Persian Archive

• دور از شرايط آماده باش
• طارق عبدالوحاد مبهوت
• فوتبال قطر تسليم نمی شود
• باشگاه های مشهور اروپا
• تقاضای غرامت قربانيان شرق از غرب
• خوب شد كه باختيم
• موفقيت بيشتر، پول بيشتر


مجيد افتخاريان : «بی ثباتی ناشی از تجاوز آمريكا به عراق در منطقه و لغو بازی های بين المللی، يأس و نااميدی را در بين ورزشكاران تيم های ملی به وجود آورده و باعث كاهش انگيزه آنها شده است. » اين جملات تنها واكنش رسمی محافل ورزشی ايران در قبال جنگ فعلی خليج فارس بود كه از زبان عيسی اسحاقی سخنگوی سازمان تربيت بدنی جاری شد. در حالی كه در بسياری از نقاط جهان ورزشكاران يا مديران ورزشی، جنگ و تجاوز نظامی را تقبيح و مذمت كردند در لابه لای سخنان سخنگوی سازمان تربيت بدنی تنها نگرانی از برگزار نشدن رويدادهای ورزشی در ايران به چشم می خورد. به طور كلی هيچ واكنش برنامه ريزی شده و مناسبی از سوی ورزشكاران و يا مربيان و مديران ورزشی ما صورت نگرفت كه در نوع خود جای تعمق دارد.

اين در حالی است كه اصولا ورزش در دنيای امروز نوعی نبرد كاملا صلح آميز به شمار می آيد و به نحوی جای درگيری های قومی و قبيله ای قديمی را در شرايطی كاملا كنترل شده و مصالحه جويانه گرفته است. به عبارت ديگر ورزش در دنيای امروز پرچمدار صلح به شمار می رود و ورزشكاران نيز سفيران اصلی دوستی و مودت بين المللی به شمار می آيند. به همين دليل تعداد زيادی از افراد مشهور ورزشی جهان مثل روبر پيرس، زيدان، ليتون هيوئيت و. . . از همان روزهای ابتدايی جنگ نفرت و انزجار خود را از هرگونه تجاوز نظامی اعلام كردند. در واقع اين اظهارنظرها به دليل ابراز شدن از سوی شخصيت های بزرگ ورزشی می توانست ابعاد وسيع تری در عرصه بين المللی پيدا كند. از سوی ديگر با انجام بازی های ورزشی در دنيا و حتی در عراق باز هم ورزش به عنوان پديده تلطيف كننده شرايط سخت جنگی به ميدان آمد. اين در حالی است كه اظهارات و مواضع ضدجنگ ورزشكاران درست در بين اخبار سيل آسای جنگ در سراسر دنيا پخش می شود و می تواند به عنوان ردپای باريكی از صلح از سوی بينندگان مورد توجه قرار گيرد و اين شرايطی است كه از سوی ورزشكاران و محافل خبری ما حداقل از جهت تبليغاتی ناديده گرفته شده است.

ورزشكاران ما هنوز فكر می كنند كه وظيفه ای جز اجرای دستورات مربيانشان ندارند و مربيان و مديران باشگاه ها و تيم ها نيز به فكر تهيه خرج و مخارج هنگفت تيم های ورزشی هستند و كمتر به استفاده از فضای تبليغاتی مناسب موجود فكر می كنند. از سوی ديگر به دليل ساختار دولتی ورزش ما، عموما ورزشكاران منتظر واكنش های رسمی سازمان ورزش می شوند و تابه حال برای استفاده از چنين شرايطی تمرينی نداشته اند. در شرايط سياسی فعلی هم كه مقامات سياسی ايران با هر دو طرف متخاصم مخالف هستند و قاعدتا نمی توان انتظار واكنش های واضحی در حمايت يكی از طرفين جنگ داشت. همين شرايط تا حد زيادی در بين ورزشكاران ما كه عموما سياسی هم نيستند به چشم می خورد. ورزشكاران ما عمدتا متعلق به نسلی هستند كه ارتباط مستقيمی با جنگ تحميلی داشته اند و به همين دليل طبيعی است كه هيچ گونه سمپاتی با حكومت عراق نداشته باشند. از سوی ديگر نيروهای مهاجم حاضر در عراق نيز به طور كلی با مخالفت جهانی در برابر جنگ مواجه شده اند و نمی توان دليلی برای حمايت از آنها تراشيد و در اصل بايد آنها را محكوم كرد. اما نبايد فراموش كرد كه ورزش اصولا نافی هرگونه جنگ در جهان است خواه در عراق باشد، خواه در هر كشور ديگری و ورزشكاران ما نيز می توانستند به موازات مخالفت جهانی با جنگ، نارضايتی خود را ابراز كنند.

اما به غير از اين مسائل، جنگ بر ورزش ما نيز سايه خود را گسترانيده است. اين روزها توجه عمومی بينندگان تلويزيون به اخبار جنگ معطوف شده و طبيعی است كه پربيننده ترين برنامه ها صحنه های درگيری جنگ باشد. در اين حالت واضح است كه تعداد تماشاگران برنامه های ورزشی هم كاهش قابل ملاحظه ای پيدا می كند و به تبع آن ورزش دچار افت می شود. از اين نظر شايد سخنان سخنگوی سازمان تربيت بدنی در مورد ايجاد شرايط يأس و بی انگيزگی در بين ورزشكاران صحت داشته باشد. از سوی ديگر قرار گرفتن ايران در همسايگی كانون جنگ و جدل عراق و آمريكا باعث فرار كردن كليه تيم های خارجی از رقابت با تيم های ايرانی است كه اين هم در نوع خود قابل توجه است. با اين وصف اعزام تيم های ملی به كشورهای ديگر و انجام ديدارهای مناسب می تواند تأثير مثبتی بر روحيه ورزشكاران ملی ما بگذارد. در ضمن بايد به اين نكته هم توجه داشت كه ممكن است جنگ در خليج فارس بيشتر از زمان وعده شده به طول انجامد كه اين مسئله خودبه خود بر مشكلات گفته شده می افزايد. اين در حالی است كه برخی از تيم های ملی ما مثل تيم المپيك فوتبال در انتظار مسابقات مهم و سرنوشت سازی در سال جاری هستند و سستی و نااميدی می تواند سبب حذف زودتر از موعد اين تيم ها بشود. در هر حال چه بخواهيم چه نخواهيم آتش جنگ ديوارهای همسايه ما را می گدازد و ورزش ما نيز مثل ديگر پديده های سياسی، اجتماعی و اقتصادی تحت تأثير آن قرار می گيرد. در اين شرايط بايد به فكر مواجهه اصولی و صحيح با اين پديده بود.


ترجمه سهيلا قاسمی : اليويه سن ژان بسكتباليست مسلمان تيم ملی فرانسه كه در سال 1996 پس از گرايش به اسلام نام خود را به طارق عبدالوحاد تغيير داد به شدت عملكرد آمريكايی ها را محكوم می كند. او يك سال پس از گرايش به اسلام به عنوان نخستين بسكتباليست فرانسوی در ليگ مشهور آمريكا (NBA) حضور يافت. اين مرد فرانسوی مسلمان و بازيكن تيم «دالاس ماوريكس» برای پرداختن به مسئله جنگ عراق دلايل فراوانی دارد. هر چند ورزشكاران حرفه ای بسيار كمی در مورد اين موضوع اظهارنظر كرده اند، اما طارق عبدالوحاد به راحتی در مورد تهاجم نظامی كشوری كه در آن توپ می زند صحبت كرده است: «موقعيت ما هر چه باشد، باز هم دو مسئله وجود دارد كه تحمل آن بسيار دشوار است. اول اينكه آمريكا به كلی از مقررات بين المللی تخلف كرده است و دوم اينكه جنگ هميشه يك تراژدی بوده و به هر قيمت شده بايد از آن اجتناب كرد. حتی برای بوش هم سر صدام هيچ بهايی ندارد. » طارق عبدالوحاد در سال 2001 نيز «ضدحمله بی اندازه آمريكايی ها» در مورد سوءقصد 11 سپتامبر را محكوم كرده بود. او با تاسف می گويد: «در فرانسه برخی افراد، اين وضعيت را نوعی همدردی با طالبان می دانستند. با اين حال، اگر اجازه دهيم آمريكا بدون كيفر به كار خود ادامه دهد، اين كار همانند كارت سفيدی برای تاييد هر كاری در جاهای ديگر است. اين همان چيزی است كه در حال حاضر شاهد آن هستيم. . . »

يك «شوی واقعی»

به نظر اين بسكتباليست «جنگ در آمريكا مثل يك شوی واقعی دنبال می شود. اگر اين جنگ به پايان برسد، مسلما ديگر هيچ كس در مورد عراق صحبتی نخواهد كرد. عراق هم مثل افغانستان به فراموشی سپرده می شود. اين مسئله بسيار غم انگيز است. نمی توانيم بگوييم وضعيت های اين چنينی آن چنان كه بايد مردم را تحت تاثير قرار می دهند. عراقی ها هم مثل افغان های بی گناه جان خود را از دست می دهند. همه اين مسائل به فراموشی سپرده خواهد شد؛ مسائلی كه زمانی بسيار مهم بودند. اين مسئله واقعا تعجب آور است. »اين بازيكن تيم ملی فرانسه (30 بازی ملی) كه پس از يك سال دوری از ميدان مسابقه، كه به دليل يك مصدوميت شديد از ناحيه زانو اواسط ماه مارس به زمين بازگشت در NBA تحت هيچ محافظت ويژه ای قرار ندارد. او می گويد: «من قربانی تفسيرها و يا ملاحظات عمومی نيستم. عجيب تر اينكه يكی از همكاران آمريكايی ام به نام نيك وان اكسل سخنانی بر عليه رئيس جمهور بوش بر زبان آورد. او كه بومی مزون ـ آلفور است اعتراف می كند كه در حال حاضر فراموش كردن بسكتبال برايش كار بسيار دشواری است. جنگ امكان می دهد كه بسياری چيزها نسبی شوند. به خصوص در اين زمان است كه می فهميم تا چه حد مزيت و برتری داريم. زمانی كه ما مشغول تمرين هستيم و يا بازی می كنيم، برخی افراد هستند كه روی سرشان بمب می ريزد و يا يكی از اعضای خانواده شان را از دست می دهند. » مخالفت او با سياست بين المللی آمريكا به هيچ وجه دليل بازگشتش به فرانسه نيست. «الان وقت ترك اين كشور نيست. بايد چيزهای بيشتر پيش بيايد تا از اينجا بروم. به عنوان مثال زمانی كه حقوق اساسی افرادی مثل من در خاك آمريكا به مسخره گرفته شود از اينجا خواهم رفت. »


در صفحه اول سايت اينترنتی سفارت فرانسه در قطر عبارت زير نوشته شده است: «به راه افتادن عمليات نظامی در خاك عراق بايد همه مسافران را بر آن دارد كه طرح سفر به قطر را به تعويق بيندازند (. . . ) به همه هموطنان مان توصيه می كنيم در شرايط فعلی به شدت احتياط كنند (. . .) » با وجود اين موضوع، پانزده مربی فوتبال فرانسوی كه برای آزمودن بخت خود به اين اميرنشين كوچك خليج فارس سفر كرده اند از قاعده مستثنی هستند. محل فرماندهی مركزی ارتش آمريكا در حدود 15 كيلومتر با دوحه، پايتخت قطر، فاصله دارد. اما اين مسئله هيچ اختلالی در تاريخ برگزاری بازی های ليگ ملی اين كشور به وجود نياورده است. هر چند جايگاه تماشاچيان به نسبت زمان صلح بسيار خالی است، اما ژان كاستنادا دروازه بان سابق آاس سنت اتين و سرمربی جديد الريان ـ باشگاه يكی از پسران امير قطر ـ معتقد است: «مسابقات به طور طبيعی روند خوبی را دنبال می كنند. » هفته آينده، ده تيمی كه در تنها ليگ قهرمانی كشور شركت دارند بايد پيش از شركت در «جام وليعهد» چند ديدار پايانی خود را به انجام برسانند. لاديسلا لوزانو، مربی فرانسوی «الخور» می گويد: «ما گسترده ترين دوران خود در زمينه فوتبال را در 50 كيلومتری دوحه آغاز كرده ايم. فرستادن مربيان خارجی به كشور زادگاه خود مدنظر مسئولان فوتبال قطر نيست. »

او در ادامه می گويد: «ما با توجه به قراردادی با باشگاه ها يا فدراسيون هايی همكاری می كنيم و بدون اجازه آنها نمی توانيم كشورشان را ترك كنيم. من به شخصه هميشه به قراردادهايی كه منعقد كرده ام افتخار می كنم. » با اين وجود اين فرانسوی تدابير خاص خود را در نظر گرفته شب قبل از حمله نظامی آمريكا او همسر و پسرش را به كاله ـ شهری كه سه سال پيش در فينال جام حذفی فرانسه هدايت آن را در دست داشت ـ فرستاده است. كريستين گوركوف قصد دارد پس از پايان قراردادش با الاتحاد در ماه مه به كشورش بازگردد. او می گويد: «دو روز اول جنگ، ترس از ضدحمله های موشكی عراق و همچنين عمليات تروريستی در داخل كشور كه به دليل حضور مركز فرماندهی آمريكايی بود به شدت وجود داشت.» مربی سابق رن می گويد كه بازيكنانش جريان عمليات را به دقت دنبال می كنند: «در باشگاه همه دائما در برابر تلويزيون نشسته و برنامه های شبكه الجزيره را تماشا می كنند. پيش از جنگ، آنها بيشتر با رژيم صدام حسين مخالفت می كردند، اما پس از حمله آمريكايی ها احساسات همبستگی اعراب و يا احساسات ضدآمريكايی در وجود آنها بيدار شده است. »

لاديسلا لوزانو كه ايرانی ها و كويتی هايی نيز در تيمش دارد می گويد كه اين بازيكنان «نگرانی زيادی از جنگ دارند.» او به منظور آماده سازی بازيكنان برای پايان فصل، جلسه آموزشی هشت روزه ای ترتيب داده بود. وی در اين مورد می گويد: «در آغاز دوره آموزشی هيچ كس در مورد جنگ حرفی نمی زد، اما امروزه همه فقط در مورد اين مسئله حرف می زنند اين مسئله هيچ تاثيری در عملكرد ورزشی آنها نداشته است و هنوز تمركز خود را دارند. آنها مردمانی هستند كه عادت دارند نظرات خود را به صورت عمومی ابراز نكنند. » در استاديوم ها هيچ تظاهراتی موافق يا مخالف جنگ ديده نشده است. پير لوشانتر سرمربی تيم ملی قطر در اين باره چنين اظهارنظر می كند: «فكر می كنم حضور مقتدرانه پليس در امارات به آنان اجازه چنين كاری را نداده است. ما همه كمی تحت نظر هستيم. » مربی سابق كامرون در عوض می گويد كه موقعيت ديپلماتيكی فرانسه موجب شده كه اتباعش در وضعيت بسيار خوبی باشند و در ميان مردم محلی محبوبيت داشته باشند. پير لوشانتر تعريف می كند: «چندی پيش يكی از مربيان ما كه مسئوليت بازيكنان زير 17 سال را به عهده دارد، به دليل تخلف رانندگی دستگير شده بود، پليس به محض اينكه فهميد او فرانسوی است بی هيچ حرفی اجازه داد كه برود. »

لوموند


نام رسمی:

Association sportive de Monaco Footbal club

نام اختصاری: As Monaco

تأسيس: 1924

لباس اصلی: پيراهن سرخ و سفيد، شلوارك سرخ و جوراب سفيد

لباس دوم: پيراهن آبی و زرد، شلوارك و جوراب آبی

آدرس:

7avenue des Castelans 98000 Monaco

تلفن: 92057473 ـ 00377

فاكس: 92052454 ـ 00377

استاديوم: لويی دوم (Louis II)

ظرفيت: 20 هزار نفر

رئيس باشگاه: ژان لويی كامپورا

سرمربی: ديديه دشان

پست الكترونيكی: info@asm-foot.mc

سايت رسمی: www.asm-foot.mc

حامی مالی: پوما، تيسكالی، فدكومينوست

افتخارات:

قهرمان لوشامپيونا هفت بار (سال های ،1961 ،1963 ،1978 ،1982 ،1988 1997 و 2000) قهرمان جام حذفی فرانسه پنج بار (سال های ،1960 ،1963 ،1980 ،1985 1991)

تاريخچه:

باشگاه موناكو با حمايت های پرنس تأسيس شد و به مرحله حرفه ای شدن رسيد. موفقيت اين تيم در سال های بعد (رسيدن به هفت عنوان قهرمانی ليگ و 5 جام حذفی و همچنين شركت در 112 ديدار جام اروپا كه يكبار نيز موناكويی ها تا مرحله فينال رسيدند) مديون اين پرسنل بود. استاديوم لويی دوم شاهكار قابل توجه اين پرنس سازنده است كه به دليل فتح سرزمينی در فونتويل شروع به ساخت اين استاديوم كرد. مجمع ورزشی موناكو در سال 1924 و پس از سازمان های ورزشی محلی متعددی تأسيس شد. رشته های مختلف ورزشی كه اين سازمان ها به آن می پرداختند موجب به وجود آمدن بخش هايی شد كه همگی استقلال مالی و اداری داشتند و زير نظر يك شورای اداری به فعاليت می پرداختند. در ميان اين رشته ها، فوتبال وارد رقابت های ملی فرانسه شد و به فدراسيون فوتبال فرانسه (FFF) پيوست. تيم فوتبال موناكو به عنوان يك تيم حرفه ای كه توسط كميته مديريتی مستقل از ساير بخش های باشگاه موناكو هدايت می شد به شكل يك تيم دسته دومی كار خود را در ليگ فرانسه آغاز كرد و اين، آغاز دوران جديدی در زمينه ورزش سلطنتی بود. عبارت «حرفه ای» جهت متفاوتی به ساختارهای فوتبال موناكو و روياهای آنها داد.

در پايان فصل 53 ـ 52 تيم موناكو به جايگاه دوم جدول دسته دوم ليگ صعود كرد و به اين ترتيب به «سطح ملی» يعنی دسته اول رسيد. سرخ و سفيد پوش ها دهه ای سرشار از موفقيت را آغاز كردند. سال ،1960 موناكو با مربی گری لوسين لودوك به فينال جام حذفی فرانسه راه يافت. در فينال نيز 4 بر 2 سنت اتين را مغلوب كرد و نخستين عنوان قهرمانی تاريخ باشگاه را به دست آورد. حضور مجدد لودوك و بازيكنانی به نام ميشل هيدالگو، آنری بيانشری، تئو و دليو اونی در فصل بعد، باعث شد كه تيم قهرمانی لوشامپيونا و جام دراگو را يكجا به دست آورد.

فصل 63 ـ 62 موناكو با پيروزی در تمامی رقابت هايی كه فدراسيون فوتبال فرانسه سازماندهی كرده بود افتخارات تازه تری كسب كرد. بهار 63 دو قهرمانی در جام حذفی و لوشامپيونا توأما به دست آمد. باشگاه در تلاش بود تا بهترين بازيكنان داخلی و خارجی را به خدمت گيرد. اين تيم بهترين تيم ممكن در كل تاريخ باشگاه بود. فصل بعد موناكو در سطح جهانی مطرح شد و در تورنمنت های مختلف و مسابقات بين المللی بسياری شركت كرد. در برزيل، آلمان، ايتاليا، بلژيك، هلند و همه كشورهايی كه فوتبال سلطان آنها است موناكو نيز حضور داشت.

فصل های بعد موناكو به تناوب، نتايج خوب و متوسط به دست آورد. پس از عنوان نايب قهرمانی ليگ در سال 64 اين گروه به نتايجی ضعيف تر دست يافت. سال 1976 لوسين لودوك دوباره سرمربی موناكو شد و شش ماه بعد اين تيم كه به دسته دوم سقوط كرده بود دوباره به سطح حرفه ای بازگشت. در پايان فصل 78 ـ 77 موناكو به طرز باورنكردنی ای قهرمان فرانسه شد و دوباره افتخار را به اين باشگاه اشرافی بازگرداند. قهرمانی فرانسه در فصل 82 ـ 81 نيز نصيب موناكويی ها شد. آرسن وانژه از ژوئيه 87 به عنوان مربی كار خود را با موناكويی ها آغاز كرد. سرخ و سفيدها در پايان اين فصل قهرمانی را از آن خود كردند و توانستند به رقابت های جام باشگاه های اروپا راه يابند. موناكو برای نخستين بار به مرحله يك چهارم نهايی اين رقابت ها راه يافت.

فصل 92 ـ 91 در جام در جام اروپا، تيم اشرافی به مرحله نهايی راه يافت. بازی فينال در استاديوم لوزليسبون برگزار شد. موناكويی ها با وجود شكست در بازی پايانی فصل بسيار خوبی را پشت سر گذاشتند. به دليل مشكلات و مصدوميت های متعدد تيم به نتايج بسيار ضعيفی دست يافت. در چنين وضعيتی آرسن وانژه ناگزير كنار رفت تا ژان لوك اتوری كاپيتان باتجربه تيم جای او را بگيرد. فصل بعد هيچ اتفاق تازه ای رخ نداد. تيم سرخ و سفيدها با در اختيار گرفتن بهترين مهاجمان ليگ سعی كرد تا بازی تهاجمی تری در پيش بگيرد تا شايد وضع عوض شود. سال 97 تلاش مسئولان به ثمر رسيد و موناكو كه پر از ستاره هايی مثل سانی اندرسون، امانوئل پتی و تيری آنری بود دوباره در صدر جدول جای گرفت.

فصل 98 ـ 97 تغييرات بسياری در تيم صورت گرفت و بازيكنان بسياری وارد تركيب تيم شدند. فصل 99 ـ 98 پس از قهرمانی فرانسه در جام جهانی آغاز شد و ستارگان خسته ای مثل بارتز، ترزگه و آنری كه در تيم ملی از نظر جسمی و روحی بسيار فرسوده شده بودند، نتوانستند كمك زيادی به تيم كنند. فصل 2000 ـ 1999 با آمدن ستارگانی مثل ماركو سيمونه و مارسلو گالاردو شروع شد. موناكو بهترين و جوان ترين تيم لوشامپيونا عصر جديدی را در بازی حرفه ای خود به وجود آورد. فصل بعد تركيب تيم به كلی عوض شد. فصل 2002 ـ 2001 با آمدن ديديه دشان، كاپيتان سابق تيم ملی فرانسه و بازيكنان جديد ديگری مثل بيرهوف آغاز شد. با اين همه تحول، موناكو وضعيتی بهتر از قبل پيدا كرد. در فصل جاری موناكو بسيار پيشرفت كرده و هم اكنون در بالای جدول است.


تقاضای غرامت قربانيان شرق از غرب

قريب به 300 تن از ورزشكارانی كه قربانی برنامه دولتی دوپينگ سازمان يافته در آلمان شرقی سابق بوده اند، از دولت امروز آلمان تقاضای غرامت كردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از برلين، دستگاه عدالت اداری شهر كلن آلمان مسئول رسيدگی به اين پرونده است و اعلام كرده كه در اين هفته تعداد دقيق شاكيان آن مشخص خواهد شد. دستگاه قضايی آلمان سرگرم جمع آوری اطلاعات در اين زمينه است و اعلام كرده كه پس از مطالعه كامل پرونده درباره آن قضاوت خواهد كرد. جمع زيادی از پزشكانی كه همگی در دوپينگ دولتی برنامه ريزی شده ورزشكاران دخالت داشته اند، از ارائه مدارك پزشكی اين ورزشكاران به دادگاه خودداری می كنند و همين امر مانع از تسريع روند رسيدگی قضايی به پرونده است. مجلس نمايندگان آلمان «بوندس تاگ» در ماه ژوئن گذشته حكم كرد كه به قربانيان دوپينگ دولتی در آلمان شرقی سابق غرامت پرداخت شود. بعد از اين اعلام، تعداد 500 پرونده شكايت به انجمن دفاع از حقوق اين ورزشكاران رسيد. به نظر كارشناسان، شماری از اين ورزشكاران به دليل شرم و يا ترس از به خطر افتادن حيات ورزشی شان و يا بروز مشكلات اجتماعی، از مطرح كردن اين موضوع در ملاء عام و يا مراجع قضايی پرهيز می كنند.

خوب شد كه باختيم

اگر به ياد داشته باشيد تيم ملی تنيس ايران در اواخر سال گذشته در مرحله اول گروه دوم آسيا و اقيانوسيه در جام ديويس، در يك نبرد فوق العاده نزديك در ورزشگاه شهيد شيرودی با نتيجه 3 بر 2 از لبنان شكست خورد و به گروه بازنده ها سقوط كرد. در اين مرحله نيز همين چند روز پيش در دوشنبه تيم تاجيكستان را شكست داد تا از سقوط مجدد به گروه سوم آسيا و اقيانوسيه مصون بماند. در عوض تاجيك ها كه در سال 2002 با ما به گروه دوم صعود كرده بودند مجددا راهی گروه سوم شدند. تا اينجای كار نكته خارق العاده ای وجود نداشت. اما جالب اينكه تيم ملی لبنان كه بايد از روز جمعه تا يكشنبه (15 تا 17 فروردين) در مرحله دوم يا نيمه نهايی گروه دوم در هنگ كنگ به مصاف تيم ملی تنيس اين كشور می رفت، از ترس ذات الريه جديدی كه در آن منطقه شايع شده از سفر به هنگ كنگ سرباز زدند و فدراسيون بين المللی تنيس ITF نيز لبنانی ها را بازنده اعلام كرد. لبنانی ها دو سال پيش نيز در لبنان در مرحله نيمه نهايی به مصاف هنگ كنگ رفته بودند، كه اتفاقا 3 بر 2 پيروز شدند. اما اين بار، بيماری كه شبيه آنفولانزا است و SARS نام گرفته نه تنها لبنانی ها بلكه هزاران مسافر ديگر به جنوب شرق آسيا را به وحشت انداخته است. اين بيماری كه فعلا درمان ندارد تا به حال 75 نفر را در سراسر جهان از پای درآورده و 2300 نفر ديگر نيز به آن مبتلا هستند.

به هر حال هنگ كنگ به ديدار نهايی راه يافت. درك لينگ كاپيتان تيم ملی اين كشور بعد از اين صعود بادآورده گفت: «بازيكنان خيلی سخت تمرين كرده و آماده بودند تا از لبنان در خاك خودمان انتقام بگيرند. » البته يك ضرر اقتصادی نيز به هنگ كنگ وارد شد چون آنها به گفته لينگ 90 هزار بليت را چاپ و توزيع كرده بودند. «فقط می توانم بگويم كه ما ترجيح می داديم كه با آنها بازی كنيم. پيروزی بدون بازی هيچ لذتی ندارد. » اما لبنانی ها كه احتمالا به توصيه روز چهارشنبه سازمان جهانی بهداشت مبنی بر سفر نكردن به اين منطقه كه تا به حال 700 نفر را مبتلا به SARS كرده، گوش داده، به اين سادگی از حكم ITF نخواهند گذشت. فدراسيون تنيس لبنان روز شنبه رسما از ITF درخواست كرد تا در رأی خود تجديدنظر كند. حال به نظر شما اگر ما در بهمن ماه در آن مسابقه نزديك و تاريخی لبنان را شكست می داديم، چه اتفاقی می افتاد؟ يا بايد مثل لبنان متحمل شكست می شديم و يا اينكه ريسك می كرديم و جوانان تيم ملی را به جايی می فرستاديم كه مردمش بدون ماسك از خانه هايشان بيرون نمی آيند. قضا و قدر و يا به هر علت ديگری كه بود، چه خوب كه باختيم.

موفقيت بيشتر، پول بيشتر

علی كفاشيان در خصوص تخصيص بودجه به فدراسيون ها به ايسنا گفت: از آنجا كه سازمان تربيت بدنی درسال 82 افزايش بودجه چندانی نداشته است فدراسيون های ورزشی را به ترتيبی كه در المپيك آتن شانس قهرمانی دارند، فدراسيون هايی كه در مسابقات آسيايی قطر مدال آورند و فدراسيون هايی كه در هيچ يك از اين دو گروه قرار نمی گيرند، تقسيم بندی شده اند. وی گفت: برنامه ريزی خود را در اين خصوص به رئيس سازمان تربيت بدنی ارائه داده ايم كه پس از دريافت نتيجه نهايی، ارديبهشت ماه ميزان بودجه هر فدراسيون را اعلام می كنيم. معاون ورزشی سازمان تربيت بدنی خاطرنشان كرد: برنامه ريزی برای ورزش های پايه و تشكيل ستاد مسابقات 2004 آتن و 2006 دوحه هركدام برای عملی شدن، نيازمند بودجه ای خاص هستند كه مجبور هستيم، بودجه فدراسيون هايی كه در مسابقات المپيك و آسيايی شانس قهرمانی ندارند را كاهش دهيم. وی همچنين گفت: برنامه ريزی و نظارت كارشناسی در نحوه فعاليت فدراسيون های ورزشی، قانونمند كردن نظارت بر باشگاه های تحت پوشش سازمان تربيت بدنی و غيره، تقويت هيأت های ورزشی و فدراسيون های ضعيف و اجرای طرح جامع تربيت بدنی و ورزش از مهم ترين محورهای كاری ديگر معاونت ورزشی سازمان تربيت بدنی به شمار می رود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو