Persian Archive

رخلاف آنچه طی ده روز اول حمله آمريكا و انگليس بر عراق گذشت و با وجود اخبار بسيار روتوش شده ای كه از صدا و سيما مونتاژ شد نيروهای مهاجم ابتكار عمل را در كليه جبهه های شمالی، جنوبی و مركزی عراق به دست گرفتند و هر روز كمی بيشتر در عراق تقريبا اشغال شده ثبات يافتند. مقاومت های گاه و بيگاه از ادامه حضور باقی مانده رژيم تقريبا سابق عراق حكايت داشت ولی هر روز كه می گذشت خطر يك درگيری گسترده و احتمال گشايش جبهه ای از مقاومت در نقطه ای از عراق بيش از پيش كاهش می يافت. به اين ترتيب نيروهای مهاجم به تدريج در منطقه جنوب به مرحله تثبيت نيروها و در منطقه مركزی، به حوالی مرحله پايان كار نزديك شدند. در جنوب، شهرهای بصره، ام القصر، فاو، نجف، كربلا و تعداد ديگری از شهرهای كوچك منطقه جنوب، پس از اشغال، آخرين تك مقاومت های خود را پشت سر گذاردند. در شمال عراق پيشروی آرام آرام به سوی مركز و به طرف جواهر شمال عراق يعنی كركوك و موصل ادامه يافت. در منطقه مركزی كه بغداد و دژ فدائيان صدام حسين يعنی تكريت در آن قرار دارد نيروهای مهاجم شاهد هيچ مقاومت سازماندهی شده يا خطرانگيزی نبودند...


زويا پيرزاد متولد 1331 مجموعه نخست خود را در سال 1370 با عنوان «مثل همه عصرها» در نشر مركز منتشر كرد. دو مجموعه ديگر او؛ «طعم گس خرمالو» 1376 و «يك روز مانده به عيد پاك» 1377 و رمان «چراغ ها را من خاموش می كنم» 1380 از سوی همين نشر منتشر شد. اخيرا بعد از موفقيت رمان «چراغ ها را من خاموش می كنم» پيرزاد، نشر مركز اقدام به چاپ هر سه مجموعه در يك كتاب كرده است. «مثل همه عصرها» پانزده قصه كوتاه است كه در ويرايش دوم دو قصه «ملخ ها» و «يك جفت جوراب» به آن اضافه شده است در اين قصه ها زنانی كه از تكرار و روزمرگی به كسالت و ملال رسيده اند، زندگی شان در برش كوتاهی روايت می شود...


طی 10 سال آينده چندين ميليون موش، خرگوش و رات به نام علم محكوم به مرگ هستند. به زعم برخی، اين كار يك قصابی غيرقابل بخشش است. به زعم برخی ديگر استفاده از حيوانات تنها راه مناسب برای آزمودن داروها، مواد شيميايی و همچنين شيوه های درمانی جديد است. وليكن طی هفته های گذشته برخی از دولت های غربی در تدارك مصوباتی برآمدند كه می تواند شديدا بر اين جدل عاطفی و قطبی شده تاثير بگذارد. اكنون نشانه هايی در دست است كه نشان می دهد سياستمداران ممكن است در حال مهياكردن شرايطی باشند كه طی آن امكان آزمايش بر روی حيوانات به طور كلی از ميان برود. عامل اين حركت جديد يك منبع غيرقابل انتظار بوده است: سازمان همكاری و توسعه اقتصادی اروپا (OECD) يا كلوپ خصوصی ثروتمندترين كشورهای جهان. در ماه مه گذشته اعضای OECD برای اولين بار موافقت كردند كه چهار نوع آزمون ايمنی مواد بدون استفاده از حيوانات صورت گيرد. اين تصميم به تنهايی موجب خواهد شد كه ميليون ها حيوان آزمايشگاهی به كار گرفته نشوند...


امسال انتظار می رود كه دولت های عرب خاورميانه و شمال آفريقا، مبلغ گيج كننده 50 ميليارد دلار برای نيروهای نظامی خود خرج كنند. در حالی كه بخشی از اين مبلغ صرف سربازان و افسران می شود، قسمت عمده اين پول جهت خريد تسليحات نظامی پيشرفته خرج خواهد شد. اين تقويت نيروهای نظامی از سوی غرب تشويق می شود و به بيان يكی از كارشناسان امور نظامی، خاورميانه به نظامی ترين نقطه جهان تبديل شده است. در حال حاضر حدود 2/5 ميليون مرد و زن عرب در ارتش های 16 كشور عربی در خاورميانه و شمال آفريقا خدمت می كنند. طی دهه گذشته، عربستان سعودی بيش از 100 ميليارد دلار جهت ايجاد يك نيروی هوايی مدرن، تقويت امنيتی و تجهيز ارتش به سلاح های هدايت شونده و وسايل ارتباطی خرج كرده است. ولی قدرت های خاورميانه جهت خريد اين سيستم ها، منابع كشورهای خود را از دست می دهند. بر طبق اعلام برخی منابع، اسرائيل، عربستان سعودی و تركيه طی دهه گذشته، بيش از 325 ميليارد دلار بابت تسليحات نظامی پرداخته اند. اگر بخواهيم اين ارقام را به صورت جداگانه بررسی كنيم، عربستان تقريبا 10 بيليون دلار، اسرائيل 80 بيليون دلار و تركيه 55 ميليارد دلار، خرج كرده اند و اين در حالی است كه بيشتر اين خريدها مستقيما از تجار بزرگ چندمليتی صورت می گيرد...


بالاخره به هر زحمتی بود توانستم بر بوروكراسی غلبه كنم و يك نيم تنه مخصوص خبرنگاران برای حضور در كنار زمين مسابقه به دست آورم. در دالان تنگ و تاريكی كه به ورودی استاديوم منتهی می شد و يادآور دخمه های مخوف دوران كمونيسم بود به راه افتادم و در دهانه راهرو با ازدحام 15 هوادار فوتبال روبه رو شدم كه در دو سوی معبر صف كشيده بودند. آنها ظاهری شبيه به عموم هواداران همراه اروپايی داشتند كه در سفر و حضر تيمشان را تنها نمی گذارند. همگی مجهز به بطری های آب جو و ملبس به لباس و شال مخصوص تيمشان، در حالی كه چند نفری هم صورت خود را با رنگ های مقدس پرچم تيم رنگ آميزی نموده بودند. همراه اين گروه وارد فضای استاديوم شدم. تا زمانی كه آنها شروع به خواندن نكرده بودند نمی شد دريافت كه آنها قشر به خصوصی از هواداران هستند: «ديوار را دوباره برپا سازيد!» بله آن گروه عجيب چنين می خواندند و منظورشان هم تشكيل ديوار دفاعی در مقابل ضربات آزاد نبود بلكه شعار فوق آنها را به جريان نوينی منسوب می كرد كه پس از اتحاد دو آلمان در مقابل جريان نئوفاشيسم و نئونازيسم غرب در شرق پديد آمده: «جبهه ضدفاشيسم»...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو