Persian Archive

• وقتی جنگ به پايان می رسد
• آيا قيمت مسكن كاهش خواهد يافت
• تلفن های همراه آمريكايی برای عراق
• خطرات اقتصادی ماسك
• كانادا و خروج از زير سايه
• مجلس وتقويت شاخص رفاه ملی


ترجمه حميد رضا فتاحی : «ملت عراق، با برخورداری از ميراثی تاريخی و پرافتخار و منابعی عظيم و مردمی تحصيل كرده و توانمند، قادر است مردمسالاری و زندگی آزاد را برای خود به وجود آورد. » اين بخش از سخنرانی جورج بوش در 26 فوريه بود. هر چند كه ديدگاه های وی درباره يك دگرگونی فراگير و تمام عيار از اعتبار و پشتيبانی چندانی برخوردار نيست. شورای روابط خارجی آمريكا، مستقر در نيويورك، معتقد است: بازسازی عراق كاری دشوار، گيج كننده و خطرناك خواهد بود.ژوزف ويلسون، ديپلمات آمريكايی كه زمانی در بغداد خدمت می كند، می گويد: بازسازی عراق امری بسيار پرزحمت خواهد بود.

با نگاهی به وضعيت پاناما، هائيتی و افغانستان می توان نشانه های نااميدكننده ای از آنچه آمريكا درصدد انجام آن در عراق است مشاهده كرد. اما واقعيت اين است كه عراق كشوری است كه در منطقه ای به مراتب پيچيده تر و بی ثبات قرار دارد. تاريخ اين كشور چندان دلگرم كننده نيست. عراق كشوری است كه توسط بريتانيايی ها تأسيس شد. در آن زمان بريتانيا 20 هزار تن از سربازان خود را در راه اشغال سه استان فراموش شده امپراتوری عثمانی، كه از نظر منابع نفتی غنی به حساب می آمدند، قربانی كرد. وابستگان مستعمراتی بريتانيا تصور می كردند، كه با ناديده گرفتن سران قبايل و دور زدن بزرگان طبقه پرنفوذ شهرنشين سنتی قادر خواهند بود، حكومت دلخواه خود را بر اين كشور تحميل كنند. شورش قبايل در ،1920 كه تنها به مدد گاز خردل فرونشانده شد، نشان داد كه حقيقت به گونه ديگری است. نظام سلطنتی دست نشانده بريتانيايی ها طبقه قديمی اين كشور را به قدرت رساند، اين نظام تا سال 1958 بر اريكه قدرت باقی ماند اما پس از سه كودتای متوالی، اين صدام حسين بود كه توانست با معجونی از پول حاصل از نفت، نيرنگ و بی رحمی، پايه های قدرت خود را تثبيت كند. تا پايان دهه 70 ميلادی، صدام توانست، كشور قدرتمندی به وجود آورد كه شهروندان آن در مقابل اطاعت و تسليم بی قيد و شرط از خدمات دولتی سخاوتمندانه ای بهره مند بودند. ايدئولوژی مورد حمايت صدام بعثيسم بود. اين ديدگاه مبتنی بر نگرشی سوسياليستی و سكولاريستی بود كه آن را نوزايی اعراب (Arab Renaissance) می خواندند و اقتباسی از فاشيسم اروپايی بود. ايدئولوژی بعث مدعی بود كه قادر است به هويت چندگانه عراق، قالبی يكپارچه و ملی گرايانه دهد. البته در قاموس صدام حسين اين به معنای بهره برداری از تفاوت های قومی و قبيله ای بود در غير اين صورت راهی كه صدام در پيش می گرفت سركوب وحشيانه هر گونه مقاومت از سوی اقليت های جامعه عراق بود.

با پاكسازی قومی در مركز كشور، راه برای حاكميت حلقه ای از وفاداران كه اغلب سنی و عرب بودند باز شد. در آن زمان تملق های بی وقفه طبقه حاكم از صدام از او قهرمانی ساخت كه طی دو دهه، كشورش را به نابودی و جنگ كشاند. عراق امروز، كشوری زخم خورده و چند پاره است. اين كشور همواره همچون پاندولی در ميان جنگل های مخرب صدام حسين و تحريم های ناشی از اين جنگ ها در حركت بوده است و آنچه باقی مانده زيرساخت های تخريب شده و شكاف اجتماعی عميق است كه از طرفی اكثريت طبقه تحصيل كرده اين كشور به خارج گريخته اند. سكولاريسم حاكم بر اين كشور به دليل ورشكستگی بعثيسم (Baathism)، از اصول خود عقب نشينی كرده است. كه البته اين شكست چيزی نيست جز عكس العمل جامعه در مقابل دخالت های رژيم در امور مذهبی. اهداف حكومت صدام از اين گونه دخالت ها، همواره تداوم بخشيدن به مشروعيت رژيم خود بوده است. در حال حاضر متوسط درآمدها در اين كشور به يك دهم رقم سال 1980 تنزل يافته است. بيشتر خانواده ها برای بقا يا به طور مستقيم به كمك های غذايی دولت وابسته اند و يا به شكل غيرمستقيم به حقوقی كه دولت به آن ها می پردازد.

يك چهارم كودكان عراقی از سوءتغذيه رنج می برند. عراق كنونی، سرزمينی است بدون نهادهای مدنی اما مملو از سلاح های گرم و ارزان قيمت. در اين كشور علائق مذهبی، قومی و قبيله ای بر ساير شئونات جامعه تفوق دارد. نقشه اين كشور گويای اين واقعيت است كه اكثريت جمعيت اين كشور، يعنی شيعيان در جنوب سركوب شده اند و اقليت بيمناك سنی نيز در غرب عراق تجمع كرده اند در حالی كه كردها از خودمختاری بی ثبات و خطرناكی در شمال اين كشور برخوردارند و تعداد كمی مسيحی، تركمن، آشوری و عشاير در همه جای كشور پراكنده اند. رژيم حاكم كنونی، ابزارهای حكومتی خود را كاملا از دست داده است. به جز نيروهای مسلح رسمی، چندين لايه سركوبگر پيرامون حكومت صدام وجود دارد. اين حلقه های پيرامونی، از 30 هزار تن از اعضای قبيله بزرگ صدام يعنی آل بونصير و 30 هزار تن از ساير قبايل وفادار و متحد او تشكيل شده اند. نزديك به 80 تا 200 هزار پليس سری اعضای 8 آژانس امنيتی هم پوشاننده را تشكيل می دهند.و نزديك به يك ميليون نفر از ماموران، مزدوران، خبرچين های دون پايه و سودجويان كم مايه به حلقه پيرامونی صدام مرتبطند. هر چند كه اين وضعيت نشانگر محدوديت های رژيم صدام در برخورداری از حمايت جمعيت 25 ميليون نفری مردم عراق است. اكثر بعثی ها تنها به دلايلی مانند حمايت از خانواده ها و يا بهره مند شدن از مزايای جنبی مانند، 10 درصد ارفاق در نمره امتحانات فرزندانشان به عضويت حزب بعث در آمده اند.بسياری از قبايل وفادار تنها به اين دليل وفادار هستند كه صدام حسين به رهبرانشان سلاح و تويوتوهای لندكروز داده است. خلدون نقيب، جامعه شناس كويتی، می گويد: «هرگز نبايد به وفاداری مردمان قبايل اعتماد كرد، تنها كار ممكن استخدام كردن آن ها است. »

احساس و خرد

واكنش عراقی ها در قبال تهاجم نظامی چه خواهد بود؟ معاون وزارت دفاع آمريكا، پل ولفوويتز معتقد است، عراقی ها به آمريكايی ها به عنوان نيروهای آزاديبخش خوشامد خواهند گفت و فرضيه نامعلومی می گويد: پيروزی برق آسا و مجروحان كمی در انتظار آمريكايی هاست. اما يك حقيقت ترديدناپذير اين است كه تعداد زيادی از مردم عراق توسط رژيم صدام، كشته خواهند شد. بدون ترديد 4 ميليون كرد عراقی از سقوط رژيم صدام شاد خواهند شد و احتمالا قبايل سنتی دره فرات كه از قديم الايام دشمنان سنتی قبايل دره دجله (قبايل طرفدار صدام) بوده اند، نيز از سرنگونی صدام حمايت خواهند كرد. از آنجا كه بيشترين آسيب ديدگان از رژيم صدام، شيعيان بوده اند، غريو شادی بيشتری از پايگاه فلاكت بار آن ها در انتهای شرقی بغداد به گوش خواهد رسيد.

آن ها كه عراق را بهتر از ولفوويتز می شناسند، معتقدند مردم عراق به دليل ترس از عواقب هر گونه دخالت، خود را كنار خواهند كشيد (اول به دليل ترس از هر گونه واكنش انتقام جويانه رژيم بعث در برابر خائنين و نهايتا ترس از اقدام شديد افراد وابسته به دار و دسته رژيم حاكم) اقليت 3 درصدی مسيحيان اين كشور نگران جايگزين شدن حكومت اسلام گرايان به جای حكومت سكولاريست بعثی است. طبقه بازرگان بغداد و موصل نيز از تخريب و ويرانگری (Vandalism) و از دست دادن نفوذ خود نگرانند و خلاصه كلام اين كه اكثر عراقی ها هر گونه قضاوت درباره آزادسازی كشورشان را به دريافت كمك های مادی و واقعی از قبيل غذا، آزادی و امنيت موكول كرده اند.اگر چنين كمك هايی بلافاصله وارد شوند، مطمئنا اكثر عراقی ها خوشحال خواهند شد. آنچه عراقی ها را در طول 2 دهه جنگ و شرايط شبه جنگی، بيش از هر چيز رنج داده است كمبود برنامه ريزی و اميد به آينده است. در حال حاضر قيمت مستغلات در عراق رو به افزايش است و علت آن هم افزايش اميد به پايان يافتن اين محاصره طولانی است. البته هنوز بسياری از مردم عراق ناخشنودی عميقی از حضور آمريكايی ها ابراز داشته اند و بمب های آمريكايی هزاران تن از سربازان و صدها نفر از غيرنظاميان عراقی را در جنگ اخير خليج فارس از بين برده اند. مردم عراق بيش از آن كه صدام را مقصر بدانند آمريكا را به خاطر تحريم هايی كه اميد و غرور گذشته شان را از آن ها ربوده است مقصر می دانند، پس آمريكا چگونه خواهد توانست صلح و زندگی را به عراق شكست خورده باز گرداند؟

غير از تبعات مخرب انسانی اين بحران كه بدون شك گريبان نيروهای اشغالگر را خواهد فشرد، مهم ترين مسئله، متقاعد كردن عراقی ها درباره حسن نيت نيروهای ائتلافی است.آمريكا، تاكنون نقشه های پس از جنگ خود را به پايان نرسانده و يا اين كه آن ها را افشا نكرده است، اما جورج بوش قول داده است كه ملت جديد عراق، سرمشقی شگفت انگيز و تاثيرگذار از يك ملت آزاد برای تمام منطقه خواهد بود.ديگر مقامات رسمی اصرار می ورزند كه آمريكا برای تداوم حضور در عراق تعهدی دارد هر چند اين حضور نظامی چندان طولانی نخواهد بود اما آن ها بايد تا زمانی كه اطمينان كامل از تثبيت اوضاع و آغاز بازسازی اقتصادی و سياسی حاصل شود، در آنجا باقی بمانند. حرف و حديث های زيادی درباره حضور و نقش مركزی سازمان ملل در بازسازی عراق وجود دارد. اما برنامه ريزان پنتاگون گفته اند: يك ژنرال آمريكايی به عنوان حاكم عراق گمارده خواهد شد و احتمالا دوران ماموريت وی نيز تا 2 سال طول خواهد كشيد (برخی ديگر از منابع نظامی از يك دوره پنج ساله و حضور حداقل يكصد هزار سرباز سخن می رانند).

حتی اين احتمال نيز وجود دارد كه يك مامور غيرنظامی آمريكايی به عنوان حاكم عراق گمارده شود. اگر چنين اتفاقی رخ دهد، از عراقی ها صرفا به عنوان مشاورين آمريكايی ها در مجالس محلی و كميته های تخصصی هم چون تهيه پيش نويس قانون اساسی استفاده خواهد شد. اما مردان نظامی آمريكا مجبور خواهند بود از ساختار اداری كنونی رژيم عراق نيز استفاده كنند. هر چند بسياری از اين كارمندان، عضو حزب بعث بوده اند اما اكثر آن ها در پست های سطح پايين خود ابقا خواهند شد.بر همين اساس، پست هايی كه مستقيما به حاكميت مربوطند و وزارت خانه هايی كه خدمات بهداشتی و آموزشی ارائه می دهند، در اختيار نيروهای ائتلافی خواهد بود.

اين نقشه های آشكار موجب خشمگين شدن اپوزيسيون عراقی مستقر در خارج شده است. اين گروه ها مدعی هستند كه آمريكايی ها آن ها را متقاعد كرده بودند كه در پياده كردن مردمسالاری در كشورشان نقش مهمی به آن ها واگذار خواهد شد و همان گونه كه نازی ها پس از جنگ جهانی دوم از صحنه سياسی آلمان پاكسازی شدند نيروهای معارض نيز بعثی ها را از عراق پاكسازی خواهند كرد. به نظر می رسد ديدگاه آمريكاييان برخلاف نظر معارضين عراقی است. با توجه به اختلاف نظر در ميان معارضين و حمايت ضعيف، جامعه درون عراقی آن ها از بخت چندانی برای حكومت بر عراق برخوردار نيستند. در اواخر فوريه امسال معارضين عراقی در نشستی، 14 كميته را ـ ظاهرا وزارتخانه های آينده ـ برای به عهده گرفتن برخی از سمت های دولت موقت آينده تعيين كردند. از طرفی آمريكايی ها نيز به آن ها تضمين داده اند كه يك دقيقه بيش از آنچه ضرورت است در عراق باقی نخواهند ماند. اين تضمين ها تا حدی معارضين عراقی را آسوده خاطر كرده است. اما با اين حال، هنوز نقش معارضين در آينده عراق چندان روشن نيست. شرايط كنونی حاكی از اين است كه آمريكايی ها درصددند، در هر كجا كه ممكن است حسن نيت لازم را به وجود آورند. آن ها همچنين ارتباط حسنه ای را با معارضين مقيم خارج از عراق و شيوخ قبايل، رهبران مذهبی و هسته صلاحيت دار فن سالاران (تكنوكرات ها) برقرار كرده اند. اما چالش های اساسی و فوری پيش روی ايالات متحده و متحدانشان مواردی همچون خلع يد و تعقيب قضايی صدها نفر از اعضای حزب بعث عراق است كه جنايت بسياری مرتكب شده اند. ترخيص چهارصد هزار نفر از افراد ارتش و 80 هزار نيروی پليس و به موازات آن بی اثر كردن سازمان های جاسوسی رژيم عراق است. ضمن آنكه بايد از هر گونه شورش خودجوش مخالفين بر عليه رژيم سابق جلوگيری كنند، پاكسازی نظام حقوقی و قوانين و ملحقات آن و بازسازی نظام قضايی فاسد اين حكومت و بروز واكنش سريع در برابر هر گونه ادعای تاريخی و مناقشه برانگيز كردها درباره شهر كركوك و محدود كردن نفوذ شبه نظاميان شيعه مستقر در ايران كه پس از 23 سال انتظار درصدد ايجاد يك انقلاب اسلامی در اين كشور هستند نيز از زمره ديگر اقدامات مورد نظر نيروهای مهاجم است.

در جست وجوی منابع مالی

تمام اقدامات فوق نيازمند پول است. آيا پول كافی برای اجرای اين طرح ها، تامين خواهد شد؟ آمريكا به تازگی سازمانی را برای مشاركت دادن ايده ها و طرح های بازسازی عراق تاسيس كرده است، NGOها از اين كه در مورد بازسازی عراق مورد مشاوره قرار نگرفته اند شكايت می كنند و طرح های سازمان ملل برای عراق به علت مضيقه مالی همچنان معوق مانده اند. در مقايسه با نيروهای غيرنظامی بين المللی می توان ادعا كرد، سربازان آمريكايی تقريبا از هر گونه توانايی لازم برای تامين اقدامات امنيتی برخوردار هستند. پايين بودن سطح حمايت جهانی از آمريكا بدين معنا است كه كمك های مالی چندانی در راه نيست. دولت های دوست آمريكا، در جنگ اخير خليج فارس (1991) 54 ميليارد دلار كمك در اختيار اين كشور قرار دادند. اما اگر اين بار آمريكا بتواند بخش كوچكی از آن مبلغ را دريافت كند، موفقيت بزرگی كسب كرده است.

چه ميزان پول مورد نياز است

دفتر بودجه كنگره ايالات متحده آمريكا هزينه سربازان حافظ صلح در عراق را رقمی در حدود 250 هزار دلار برای هر نفر تخمين زده است. با احتساب اين رقم هزينه نگهداری يكصد هزار سرباز خارجی در منطقه رقمی در حدود 25 ميليارد دلار خواهد بود كه اين رقم معادل توليد ناخالص داخلی عراق (GDP) است. كمك های انسانی فوری مورد نياز ـ با تخمين حداقل هزينه های مورد نياز برای تامين غذا ـ 500 دلار برای هر نفر است كه جمعا به 5/2 ميليارد دلار بالغ می شود اما كل هزينه های مربوط به بازسازی نهادها، از مدارس گرفته تا بيمارستان ها و دانشگاه ها و موزه ها و افزايش قيمت ها و تورم رقمی در حدود يكصد ميليارد دلار خواهد شد.به راستی عراق نفت دارد. بله، حقيقت دارد و اين ذخاير بسيار عظيم است. اما مشكل اين است كه اين ماده گرانبها در زيرزمين قرار دارد و زيرساخت های مورد نياز برای خارج كردن آن از زيرزمين ـ حتی اگر صدام حسين در طول جنگ اخير چندان صدمه ای به آنها وارد نكرده باشد ـ شديدا تخريب شده اند. ميزان كنونی صادرات نفت عراق، 5/2 ميليون بشكه در روز (d/b)، رقمی معادل 15 ميليارد دلار درآمد را عايد اين كشور می كند. افزايش يك ميليون بشكه توليد روزانه به رقم فعلی، نيازمند حداقل 7 ميليارد دلار سرمايه گذاری است.

برای رسيدن به سقف توليد 6 ميليون بشكه در روز ـ كه البته هدف جاه طلبانه ای است ـ به 20 ميليارد دلار سرمايه گذاری و 10 سال ديگر زمان نياز است.در اين صورت، احتمالا عراق قادر خواهد بود بدهی خود را كه رقمی در حدود 60 الی 140 ميليارد دلار تخمين زده می شود نيز بپردازد. اما با توجه به حجم بالای مدعيان درآمدهای نفتی، رقم باقی مانده برای سرمايه گذاری مجدد در توليد، بسيار اندك خواهد بود.از آن جا كه عراق دارای دومين ذخاير نفتی جهان پس از عربستان سعودی است، بسياری از شركت های خارجی تمايل زيادی برای سرمايه گذاری در اين كشور دارند به شرط آنكه وضعيت سياسی اين كشور تثبيت شده و شرايط جذابی برای سرمايه گذاری ارائه شود. علاوه بر اين كسب درآمد حاصل از اين سرمايه گذاری ها نيازمند زمانی طولانی است. اين بدان معناست كه سختی ها به درازا خواهد كشيد در حالی كه آرزوی مردم عراق از فاصله بسيار دورتر از دنيای واقعی همچنان پابرجا باقی خواهند ماند.

منبع ديگر كشور عراق، مردم اين كشور است. در سال های دهه 70 ميلادی سطح بالای تحصيلات، بهداشت و احترام به حقوق زنان، از اين كشور الگويی تمام عيار برای پيشرفت به وجود آورد. اما سه چهام از جمعيت عراق در سال های پس از 1980 متولد شده اند و در سال های افول و كاهش هزينه های رفاهی بزرگ شدند در واقع بی سوادی در ده سال اخير به شدت افزايش يافته است. صاحبان تخصص بالا از كشور گريخته اند و استانداردهای مدارس تنزل يافته است. طبقه متوسط مرفه اين كشور در اثر سال ها تحريم نابود شده است و فساد اداری ناشی از فاميل گرايی و سطح نازل دستمزدها و حقوق كارمندان كه اكنون به طور متوسط ماهانه 10 دلار برای هر پليس يا معلم مدرسه است، افزايش يافته است.بخت ديگر عراق اين است كه اين كشور دارای ذخيره باارزش از مهاجرينی است كه اين كشور را ترك كرده اند اما، تعداد كمی از آنها جرات بازگشت به كشورشان را دارند، مگر آنكه اوضاع تثبيت شود و آرامش به كشور بازگردد.

آنها كه به كشور باز خواهند گشت با وضعيتی به مراتب وخيم تر از گذشته مواجه خواهند شد. جنگ و فقر و قصور و عدم رسيدگی به شهر باستانی و زيبای بصره، آن را به زاغه ای نكبت بار تبديل كرده است، از كافه های كنار رودخانه بغداد كه روزگاری پر از همهمه و غوغا بود، جز مخروبه ای، باقی نمانده است. تبعيدی ها اميدوارند كه املاك و زمين های متروكه خود را مجددا به دست آورده و آن را بازسازی كنند. اگر يكصد هزار كردی كه براساس برنامه عربيزاسيون (Arabization) صدام، از اطراف كركوك رانده شده اند قصد برگشت داشته باشند، احتمالا با برخورد خصمانه اشغالگران مواجه خواهند شد.برخی از عراقی های جاه طلب كه مدت طولانی در كشور خود تحت فشار بوده اند احتمالا در اين فرصت پيش آمده كشور را ترك خواهند كرد. از طرفی همان گونه كه تجربه افغانستان نشان داد، بسياری از 4 ميليون عراقی مقيم خارج كه از تحصيلات و ثروت بالايی برخوردارند، خواستار بازگشت فوری به وطن و مشاركت در بازسازی آن خواهند بود.

دموكراسی يا عوام فريبی

سوال ديگر اين است كه آيا عراق از ظرفيت لازم برای ايجاد يك مردم سالاری برخوردار است؟ نقيب كه يك جامعه شناس كويتی است، ديدگاه های قابل تاملی دارد.او می گويد: برای شكوفايی دموكراسی شرايط اوليه ای مورد نياز است. ابتدا بايد يك اجماع نظر در ميان نخبگان و درباره قواعد بازی وجود داشته باشد و عامه جامعه نيز بايد نتايج آن را بپذيرد. بايد ديدگاه و فهم مشتركی از عدالت و احترام به حكومت قانون وجود داشته باشد.اما چنين شرايطی، در حال حاضر در عراق وجود ندارد. يك تبعيدی خسته عراقی می گويد، هر عراقی بالقوه يك صدام حسين است. همه آنها فكر می كنند كه نماينده كل ملت عراق هستند.واقعيت اين است كه عراق در هر صورت يك كشور مردم سالار باقی خواهد ماند. تقسيم بندی اين كشورتنها براساس قبايل و يا اديان در ميان كردها، شيعيان، و يا سنی ها نيست، بلكه طبقات اجتماعی و ايل و تبار فاميلی نيز در تقسيم بندی اين كشور تأثيرگذارند. در عراق حدودا 35 مجموعه قبيله بزرگ وجود دارد كه برخی از آنها براساس تفاوت های قومی و عقيدتی شكل گرفته اند. گروه های معارض عراقی را در نظر بگيريد، اكثر احزاب معارض مدعی برخورداری از اصالت قومی هستند. اما تنها برخی از گروه های موثر اين اپوزيسيون ريشه های قبيله ای دارند.مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق يك گروه شيعه مستقر در ايران، بزرگ ترين حزب موجود در عراق است كه از بهترين سازماندهی برخوردار بوده و در شرق عراق طرفداران زيادی دارد. اما در ميان شيعيان ديگر مناطق طرفداران چندانی ندارد. بسياری از مردم از اينكه اين گروه به نمايندگی از آنان سخن می گويد ابراز ناخشنودی كرده اند.

كردستان نيز، همچنان بين سران دو قبيله كه قيافه های سياستمداران مدرن را به خود گرفته اند تقسيم شده است. عراقی ها با تمسخر از كردستان عراق با عناوين طالبانستان و بارزانستان نام می برند. در سال 1996 اين دو گروه درگير جنگی داخلی شدند كه در آن صدام حسين ـ دشمن هر دو طرف ـ جانب يكی از طرف های درگير را گرفت.من حيث المجموع كردستان كنونی به شكل ملموس از گذشته آزادتر است و مملو از رسانه های آزاد و احزاب سياسی است. دوری جستن از قوانين ساخته انسان راه خود را در ميان يكی از سكولارترين جوامع عرب گشوده است از ميزان نفوذ و قدرت اسلامگرايان به ويژه در ميان اهل تسنن اطلاع كاملی وجود ندارد، هر چند رای بيست درصدی كه معمولا احزاب اسلامگرای طيف معتدل تا اصولگرای اسلامی در انتخابات به دست می آورند، می تواند سرنخ خوبی باشد. با پايان رسيدن عمليات بر عليه عراق اتمام پاكسازی، خطابه هايی كه بر عليه حضور خارجيان سر داده خواهد شد، به مراتب، نفوذ بيشتری نسبت به پروپاگاندای راديو ساوا (Sawa) خواهد داشت.راديو ساوا يك ايستگاه راديويی آمريكايی است كه برنامه های شاد و سرگرم كننده ای را برای نسل جوان عرب پخش می كند.

در هر حال شكنندگی سياسی حكومت عراق دارای مزيتی نيز هست. تمام حكومت های عرب همانند صدام حسين، از شبكه مستحكمی مبتنی بر يك ايل يا قبيله و يا طبقه تشكيل شده اند، اما شمشير شكسته و خانه خراب صدام امكان پيروزی قريب الوقوع را از تمام گروه ها به طور مجزا سلب كرده است.اين وضعيت موجب شده است كه فرمول سياسی جديدی برای عراق به وجود آيد كه نهايتا منجر به شكست قالب كنونی و ناموفق نظام سياسی اعراب خواهد شد.ويژگی مثبت ديگر نيز اين است كه ترس از عراق كنونی كه در ميان استان های كردنشين و اعراب سنی و شيعه تقسيم شده است افزايش می يابد. با توجه به درصد بالای شهرنشينی در عراق و ضايعات اخير جنگ، اين احتمال وجود دارد كه مردم اين كشور، نسبت به گذشته تمايل بيشتری به تنوع قومی و پذيرش اقوام ديگر داشته باشند.برای مثال اكثريت شيعه عراق با اينكه 55 درصد از جمعيت اين كشور را تشكيل می دهند و علی رغم ناديده گرفته شدن حقوقشان در تاريخ اين كشور تمايلات جدايی خواهانه چندانی ندارد. عراقی ها با اشاره به شورش 1991 شيعيان عراق می گويند؛ اهل تسنن نيز به اين شورش ملحق شدند به قتل عام مقامات تشيع پرداختند. هر چند شيعيان از سازمان مذهبی برتری برخوردارند اما با اين حال از وجود چهره شاخصی چون آيت الله ]امام[خمينی(ره) كه بتواند آنها را متحد كند بی بهره اند.

منبع: اكونوميست


پام وودال : از لندن تا واشنگتن، سيدنی يا پاريس، افزايش بهای مسكن جای بازار سهام در بحث های داغ ميهمانی ها و گفت وگوهای سر ميز شام را گرفته است. طی دو سال گذشته بهای مسكن در بسياری از كشورها با سرعتی شتابنده افزايش يافته است به سرعتی كه از دوره رونق دهه 1980 تاكنون سابقه نداشته است. اما اين روند نمی تواند ادامه داشته باشد. در سال 2002 بهای مسكن در بريتانيا، استراليا و اسپانيا به طور متوسط به ميزان 15 تا 20 درصد افزايش يافت. آمريكا، فرانسه، ايتاليا و كانادا شاهد 7 تا 10 درصد افزايش در بهای مسكن بوده اند؛ رقمی كه بسيار بالاتر از نرخ تورم است. در حقيقت متوسط بهای مسكن در آمريكا با احتساب نرخ تورم طی پنج سال گذشته بيش از هر دوره پنج ساله ديگری از زمان جنگ جهانی دوم تاكنون افزايش يافته است. بيشترين افزايش به كشور ايرلند مربوط می شود، جايی كه متوسط بهای مسكن طی دوره پنج ساله منتهی به سال ،2001 با نرخ باورنكردنی 20 درصد افزايش پيدا كرده است. نرخ سرعت افزايش بهای مسكن در سال 2002 به شدت پايين آمد، اما هنوز هم قيمت ها در حال صعود هستند. تنها دو كشور از اين روند بركنار بودند: ژاپن و آلمان. در ژاپن تركيدن حباب املاك و مستغلات سال های دهه 1980 هنوز هم تاثير ضدتورمی خود را حفظ كرده است و آلمان نيز هنوز دچار مازاد توليد مسكن در نتيجه موج مسكن سازی در پی اتحاد آلمان غربی و شرقی در اوايل دهه 1990 است.

اين رونق بازار مسكن غيرعادی به نظر می رسد، چرا كه بهای مسكن به طور معمول در دوران افت اقتصادی كاهش می يابد. اما نكته اينجاست كه چرخه فعلی دارای ويژگی های متفاوتی است. دوره های ركود قبلی به طور معمول در نتيجه افزايش شديد تورم و متعاقب آن افزايش زخم های بهره كه رونق بازار مسكن را خفه می كرد، به وجود می آمد، اما كسادی فعلی بازار در نتيجه تركيدن حباب مالی و سرمايه گذاری ايجاد شده است. نرخ تورم پايين است و بنابراين بانك های مركزی می توانند تا حدود زيادی زخم های بهره را كاهش دهند؛ همين امر به رونق وام های رهنی و قيمت مسكن دامن زده است. اما اين روند تا چه مدت می تواند ادامه يابد؟ بهای مسكن به اندازه بهای سهام در معرض رونق غيرمنطقی است. در سراسر جهان مردم ملك خود را نه جايی كه در آن زندگی می كنند بلكه يك سرمايه گذاری پرسود تلقی می كنند. اين ديدگاه باعث می شود كه امكان ايجاد حباب واسطه گری و دلال بازی در اين وادی بيشتر شود. افزايش بهای مسكن، نيز مثل قيمت سهام نمی تواند برای هميشه از ميزان رشد درآمدها پيشی بگيرد، بنابراين نسبت به بهای مسكن به متوسط درآمد قابل مصرف می تواند راهنمای مناسبی در محاسبات باشد. اين نسبت اكنون در بريتانيا، آمريكا و استراليا نزديك به نقطه اوج خود در سال های پايانی دهه 1980 است؛ در ايرلند و هلند به مرز خطر رسيده است.

وام های رهنی در مقايسه با درآمد خانوارها در آمريكا، بريتانيا و استراليا به حد بی سابقه ای رسيده است، بنابراين حتی با وجود پايين بودن غيرمعمول نرخ های بهره نسبت های خدمات مربوط به وام بالاتر از هر زمان ديگری است. بسياری از مردم چنين استدلال می كنند كه تا وقتی نرخ های بهره به شدت افزايش نيابد، ارزش مسكن پايين نخواهد آمد و با توجه به اينكه تورم همچنان پايين است، افزايش نرخ های بهره در آينده نزديك بعيد به نظر می رسد. درست، اما خطر بزرگ تر برای بازار مسكن می تواند ضدتورم باشد كه بسيار بيشتر از تورم به بازار مسكن آسيب می رساند. با ثابت ماندن يا كاهش دستمزدها، همان طور كه در سال های اخير در ژاپن شاهد آن بوده ايم، وام گيرندگان دشوارتر می توانند رهن های خود را بازپرداخت كنند.

در سال های آغازين دهه 1990 قيمت متوسط مسكن در انگلستان 25 درصد به طور واقعی كاهش يافت اما به لطف تورم تنها 8 درصد به طور رسمی افت كرد. با توجه به اينكه امروز تورم پايين است، تعديل مشابه برحسب شرايط واقعی مستلزم كاهش بسيار شديدتر در بهای واقعی مسكن است. در آمريكا قيمت های مسكن هرازگاهی در شهرهای منفرد كاهش يافته است، اما بهای متوسط مسكن در سراسر كشور هرگز از سال 1945 به اين طرف پايين نيامده است. اغلب مردم بيش از آنكه ثروت خود را به سهام وابسته كنند، آن را به خانه هايشان بسته اند. دوسوم آمريكايی ها و نيمی از كل اروپايی ها صاحب خانه هايشان هستند. در كشورهای ثروتمند به طور كل، خانوارها كمتر از 25 تريليون دلار سهام در اختيار دارند، اما احتمالا اين ميزان برای املاك و مستغلات بالغ بر 40 تريليون دلار است. كاهش بهای مسكن می تواند اثر بسيار بزرگ تری بر ميزان مصرف مصرف كنندگان بگذارد تا كاهش بهای سهام. وقتی حباب بهای مسكن بتركد مطمئنا همه صدای آن را خواهيم شنيد.

پی نوشت:

*عضو هيأت تحريريه اكونوميست


تلفن های همراه آمريكايی برای عراق

بحث پيرامون فعاليت های تجاری در عراق در محافل مختلف ايالات متحده از جمله كنگره اين كشور به شدت جريان دارد. اخيرا داريل ايسا، نماينده جمهوريخواهان در كنگره كه يك تاجر اهل كاليفرنيای جنوبی است، در حال جلب حمايت نمايندگان برای وادار كردن وزارت دفاع برای انجام تغييراتی در ساختار عراق است. ايسا می گويد سيستم تلفن همراهی كه در عراق پديد می آيد به هيچ وجه نبايد متكی به سيستم GSM كه اروپايی است، باشد. نمايندگان كنگره تاكيد دارند كه در چنين صورتی ماليات های مردم آمريكا به اروپا روانه می شود، زيرا برای راه اندازی تاسيسات سيستم GSM بايد دستگاه ها و مجوزها را از اروپا و بخصوص آلمان و فرانسه وارد كرد. نمايندگان كنگره تاكيد دارند به جای GSM بايد از سيستم CDMA كه آمريكايی است، استفاده كرد. سيستم CDMA به گفته داريل ايسا در آمريكا «صدها هزار شغل» پديد آورده است. البته نماينده فوق هيچ اشاره ای به اين موضوع نكرده كه سيستم اروپايی ها پنج برابر سيستم آمريكايی ها گسترش دارد. تعداد افرادی در جهان كه تلفن همراه خويش را با سيستم GSM به كار می برند پنج برابر جمعيت استفاده كنندگان از CDMA است. در حال حاضر در عراق (در يكی از شهرهای شمالی كشور) همانند تمامی همسايگان عراق و كل منطقه شبكه مجهز به سيستم GSM مورد استفاده قرار می گيرد. GSM مخفف عبارت global system for mobile communication است.

خطرات اقتصادی ماسك

در پی شيوع بيماری مهلك سارس در شرق آسيا و سرايت سريع آن شركت هواپيمايی لوفتانزا كليه خدمه پروازی خويش را با ارائه جزوه ها و آموزش ها نسبت به نشانه های اين بيماری و نحوه برخورد با اين بيماران آشنا ساخته است. موسسه روبرت كخ در آلمان اخيرا اعلام كرد كه تمامی هواپيماها مجهز به ماسك، دماسنج و دستكش های يكبار مصرف شده اند. يكی از خوانندگان روزنامه آلمانی زود دويچه سايتونگ چنين كاری را به رغم آنكه درست خوانده اما «نوعی ريسك اقتصادی» هم دانسته است. به اعتقاد وی وجود چنين ماسك هايی در هواپيماها موجب ايجاد نوعی ترس مصنوعی و مضاعف در ميان تجاری كه قصد مسافرت حتی به نقاطی غير از شرق آسيا دارند، شده است. در حال حاضر سازمان بهداشت جهانی از تجار و مسافران خواسته تا سفر به چهار منطقه گوانگ دونگ، هنگ كنگ، ويتنام و سنگاپور را به حداقل رسانده و در صورت سفر موازين بهداشتی را كاملا رعايت كنند. در هنگ كنگ شركت آمريكايی هيولت پاكارد يك شعبه خويش را بسته است. در سنگاپور بازار بورس با آدم هايی ماسك زده فعاليت می كند.

كانادا و خروج از زير سايه

برخی ناظران معتقدند در حال حاضر به سبب فراز و نشيب های اقتصاد آمريكا به تدريج اقتصاد كانادا كه در گذشته همواره در سايه همسايه ابرقدرت خود قرار داشت، هويتی مستقل پيدا می كند. منابع طلا، مس و نفت خام در اين كشور اهميت بيشتری می يابند و دلار كانادا وضعيتی بهتر از گذشته پيدا می كند. شرايط بازار كار اين كشور نيز برای ساير كشورها می تواند نوعی رويا و آرزو باشد: از ژانويه سال 2002 تاكنون بيش از 600 هزار موقعيت شغلی جديد پديد آمد. به نوشته يك روزنامه اروپايی تنها در ماه فوريه گذشته (بهمن ماه) 55 هزار موقعيت شغلی جديد در كانادا ايجاد شد.در حالی كه نيمی از دنيا سرگرم دست و پنجه نرم كردن با ورشكستگی های مختلف است، اقتصاد كانادا رشد می كند. توليد ناخالص داخلی كانادا در سال 2002 معادل 4/3 درصد رشد داشت. اين بالاترين رشد در ميان هفت كشور صنعتی دنيا بود. كانادا همچنين در ميان هفت كشور مذكور تنها كشوری است كه انتظار مازاد بودجه را دارد. گفته شده كه در سال مالی 2003 - 2002 كانادا معادل 3/5 ميليارد يورو مازاد بودجه خواهد داشت.

مجلس وتقويت شاخص رفاه ملی

مجلس در نخستين روز كاری خود در سال 82 با تهيه يك طرح فوق العاده قصد زير و رو كردن رفاه اقتصادی و اجتماعی كشور را دارد، 40 تن از نمايندگان مجلس در روزهای پايانی اسفند 81 طرحی را تقديم صحن علنی كردند كه به موجب آن از محل قطع كامل يارانه پرداختی به حامل های انرژی، يارانه فوق العاده ای به اقشار آسيب پذير، خانواده های كم درآمد و بخش های ضعيف اقتصاد كشور پرداخت می شود.مجلس در هدفمندسازی يارانه ها پيش دستی كرده و با مكلف ساختن دولت به انجام سلسله ای از اقدامات رفاهی و ارائه تسهيلات بخش خصوصی و تعاونی در جست وجوی ضمانت اجرايی برای پياده كردن اين امر مهم است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو