Persian Archive

• پايان ديكتاتور
• معمای استخوان ها
• نگران آينده
• الجزيره ايرانی
• سازمان ملل پس از جنگ
• عراق به بازرسان حقوقو بشر نياز ندارد
• انتقال پيكر شريعتی
• پايان برخوردهای خودسرانه
• پاسخگويی خاتمی
• يك دادگاه ديگر
• تبليغ خود را باور كردند
• تكذيب شد
• مواضع جديد
• انتقال پايگاه يونگ سان
• اعطای تابعيت به ناجی لينچ
• تخطئه چلبی
• بيانيه ای از كويت


فرزانه روستايی: برخلاف آنچه طی ده روز اول حمله آمريكا و انگليس بر عراق گذشت و با وجود اخبار بسيار روتوش شده ای كه از صدا و سيما مونتاژ شد نيروهای مهاجم ابتكار عمل را در كليه جبهه های شمالی، جنوبی و مركزی عراق به دست گرفتند و هر روز كمی بيشتر در عراق تقريبا اشغال شده ثبات يافتند. مقاومت های گاه و بيگاه از ادامه حضور باقی مانده رژيم تقريبا سابق عراق حكايت داشت ولی هر روز كه می گذشت خطر يك درگيری گسترده و احتمال گشايش جبهه ای از مقاومت در نقطه ای از عراق بيش از پيش كاهش می يافت. به اين ترتيب نيروهای مهاجم به تدريج در منطقه جنوب به مرحله تثبيت نيروها و در منطقه مركزی، به حوالی مرحله پايان كار نزديك شدند. در جنوب، شهرهای بصره، ام القصر، فاو، نجف، كربلا و تعداد ديگری از شهرهای كوچك منطقه جنوب، پس از اشغال، آخرين تك مقاومت های خود را پشت سر گذاردند. در شمال عراق پيشروی آرام آرام به سوی مركز و به طرف جواهر شمال عراق يعنی كركوك و موصل ادامه يافت. در منطقه مركزی كه بغداد و دژ فدائيان صدام حسين يعنی تكريت در آن قرار دارد نيروهای مهاجم شاهد هيچ مقاومت سازماندهی شده يا خطرانگيزی نبودند.

قرار بود با ورود ارتش چهارم پياده نظام آمريكا طی چند روز آينده جبهه جديدی در منطقه مركزی گشايش يابد. جبهه جديد قرار بود صرف اشغال تكريت و روستاها و شهرك های اطراف آن شود كه موطن اكثريت اعضای ارشد حزب بعث و افسران ارشد ارتش عراق است. قرار بود با گشايش اين جبهه در منطقه شمالی بغداد، منطقه تكريت از دوسوی شمال و مركز تحت فشار قرار گيرد. از همان ابتدا معلوم بود آن چنان كه بغداد شاهد هيچ مقاومت دردسرسازی نبود تكريت نيز به تدريج تسليم شده و مقاومت چندانی نكند. آنچه كه طی ده روز گذشته جهت جبهه های جنگ را عوض كرد و به سمت و سوی مرحله پايانی يا endgame سوق داد ابتكار بسيار حساب شده و كم هزينه آمريكايی ها در تصرف فرودگاه بغداد و پمپاژ اغتشاش در پايتخت صدام حسين بود. همان طور كه قبلا گفته شد... آمريكايی ها بدون پرداخت هيچ هزينه ای و بدون اينكه تصرف هيچ بخشی از پايتخت را مدنظر قرار داده باشند در گوشه های جنوب شرقی و غربی پايتخت مستقر شدند. چند بار به مركز شهر رسوخ كرده و سپس به مراكز تجمع در جنوب بازگشتند. همان طور كه گفته شد تاكتيك عملياتی آمريكايی ها در بغداد، از هم پاشيدن روحيه مقاومت گارد رياست جمهوری و انقطاع آخرين اميد غيرنظاميان از رژيم حاكم را به عنوان اصلی ترين ستون های مقاومت احتمالی در بغداد هدف قرار داده بود. يك هفته پس از اشغال فرودگاه بغداد، درست بودن محاسبات اين تاكتيك به اثبات رسيد و با آغاز اشغال بخش هايی از جنوب بغداد طرح عملياتی اشغال گام به گام بغداد بدون درگير شدن در نبردی خونين با موفقيت به پيش رفت. چهارشنبه برای اولين بار واحدهايی از نيروهای آمريكايی در شمال بغداد مستقر شدند و جنگ و گريز با تك مقاومت های منطقه شمالی بغداد آغاز گرديد. اواخر هفته گذشته آمريكايی ها به آرامی و بدون گشودن هيچ جبهه گسترده ای در پايتخت عراق، دست اندازی به ساختمان ها و مراكز مهم دولتی عراق را آغاز و در مرحله بعد، اقدام به اشغال برخی از اين مراكز مهم كردند. هدف از اين حملات عمدا پراكنده به مراكز مختلف، تلاش سازماندهی شده برای بی حيثيت و شرمنده كردن رژيمی بود كه حتی توانايی دفاع از مراكز حساس پايتخت خود را نيز نداشت.

كاخ تازه ساز سيجود با گنبد فيروزه ای و طلايی آن يكی از اين مراكز بود. صدام فقط يك شب را در اين كاخ مجلل خوابيده است. يك زندان كوچك با گنجايش حداقل ده تا بيست نفر از ضميمه های اين كاخ بود كه تصرف شد و سربازان آمريكايی عكس های يادگاری خود را از كاخ صدام حسين برای خانواده هايشان فرستادند. پل مهم جمهوريه نيز به تصرف آمريكايی ها درآمد و پل سيناك به سرنوشت مشابهی دچار شد. دومين فرودگاه پايتخت، فرودگاه نظامی الرشيد از سوی مهاجمان اشغال شد. فرودگاه الرشيد نيز يك زندان كوچك داشت كه در ساختمان های آن تعداد زيادی يونيفورم و كلاه از افسران فراری گارد رياست جمهوری باقی مانده بود. مركز حزب بعث، ساختمان اطلاعات حزب بعث، وزارت دادگستری و برنامه ريزی از مراكز مهمی بودند كه هدف قرار گرفتند. روز سه شنبه يكی از ساختمان های منطقه لوكس و گران قيمت منصور بغداد به ظن اينكه صدام و پسرانش به همراه مقام های ارشد اطلاعاتی جلسه ای را برگزار كرده اند هدف چهار بمب بسيار قوی قرار گرفت. هدف گيری بسيار سريع و تخريب گسترده ای كه اين بمباران هدف دار از خود باقی گذاشت حاكی از اين است كه آمريكايی ها با استقرار در جنوب بغداد فرصت عمليات جاسوسی نظامی بسيار دقيق را به دست آوردند. حتی اگر صدام حسين از اين بمباران جان سالم به در برده باشد معلوم نيست هدف گيری بعدی دچار خطا شود. در همين روز يك هدف گيری جنجالی ديگر در بغداد از سوی يك تانك مستقر روی پل جمهوريه انجام گرفت كه به كشته شدن سه فيلمبردار خبری منجر شد. ظاهرا فيلمبرداران شبكه های خبری برای فيلمبرداری از عبور دو تانك آمريكايی از روی پل جمهوريه روبه روی هتل به پشت بام هتل 15 طبقه فلسطين رفته بودند. فرمانده تانك تله دوربين های خبرنگاران را با لوله موشك انداز اشتباه گرفت و دقيقا طبقه 15 هتل و پشت بام را هدف قرار داد. فرمانده تانك بعدا در مصاحبه و در پاسخ به اعتراض خبرنگاران گفت كه از طبقات بالا به سوی تانك او شليك شده است.

سه ساختمانی كه در منطقه منصور بمباران و پودر شد و منابع جاسوسی، صدای صدام را در آن رديابی كرده بودند 14 كشته بر جای گذاشت. يك فرمانده آمريكايی اعلام كرد اگر بدانيد آن چيزی را كه آنجا بود با چه چيزی هدف قرار داده ايم می فهميد كه سه ساختمان با يا بدون صدام بخار شده اند. اين اظهارات و نيز هدف گيری سوال برانگيز طبقه 15 هتل فلسطين موضوع بسيار مهم ديگری را در صدر موضوعات مربوط به اشغال گام به گام بغداد قرار دارد: تلفات سنگين غيرنظاميان. شبكه های خبری در اعتراض به ژنرال های آمريكايی اعلام كردند كه قرار بود هتل فلسطين از مناطق امن بغداد باشد و نيروهای آمريكايی از حضور خبرنگاران در اين هتل مطلع بودند. وقتی هتل محل اقامت خبرنگاران هدف گلوله های مستقيم تانك قرار می گيرد بی ترديد بسياری از ساختمان ها و مناطق سكونت غيرنظاميان نيز طی سه هفته گذشته هدف قرار گرفته اند اما اخبار آن در صدر اطلاعات درز پيدا كرده از جنگ نبود. مقام های عراقی اعلام كرده اند كه تاكنون 1261 غيرنظامی در جريان جنگ كشته و بيش از 5000 نفر زخمی شده اند. صليب سرخ اعلام كرده است كه بيمارستان های بغداد پر از مجروحان در حال مرگ است و فقط بيمارستان بزرگ الكيندی هر ساعت ده مجروح جديد را پذيرش می كند. از هم اكنون سوژه های مربوط به رژيم های در حال سقوط يا تازه سقوط يافته در ميان محافل عراقی بر سر زبان هاست: تركيب فرمانداران و دولت جديد و نيز تعقيب و دستگيری جنايتكاران جنگی. با اين وجود، طی يك هفته ای كه نيروهای آمريكايی با احتياط در حال گشت زنی و پيشروی و عقب نشينی های تاكتيكی در بغداد بوده اند فقط يك بار عملياتی از سوی مدافعان صورت گرفت كه شايد بتوان نام آن را ضدحمله گذاشت.

سحرگاه سه شنبه حدود 500 نفر عراقی از كاميون و اتوبوس هايی كه مسير خود را به يكباره به سمت جنوب عوض كردند، پياده شدند و با نارنجك انداز و كلاشينكف حمله به واحدهای آمريكايی را آغاز كردند. دقايقی بعد، دو جت اف15 از مجموع هواپيماهايی كه همواره در حاشيه آسمان بغداد در حال گردش هستند با آتش خود اولين و آخرين پدافند تقريبا سازماندهی شده پايتخت را به توپ بستند. حدود 50 عراقی و چند آمريكايی كشته شدند. با اين حال، سعيد الصحاف در يكی از آخرين تصاوير تلويزيونی ظاهر شد و باز هم اعلام كرد كه همه چيز تحت كنترل است. ما به زودی آنها را جارو می كنيم. » طی دو سه روز آخری كه تلويزيون بغداد هنوز تصاويری از سعيد الصحاف وزير اطلاع رسانی عراق را پخش می كرد وی همواره از پاسخ دادن به يك سوال امتناع می كرد و آن اينكه چرا: «زودتر تسليم نمی شويد تا جان غيرنظاميان در امان بماند. »


كشف تابوت هايی مملو از استخوان های انسان توسط نظاميان انگليس در پايگاه عراقی زبير، از خبرهای شگفتی ساز جنگ آمريكا و انگليس و عليه رژيم حاكم بغداد بود. ماجرا از آن قرار بود كه سربازان انگليسی كه وظيفه عمده آنان در اين جنگ پاكسازی و استقرار در شهرها و روستاهای اشغال شده توسط آمريكايی ها بود، هنگام جست وجو در يك پايگاه نظامی در اطراف منطقه زبير، واقع در نزديكی شهر بصره - جنوب عراق - به سالن بزرگی رسيدند كه حدود 200 تابوت سراسر آن را پوشانده بود. خبر اين كشف به سرعت در رسانه های جهان منتشر شد. در خبرهای اوليه كه بر روی تلكس های خبری و شبكه های خبری دنيا منتشر شده بود اعلام شد كه احتمالا بخشی از اين اسكلت های كشف شده مربوط به سربازان ايرانی در جريان جنگ دهه 80 ميلادی است. طی 15 سال پس از پايان جنگ از سوی تيم های جست وجو دو كشور ايران و عراق در مناطق مرزی به ويژه جنوب و منطقه فاو و شلمچه، باقی مانده اجساد سربازان دو طرف طی عمليات مختلف شناسايی و كشف و بر اساس قرارداد ميان دو طرف مبادله شده است. البته در خبرها آمده بود كه احتمالا نيمی از اجساد متعلق به شيعيان مخالف رژيم صدام است. در كنار استخوان ها و نيز در اسناد موجود در اين محوطه عكس هايی از مردان و زنان يافت شده است كه به نظر می رسد اعدام شده اند. در برخی از گزارش ها اشاره شده بود كه نشانه شليك گلوله به شقيقه اجساد كشف شده مشهود بود بنابراين برخی از آنان كسانی هستند كه توسط نظام حاكم بر عراق اعدام شده اند. هويت كامل اين اجساد هنوز به طور كامل مشخص نشده و ظاهرا ارائه اطلاعات در مورد اجساد محدود شده است. با اين وجود اخبار و تصاوير اجساد كشف شده در اين پايگاه در سطح گسترده و با اطلاعات محدود چاپ شده است. روزنامه AKSAM (آكشام) چاپ تركيه با انتشار تصاويری از تابوت ها و استخوان های كشف شده نوشت: اين اجساد توسط نظاميان انگليسی در يك پايگاه متروك كشف شده است. در كنار اين اسكلت ها چندين كاغذ، كارت و اسناد شناسايی نيز يافت می شد.

اين روزنامه در گزارش خود نوشت: در مورد شناسايی اين اجساد سخنی به ميان نيامده و به نظر می رسد نظاميان از بازگويی اطلاعات منع شده اند. به اين ترتيب اخبار مربوط به اين رخداد در حالی در كانون توجه جهانيان قرار گرفته كه اطلاعات كافی در مورد آن منتشر نشده است. راديو «بی بی سی» در گزارشی به نقل از گفت وگوی سردار سرتيپ ميرفيصل باقرزاده فرمانده كميته جست وجوی مفقودين ستاد كل نيروهای مسلح ايران با راديو تهران اعلام كرد كه تعدادی از اجساد كشف شده مربوط به پيكرهای سربازان ايرانی شهيد شده در جنگ دو كشور است. سردار باقرزاده از صليب سرخ جهانی خواسته كه به وظيفه خود عمل كند و سريعا اين پيكرها را از نيروهای بريتانيايی مستقر در عراق بگيرند و به جمهوری اسلامی تحويل دهند. به گفته او اين اجساد در ماه های اخير به هنگام جست وجوی مشترك با گروه تفحص عراقی در مناطق شلمچه، زبير و فاو در جنوب عراق و در نزديكی مرز دو كشور پيدا شده بود. به گفته تحليلگر بی بی سی اين مناطق شاهد شديدترين درگيری ها بين سربازان ايران و عراق در جنگ بين دو كشور در دهه هشتاد بود كه گفته می شود طی آن حدود يك ميليون نفر جان خود را از دست دادند.

در گزارش «بی بی سی» آمده است: گرچه جنگ بين دو كشور پانزده سال پيش خاتمه يافت ولی در اين مدت مبادله بقايای پيكرهای سربازان دو كشور و اسيران جنگی آنها ادامه داشته است. حدود سه هفته پيش درست يك روز پيش از شروع جنگ تحت رهبری آمريكا عليه عراق، دو كشور تعدادی از اسيران جنگی خود را مبادله كردند و مطبوعات ايران اخيرا نوشته بودند كه قرار است به زودی مبادله اجساد نيز صورت گيرد. در اين گزارش آمده است كه قرار بوده اين اجساد به ايران تحويل شود. سردار باقرزاده گفته است كه به علت تعلل نيروهای عراقی و در پی شروع جنگ كنونی، كار تحويل اين پيكرها به ايران انجام نشد. به گفته او تا پانزده روز قبل از حمله آمريكا و انگليس به عراق، كار جست وجوی پيكرهای سربازان ايران در عراق ادامه داشته است. بی بی سی اعلام كرده است: اين واقعيت كه اجساد كشف شده همگی در تابوت قرار داشتند و اسم و مشخصات آنها كاملا معلوم بوده و حتی بقايای يونيفورم های نظامی در تابوت ها قرار داشتند، همگی نشان می دهد كه اين اجساد متعلق به سربازان ايرانی يا عراقی است كه در جنگ دو كشور كشته شدند. بنابراين، شايعاتی كه منتشر شده بود مبنی بر اينكه اين اجساد متعلق به مخالفان صدام حسين است واقعيت نداشته است. مقامات عراقی نيز اعلام كرده اند بعضی از اين اجساد متعلق به سربازان آن كشور است كه در جنگ با ايران كشته شده بودند و به هنگام جست وجوهای اخير با كارشناسان ايرانی پيدا شدند و قرار بوده كه به خانواده های آنها تحويل داده شود.


جنگ عراق مشكلاتی را برای مناطق مرزی ايران به دنبال داشته است. جنگ جاری در عراق باعث نگرانی های زيادی در ميان ايرانی های ساكن مناطق مرزی شده است. بيشترين نگرانی از بابت كاربرد سلاح های شيميايی توسط نيروهای عراقی بود. ساكنين شهرهايی نظير خرمشهر و آبادان به اقوام خود در مناطق ديگر پناه برده اند. جنگ عراق كه همزمان با سال نوی ايرانيان آغاز شد سفر تعطيلات نوروز به خوزستان، كردستان و كرمانشاه را مختل ساخت. مردم خوزستان بيش از هر كس ديگری در ايران از جنگ وحشت دارند چون بيش از هشت سال از نزديك شاهد جنگ ايران و عراق بوده اند. اميد آنان به پايان هر چه زودتر مناقشه جاری، حال كه مقامات آمريكا و بريتانيا از احتمال طولانی شدن جنگ صحبت به ميان آورده اند به نوميدی تبديل شده است و با مقاومت عراقی ها و احتمال استفاده آنان از سلاح های شيميايی، نگرانی مردم افزايش پيدا كرده است. موقعيت جاری بر زندگی عادی مردم اثر زيادی به جای نهاده است. به ماهيگيران گفته شده كه اجازه ماهيگيری ندارند. با افزايش حضور نيروهای نظامی فضای شهرهای خرمشهر و اروندكنار تغيير پيدا كرده است. ساكنين اين مناطق صدای بمباران های شبه جزيره فاو و بصره را می شنوند.

شيشه های بسياری از منازل اروندكنار كه نزديك به شبه جزيره فاو است خرد شده اند. پس از اصابت چند موشك به آبادان و روستاهای اطراف آن مردم بيمناك تر شده و بسياری از آنها بلافاصله اين شهرها را ترك كردند. امير، يكی از ساكنان اين شهر به من گفت كه قبل از آغاز جنگ همراه خانواده اش به شهر اهواز رفت اما اكنون اين شهر را هم قصد دارد ترك كند. وی افزود كه از جنگ صدمه فراوانی ديده است. امسال كسی برای تعطيلات عيد به اين شهر نيامده و او كه صاحب يك مغازه است بيم دارد كه دچار ورشكستگی شود. به طور كلی مردم خوزستان از سقوط رژيم بی رحم صدام حسين خوشحال خواهند شد. البته آنان از بابت آينده خود نيز نگرانند به اعتقاد آنان جنگ عواقب بسيار ناگواری برای ايران در بر خواهد داشت. يك راننده تاكسی گفت كه بعيد نيست كشورهای ديگری هدف بعدی آمريكا باشد. اين احساسی است كه بيشتر مردم دارند اما با اين تفاوت كه ايران موقعيت متفاوتی با عراق خواهد داشت. از سوی ديگر، عراقی هايی كه در خوزستان زندگی می كنند از اينكه به زودی كشورشان آزاد خواهد شد خشنودند. «لفتا نصراوی» يك آواره عراقی كه همراه بيش از دويست و پنجاه هزار تن از شيعيان عراقی به دنبال سركوب قيام آنها در جنوب عراق به ايران پناهنده شد، می گويد: از اينكه كشورش به دست نيروهای آمريكايی و بريتانيايی آزاد خواهد شد بسيار خوشحال است.

او همچنين از مصائبی كه شيعيان عراق متحمل شده اند سخن به ميان آورد و از بابت سرنوشت غيرنظاميان عراقی در نبردهای جاری ابراز نگرانی كرد. به دنبال جنگ پيشين خليج فارس در سال ،1991 شيعيان جنوب عراق و كردهای اين كشور كه تصور می كردند ارتش صدام حسين تضعيف شده دست به شورش زدند اما ارتش صدام حسين آنان را به شدت سركوب كرد. لفتا نصراوی و بسياری ديگر از شيعيان عراق اكنون در شهرهای استان خوزستان زندگی می كنند زيرا بيشتر ساكنين اين استان به زبان عربی نيز تسلط دارند. شيعيان عراقی از زندگی بهتری در ايران برخوردارند و از طرف كميساريای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان كمك های زيادی دريافت می كنند. شيعيان عراقی همچنين می گويند كه از احتمال بازگشت به كشورشان پس از جنگ بسيار خوشحالند. عباس غانمی كه 78 سال دارد می گويد: «ما مطمئنيم كه نيروهای آمريكايی و بريتانيايی صدام حسين را شكست خواهند داد و می افزايد كه در يكی از شهرهای جنوب عراق مردم به استقبال نيروهای آمريكايی رفته اند. » اما شيعيان عراقی از بابت آينده خود نيز بيمناكند. به اعتقاد آنان بايد در عراق انتخابات عمومی برگزار شود تا مردم راسا درباره آينده خود تصميم بگيرند. وقتی از لفتا نصراوی سوال شد كه در صورت دستور محمد باقر حكيم رهبر شيعيان عراق به مبارزه با آمريكايی ها، عكس العمل شيعيان چه خواهد بود، او پاسخ داد: «ما از محمد باقر حكيم (رهبر مجلس اعلای عراق كه در ايران مستقر است) پيروی خواهيم كرد. »

آينده دولت عراق مسئله بسيار نگران كننده ای برای شيعيان عراقی است. رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بار ديگر تاكيد كرده است كه پس از سقوط صدام حسين يك دولت مبتنی بر اصول دموكراسی و فدرال بايد در عراق روی كار آيد. حال اكثر شيعيان عراق جريان جنگ را دنبال می كنند. يكی از آنان به نام محمد سعيدی گفت: «بايد منتظر پايان جنگ بود. تا آن زمان ما وقت كافی برای فكر كردن به امكانات خود در آينده خواهيم داشت. » اما به اعتقاد او و ديگر شيعيان عراقی، احتمال روی كار آمدن يك دولت نظامی آمريكايی باعث بروز بحران و تنش خواهد شد و بسياری از شيعيان عراقی با اين موضوع شديدا مخالفند. لفتا نصراوی نيز می گويد: عراق از آنچنان وسعتی برخوردار نيست كه بتوان آن را به سه كشور مستقل تقسيم كرد از اين رو ايجاد يك حكومت فدرال قابل قبول تر است.

منبع: روزنامه گاردين


فعاليت شبكه ايرانی «العالم» در جريان جنگ آمريكا و عراق مورد توجه تحليلگران رسانه ای قرار گرفته است. اين شبكه كه محصول صدا و سيمای جمهوری اسلامی است و برنامه های خود را به زبان عربی پخش می كند، به طور 24 ساعته برنامه هايی را برای مردم عراق پخش می كند. اين شبكه كه با استقبال عراقی ها مواجه شده از يك سو به مخالفت با جنگ عليه عراق و از سويی به مخالفت با حزب بعث عراق می پردازد. در برنامه های خبری اين شبكه كه رأس هر ساعت پخش می شود، به طور مفصل تصاوير اجساد غيرنظاميان عراقی در كف خيابان ها يا مجروحان جنگی در بيمارستان ها پخش می شود. مجموعه های خبری اين شبكه درباره حملات نيروهای آمريكايی و بريتانيايی در عراق تحت عنوان «جنگ سلطه جويانه» پخش می شود و نيروهای تحت رهبری آمريكا را «اشغالگر» توصيف می كند. شبكه العالم، علاوه بر بولتن های خبری همچنين ميزگردهايی با شركت محققان و كارشناسان از جمله ناراضيان سياسی عراقی و تبعيدی های آن كشور كه مخالف صدام هستند پخش می كند. مركز توليد اين شبكه در تهران است و توسط سازمان راديو تلويزيون جمهوری اسلامی ايران تهيه و به وسيله فرستنده های زمينی و ماهواره ای در عراق پخش می شود.

گمان می رود فرستنده های اين كانال در ارتفاعات ايران مشرف به خاك عراق نصب شده باشد. در بغداد گزارش هايی داير بر رونق گرفتن بازار فروش آنتن های تلويزيونی وجود دارد كه ممكن است بر محبوبيت شبكه العالم بيفزايد. استفاده از آنتن ماهواره ای در عراق ممنوع است. اين شبكه همچنين در اينترنت قابل مشاهده است. تحليلگران رسانه ای از وجود شباهت هايی ميان كانال العالم و شبكه عربی ماهواره ای «الجزيره» سخن می گويند. اين كانال از شمايلی (آرم) مشابه الجزيره استفاده می كند و از جمله هنگام پخش گزارش از خبرنگاران خود از تيتر «انحصاری العالم» استفاده می كند. حسن بهشتی پور، مديرعامل شبكه العالم گفته است كه هدف از راه اندازی اين شبكه ارائه ديدگاه های جهان اسلام و «مقابله با انحصارگرايی كانال های خبری كشورهای غربی» است. وی گفت: «اين شبكه قصد دارد خلاء موجود در توزيع اخبار در جهان امروز را پر كند. » گفتنی است كه در زمان طراحی و شكل گيری شبكه العالم نيز شايعاتی در محافل رسانه ای داخل كشور شكل گرفته بود، مبنی بر آنكه ايران قصد تأمين شبكه ای مشابه «الجزيره» را با هدف بسط گفتمان خود در سطح منطقه و كشورهای عربی دارد. اين در حالی است كه برخی شبكه های تلويزيونی نيز پيش از اين از سوی حزب الله لبنان و گروه های ديگر در سطح كشورهای عربی به پخش برنامه می پرداختند كه گفته می شد از حمايت ايران برخوردار هستند.


ترجمه غلامرضا رضايی نصير : اريك شوارتس، عضو ارشد شورای روابط خارجی [آمريكا] كه يك گروه ضربت «عراق پس از جنگ» را سرپرستی می كند، معتقد است كه ايالات متحده بلافاصله پس از خاتمه خصومت ها در عراق يك دولت پس از جنگ را تشكيل داده و وظيفه حفظ امنيت را به عهده می گيرد. اما به اعتقاد وی برای «مشروعيت» بخشيدن به آينده عراق حياتی است كه راهی برای كمك سازمان ملل، بيش از توزيع كمك های بشردوستانه پيدا شود. او پيروی از الگوی افغانستان را كه در آن سازمان ملل دولت آينده را سازماندهی كرد و از اين طريق پشتيبانی شورای امنيت را جلب كرد، پيشنهاد می كند از اين طريق همسايه های عراق و ديگر كشورها نيز به كمك برای بازسازی اين كشور می پيوندند. آنچه در زير می آيد مصاحبه برنارد گورتسمن، ويراستار مشاور شورای روابط خارجی با شوراتس در روز هفتم آوريل 2003 است

مسائل اساسی مطروحه در مورد عراق پس از جنگ، حتی قبل از خاتمه جنگ چه هستند؟

برخی مسائل از اين قرارند: چه كسی اداره غيرنظامی كشور را بلافاصله پس از جنگ به عهده خواهد گرفت؟ عراقی ها چه نقشی در دولت پس از جنگ خواهند داشت؟ چه زمان يك دولت موقت عراق تشكيل خواهد شد؟ اين حكومت موقت چگونه ايجاد می شود؟ و چه مسئوليت هايی به آن واگذار می گردد؟ چه كسی در مورد فرآيند تعيين حكومت موقت و همچنين فرآيندی كه طی آن عراقی ها دولتی دائمی را ايجاد خواهند كرد، تصميم می گيرد؟ در ارتباط با اين مسائل، مسئله نقش سازمان های بين المللی و ديگر دولت ها در بازسازی عراق مطرح می شود. همه اين مسائل، حداقل به لحاظ ديپلماتيك، مطرح می شوند.

آيا مايليد خطوط كلی برخی از گزينه ها را در مورد بعضی از اين مسائل ترسيم كنيد؟

حتما. در مورد اينكه چه كسی عراق پس از جنگ را اداره خواهد كرد، در حال حاضر شواهد قويا به نفع ارتش آمريكا است. در دوره بلافاصله پس از جنگ ژنرال تامی فرانكس، فرمانده نيروهای ائتلافی و ژنرال بازنشسته جی گارنر، رئيس دفتر بازسازی و كمك های بشردوستانه پنتاگون حكومت عراق را تحت كنترل خواهند داشت. در حال حاضر گارنر در كويت به سر می برد و آماده است تا به عراق برود. بيش از 200 مقام آمريكايی در زمينه هايی نظير اداره امور كشوری، كمك های بشردوستانه و بازسازی با وی همكاری می كند. طرح اين است كه تعداد اندكی از آمريكايی ها اداره وزارتخانه های مهم را به دست گيرند و بقيه وزارتخانه ها به عراقی ها واگذار شود. چنين به نظر می رسد كه آلترناتيو ديگری به جز كنترل آمريكايی ها در دوران بلافاصله پس از جنگ وجود نداشته باشد. علاوه بر آن حتی در بلندمدت نيز تا قبل از آنكه عراقی ها خود اداره امور كشور خود را به دست گيرند، بعيد است كه آلترناتيو ديگری برای اداره غيرنظامی كشور توسط ايالات متحده وجود داشته باشد. اما برخی از حكومت غيرنظامی تحت نظارت سازمان ملل برای اداره عراق پس از جنگ حمايت كرده اند. برای مثال ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه گفته است كه از قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل كه در آن كنترل ائتلاف آمريكايی - انگليسی به تصويب رسيده باشد، حمايت نخواهد كرد.

آيا سازمان ملل خواستار آن هست كه پس از جنگ بر عراق حكومت كند؟

كاملا روشن نيست كه سازمان ملل بخواهد چنين وظيفه ای را بر عهده بگيرد. برای مثال مورد افغانستان نشان داد كه مقامات سازمان ملل واقعا توانايی كنترل اوضاع را ندارند؛ مسلما مورد عراق بسيار دشوارتر خواهد بود.

اگر سازمان ملل عراق را اداره نكند، چه نقش ديگری می تواند داشته باشد؟

اين سوالی 64 هزار دلاری است. يكی از گزينه ها می تواند استفاده از حافظان صلح كلاه آبی سازمان ملل برای حفظ امنيت باشد. هر چند اين گزينه خيلی غيرواقع بينانه است. هيچ كس پيشنهاد نكرده است كه سازمان ملل بايد امنيت عمومی را در دوران پس از جنگ تضمين كند. تقريبا همه اين را قبول دارند كه وظيفه حفظ امنيت به عهده ايالات متحده و احتمالا به همراه برخی از نيروهای ائتلافی است. در حقيقت برخی پيشنهاد كرده اند كه ناتو پا به ميدان بگذارد. برخی ديگر پيشنهاد كرده اند كه سازمان ملل مسئوليت اداره غيرنظامی كشور را به عهده بگيرد. همان طور كه قبلا گفتم، اين هدف برای سازمان ملل بيش از حد دست نيافتنی است. در عين حال بسياری از دوستان و متحدان اروپايی معتقدند كه اگر اظهارات رئيس جمهور [آمريكا] در مورد همكاری با سازمان ملل چيزی بيش از اجازه دادن به نهادهای اين سازمان برای توزيع كمك های بشردوستانه نباشد، در آن صورت اين نقش برای سازمان ملل به هيچ وجه كافی نيست. اين كشورهای اروپايی از اين می ترسند كه كنترل كامل عراق پس ازجنگ به دست ايالات متحده بيفتد. يك راه برای برون رفت از اين معضل، الگويی است كه در افغانستان شاهدش بوده ايم. در آنجا سازمان ملل مسئول اداره غيرنظامی كشور نبود اما در عين حال نقش سياسی معناداری ايفا كرد.

ممكن است در اين باره توضيح بيشتری بدهيد؟

سازمان ملل اجلاسی در بن ترتيب داد كه در آن دولت موقت افغانستان تشكيل شد و فرآيندی برای رسيدن به يك دولت دائمی افغان تعريف گشت. اين فرآيند به تاييد شورای امنيت سازمان ملل رسيد. در نتيجه، دولت افغانستان از مشروعيت بين المللی فراوانی برخوردار گشت. به رغم اين حقيقت كه اين تلاش عمدتا با ابتكار سازمان ملل صورت گرفت، ايالات متحده در جهت دهی آن از نفوذ فوق العاده ای برخوردار بود و نشان داد كه حاضر نيست منافع خود را قربانی موافقت با اين نقش سازمان ملل كند.

مزايای چنين نقشی برای سازمان ملل چيست؟

اول اينكه با دخالت دادن سازمان ملل، مشاركت ديگر دولت ها در چالش های بازسازی عراق و كمك به آن آسان تر می شود و از اين طريق از باری كه بر دوش ايالات متحده است كاسته می شود. دوم احتمال اينكه چنين فرآيندی از نظر دولت های منطقه از مشروعيت بيشتری برخوردار باشد بالا می رود و شكی نيست كه حمايت اين دولت ها برای دولت انتقالی عراق حياتی خواهد بود.

منظورتان به خصوص دولت های خاورميانه است؟

بلی. در سال های اخير آموخته ايم كه اگر كشورهای همسايه در از هم فروپاشيدن كشوری مصمم باشند، هر چقدر هم كه عزم مردم آن كشور برای بازسازی نهادهايش پس از جنگ جزم باشد، باز هم پيشرفت بسيار دشوار خواهد بود. با نگاهی به مدل افغانستان می بينيم كه بسياری از كشورهای منطقه كه اغلب با ايالات متحده دشمنی داشتند به توافقی پايدار رسيدند، بنابراين امكان رسيدن به چنين توافقی كاملا معقول به نظر می رسد. بنابراين مزيت مهم ديگر آن كسب موافقت منطقه ای با فرآيند مورد نظر است. در نهايت بايد گفت فرآيندی كه سازمان ملل در آن دخيل باشد، از مشروعيت بين المللی وسيع تری برخوردار می گردد. اگر بتوان بر سر نقش سازمان ملل به توافق رسيد، در آن صورت نهادهای اين سازمان راحت تر در عراق به فعاليت خواهند پرداخت و فرصت ها برای تقويت همكاری بين سازمان ملل و ايالات متحده بيشتر می شود.

آيا از بين عراقيانی كه اكنون در عراق زندگی می كنند، كسی می تواند نقش مهمی در دولت مدنی ايفا كند؟

در دوران حكومت صدام حسين، جامعه عراق عمدتا نخبگان سياسی خود را از دست داد. يكی از چالش های بزرگ ايالات متحده تضمين فرآيندی است كه از آن رهبران واقعی بتوانند سر بركنند. اما اين چالش يكی از دلايلی است كه نشان می دهد عراقی ها نمی توانند در كوتاه مدت تمام اختيارات حاكميت را در دولت موقت به دست گيرند. آنچه دولت [آمريكا] در سر دارد و صراحتا بگويم به عقيده من اين طرح كاملا معقول است، تلاش برای ايجاد سازوكارهای مشورتی و گماردن عراقی ها در پست هايی است كه قدرت تصميم گيری آنان بتواند طی زمان افزايش يابد، به طوری كه اين فرآيند بيشتر فرآيندی تدريجی و تحولی باشد، در يك نقطه خاص يك حكومت موقت كاملا عراقی ايجاد خواهد شد.

تصور می كنم پس از جنگ وسوسه ای برای صدام زدايی در كشور عراق به وجود بيايد كه احتمالا شامل محاكماتی هم خواهد بود. آيا ايالات متحده خود اين مهم را انجام خواهد داد؟

فكر می كنم با توجه به موارد سنگين نقض حقوق بشر توسط رژيم صدام، نبود نوعی فرآيند پاسخگويی باور كردنی نباشد. البته هنوز مشخص نيست كه اين فرآيند چگونه خواهد بود. آيا خود ايالات متحده راسا در اين زمينه اقدام خواهد كرد؟ آيا نوعی فرآيند با شركت عراقی ها و مشاركت قضات بين المللی خواهد بود؟ جزئيات اين مسئله هنوز مشخص نشده است. آنچه ظاهرا مورد حمايت دولت [آمريكا] است يك فرآيند محدود از محاكمه كسانی است كه مرتكب بدترين موارد نقض حقوق بشر شده اند. تا اندازه ای چشم انداز دولت [آمريكا] در اين مورد اين است كه مطمئن شود عراقيانی كه تا اندازه ای خلاف كرده اند،اما مهارت های آنها برای حكومت آينده عراق مفيد است در اين فرآيند پاسخگويی از بين نروند. هيچ كس به اين اعتقاد ندارد كه تمام عراقيانی كه درگير نقض حقوق بشر بوده اند بايد روند قضايی را طی كنند. سوال اساسی اين است كه رتبه هر كس در حكومت چقدر بالا يا پايين بوده است. عقيده من بر آن است كه دولت [آمريكا] مايل است عراق با كمك خود عراقی ها به حيات خود ادامه دهد.

در مورد به رسميت شناختن بين المللی عراق نظرتان چيست؟

در اينجا بين ملزومات قوانين بين المللی و سياست بين المللی تمايز وجود دارد. قوانين بين المللی در مورد اشغال به ايالات متحده آزادی عمل فراوانی در دوران پس از جنگ می دهد. صريح بگويم اين قوانين حتی در شكل دهی آينده سياسی عراق هم حق انتخاب فراوانی به ايالات متحده می دهد. در عين حال به لحاظ سياست بين الملل، اگر ايالات متحده نخواهد سازمان ملل را هم به بازی راه دهد، در رابطه با مشروعيت كل اين فرآيند از چشم دولت های منطقه و كشورهای سراسر جهان با چالش های جدی فراوانی روبه رو خواهد شد. به همين دليل است كه دولت بوش، حتی اگر در نهايت تصميم بگيرد كل فرآيند را آمريكايی كند، باز هم خواستار تاييديه شورای امنيت سازمان ملل خواهد بود. اما اگر نخواهد به سازمان ملل نقشی در فرآيند انتقال سياسی بدهد، گرفتن اين تاييديه بسی دشوار خواهد بود.

نيويورك تايمز


ترچمه مهرزاد فتوحی : روت يوتنر Ruth Juttner، كارشناس عراق در «عفو بين الملل» است. او در گفت وگو با شبكه اينترنتی اشپيگل از نقض حقوق بشر به وسيله صدام حسين می گويد، و اميدوار است گروه ديده بانان حقوق بشر سازمان ملل به عراق فرستاده شوند. «يوتنر» جنگ را به عنوان ابزاری برای پايان دادن به نقض حقوق بشر شيوه ای نادرست می داند.

به عنوان كارشناس عراق «در عفو بين الملل»، به موضوع نقض حقوق بشر به وسيله حكومت صدام حسين می پردازيد. چه مواردی بيش از همه يافته ايد.

در عراق مثل گذشته، موارد نقض حقوق بشر بسيار زياد است. در اين ميان می توان تعقيب گروه های مخالف، موج گسترده اعدام ها و صدور حكم مجازات مرگ به شكل بسيار زيادی را نام برد. همچنين تعقيب گروه های قومی هم با شدت وجود دارد.

چه كسانی بيشتر قربانی می شوند؟

درباره مردمی كه در عراق هستند، اين سوءظن وجود دارد كه بر ضد حكومت اقدام كنند. بيش از همه شيعيان كه در جنوب عراق زندگی می كنند و اكثريت قومی اين منطقه را تشكيل می دهند. بسياری از آنها از زمان جنگ ايران و عراق متهم به همكاری با ايران و دشمنی با عراق هستند. آنها مدام قربانی تعقيب، دستگيری و مرگ می شوند. بسياری از آنها دچار سرنوشت نامعلومی شده اند. اين تنها يك نمونه است. مردمان كرد هم در شمال عراق همين وضعيت را دارند.

چنين تعقيب ها و پيگردهايی به چه شكلی است؟

بستگان افرادی كه مشكوك به همكاری با مخالفان هستند، در تبعيد به سر می برند يا مفقود شده اند، به شدت تحت فشارند. هدف اين بود كه با ايجاد وحشت و هراس، فرد را وادار به سكوت كنند، كاری كه تاكنون درباره بسياری از پناهندگان عراقی موثر واقع شده است. گزارش هايی هم از مواردی داشته ايم كه بستگان نزديك دستگير می شوند و بعدها در تلويزيون عراق ظاهر می شوند. آنها اعلام می كنند كه عضو خانواده شان را طرد كرده اند و اين به روشنی نشان می دهد كه حكومت عراق، هيچ انتقادی را، حتی از خارج از كشور تحمل نمی كند.

در چه سطح و تا چه ميزان مجازات مرگ تعيين می شود؟

تحقيق و بررسی در اين باره مشكل است، چرا كه هيچ اطلاعات رسمی در اين باره وجود ندارد. ثابت شده كه موج اعدام ها در سال های 1997 و 1998 زمانی كه زندان ها پر از زندانی بوده است وجود داشته. احتمالا صدها زندانی اعدام شده اند. بسياری از اجساد آنها در گورهای دسته جمعی در نزديكی زندان دفن شده است. حتی گزارش هايی رسيده است كه وقتی فرد نظامی به گروه های مخالف می پيوندد، بستگان او اعدام می شوند. اما آمار دقيقی از اين اعدام ها در دست نيست، چرا كه بسياری هنوز از سرنوشت زندانی های خود اطلاعی ندارند. در موارد معدودی، خانواده ها از اعدام بستگان زندانی شان مطلع می شوند.

آيا هياتی از عفو بين الملل می تواند برای جمع آوری اطلاعات به عراق سفر كند؟

عفو بين الملل هم مثل ساير سازمان های مدافع حقوق بشر، سال ها است كه اجازه ورود به عراق را ندارد. ما مدام از حكومت عراق خواسته ايم كه امكان حضورمان را فراهم سازد. در اين شرايط، تحقيق در عراق بسيار مشكل است و شرايط بسيار سختی دارد. بازديدكنندگان غربی و هيأت های خارجی در عراق به وسيله قوانين امنيتی محدود می شوند و اجازه فعاليت آزادانه ندارند. حتی خبرنگاران خارجی را هم مدام يك مامور دولتی همراهی می كند. عفو بين الملل فقط زمانی به آنجا سفر می كند كه اين امكان را داشته باشد كه بدون مراقب و آزادانه بتواند به راحتی اطلاعات مطمئنی به دست آورد و بتوانيم به راحتی با مردم صحبت كنيم تا زمانی كه چنين امكانی نباشد، سفر به عراق بی معنا است.

پس حالا چگونه كسب اطلاع می كنيد؟

به دليل مشكلاتی كه شرح دادم، پيدا كردن منابعی برای كسب اطلاعات چندان آسان نيست. ما از همه منابع قابل دسترسی مانند افراد در تبعيد، خبرنگاران، پناهندگان، مسافران و عراقی هايی كه به كشورهای ديگر سفر می كنند برای كسب اطلاعات و تحقيق استفاده می كنيم. ما همه اطلاعات را مورد بررسی قرار می دهيم و فقط مواردی را منتشر می كنيم كه از درستی آن مطمئن باشيم.

اين اطلاعات تا چه حد قابل اعتماد است؟

متاسفانه درگذشته مواردی وجود داشته كه ما هم فريب تبليغات را خورده ايم. به طوری كه در زمان آغاز جنگ عراق و كويت از طرف دولت كويت تبليغات گسترده ای از نقض حقوق بشر به وسيله عراق انجام شد كه البته جنجال و هياهوی تبليغاتی برای برانگيختن افكار عمومی جهان برضد عراق بود. آن زمان سربازان عراقی متهم شدند كه نوزادها را در بيمارستان ها كشته اند.

از گمشده ها چه می دانيد؟

آمار دقيقی در اين باره وجود ندارد، اما می توان تخمين زد كه حدود صدها هزار نفر ناپديد شده اند. از آغاز جنگ ايران و عراق در سال های 80 آغاز شده است و در زمان اشغال كويت موج آدم ربايی به اوج خود رسيد. هنوز حدود 800 شهروند كويتی مفقود هستند. تازه ترين مورد، مربوط به مرد جوانی است كه در 25 ژانويه همين امسال به يكی از ماشين های نيروهای سازمان ملل پناهنده شد و سپس به وسيله نيروهای امنيتی عراق بازداشت و به نقطه ای نامعلوم منتقل شد تا امروز هيچ اطلاعی از سرنوشت او وجود ندارد. به خاطر همه اين مسائل، عفو بين الملل، سال ها است از سازمان ملل می خواهد كه گروه های ديده بان حقوق بشر به عراق بفرستند.

سايت اينترنتی اشپيگل


انتقال پيكر شريعتی

سايت «رويداد» خبر داد: «موضوع انتقال پيكر دكتر شريعتی به ايران از سوی مراجع مسئول مورد تصويب قرار گرفته است. » اين سايت خبری در عين حال افزود كه هنوز با اجرايی شدن اين مصوبه موافقت نشده است. گفتنی است طی سال های اخير عده ای از نمايندگان به ويژه نمايندگان استان خراسان در تلاش بوده اند تا اجازه انتقال پيكر دكتر شريعتی به ايران را بگيرند. دكتر شريعتی در سوريه به خاك سپرده شده است.

پايان برخوردهای خودسرانه

در پی نامه شكايت «عزت الله سحابی» به سران سه قوه در مورد احضارهای مكرر وی كه يك نسخه آن برای مهدی كروبی فرستاده شد، رئيس مجلس با تعيين هيأتی، موضوع احضارهای جديد سحابی را مورد بررسی قرار داد و با رايزنی آن را متوقف كرد. اواخر هفته گذشته، سحابی طی نامه ای به كروبی از تلاش های وی برای رفع مشكلات ايجاد شده و توقف كامل روند گذشته تشكر و قدردانی كرد.

پاسخگويی خاتمی

اواخر هفته گذشته در پارلمان شايع شده بود كه برخی نمايندگان قصد دارند «سيدمحمد خاتمی» رئيس جمهوری را به مجلس احضار كنند تا در جلسه ای غيرعلنی به پرسش های آنان درباره آنچه كه «عدم توفيق در تنش زدايی» می نامند، پاسخ دهد. به گزارش خبرنگار «همشهری»، محور اصلی سوالات به عدم تحرك كافی دولت خاتمی در زمينه تنش زدايی با ايالات متحده مربوط می شود. اين نمايندگان می گويند كه پيگيری ناكافی دستگاه ديپلماسی فرصت طلايی بهبود روابط در دوره كلينتون را از ايران گرفت.

يك دادگاه ديگر

از اواسط هفته گذشته دادگاه تازه ای عليه ايران در آمريكا بر پا شده است. در اين دادگاه، ايران متهم شده كه در انفجار انتحاری سال 1983 در بيروت نقش دارد. ايران در اين دادگاه بيش از 90 شاكی دارد و بيش از 5 ميليارد دلار عليه آن ادعای خسارت شده است. روزنامه «واشنگتن پست» اين محاكمه را «يكی از بزرگ ترين موارد دعاوی » از زمان تدوين قانون دعاوی بين المللی در سال 1996 از سوی كنگره آمريكا توصيف كرده است.

تبليغ خود را باور كردند

به اعتقاد دكتر «صادق زيباكلام»، حمله آمريكا به عراق باعث تقويت كوتاه مدت محافظه كاران شده و خواهد شد. وی در اين باره به ايسنا گفته: «با شروع حمله، محافظه كاران می توانند و عملا توانسته اند تا حد زيادی به انتقاد از سياست های تشنج زدايی آقای خاتمی و به سياست تنش زدايی با آمريكا از ناحيه برخی از اصلاح طلبان بپردازند. واقعيت های موجود نشان می دهد كه محافظه كاران در ارزيابی خود از جنگ چندان موفق نبوده اند. [زيرا] گمان می شد صدام، ارتش او، گارد رياست جمهوری، شبه نظاميان حزب بعث و فداييان صدام و ساير نيروهای زبده محكم بايستند و با آمريكايی ها و انگليسی ها بجنگند، اين تصور عملا چندان درست از آب درنيامده است و مقاومت كلی نظامی عراقی ها مانند جنگ اول خليج بسيار ضعيف تر، شكننده تر و ناپايدارتر از آن چيزی بود كه تصور می شد. مسئولان، به خصوص جناح محافظه كار و شماری از اصلاح طلبان تا حد زيادی تحت تأثير تبليغات ضدآمريكايی قرار گرفته اند، در حالی كه پوشش خبری تبليغاتی يكسويه، يكجانبه و يك طرفه بود و به نظر می رسد كه متأسفانه شماری از محافظه كاران، آنچه را كه خود تبليغ می كردند باور كردند؛ يعنی آنها باور كردند كه آمريكايی ها گير كردند، باور كردند كه حمله آمريكايی ها اشتباه بود، باور كردند كه مقاومت عراقی ها خيلی زياد است؛ در حالی كه شواهد و قرائن و اخبار و اطلاعاتی كه توسط رسانه های غربی از عراق مخابره می شد، عكس اين مطلب را نشان می داد. »

تكذيب شد

موسسه خيريه آيت الله خويی كه در قم واقع است، روز سه شنبه با صدور اطلاعيه ای اخبار درج شده مبنی بر عدم پذيرش «سيدمجيد خويی» به مديريت شهر نجف از سوی برخی مراجع را رد كرد. در اين اطلاعيه آمده است: «در پی درج خبر روزنامه كيهان مورخه 18/1/1382 به اطلاع جميع مومنين می رساند كه طی تماس با دفتر حضرت آيت الله العظمی سيستانی دام ظله و دفتر حضرت آيت الله العظمی حكيم دام ظله در قم خبر منتشره مبنی بر عدم پذيرش مراجع نجف از حجت الاسلام والمسلمين سيدعبدالمجيد خويی فرزند حضرت آيت الله العظمی خويی فاقد صحت و كذب محض می باشد. » اين اطلاعيه می افزايد: «براساس آخرين گزارش ها، حجت الاسلام و المسلمين حاج سيدعبدالمجيد خويی طی ديدار با حضرت آيت الله بهشتی از علمای نجف اشرف ايشان را در جريان پاكسازی حرم های مطهر ائمه اطهار عليهم السلام در نجف و كربلا از فداييان صدام قرار داد. »

مواضع جديد

دو حزب اصلی آمريكا طی ماه های اخير جايگاه و موضع خود را در قبال جنگ عراق شفاف كرده بودند اما احزاب كوچك آمريكا تا اين مقطع موضعی رسمی در اين رابطه اتخاذ نكرده بودند. Liberation، حزب كوچكی كه هميشه از آن به عنوان سومين حزب سياسی آمريكا ياد می شود، روز چهارشنبه در موضع گيری نيم بندی اعلام كرد از خط مشی عدم مداخله در امور ساير كشورها حمايت نمی كند مگر آنكه مداخله در ساير نقاط جهان مستقيما با امنيت ملی آمريكا ارتباط پيدا كند.علاوه بر Liberation آمريكن فرست پارتی هم با انتشار بيانيه ای هرچند از نظاميان آمريكايی درگير در جنگ عراق اعلام حمايت كرده است اما تلويحا ورود به فاز نظامی عليه عراق كه تصميمی سياسی از سوی زمامداران كاخ سفيد بوده را محكوم كرد. حزب سوسياليست آزادی زنان نيز با انتشار بيانيه ای از يورش آمريكا به عراق و غلبه بر حاكميت صدام اعلام حمايت كرد و تنها سبزها بودند كه رسما خواستار توقف تهاجم نظامی به عراق شدند. معلوم نيست چرا با گذشت بيش از بيست روز از آغاز جنگ احزاب جزء آمريكا حالا به فكر صدور بيانيه و موضع گيری در قبال جنگ عراق افتاده اند.

انتقال پايگاه يونگ سان

ارتش ايالات متحده قصد دارد بزرگ ترين پايگاه خود از جنوب سئول پايتخت كره جنوبی را برچيند و به منطقه ای ديگر منتقل كند. در بيانيه ای كه روز سه شنبه از سوی دفتر مطبوعاتی پنتاگون منتشر شد آمده دو طرف در مورد تغيير محل اين پايگاه كه يونگ سان نام دارد به اتفاق نظر دست يافتند. ارتش ايالات متحده در كره جنوبی حدود 37 هزار سرباز دارد كه وجود اين سربازان از عوامل هميشگی بروز اعتراض های دانشجويی به حضور نيروهای آمريكايی در كره جنوبی بوده است.

اعطای تابعيت به ناجی لينچ

شايد اندكی بيش از يك هفته قبل بود كه مطبوعات آمريكايی از نجات يك تفنگدار نيروی دريايی ارتش آمريكا كه پشت خط تماس نيروهای دو طرف گرفتار آمده بود با حمايت و مساعدت يك وكيل دعاوی جوان عراقی خبر دادند. جسيكا لينچ، سرجوخه تفنگدار توانست با كمك راهنمای عراقی خود از چنگ عراقی ها بگريزد و از اسارت رهايی يابد. روز دوشنبه رسانه های آمريكايی از آگهی های ترغيب حمايت مردم به پيوستن به تلاش گسترده ای كه هدفش اعطای تابعيت آمريكا به همان وكيل دعاوی ناجی لينچ بود شده بود. اين تبعه عراقی كه از او با نام اختصاری محمد ياد می شود، پس از مشاهده ضرب و شتم لينچ در بيمارستان توسط يك سرهنگ عراقی او را با دو پای شكسته و دستی مجروح از بيمارستان فراری داده و امكان پيوستن او به واحدهای نظامی آمريكا را فراهم آورد، اكنون تحت حمايت نيروهای آمريكايی است.

تخطئه چلبی

سازمان سيا اواخر هفته گذشته با انتشاربيانيه ای تأكيد كرد احمد چلبی، كسی كه پنتاگون مترصد به قدرت رساندنش در عراق پس از صدام است به دليل عدم برخورداری از حمايت عمومی در عراق نمی تواند مهره ای مناسب تلقی شود. در گزارشی محرمانه كه در بين مقامات ارشد دولتی آمريكا توزيع شد سيا عنوان می دارد كه احمد چلبی رئيس كنگره ملی عراق در زمره رهبران معارضی است كه از كمترين محبوبيت دربين عامه مردم عراق برخوردار است.انتشار اين بيانيه به ادعای يونايتدپرس كه اين خبر را منتشر كرد از سوی منتقدان از نظر صحت، اهداف و زمان انتشار آن مورد ترديد قرار گرفت. خبرگزاری يونايتدپرس به نقل از مقامات مختلف آمريكايی ادعا می كند سيا از ديرباز نظر مثبتی نسبت به چلبی نداشته و در تلاش است فرد ديگری به جای او به رياست دولت انتقالی عراق منصوب شود.

بيانيه ای از كويت

چلبی، رئيس كنگره ملی عراق و كسی كه از او به عنوان جانشين صدام و حامد كرزای عراق ياد می شود پس از سال ها تبعيد اواسط هفته گذشته به همراه هفتصد تن از جنگجويان تحت امرش وارد مناطق جنوبی عراق شد. او به ناصريه رفت و اندكی پس از ورود او به شهر با انتشار بيانيه ای كه در كويت به رسانه ها عرضه شد از مردم عراق خواست در برابر رژيم صدام قيام كنند. نكته جالب در مورد سفر چلبی و همراهانش به عراق اين بود كه روزنامه انگليسی اينديپندنت ادعا كرد گروه همراه چلبی علاوه بر فعاليت های سياسی در فعاليت های بشردوستانه چون برقراری مجدد آب و برق و ترميم شبكه های آسيب ديده تلفنی مشاركت خواهند كرد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو