Persian Archive

• زنده باد حيوانات
• پايين آمدن از درخت
• داروی ضد بمب
• عكس ماه
• خورشيد پر دردسر
• عامل بيماری سارس


ترجمه زينب همتی : طی 10 سال آينده چندين ميليون موش، خرگوش و رات به نام علم محكوم به مرگ هستند. به زعم برخی، اين كار يك قصابی غيرقابل بخشش است. به زعم برخی ديگر استفاده از حيوانات تنها راه مناسب برای آزمودن داروها، مواد شيميايی و همچنين شيوه های درمانی جديد است. وليكن طی هفته های گذشته برخی از دولت های غربی در تدارك مصوباتی برآمدند كه می تواند شديدا بر اين جدل عاطفی و قطبی شده تاثير بگذارد. اكنون نشانه هايی در دست است كه نشان می دهد سياستمداران ممكن است در حال مهياكردن شرايطی باشند كه طی آن امكان آزمايش بر روی حيوانات به طور كلی از ميان برود. عامل اين حركت جديد يك منبع غيرقابل انتظار بوده است: سازمان همكاری و توسعه اقتصادی اروپا (OECD) يا كلوپ خصوصی ثروتمندترين كشورهای جهان. در ماه مه گذشته اعضای OECD برای اولين بار موافقت كردند كه چهار نوع آزمون ايمنی مواد بدون استفاده از حيوانات صورت گيرد. اين تصميم به تنهايی موجب خواهد شد كه ميليون ها حيوان آزمايشگاهی به كار گرفته نشوند. اين تصميم يك پيروزی برای OECD محسوب می شود چرا كه بسياری بر اين عقيده اند كه اعضای اين سازمان مسئول رشد آرام شيوه های جايگزين برای آزمون ايمنی مواد شيميايی هستند. نظام تصميم گيری دولتی به شيوه ای است كه همه اعضا می بايست قبل از آغاز استفاده از آزمون با آن موافق باشند. بنابراين حتی اگر يك عضو با استفاده از يك شيوه آزمون ايمنی مخالفت داشته باشد مباحثات متوقف می شود. در گزارشی كه توسط مركز اروپايی تاييد شيوه های جايگزين (ECVAM) تهيه شده سرعت آرام پيشرفت امور مورد انتقاد قرار گرفته است. در انگلستان نيز در گزارشی كه توسط مجلس سنا انتشار خواهد يافت انتظار می رود كه تحقيقات در زمينه توسعه شيوه های جايگزين برای آزمودن ايمنی مواد شيميايی مورد تشويق واقع شود.

در حالی كه طرفداران استفاده از شيوه های جايگزين به جای استفاده از حيوانات از پيشرفت امور اظهار رضايت نمی كنند برخی ديگر معتقدند كه تصميم اخير جامعه اروپا (OECD) نشانه آغاز دوره جديدی از تكوين و توسعه نگرش های جديد است. آزمون های جديد كه در اين كشورها آغاز خواهد شد می تواند زمينه را برای توسعه تكنيك های قابل اعتماد فراهم سازد. اكنون طرفداران حقوق حيوانات اميد فراوانی به اين روش های جديد يافته و معتقدند كه شيوه های جايگزين با سرعت توسعه خواهند يافت. چه عاملی باعث كندی امور در پيشرفت شيوه های جايگزين بوده است؟ دكتر جان مك آردل (J.McArdle) مدير بنياد تحقيقات جايگزين در مينه سوتا انگشت خود را به سوی دولت آمريكا و آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا نشانه می رود. در بسياری از كشورهای اروپايی در مواردی كه امكان استفاده از شيوه های جايگزين فراهم است آزمون دوزكشنده 50 درصد (LD50) غيرضروری تشخيص داده می شود. در اين آزمون خشن، گروه حيوانات در مقابل تراكم های متفاوت از مواد شيميايی سمی قرار داده می شوند تا زمانی كه 50 درصد از آن ها از ميان بروند. در آمريكا استفاده از شيوه های جايگزين بسيار ديرتر از كشورهای اروپايی ممكن شد. ريچارد هيل (R.Hill) نماينده آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا در اتحاديه اروپا كه اين آژانس به لحاظ نبود سازمان اداری و همچنين عدم اعتماد به هر چيز نوين دچار محافظه كاری مزمن است. به نظر هيل آزمون های تعيين سميت به خوبی جا افتاده و امكان استفاده از شيوه های جايگزين فراهم نيست. با اين وجود هيل معتقد است كه دورنمای تغييرات در حال نمايان شدن است.

عامل مهم اين تغييرات به زعم هيل، كميته ارزيابی شيوه های جايگزين است كه در سال 1997 تاسيس شده و هدف آن بررسی شيوه های قديم و جديد برای اولين بار است. برای نمونه در فوريه گذشته آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا كارگاهی تشكيل داد كه در آن به محققين آموخته می شد چگونه می توان به جای استفاده از 25 حيوان آزمايشگاهی از 9 حيوان استفاده كرد تا LD50 مواد محاسبه شود. وليكن به نظر منتقدين اين كفايت نمی كند. قوانين موجود در آمريكا می بايست اصلاح شوند تا بتوان همچون اروپا آزمايشگاه ها را مجبور كرد تا به جای استفاده از حيوانات آزمايشگاهی از شيوه های جايگزين استفاده كرد. مشكل بزرگ و ديگری كه مك آردل به آن اشاره می كند تغييرات اخير در قوانين حمايت از حيوانات آمريكاست. دو ماه پيش طی تغييرات ايجاد شده در اين قوانين، موش رات و پرندگان از رده حيوانات مورد حمايت اين گروه خارج شدند. اين بدان معنی است كه انجمن حمايت از حيوانات آمريكا حمايت خود را از قريب به 95درصد از حيوانات آزمايشگاهی سلب می كند.

هيل معتقد است كه تمايل كمتری برای استفاده از آزمون های آزمايشگاهی بر روی موجود زنده در آمريكا وجود دارد ولی در عين حال اذعان می كند كه شيوه های جايگزين معمولا در اين موارد كمتر مورد استفاده قرار می گيرد. برای نمونه شيوه های جايگزين برای نشان دادن ميزان حساسيت آفرينی مواد شيميايی بر روی چشم به سادگی وجود ندارند. نكته بنيادی آن است كه هر شيوه جديدی می بايست در نهايت بتواند حداقل به اندازه شيوه های قديمی در جهت حمايت از سلامت انسان يا محيط زيست به كار گرفته شود يا اين كه بسيار موثرتر از شيوه های گذشته باشد. فرد استاكس (F.Stokes) از كميته ارزيابی شيوه های جايگزين می گويد: «غيرمسئولانه است اگر چنانچه شيوه هايی مورد استفاده قرار گيرند كه نتوانند در جهت حمايت از سلامت انسان يا محيط زيست به كار گرفته شوند. » اگر استفاده از شيوه های جايگزين بدون مطالعه كافی صورت گيرد ممكن است يك توليدوميد ديگر روی دست ما بماند.

عليرغم همه مشكلات اكنون در آمريكا نيز توافق عمومی بر اين است كه می بايست رنج و صدمات وارده بر حيوانات آزمايشگاهی به حداقل ممكن برسد. طرفداران حقوق جانوران معتقدند دليل آنكه آمريكا در اين زمينه از اروپا عقب مانده اين است كه مردم آمريكا در مقايسه با اروپاييان به حيوانات توجه كمتری دارند. عامل ديگری كه باعث كندی پيشرفت در استفاده از شيوه های جايگزين در آمريكا می شود كمبود بودجه در اين زمينه است. هرمن كوتر (H.Koeter) كه برای مدت های طولانی برنامه های اتحاديه اروپا در تهيه دستورالعمل برای استفاده از حيوانات آزمايشگاهی را هدايت كرده معتقد است كه همواره عدم انطباق كاملی بين آن چه كه مردم می خواهند و آن چه كه دولت در اختيار آن ها می گذارد وجود دارد. كوتر می گويد كه تعداد پيشنهادهای جديد برای استفاده از شيوه های جايگزين در حال كاهش است چرا كه آزمايشگاه ها و همچنين مقامات اداری، آمادگی استفاده از روش های نوين را ندارند. غالب شيوه های جايگزين به وسيله موسسات خصوصی يا گروه های علمی وابسته به انجمن های حمايت از حيوانات به وجود آمده است. دولت بريتانيا سالانه كمتر از 60 هزار پوند را برای تحقيقات در زمينه توسعه روش های جايگزين اختصاص می دهد. اين ميزان از اختصاص بودجه بسيار ناچيز است.

بايد در نظر داشت كه هرگونه پيشرفت در زمينه توسعه روش های جايگزين اهميت اقتصادی فراوانی دارد چرا كه هزينه پرورش و نگهداری اين حيوانات بسيار زياد است. در هر حال به نظر می رسد كه دولت ها در حال رعايت نظرات افراد و انجمن هايی هستند كه از حقوق حيوانات حمايت می كنند. اين امر در نهايت ممكن است موجب شود كه برخی از آزمون های سنتی تعيين ايمنی مواد منسوخ اعلام شوند. در سال جاری انجمن های حمايت از حيوانات برای اولين بار اجازه يافتند تا به صورت يك نمايندگی واحد تحت نام انجمن بين المللی حمايت از حيوانات در جلسات OECD شركت كنند. آن ها در اين جلسات صاحب رای نيستند اما نقش اساسی در تغيير لحن و محتوای مصوبات داشته اند. طی چند هفته گذشته اين انجمن بين المللی پيروزی بزرگی را در زمينه آزمون سرطان زايی مواد شيميايی به نام خود رقم زد. به طور سنتی برای آنكه بتوان نشان داد يك ماده جديد شيميايی قابليت سرطان زايی دارد يا خير به تعدادی بين 500 تا 1000 جونده و 2 سال وقت نياز است. وليكن شيوه های جايگزين آزمون سرطان زايی كه متضمن استفاده از بافت جنين هامستر سوری است می تواند اين كار را طی چند روز صورت دهد. اين امر باعث صرفه جويی مقدار قابل توجهی پول و نجات جان هزاران حيوان آزمايشگاهی می شود. در واكنش نسبت به خواست عمومی و به ويژه طرفداران حقوق حيوانات و همچنين دانشمندان، كميسيون اروپايی توسعه شيوه های جايگزين را مورد حمايت بيشتری قرار داده است. اكنون به زعم بسياری عامل عمده محدودكننده، پشتيبانی مالی برای ايده هايی است كه به سرعت در حال توسعه هستند.

New Scientist, 20Jul. 2002


ترجمه طاهره رنجبر : بهار سال گذشته، رابرت مارتين (R.D.Martin) از موزه صحرايی شيكاگو با استفاده از يك رويكرد آماری برآورد كرد كه نخستی ها در حدود 80 ميليون سال پيش طی دوره كرتاسه، هنگامی كه دايناسورها هنوز بر زمين حاكم بودند، منشأ گرفتند. اين تاريخ نسبتا به خوبی با نتايج حاصل از بررسی های مولكولی تطابق دارد. اما قديمی ترين سنگواره نخستی ها كه بر سر آن اختلاف نظری وجود ندارد تنها 55 ميليون سال قدمت دارد. اكنون توصيف Carpolestes و ساير ميمون های سنجاب شكل به عنوان نخستی قدمت شواهد سنگواره ای اين گروه را به 65 ميليون سال پيش بازمی گرداند. آيا ممكن است ديرين شناسان سرانجام نخستی های كرتاسه را بيابند؟ بلاخ معتقد است كه گرچه چنين چيزی بعيد است اما غيرممكن نيست. اگرچه شواهد سنگواره ای متعلق به دوره كرتاسه، نسبتا با دقت زيادی در آمريكای شمالی، اروپا و آسيا ثبت شده اند اما هنوز ممكن است در آفريقای جنوبی و شبه قاره هند شگفتی های بسياری در انتظار ديرين شناسان باشد.

نخستی های كنونی (Primates يا نخستی ها، راسته ای از پستانداران هستند كه ميمون ها، لمورها، انسانريخت ها و انسان را شامل می شود ـ م) تنوع حيرت آوری از اشكال را به نمايش می گذارند ـ از بوش بی بی های نعلبكی چشم پايين تر از صحرای آفريقا گرفته تا ميمون دماغ دراز جنگل های بورنئو (پينوكيوی نخستی ها) تا انسان ها كه جانوران دوپای جهان زی اند. اما داشتن مغز بزرگ، چشم های رو به جلو، ناخن به جای چنگال، توانايی گيرندگی و توانايی جهيدن آنها را يكپارچه می سازد. تقريبا سه دهه است كه زيست شناسان تكاملی سردرگم از آنند كه چگونه اين مجموعه متمايز از صفات در نخستی های امروزی گرد آمده است. بعضی از پژوهشگران استدلال كرده اند كه اين ويژگی ها تكامل يافته اند تا شكار حشرات را امكان پذير سازند. ديگران پيشنهاد كرده اند كه اين صفات آنها را قادر به تهيه ميوه از نوك شاخه های درخت كرده اند و اين در حالی است كه پژوهشگرانی ديگر آنها را سازش هايی با يك شيوه از جابه جايی مركب از گيرندگی و جهش می دانند. اما شواهد سنگواره ای ناقص از نخستی های اوليه ـ عمدتا دندان ها و قطعات استخوانی اسكلت ـ پژوهشگران را برای آزمودن اين فرضيه ها در وضعيت دشواری قرار داده است.

يك اكتشاف تماشايی در دره های وايومينگ (ايالات متحده ـ م) بخشی از پاسخ را روشن كرده است. ديرين شناسان به تازگی اسكلت 55 ميليون ساله تقريبا كاملی را از خاك خارج كردند كه به موجودی در اندازه موش به نام Carpolestes simpsoni تعلق دارد. اين جانور مانند نخستی های امروزی (يا در اصطلاح علمی نخستی های حقيقی) انگشتانی دراز و نيز روی هر بند متقابل ناخن داشت كه برای گرفتن شاخه های نازك درختان مناسب است. اما برخلاف نخستی های حقيقی چشم های اين جانور در وضعيت جانبی قرار گرفته و پاهايش برای بالا رفتن ساخته شده بودند نه جهيدن. پيش از اين بعضی از محققان، كارپولستيدها و خويشاوندان شان ـ گروهی معروف به plesiadapiforms (يا ميمون های سنجاب شكل ـ م) ـ را در گروهی از پستانداران بالباز رونده به نام پوست بالان قرار داده بودند. اما شواهد آناتوميك موجود در نمونه ای جديد از نظر كاشفان آن، جاناتان بلاخ (J.I.Bloch) كه اكنون در دانشكده معادن و تكنولوژی داكوتای جنوبی كار می كند و داگ بوير (D.M.Boyer) از دانشگاه ميشيگان در آن آربر، به معنای آن است كه Carpolestes و ديگر ميمون های سنجاب شكل در واقع نخستی های باستانی و خويشاوندان نزديك نياكان لمورهای امروزی، ميمون ها، انسانريخت ها و انسان بودند. اگر اين طور باشد، Carpolestes نخستين شاهد سنگواره ای است كه نشان می دهد نخستی ها صفات شاخص خويش را تدريجی كسب كرده اند. ديرين شناس دانشگاه واشنگتن، تب راسموسن (D.Tab Rasmussen) با توجه به اينكه تا پيش از اين اكتشاف، شواهد سنگواره ای تنها شامل نمونه هايی بود كه يا همه ويژگی ها را با هم داشتند يا هيچ كدام را نداشتند، می گويد: «در ابتدا، نظريه های مربوط به منشاء نخستی ها، تمام اين صفات را يكجا در نظر می گرفتند. » راسموسن معتقد است كه بلاخ و بوير «توانستند اين تصور را باطل كرده و نشان دهند كه سازش هايی مانند گرفتن شاخه های انتهايی، ابتدايی هستند و بقيه صفات احتمالا اندكی بعد ظاهر شدند. »

اين يافته با شواهد ديرين شناختی كه نشان می دهند گياهان گلدار درست در همان زمان از نظر ابداع ميوه گل، صمغ و شهدهای جديد برای تطميع گرده افشان ها و انتشاردهندگان بذر به اوج فراوانی و تنوع رسيده بودند، به خوبی جفت و جور می شود. پستانداری كه جرأت اين ريسك را داشته باشد كه تا نوك شاخه های ناپايدار، آنجا كه ميوه و گل به وفور يافت می شود، صعود كند، پاداش خوبی دريافته خواهد كرد و هنگامی كه نخستی ها به تغذيه از شاخه های انتهايی عادت كردند، احتمالا پس از آن تنها طی زمانی كوتاه چشم های رو به جلو نيز در آنها تكامل يافت تا بتوانند حشراتی را نيز كه در اطراف خوان گسترده گياه ازدحام می كردند، شكار كنند. بلاخ و بوير از اين جلوتر رفته و حدس می زنند كه رقابت با جوندگان نيمه درختی كه در آن زمان در سرتاسر جهان انتشار يافته بودند، ممكن است به راندن نخستی های اوليه به سمت شاخه های قطورتر كمك كرده باشد.

برای تشخيص اينكه ساير صفات معرف نخستی ها دقيقا چگونه و در چه زمان ظهور كرده اند، سنگواره های بيشتری لازم است. ممكن است از پنج نمونه ديگر از ميمون های سنجاب شكل كه به تازگی توسط اين تيم مورد بررسی قرار گرفته است سرنخ های ديگری به دست آيد. تمام اين نمونه ها از فضايی به اندازه يك جعبه كفش در يك صخره آهكی خارج شده اند كه Carpolestes را نيز در خود مدفون ساخته بود. تابستان امسال بلاخ و بوير برای جمع آوری سنگواره از نهشته های قديمی تر به حوضه رشته كوه كريزی در مونتانا خواهند رفت. اما خارج كردن بقايای جانداران از دل سنگ كاری كند و طاقت فرساست. سنگ آهك بايد به تدريج حل شده و موقعيت هر استخوان با دقت زياد ثبت شود تا اطلاعات حياتی درباره اينكه كدام استخوان به كدام اسكلت تعلق دارد حفظ شود. بنابراين تا آشكار شدن كامل ريشه های درخت خانوادگی نخستی ها هنوز زمان باقی است.

Scientific American, Mar.2003


داروی ضد بمب

دانشمندان ادعا می كنند دارويی ساخته اند كه به وسيله آن می توان مردم را از تبعات سوء يك حمله اتمی محافظت كرد. اين دارو كه HE2100 ناميده می شود توسط يك شركت داروسازی آمريكايی توليد می شود. مقامات اين شركت می گويند اين دارو می تواند از مردم در مقابل خطرات يك حمله هسته ای محافظت كند. آزمايشات اوليه ای كه روی اين دارو انجام گرفته نشان داده است كه دارو باعث می شود سلول های مسئول مقابله با جراحت ها كمتر صدمه ديده و خونريزی قطع شود. گلبول های سفيد كه خود عامل بسيار مهمی برای حفاظت بدن در مقابل جراحات است، در اثر تابش های شديد آسيب می بينند. البته مرگ ممكن است به دليل خونريزی شديد نيز روی دهد چرا كه تابش از لخته شدن خون نيز جلوگيری می كند. اين دارو روی حيوانات آزمايش شده است، اما نمی توان آن را روی انسان ها نيز آزمايش كرد چرا كه در معرض تابش قرار گرفتن خطرات بسياری را برای انسان در پی دارد. آزمايشاتی كه روی حيوانات انجام شده نشان داده است كه دارو می تواند سرعت توليد گلبول های سفيد را تا ميزان زيادی افزايش دهد. جزييات اين تحقيقات در سمينار علمی انجمن هماتولوژی بريتانيا كه در گلاسكو برگزار شد، ارائه شده است.

عكس ماه

اروپا تصميم دارد ماموريت جديدی در ارتباط با تحقيقات فضايی و اكتشاف ماه انجام دهد. اين ماموريت كه قرار است تابستان امسال انجام شود توسط انگلستان به انجام خواهد رسيد. فضاپيمايی كه در اين ماموريت مورد استفاده قرار می گيرد اسمارت يك (Smart1) نام دارد و هم اكنون آخرين مراحل آزمايش را در مركز تحقيقات اسا در هلند را پشت سر می گذارد. پيش از اين قرار بود كاوشگر ماه در اين ايام زمين را ترك كند، اما به دليل مشكلات فنی به وجود آمده در پرتاب موشك اين برنامه به تعويق افتاده است.

خورشيد پر دردسر

نقش خورشيد در تغييرات آب و هوايی دو دهه گذشته مجددا مورد ترديد قرار گرفت. يكی از دانشمندان آزمايشگاه تحقيقی واشنگتن به بررسی درستی نظريه بحث برانگيز تاثير خورشيد به عنوان عامل عمده تغييرات آب و هوايی 20 سال گذشته پرداخته است. خورشيد همواره به عنوان يكی از عواملی كه در نوسان دمای كره زمين تاثير داشته مورد توجه دانشمندان بوده است اما در عين حال درباره ميزان اين تاثير و مقايسه آن با اقدامات بشر در افزايش دمای كره زمين با يكديگر اختلاف نظر دارند. بررسی اخير اين دانشمند آمريكايی نشان می دهد كه خورشيد در دو دهه گذشته دائما نورانی تر شده است كه اين فرآيند عامل نيم يا بيش از نيمی از افزايش 3 درصدی دمای كره زمين است كه به گازهای گلخانه ای نسبت داده می شود.

عامل بيماری سارس

نظريه جديدی از سوسك حمام به عنوان عامل انتقال ويروس بيماری كشنده سارس ياد می كند. يك كارشناس هنگ كنگی در اين باره فرضيه جديدی ارائه كرده است. به گفته وی ابتلای تعدادی از ساكنان يك مجتمع مسكونی به بيماری بسيار شديد دستگاه تنفسی می تواند از طريق سوسك حمام باشد. كارشناسان بهداشتی هنگ كنگ معتقدند سوسك حمام می تواند آلودگی را از آپارتمانی به آپارتمان ديگر در اين مجتمع مسكونی منتقل كرده باشد. تنها در عرض چند روز، بيش از 300 نفر از ساكنان يك مجتمع مسكونی به بيماری سارس مبتلا شده اند. دانشمندان هنوز از اظهارنظر در مورد اينكه سوسك حمام می تواند عامل انتقال بيماری سارس باشد خودداری كرده اند. تعداد قربانيان سارس هر روز در حال افزايش است و تاكنون 100 نفر در سراسر جهان جان خود را از دست داده و بيش از 2500 نفر در 17 كشور جهان به اين بيماری مبتلا شده اند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو