Persian Archive

• زوال امپراتوری آلمان
• جام يوفا يك گام جلوتر
• باشگاه های مشهور اروپا
• برپا
• اخلاق در ورزش برزيلی
• معجزه تصادف
• معلولان ذهنی در پارالمپيك آتن


امير عليزاده : دور رفت مرحله يك چهارم نهايی ليگ قهرمانان اروپا ديروز به پايان رسيد و در جام يوفا نيز چهار تيم نهايی از ميان هشت تيم يك چهارم مشخص شدند. نكته غريب در اين فصل عدم حضور يك تيم آلمانی نه در جام يوفا و نه در ليگ قهرمانان می باشد. غريب از اين لحاظ كه پس از فصل 84 ـ 1983 برای نخستين بار است كه اين اتفاق می افتد. همين امر ديدگاه ها و استدلال های گوناگونی از سوی كارشناسان و نويسندگان آلمانی را در پی داشت، كه اغلب منطقی و عقلانی هستند.

«فيليپ زل دورف» در «زوددويچه سايتونگ» در مورد جايگاه فوتبال آلمان نوشت: «بعد از جام جهانی گفتند كه ما دوباره كسی شده ايم. اما حالا كه باشگاه های آلمانی در عرصه اروپا تنها تماشاگر هستند آيا دوباره تبديل به هيچ كس شده ايم؟ اگر بخواهيد تنها باشگاه های چهارم به پايين بوندس ليگا را در نظر بگيريد جواب مثبت است. اما اگر بخواهيم دورتموند و بايرن مونيخ را نمادهای اصلی فوتبال باشگاهی آلمان فرض كنيم، جواب منفی خواهد بود. اين دو تافته جدا بافته باشگاه های آلمان هستند و در بالاترين سطح اروپا رقابت می كنند. اما برای بقيه مالاگا و ميدلز بورو نيز ترس برانگيزند. تفاوت ميان بايرن و دورتموند و بقيه تيم ها در جدول بوندس ليگا و استاديوم های اروپا منعكس است. پشت سر اين دو ابرقدرت بقيه فقط برای خلق شگفتی داوطلب می شوند. مثل لوركوزن و تيم ملی آلمان در سال گذشته. » «ميشائل هورنی» نيز در همين رابطه در «فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ» نوشت: «كارنامه تجارت خارجی فوتبال آلمان در فصل 2003 ـ 2002 وحشتناك است. برای مقايسه اين وضعيت بايد به گذشته های دور رفت. برای بررسی سقوط باشگاه های آلمانی در اروپا بايد به سال 1984 برويم. در آن سال همه باشگاه ها ـ همانند اين فصل ـ موقعی كه باشگاه ها در تب و تاب برگزاری مرحله يك چهارم بودند، به اتفاق به جمع بينندگان پيوستند. با اين حساب آيا می توان از بحرانی بزرگ در فوتبال آلمان صحبت كرد؟ پس از وداع آخرين تيم از اروپا شايد در نگاه اول اين طور به نظر برسد، اما در يك نگاه دقيق تر می بينيد كه وضعيت چندان هم حاد نيست. در همين سال گذشته بود كه باير لوركوزن نايب قهرمان اروپا شد، بايرن مونيخ در مرحله يك چهارم توسط قهرمان بعدی كنار رفت و دورتموند در ديدار نهايی جام يوفا در روتردام مغلوب فاينورد شد. به همين خاطر با وجود اين نتايج، سقوط امسال بزرگ تر به نظر می رسد، اما از بحران نبايد صحبت كرد. برای به كار بردن اين واژه، مسير سراشيبی باشگاه های نايب قهرمان جهان بايد حداقل دو تا سه سال ديگر ادامه يابد. »

فليكس ماگات سرمربی فوق العاده موفق تيم اشتوتگارت كه در اين فصل تيمش را بالاتر از دورتموند تا رده دوم بوندس ليگا بالا برده، با تيم جوان خود به همراه هرتا برلين آخرين اميدهای ژرمن ها در جام يوفا بودند. اما سلتيك گلاسكو توانست جوانان شگفتی ساز اشتوتگارت را عليرغم بازی زيبايشان از حركت و جوشش بازدارد. ماگات كه گهگاهی در نشريه تخصصی كيكر يادداشت می نويسد، پس از حذف دورتموند، اين اتفاق را بيشتر يك تصادف می داند تا يك بحران: «از نظر من بدترين كارنامه باشگاه های آلمان پس از 20 سال، چندان بااهميت نيست. »حذف بايرن مونيخ در مرحله اول ليگ قهرمانان تصادفی بود. مثل بقيه شگفتی ها كه در فوتبال عادی هستند. بايرنی ها كلاس بالای بازی خود را هفته به هفته در بوندس ليگا به رخ می كشند. دورتموند نيز عليرغم گروه فوق العاده دشواری كه داشت، با بدشانسی حذف شد. من به عنوان يك مربی و بيننده هنوز هم وقتی گل تساوی دقيقه 92 رئال در وست فالن را به ياد می آورم، ناراحت می شوم گلی كه در نهايت باعث صعود رئال به يك چهارم شد. اما در كل بوروسيا نماينده شايسته ای برای فوتبال آلمان بود. با غرور می توانم مدعی شوم كه اشتوتگارت هم با شايستگی تمام از حيثيت فوتبال آلمان دفاع كرد. با اينكه در مرحله يك هشتم جام يوفا حذف شد اما بازی هايی مثل بازی با سلتيك برای تيم جوانی مثل اشتوتگارت قسمتی از فرآيند رشد و بلوغ آنهاست. تنها شالكه و هرتا پايين تر از حد توانشان ظاهر شدند. آنها نبايد به آن حريف ها می باختند، و البته لوركوزن كه در مرحله دوم ليگ قهرمانان حتی يك امتياز هم نگرفت. من اطمينان دارم كه كارنامه بد باشگاه های آلمان در آينده ديگر تكرار نخواهد شد. در همين فصل بعدی اوضاع به كلی متفاوت خواهد بود.

گونتر نتزر كارشناس زبده و ملی پوش سابق آلمانی، در ستون هفتگی خود در مجله اشپورت بيلد در مورد نگرانی خود از نتايج ضعيف باشگاه های آلمان نوشته است، اما در عين حال تحول و دگرگونی جديدی را در فوتبال آلمان پيش بينی نمی كند: «خيلی ها از نتايج فصل ناراضی هستند. اما همواره سال هايی وجود داشته اند كه در آنها بهتر و حتی بدتر از اين هم بوديم. برخی اوقات يك قرعه سخت مانع نتايج دلخواه می شود. برای همين نبايد در قضاوتی سطحی و زودهنگام اين حادثه را يك روال جديد دانست. اما در هر صورت آمار هشداردهنده هستند. حالا بايد اين پرسش را مطرح كرد كه آيا ما پس از جام جهانی فوتبال آلمان را بيش از حد بزرگ نكرديم؟ درست است كه نايب قهرمانی تيم ملی در جام جهانی و نايب قهرمانی های دورتموند و لوركوزن فراتر از همه انتظارات بود و در هيچ منطقی نمی گنجيد، اما ما نيز به همه چيز با عينك خوش بينی نگريستيم. اما هم اينك نگاه ها برای پذيرش واقعيت آزاد شده اند. هيچ گاه نبايد تصور كرد كه موفقيت ها يك اثر بلندمدت را به دنبال خواهند داشت. كسب يك عنوان احترام برانگيز است، اما با موفقيت های بعدی بايد به زيربنای اين احترام استحكام بخشيد. در غير اين صورت اين احترام فرو می ريزد.

برای مثال لوركوزنی ها كه درك سقوطشان در اين فصل كاری دشوار است. من فكر می كنم مدت ها بود كه پايين اين سطح به ظاهر آرام و همه چيز مثل يك آتشفشان خاموش بود، اما كسی نمی خواست آن را ببيند. در مونيخ وضعيت به گونه ديگری است. آنها در مرحله اول به راحتی شكست خوردند و به هيچ وجه نمی توان حذف آنها در اين مرحله را توجيه كرد. پتانسيل بايرن به قدری زياد است كه نبايد چنين اتفاقی می افتاد. حداقل اين شكست خفت بار برای آنها عبرت آميز بود. شايد برای نخستين بار بايرن احساس كرد كه شكست پذير است. در بيرون از كشور از من مرتب در مورد فوتبال آلمان سوال می شود. مخصوصا بعد از ناكامی های اخير، در اين سوال ها يك نوع بدانديشی و حسادت را به وضوح می توان مشاهده كرد. اما اين بدانديشی ها هميشه تعريف و تمجيد را در بر دارند. روزی، يك مربی به من گفت: «فقط يك اسب خوب است كه گرد و خاك به راه می اندازد. » فقط بهترين ها هستند كه موجب حسادت سايرين می شود. اگر ترحم و دلسوزی وجود داشت جای نگرانی بود. به همين خاطر اين فصل را در پرونده شگفتی ها و اتفاقات قرار می دهم. »

در پايان تحليل «اولی هسه ـ ليشتن برگر» را بررسی می كنيم. نويسنده آزاد و مشهور آلمانی كه برای وب سايت تخصصی soccernet می نويسد معتقد است كه اين اتفاق برای فوتبال آلمان غيرعادی نيست: «هنگامی كه سوت پايان ديدار دورتموند و ميلان در سن سيرو به صدا درآمد، زردپوشان فهميدند كه عليرغم پيروزی شان حذف شده اند. در همين لحظه اولين خبرنگارها همانند كركس هايی گرسنه از پله های استاديوم پايين آمدند تا پشت كامپيوترهای خود مقاله هايشان را شروع كنند. مقاله هايی كه زوال فوتبال آلمان كه علی الظاهر در بحران قرار دارد را روايت می كنند. همگی آنها ما را به ياد فصل 84 ـ 1983 می اندازند تا هزيمت تمامی نسبت های قديمی را نشان دهند. اما سال 1984 سالی بود كه آبردين در اسكاتلند قهرمان شد و تاتنهام نيز در جام يوفا به قهرمانی رسيد. به عبارت ديگر در زمانی پيش از شروع زمان. ضمنا درست است كه در آن فصل هيچ تيمی از بوندس ليگا در جمع هشت تيم برتر حضور نداشت، اما يك تيم آلمانی به يك چهارم راه يافته بود. دينامو برلين نماينده آلمان شرقی در مرحله يك چهارم جام در جام اروپا سرانجام به رم باخت. يعنی اگر بخواهيد فصلی را پيدا كنيد كه در آن هيچ تيم آلمانی جزو هشت تيم نباشد، بايد برگرديد به فصل 57 ـ 1956. زمانی كه هيچ كس خارج از برزيل نام پله را نشنيده بود. هجده ماه پيش دورتموند از ليگ قهرمانان حذف شده بود و تيم ملی نيز بايدبرای صعود به جام جهانی در مرحله حذفی به مصاف اوكراين می رفت چون در زدن گل به فنلاند ناتوان بود. وقتی مقاله مجله اشپورت بيلد در 7 نوامبر 2001 را می خوانديد احساس می كرديد كه آخر زمان فرا رسيده است. او در اين نشريه بحث مفصلی را تحت عنوان «بررسی بحران فوتبال» راه انداخته بود. يكی از خوانندگان در نامه ای نوشته بود كه دورتموند يك تيم متوسط در اروپاست.

يكی ديگر از خوانندگان نوشته بود كه تيم بانوانمان را به اوكراين بفرستيم تا به مردان نشان دهند كه چطور بايد فوتبال بازی كرد. اما در پايان آن فصل می دانيم كه دورتموند نايب قهرمان جام يوفا شد، لوركوزن در مسيرش به ديدار نهايی همه تيم های ليگ برتر را زير پا گذاشت و تيم ملی نيز از خاور دور به عنوان قهرمانان ملی به آلمان بازگشت. امسال دورتموند با يك گل در وقت های تلف شده حذف شد و بايرن قدرتمند نيز خودشان خودشان را ويران كردند. ايتاليايی ها نيز در فصل 2001 ـ 2000 همين وضعيت را داشتند. فصلی كه هيچ تيمی از سری آ در ميان هشت تيم برتر نبود. بعد از آن در جنوب آلپ نيز همه به دنبال دلايلی برای توضيح ناكامی شان بودند. اما در اين فصل تنها دو سال بعد از آن روز اينتر، ميلان و يوونتوس در مرحله يك چهارم حضور دارند و لاتزيو نيز در جام يوفا به نيمه نهايی راه يافته بود. از سوی ديگر اين ديد آسوده خاطر همان قدر كوته بينی است كه مقاله های تند آن نويسندگان كركس صفت هستند. ما در بوندس ليگا مشكل داريم. همان مشكل هميشگی. ما قادر نبوده ايم كه گروهی از چند باشگاه بزرگ را تشكيل دهيم كه همواره با هم رقابت كنند. ما مثل سری آ «هفت خواهر» را نداريم، همانند انگليس «Big Five» در كار نيست. حتی يك زوج به سبك اسپانيايی بارسا ـ رئال را هم نداريم. اگر بخواهيم صادق باشيم ما فقط بايرن مونيخ را داريم.

در واقع از هنگامی كه دوران طلايی بوروسيا مونشن گلادباخ از اواسط دهه 80 پايان يافت، نام رقبای بايرن هر چند فصل يك بار، تغيير می يافت. هامبورگ، برمن و كلن هريك در دوره ای خاص در برابر بايرن قد علم كردند. البته بايد ديد كه دورتموند می تواند در طول چند فصل بعدی در اين سطح و با ثبات لازم فوتبال بازی كند يا خير. اين مشكل در اروپا نيز منعكس است. از فصل 71 ـ 1970 تا اواسط دهه هشتاد هفت تيم بودند كه هريك به تنهايی حداقل چهار بار به ديدار نهايی رقابت های اروپايی صعود كردند. چهار تا از آنها همچنان پرآوازه اند: يووه، رئال، ليورپول و بايرن. اما در ميان سه تيم ديگر كه سقوط كرده اند، دو تيم آلمانی هستند: هامبورگ و گلادباخ. من نمی خواهم بگويم كه اين نوسانات بد هستند. ما از سال 1992 تا به حال پنج قهرمان متفاوت را در بوندس ليگا داشته ايم. ضمن اينكه سرنوشت هفت فصل از اين يازده فصل در روز آخر رقم خورد و يك فصل نيز نام قهرمان در ده دقيقه آخر رقم خورد. ضمن اينكه بوندس ليگا هميشه بيشترين تعداد گل را در ميان ليگ های معتبر دارد. اما اگر بخواهيم در خانه سرگرم باشيم، بايد انتظار اين شگفتی ها را نيز هرگاه كه بايرن تلوتلو بخورد داشت.


در حالی كه با شروع مرحله يك چهارم نهايی بيشتر حواس فوتبالدوستان در اروپا و حتی ساير نقاط جهان معطوف به مسابقات ليگ قهرمانان می شود، مسابقات جام يوفا با سروصدای كمتری قدم به مرحله نيمه نهايی می گذارد. امشب در حالی كه غوغای بازی رئال مادريد و منچستر يونايتد فروكش كرده تيم های سلتيك اسكاتلند، بواويشتای پرتغال، لاتزيوی ايتاليا و پورتوی پرتغال به ديدار يكديگر می روند تا مرحله رفت نيمه نهايی اين مسابقات به پايان برسد. اين مرحله از مسابقات كه قرعه كشی آن در بيست و يكم مارس برگزار شد قرار است بواويشتا در گلاسكو به ديدار سلتيك تيم محبوب كاتوليك ها برود و در سوی ديگر در بندر پورتو نيز تيم قدرتمند ساحلی اف. ث. پورتو ميزبان لاتزيوی ايتاليا خواهد بود. سلتيك در مرحله قبل موفق شد شاگردان ژرار هوليه را با سه گل مغلوب كند و با اين پيروزی برای اولين بار پس از 1974 موفق به حضور در نيمه نهايی شود. سلتيك اگر موفق به پيروزی در اين مرحله و بازی نهايی شود برای اولين بار پس از سال 1967 به قهرمانی در اروپا دست پيدا می كند. در سال 1967 سلتيك موفق به كسب قهرمانی جام باشگاه های اروپا شده است. رقيب سلتيك يعنی بواويشتا تا به حال نتوانسته در مسابقات اروپايی قهرمان شود. بواويشتا در مرحله قبلی با برتری نسبت به مالاگای اسپانيا توانست اميدهای نسبی را برای قهرمانی در بين هوادارانش ايجاد كند.

جبهه دوم پرتغال

اما پورتو قهرمان اروپا در سال 1987 پس از شكست پاناتينايكوس يونان در مرحله قبل آن هم در وقت اضافه پا به مرحله نيمه نهايی گذاشت و بر طبق قرعه كشی رودرروی سخت ترين حريف يعنی لاتزيو قرار گرفته است. لاتزيو كه نايب قهرمانی يوفا را در سال 1998 و قهرمانی آخرين دوره مسابقات جام در جام اروپا در سال 1999 را در كيسه دارد با وجود بروز بحران های مالی و روحی برای بازيكنانش همچنان با انگيزه و دوست داشتنی است. لاتزيو در مرحله قبل توانست از جهنم تركيه عبور كرده و پس از شكست بشيكتاش به اين مرحله قدم بگذارد. جالب اينجاست كه هيچ يك از چهار تيم حاضر در نيمه نهايی جام يوفا تا به حال موفق به قهرمانی در جام يوفا نشده اند. بازی نهايی اين رقابت ها در بيست و يكم ماه مه در سويل اسپانيا انجام خواهد گرفت و به اين ترتيب قهرمان دومين جام معتبر اروپا مشخص خواهد شد.

غايب بزرگ

اما بی ترديد مهم ترين غايب امشب كسی نيست جز مدافع تنومند و دهشت آور لاتزيو يعنی ياپ استام. ظاهرا تلاش تيم پزشكی لاتزيو برای بهبودی كامل استام كافی نبوده و هنوز زمان بيشتری برای استراحت و رهايی از مصدوميت لازم است. آسيب ديدگی استام به حدی شديد است كه حتی در بازی برگشت كه دو هفته ديگر انجام می شود نيز نمی تواند مهاجمان پورتو را به بند بكشد. اين مصدوميت سوغات سفر تيم ملی هلند به مولداوی برای انجام ديدار رسمی از سری مسابقات مقدماتی يورو 2004 است. اين مدافع 31 ساله بايد تا ماه مه در خانه بماند و از طريق تلويزيون بازی های لاتزيو را تماشا كند. با اين وصف می توان انتظار داشت كه در صورت صعود لاتزيو به بازی نهايی مجال استفاده از استام نيز خواهد بود. قطعا نبود استام مشكلات زيادی را برای خط دفاعی لاتزيو ايجاد خواهد كرد. تيمی كه با توجه به بحران مالی شديد، احتياج وافری به قهرمانی و متعاقب آن كسب در آمد از جام يوفا دارد. بايد ديد روبرتو مانچينی مربی خوش فكر لاتزيو چه كسی را جايگزين غول هلندی تيمش خواهد كرد. به هر حال به نظر می رسد كه كفه سنگين ترازوی قهرمانی بيشتر در اختيار لاتزيوست، اما نبايد از دو تيم پرتغالی نيز چشم پوشيد چون به هر حال شانس حضور حداقل يكی از اين دو تيم در بازی نهايی زياد است.


مشخصات

نام رسمی: Footbal Club Nantes Atlantique

نام اختصاری: FCN

تاسيس: 1943

لباس اصلی: پيراهن زرد با نوارهای سبز، شلوارك و جوراب زرد

لباس دوم: پيراهن سبز با نوارهای زرد، شلوارك و جوراب سبز

آدرس: Arribas La Centre Sportif Jos - re 44240 La Chapeele - SurJoneli Edre

تلفن: 0240372929

فكس: 0240372921

استاديوم: لابوژوار - لويی فونتونو

(La Beaujoire - Louis - Fonteneau)

رئيس باشگاه: ژان - لوك گريپون

سرمربی: آنژل ماركوس

پست الكترونيكی: fcna@fcna.fr

سايت رسمی: www.fcna.fr

افتخارات

قهرمان لوشامپيونا هشت بار (سال های ،1965 ،1966 ،1973 ،1977 ،1980 ،1983 1995 و 2001)

قهرمان جام حذفی فرانسه سه بار (سال های ،1979 1999 و 2000)

تاريخچه

باشگاه فوتبال نانت در تاريخ 21 آوريل 1943 با ادغام چهار باشگاه اصلی لوار آتلانتيك (به نام های ABC لوار، له باتينيول، ASO نانت و استاد نانته) به وجود آمد. اين ادغام به لطف يكی از دروازه بانان سابق باشگاه رزه به نام مارسل سوپن صورت گرفت. باشگاه رنگ های سبز و زرد خود را از لباس اين دروازه بان الهام گرفت. تمام آرزوی سوپن اين بود كه يك باشگاه بسيار مقتدر در لوار آتلانتيك به وجود آورد. باشگاه جديد، نخستين گام های خود را در ليگ ملی دوم آغاز كرد. رويای سوپن تنها دو سال بعد به تحقق پيوست و آنها توانستند به ليگ حرفه ای راه يابند. با تعويض سرمربی محبوب سوپن يعنی نوئيك نانت افت زيادی كرد و هر فصل جايگاهش در جدول پايين تر از قبل شد. فصل 96 - 95 سوپن به علت بيماری مجبور به كناره گيری شد و شهردار نانت رئيس مورد نظر خود را به جای او منصوب كرد و او هم مربيان و ساير مسئولان را به ميل خود تغيير داد. فصل 61 - 60 باشگاه برای دومين بار در تاريخ خود دچار تحول شد. آنها راه خود را يافتند و فوتبالشان سرعتی و تكنيكی شد. هر چند در پايان فصل به جايگاه يازدهم رسيدند، اما اعتماد به نفس و همكاری خوبشان نشان از تحولی اساسی و بی سابقه داشت. فصل 63 - 62 بالاخره آرزوهای سوپن به تحقق پيوست و نانت با شكست سوشو به دسته اول راه يافت. مارسل سوپن در سال 63 درگذشت و نتوانست قهرمانی نانت را ببيند. اولين سال ورود به دسته اول با اينكه به نظر مشكل می رسيد اما نانتی ها با رسيدن به مقام هشتم نشان دادند كه چقدر متحول شده اند. فصل 65 - 64 در حالی آغاز شد كه هيچكس تيم سبز و زرد و كوچك نانت را به حساب نمی آورد.

پس از گذشت چند هفته از بازی تمام فرانسوی هايی كه تنها سنت اتين، ليون و يا موناكو را می شناختند با تعجب، نظاره گر بازی خارق العاده نانتی ها شدند. سرانجام نانتی ها با شكست موناكو، تيم محبوب آن دوران، اولين جام قهرمانی لوشامپيونا را در آغوش كشيدند. نانت فصل بعد هم قهرمان شد و نشان داد كه در مدتی كوتاه جهشی عظيم كرده است. با اين حال نتيجه به دست آمده در جام قهرمانان اروپا بسيار مأيوس كننده بود. آنها از همان دور نخست حذف شدند. فصل بعد نانت در لوشامپيونا دوم شد. چند فصل بعد از آن گويی نانت ديگر همان نانت قهرمان نبود. آنها به مرور ضعيف تر و ضعيف تر شدند. فصل 73 - 72 تغييرات اساسی به وجود آمده در باشگاه موجب شد كه آنها برای سومين بار قهرمان شوند. قهرمانی در جام حذفی ديگر به رويايی دست نيافتنی تبديل شده بود. آنها اين بار هم فينال را واگذار كردند. نانت تصميم گرفت كه برای فصل بعد، بازيكنانی جوانتر را به خدمت بگيرد. جوانان نانت فصل بعد جام گامباردلا را برای نانت به ارمغان آوردند. قسمت اعظم موفقيت های نانت را بايد مديون مربی ای به نام ژوزه آريبا دانست. او ابتدا موجب صعود به دسته يك شد و سپس سه قهرمانی لوشامپيونا و سه فيناليستی در جام حذفی فرانسه را به نانتی ها هديه كرد. اين مرد محبوب پس از نتايج ضعيف نانت ناگزير استعفا داد و به المپيك مارسی پيوست، اما پس از چندی دوباره نانت بازگشت.

فصل 77 - 76 با سرمربی ديگری به نام ژان ونسان آغاز شد. او در همان ابتدای ورود به نانت، تيمش را قهرمان لوشامپيونا كرد. حالا ديگر نانت كه پر از اعجوبه های جوان بود پس از چهار جام لوشامپيونا تنها به جام حذفی می انديشيد. اين آرزوی آنها خيلی زود يعنی در فصل 79 - 78 برآورده شد. آنها در بازی فينال در برابر اوسر - يك تيم دسته دومی - قرار گرفتند و موفق شدند چهار بر يك آنها را مغلوب كنند. فصل 80 - 79 پنجمين قهرمانی لوشامپيونا نيز نصيب نانتی ها شد. آنها در اين فصل اولين جام در جام اروپا را نيز تجربه كردند و تا مرحله نيمه نهايی هم پيش رفتند. در اين مرحله والنسيا را در دور رفت شكست دادند، اما خبر درگذشت يكی از همكارانشان به نام عمر سهنون در موقع تمرين موجب شد كه كاملا روحيه خود را ببازند و دور برگشت چهار بر صفر مغلوب والنسيايی ها شوند. ژان ونسان پس از افت دوباره نانت ناگزير استعفا داد و هليلهوجيچ يوگسلاو جای او را گرفت. نانتی ها با كمك اين مربی كم كم اعتماد به نفس پيدا كردند. فصل 83 - 82 در حالی كه قهرمانی بوردويی های ثروتمند صددرصد به نظر می رسيد، جام قهرمانی نصيب نانت شد. پس از اين جام ششم به نظر می رسيد نانت طلسم شده. پشت سر هم بدشانسی به آنها روی می آورد. سه نفر از بازيكنان خوب آنها در آغاز فصل بعد تصادف كردند. دو نفر بلافاصله درگذشتند و نفر سوم هم تا آخر عمر از بازی محروم شد. وضعيت مالی باشگاه بسيار به هم ريخته بود و همين امر موجب شد كه ستاره ها يكی يكی از آنجا بروند. در همين زمان دو چهره ناشناخته به نام های ديديه دشان و مارسل دزايی در اين باشگاه ظاهر شدند. سال 89 پدر فوتبال نانت يعنی آريبا درگذشت و يك مركز ورزشی به ياد او در نانت ساخته شد.


برپا

معاونت تربيت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش برنامه اردوهای تيم های اعزامی دانش آموزی كشور به رقابت های جهانی را اعلام كرد. بر طبق اين برنامه تيم فوتبال دانش آموزان كه قرار است از 31 فروردين ماه تا 8 ارديبهشت ماه سال جاری به مسابقات جهانی در چين اعزام شود، از روز دوشنبه اردوی خود را زيرنظر مسعود ميرزاده در اردوگاه شهيد باهنر تهران آغاز كرده است. در اين اردو كه تا زمان اعزام تيم به طول خواهد انجاميد، ورزشكاران در دو نوبت صبح و بعدازظهر به تمرين می پردازند. عليرغم شيوع بيماری ذات الريه در چين و به تعويق افتادن برخی از رويدادهای ورزشی در اين كشور، هنوز زمان رقابت های فوتبال دانش آموزان تغيير نكرده است. دانش آموزان ژيمناست نيز از 21 فروردين ماه به مدت 3 روز در ورزشگاه شهيد شيرودی تمرين خواهند داشت. تيم ژيمناستيك دانش آموزان كشورمان قرار است از 21 تا 28 ارديبهشت ماه 82 در مسابقات فرانسه شركت كند. اردوی آمادگی تيم بسكتبال دانش آموزان نيز از اول تا دهم ارديبهشت ماه در اردوگاه شهيد باهنر برپا خواهد شد. مسابقات بسكتبال قهرمانی دانش آموزان جهان از 2 تا 9 خرداد ماه سال 82 در برزيل برگزار خواهد شد. زمان برگزاری اردوی تيم دو و ميدانی دانش آموزان كه قرار است از 4 تا 9 تيرماه 82 به استانبول (تركيه) محل برگزاری مسابقات اعزام شوند، هنوز مشخص نيست.

اخلاق در ورزش برزيلی

«لوئيز ايناسيو لولا دا سيلوا» رئيس جمهوری برزيل ظرف روزهای آتی طرح قانونی حاكم شدن اخلاق در ورزش را كه پارلمان اين كشور به تصويب رسانده، به تصويب می رساند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از ريو دو ژانيرو، اين طرح قانونی اصولی را به ويژه در مورد وضعيت جوانان در فوتبال مطرح كرده است. يكی از اين اصول ممنوعيت انتقال بازيكنان زير 18 سال به باشگاه های خارجی است. بر اساس تحقيق مطالعاتی كه روزنامه لانس برزيل به عمل آورده همه اعضای تيم جوانان زير 18 سال برزيل از اين قانون استقبال كرده اند. همچنين اصلی ديگر از اين طرح قانونی حداكثر مدت قرارداد ميان بازيكنان جوان با دلالان قراردادها را يكسال فرض كرده است. تا به امروز مدت برخی از اين قراردادها به شش سال هم می رسيد. همچنين اصولی ديگر از اين طرح قانونی تامين كننده منافع باشگاه های اوليه (شكل دهنده) بازيكنان جوان است. در اين راستا بازيكنان جوان موظف هستند كه در تمامی مراحل آموزش و تمرينات در باشگاه حضور منظم و مرتب داشته باشند و در تمامی مراحل و فعاليت ها در باشگاه اوليه سرپرست و يا حامی بازيكن در كنار او خواهد بود. حق باشگاه اوليه در كسب سهم مهمی از درآمد حاصل از اولين قرارداد حرفه ای بازيكن محفوظ خواهد بود. از حيث مالی هم اين قانون اصولی دارد كه يكی از آنها دلالت می كند بر اينكه، به محض به اجرا گذاشتن اين قانون هر باشگاه موظف خواهد بود كارنامه مالی خود را تهيه و به سازمان ذيربط و مستقل ارائه نمايد. اگر باشگاه مظنون به تخلفات مالی باشد در آن صورت بالاترين مقام مسئول باشگاه مجبور به استعفا خواهد بود. اگر اين تخلفات مالی به تاييد مراجع قضايی برسد محكوميت 8 ساله زندان برای مديران ارشد باشگاه ها را به همراه خواهد داشت. اصول مالی گنجانده شده در اين طرح قانونی زيرنظر دادستانی برزيل رسيدگی می شود.

معجزه تصادف

«آلونسو» در جريان مسابقات اتومبيلرانی گراند پريكس برزيل دچار سانحه شد. آلونسو راننده اسپانيايی در تصادف با «مارك وبر» راننده تيم جگوار مستقيما راهی بيمارستان شد. مسئولان برگزاری مسابقه بعد از اين تصادف، مدتی رقابت ها را متوقف كردند. آلونسو 12 ساعت در بيمارستان تحت مراقبت های ويژه بود، اما بدون هيچ مشكل خاصی مرخص شد. سخنگوی تيم در مورد وی گفت: «او از بيمارستان مرخص شده و امروز به سوی خانه پرواز خواهد كرد. كمی از ناحيه زانوی پا احساس ناراحتی می كند ولی از ساير جهات وضع خوبی دارد. » اما خود آلونسو در مورد حادثه ای كه برايش اتفاق افتاد اظهار داشت: «رقابت خوبی داشتيم اما وقتی به پيچ نهايی رسيدم هيچ راهی برای رفتن نداشتم. فكر می كنم به چرخ اتومبيل روبه رويی برخورد كردم و تنها چيزی كه بعد از آن احساس كردم ضربه ای بود كه به سرم برخورد كرد. » اما «وبر»، در اين تصادف آسيب نديد و تنها اتومبيل وی سرنگون شد. او معتقد است سالم ماندن در اتومبيلی كه باك بنزين آن پر است، شبيه يك معجزه است!

معلولان ذهنی در پارالمپيك آتن

به تصميم كميته بين المللی پارالمپيك در بازی های پارالمپيك 2004 تعدادی از مسابقات مخصوص معلولان ذهنی بدون اهدای مدال انجام می شود. به گزارش خبرگزاری فرانسه از آتن، كميته بين المللی پارالمپيك فوريه گذشته اعلام كرده بود كه رقابت های ويژه معلولان ذهنی در بازی های پارالمپيك آتن گنجانده نخواهد شد. به دليل آنكه معيارهای گزينش وزرشكاران برای مسابقات اين رشته به صلاحديد فدراسيون بين المللی ورزش های معلولان ذهنی تغييريافته، تصميم گرفته شد كه برخی از مسابقات اين گروه از ورزشكاران در بازی های پارالمپيك آتن انجام نشود. اما كميته بين المللی پارالمپيك هفته گذشته اعلام كرد كه برای ارتقای سطح ورزشی اين ورزشكاران مسابقات مربوط به معلولان ذهنی را هم برگزار می كند اما مدال به ورزشكاران برتر نمی دهد. اين مسابقات در رشته های شنا و دو و ميدانی انجام می شود. به دنبال تقلبی كه در جريان بازی های پارالمپيك سيدنی صورت گرفت، فدراسيون بين المللی ورزش های معلولان ذهنی تصميم گرفت كه معيارهای انتخاب ورزشكاران برای مسابقات را بازبينی كرده و اصلاحاتی در آن ايجاد كند. در بازی های پارالمپيك سيدنی شماری از ورزشكاران به كذب ادعا كرده بودند كه معلول ذهنی هستند و در مسابقات اين دسته از ورزشكاران شركت جسته بودند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو