كه سرباز قديمی نيروی هوايی آمريكا در تابستان 2001 به سمت سفير اين كشور در پاريس برگزيده شد جورج دبليو بوش در گفت وگو با وی اظهار اميدواری كرد كه او بتواند روابط اقتصادی ميان دو سوی اقيانوس اطلس را گسترش دهد. اما از زمانی كه مخالفت پاريس با سياست خارجی آمريكا شكلی مشهود يافته هاوارد ليچ كه سابقا يك كارخانه دار موفق در بخش صنايع غذايی آمريكا بود، ماموريت خويش را به شكلی متفاوت انجام می دهد. هفته هاست كه اين مرد 72 ساله با انتشار مقالات و صورت دادن مصاحبه های تلويزيونی هشدار می دهد كه مخالفت های پاريس در شورای امنيت توسط واشنگتن «بسيار غيردوستانه» ارزيابی می شود.
وی تاكيد می كند كه تجارت فراآتلانتيكی لطمه خواهد خورد. وی در جديدترين حضور خويش به سخنرانی در هتل مجلل روت شيلد در پاريس پرداخت. او گفت: «فرانسه كالاهايی به ارزش 26/12 ميليارد يورو به ايالات متحده صادر كرده و بدين ترتيب نهمين صادركننده بزرگ به آمريكا محسوب می شود. البته اين تنها بخش كوچكی از تبادل سرمايه و سرمايه گذاری های مستقيم بين دو كشور است. » تقريبا حدود يك ميليون شغل در دو كشور فوق به اين روابط اقتصادی وابسته هستند.
تعداد اندكی از ملی گرايان آمريكايی مبارزه با مخالفان تكروی آمريكا ـ انگليس را تشويق می كنند و به آن دامن می زنند. مايكل لدين از موسسه آمريكن انترپرايز در واشنگتن كه يكی از روشنفكران آتش بيار در پيرامون جورج بوش محسوب می شود، چنين می گويد: «از آن جايی كه فرانسه به رقيب و مخالف استراتژيك ايالات متحده بدل شده اين كشور اكنون غضب آمريكايی ها را درك خواهد كرد. » او حتی شيراك را نيز مخاطب قرار می دهد: «شيراك به صدام جسارت داد و اين موضوع در حال حاضر موجب كشته شدن تعداد زيادی از سربازان ما شد. اين زخم ها تنها زمانی بهبود می يابد كه شيراك كناره گيری كند. »
يكی از اولين كسانی كه فوريه گذشته (بهمن ماه) تحريم محصولات فرانسوی را خواستار شد و به صورت سمبليك نوشابه های توليد اين كشور را كنار گذاشت، دنيس هاسترت، سخنگوی مجلس نمايندگان آمريكا، بود. هم اكنون اولين تصاوير تلويزيونی مربوط به رستوران هايی كه نوشابه های فرانسوی را دور می ريزند، پخش می شود. اواسط فوريه يك نشريه عامه پسند به نام نيويورك پست بيانيه ای را منتشر كرد كه در آن چنين آمده بود: «نوشابه ها و آب معدنی های فرانسوی را مصرف نكنيد. پنيرهای آنها را هم نخوريد. با محصولات آلمان هم همين برخورد را انجام دهيد. اگر پولدار هستيد اتومبيل مرسدس نخريد بلكه ترجيحا به سراغ جاگوار و كاديلاك برويد. اگر پولدار نيستيد فولكس واگن نخريد و فورد بخريد. »
شركت نيوزمكس كه دفتر آن در فلوريدا قرار دارد آگهی هايی را در واشنگتن پست و نيويورك تايمز منتشر كرده و در آنها نام صدها شركت فرانسوی را به عنوان شركت های دشمن آورده است. شركت مذكور كه توسط كريستوفر رودی، يكی از گزارشگران سابق نشريات عامه پسند و از حاميان شديدا محافظه كار بوش، اداره می شود دستورالعمل های دقيقی را برای آمريكايی ها ارائه داده است. ليست پيشنهادی شركت مذكور به ترتيب الفبا نوشته شده و در آن نام های زيادی نظير اسامی زير ديده می شود: ايرباس، ايرفرانس، آلكاتل، BNP، بيك، بولينگر، كلوب مد، گودريچ، ميشلن، تامسون، RCA، ريدروز اينز، تكنی كالر، تفال، توتال و ويوندی. لوموند در پاريس با نگرانی به نقل قول از زنی پرداخته كه رياست اتاق بازرگانی فرانسه ـ آمريكا در شيكاگو را برعهده دارد: «من هر روز نامه های مكتوب و الكترونيكی تهديدآميزی دريافت می كنم. طی 27 سالی كه در آمريكا اقامت دارم هيچ گاه چنين فراخوانی را شاهد نبودم. اين تنها واشنگتن هم نيست كه موضع گرفته؛ در ميان مردم معمولی آمريكا هم ديدگاه هايی خصمانه پديد می آيد. »
اگر فراخوان فوق موجب تحريم شود در درجه نخست كالاهای مصرفی و لوكس فرانسه كه در سال 2001 آمريكايی ها حدود 4/8 ميليارد يورو از آنها را خريدند، تاثير خواهند پذيرفت. لوريال (L,Oreal)، غول صنايع آرايشی فرانسه، يك سوم شامپوها و رژلب های خويش را به آمريكا صادر می كند. شركت Gucci، توليدكننده مدهای لباس، نيز 40 درصد محصولاتش را به آمريكا می فرستد. صنعت توريسم فرانسه هم نگران است. از همان سال گذشته به علت پيامدهای حوادث يازده سپتامبر تعداد آمريكايی هايی كه به فرانسه مسافرت كردند 18 درصد كاهش يافت و به 2/9 ميليون نفر رسيد. انتظار می رود كه در سال ميلادی جاری كاهش بيشتری را شاهد باشيم.
هنوز هيچ كس از دست اندركاران اقتصاد فرانسه نمی خواهد در مورد سطح خسارات پيش بينی كند. در عوض بسياری از مديران فرانسوی چنين وانمود می كنند كه كاهش روابط اقتصادی در دو سوی اقيانوس اطلس برای هر دو طرف زيانبار است. به عنوان مثال گفته می شود شركت نوشابه سازی اويان توسط كوكاكولا اداره می شود و تحريم محصولات آن به خود آمريكايی ها خسارت وارد می كند. شركت ميشلن برای توليد لاستيك های مارك گودريش 25 هزار موقعيت شغلی جديد در آمريكا فراهم آورده است. حتی خودروسازان فرانسوی نيز با وجود آنكه حضور چندانی در آمريكا ندارند، اولين نامه های اعتراض آميز را دريافت كرده اند. شركت رنو به دليل 44 درصد مشاركت در نيسان از بازار نيسان در آمريكا سود می برد. اخيرا رنو مخالفت هايی را در آمريكا شاهد بود. كارلوس گوسن، مدير نيسان، در روزنامه های آمريكا كوشيده با انتشار آگهی هايی منشاء ژاپنی نيسان را پررنگ كند و از اشاره به فرانسوی ها در شركتش بكاهد. نبرد تنها به مصرف كنندگان نهايی محدود نمی شود. چندی پيش گروهی از نمايندگان جمهوريخواه تقاضا كرده اند كه نمايشگاه هوانوردی فرانسه در لوبورژه كه قرار است طی ماه ژوئيه برگزار شود، مورد تحريم قرار گيرد. امروز حدود نيمی از سفارش های شركت ايرباس از آمريكا می آيند. شركت آريان اسپيس، توليدكننده موشك های آريان، نيز هنوز 15 درصد موشك های خويش را برای انتقال ماهواره های خبری آمريكا می سازد. يك سوم مجموع 1800 شركت كننده در نمايشگاه هوايی لوبورژه هر سال از آمريكای شمالی می آيند. يك مدير صنعت هوانوردی در فرانسه می گويد: «آمريكايی ها سال هاست می كوشند موفقيت های نمايشگاه هوايی فرانسه را با برگزاری نمايشگاه هايی مشابه در داخل ايالات متحده كم رنگ كنند. امسال ممكن است در اين راه پيشرفت قابل توجهی داشته باشند. »
گروهی ديگر از نمايندگان جمهوريخواه نيز اخيرا از رامسفلد، وزير دفاع، خواسته اند تا نيروی دريايی آمريكا قرارداد 880 ميليون دلاری خويش با يك شركت خدمات رسانی فرانسوی به نام سودكس هو (Sodexho) را لغو كند.در قرارداد مذكور برای هر طرف كه آن را لغو كند مجازات های سنگينی در نظر گرفته شده است. ارتش پس از مرور بندهای مربوط به مجازات ها در قرارداد از لغو آن خودداری كرد. اما تنها همين اتفاق باعث شد تا سهام شركت سودكس هو در بازار بورس سقوط كند. حتی در بازارهای بورس نيز ميان فرانسوی ها و آمريكايی ها جنگ هايی در گرفته است و طرفين اتهاماتی را نسبت به يكديگر مطرح می كنند. در بورس وال استريت سرمايه گذاران حاضر نشدند به شركت فرانسوی لگراند، توليدكننده محصولات الكترونيكی، بيش از 350 ميليون دلار «قرض» بدهند. گيلام پارمنتر، كارشناس علوم سياسی در پاريس و متخصص مسائل آمريكا در موسسه روابط خارجی (Ifri)، هنوز می كوشد نگرانی مديران فرانسوی را با استدلال زير كاهش دهد: «هرگونه اقدام رسمی دولت آمريكا عليه فرانسه ناقض قوانين سازمان تجارت جهانی خواهد بود و مجازات هايی را برای ايالات متحده در پی خواهد داشت. »
علاوه بر اين وی منافع شخصی سرمايه گذاران آمريكايی را هم تاثيرگذار می داند: «صندوق های بزرگ بازنشستگی در آمريكا تا 40 درصد سرمايه خويش را در صنايع كلان فرانسه سرمايه گذاری كرده اند. لذا هرگونه تحريم موجب ايجاد پديده ای بومرنگی خواهد شد و پيامدهايش گريبان خود آمريكايی ها را خواهد گرفت. » پاريس اخيرا به دقت موضوع رفتن جيمز گارنر، ژنرال بازنشسته آمريكايی، به كويت را زير نظر گرفته و فعاليت های او را بررسی می كند. ظاهرا گارنر توسط بوش برای مديريت بازسازی و عمليات كمك رسانی به عراق انتخاب شده است. در ميان محافل مرتبط با سازمان ملل از وی تحت عنوان فرماندار آينده عراق ياد می شود. هنوز هم در وزارت اقتصاد فرانسه اين اميدواری وجود دارد كه روابط اقتصادی ديرينه فرانسه با عراق پس از خاتمه جنگ مورد توجه قرار گيرد. يك سخنگوی وزارتخانه مذكور چنين می گويد: «حضور ديرينه ما در عراق يك امتياز برايمان در جريان رقابت با ديگران است. منطقی آن است كه شركت هايی مامور بازسازی عراق شوند كه خودشان در گذشته تاسيسات زيربنايی آن جا را ايجاد كرده اند. » البته آمريكايی ها نظری كاملا متفاوت دارند. جاستين وايس از موسسه بروكينگز در واشنگتن چنين پيش بينی می كند: «شركت های فرانسوی به صورت سيستماتيك و خود به خود از فرايند بازسازی عراق كنار گذاشته شده و در آن نقشی نخواهند داشت. »
منبع: دی سايت |