Persian Archive

• توپ در زمين جنگ
• باشگاه های مشهور اروپا
• مرثيه برای ناصرخان
• عذرخواهی پس از 13 سال
• جنگ و ذات الريه
• 165 درصد، افزايش


امير عليزاده : در وصف ارتباط سياست با ورزش سخن ها گفته شده، اما اينكه يك جنگ چه تبعاتی را در دنيای ورزش به دنبال خواهد داشت، شايد هيچگاه به اندازه جنگ خليج فارس سوم مورد بحث قرار نگرفته باشد. علاوه بر لغو و يا تعويق چنديدن مسابقه ورزشی، بسياری از تيم ها و همچنين نويسندگان ورزشی نيز ساكت نماندند. از آغاز جنگ تا به حال مقالات وديدگاه های متفاوتی در روزنامه های معتبر و سراسری منتشر شده كه پس از اشاره ای كوتاه به چند رويداد از نظرتان می گذرد.

لغو و اعتراض

«جنگ عراق»، «جنگ سلطه»، «جنگ نفت» هرطور كه شما دوست داريد نامش را بگذاريد و يا آن طور كه آمريكايی ها و رسانه هايشان به آن «ماموريت آزادسازی عراق» می گويند، در سراسر جهان ورزش بی تاثير نبوده است.ماراتن واشنگتن كه قرار بود 23 مارس برگزار شود، لغو شد. بازی های جنوب شرق آسيا نيز كه بايد از روز شنبه 29 مارس در پاكستان شروع می شد، موكول به زمانی نامعين گشت.فدراسيون دو و ميدانی ژاپن هيچ تيمی را به مسابقات جهانی كراس كه 29 مارس در سوئيس آغاز می شد نفرستاد.ورزشكاران و دست اندركاران از عمليات تروريستی می ترسند و يا از اين بيم دارند كه با حضور خود در مسابقات ورزشی پيام اشتباهی را منتقل كنند.

مسابقه انگليس و ليختن اشتاين در گروه هفت مقدماتی جام ملت های اروپا كه شنبه گذشته در وادوز ليختن اشتاين برگزار شد و به پيروزی دو بر صفر بريتانيايی ها منجر شد نيز قرار بود كه به تعويق افتد.پليس 70 نفری اين كشور شاهزاده نشين آرام كه می دانست حدود هزار ميهمان بريتانيايی خواهد داشت كه در استاديوم 3548 راين پارك وادوز به تماشای اين بازی خواهند پرداخت، از تظاهرات ضدجنگ احتمالی و آشوب های ممكن واهمه داشت. برای همين به يوفا طی نامه ای اعلام كرد كه شايد از پس اين مسئوليت برنيايد. لذا از پليس سوئيس و اتريش درخواست كمك كرد. آنها نيز كه در ابتدا مخالف بودند سرانجام به پليس ليختن اشتاين كمك كردند و تعداد نيروها را به هزار و صد نفر رساندند. ضمن اينكه خود انگليس ها نيز با رزرو كردن هتل در سنت گالن سوئيس در 45 كيلومتری وادوز بار سنگينی را از دوش ليختن اشتاينی ها برداشتند. به همراه تيم ملی انگليس هم 30 نيروی ويژه از لندن سفر كرد تا امنيت هموطنان خود را تامين كنند. سرانجام اين مسابقه كه منبع درآمد قابل توجهی برای فدراسيون فوتبال ليختن اشتاين به شمار می رفت با موافقت بازرسين يوفا كه تشخيص دادند تمامی جوانب از سوی ليختن اشتاينی ها رعايت شده، برگزار شد.رولاند اسپلت رئيس فدراسيون اين كشور گفت: «تنها نگرانی ما اين بود كه بيش از 10 گل نخوريم كه خوشبختانه اين طور هم نشد!»

خاطرات سرگی باربارز

روزنامه «دی ولت» آلمان طی گزارش جالبی در شماره 24 مارس می نويسد: تا چند ساعت پيش از آغاز بازی هامبورگ در هفته بيست و ششم بوندس ليگا، مسئولين اين تيم سخت در تلاش بودند تا مسابقه خود را لغو كنند. برند هوفمن رئيس باشگاه به همراه ديتمار بايرس دورفر مديرعامل، كورت يارا سرمربی و نيكويان هوگما كاپيتان تيم جمعه شب در هتل تيم نشستند و همگی متفق القول بودند كه بايد به نوعی مخالفت خود را با اين جنگ نشان دهند و توپ را به گردش درنياورند. لذا هوفمن تصميم گرفت تا با همكاران خود نيز صحبت كند. او با اولی هونس مديرعامل بايرن مونيخ و ورنر هاكمن رئيس سازمان ليگ آلمان و رئيس سابق همين باشگاه هامبورگ تماس گرفت و نظر خود را با آنها در ميان گذاشت. اما صبح روز شنبه هاكمن به هوفمن خبر داد كه هيچ دليلی برای لغو بازی ها نمی بيند و هر 9 مسابقه طبق برنامه قبلی برگزار خواهند شد.

بايرس دورفر از اين تصميم مسئولين به خشم آمد. «كار صحيح اين بود كه ما اتحاد و همبستگی خود را با قربانيان جنگ و ملت عراق نشان می داديم. درست است كه نمی توانستيم چيزی را تغيير دهيم اما با اين كار موضع خود را واضح تر می توانستيم نشان دهيم. به هر جهت اميدوارم تا بازيكنان بتوانند به مدت 90 دقيقه تمامی اين اتفاقات تلخ در خاورميانه را فراموش كنند. » اما از قرار معلوم هامبورگی ها موفق به اين كار نشدند و آن بازی را با نتيجه دو بر صفر به بوروسيا مونشن گلادباخ واگذار كردند. كورت يارا پس از اين شكست گفت: «آنها نتوانستند اين جنگ را كاملا فراموش كنند اما اين نمی تواند بهانه ای برای اين باخت باشد.»جالب اينكه مهدی مهدوی كيا و سرگی باربارز بوسنيايی كه هر دو درگذشته در جنگ زندگی كرده اند بدترين بازيكنان هامبورگ در اين ديدار بودند. مخصوصا باربارز كه زندگی دشوار خود در دوران جنگ بوسنی را به ياد می آورد. «من در روزهای گذشته اين جنگ را دنبال كردم چون در كشورم چنين وضعی را تجربه كرده ام. كل خانواده من در جنگ بود. جنگ بدترين اتفاق ممكن در قرن بيست و يكم است. تمامی آن خاطرات دوباره زنده شده اند. »

بارسا برای صلح

مجله اشپيگل از اعتراض باشگاه بارسلونا نسبت به جنگ گزارش داد. آبی و بنفش ها پيش از مسابقه هفته گذشته مقابل ريسينگ سانتاندر پارچه بزرگی را بالا گرفتند كه به زبان كاتالانی روی آن نوشته شده بود: «Barca per la pau El»بارسا برای صلح. وسط اين پلاكارد لوگوی باشگاه به وضوح ديده می شد. بارسلونا آن بازی را شش بر يك برد اما بزرگترين پيروزی را به نوشته مطبوعات كاتالان پيش از مسابقه به ارمغان آورد.تمامی بازيكنان بارسا، مربی و مسئولين همين شعار را روی پيراهن های خود كه قبل از آغاز مسابقه آنها را پوشيده بودند نيز داشتند. تماشاچيان حاضر در نوكمپ ازجا برخاستند و آنها را تشويق كردند. دولت اسپانيا كه در مادريد رقيب و دشمن ديرينه مردم كاتالان مستقر است به همراه انگليس و آمريكا از حاميان اصلی جنگ عراق محسوب می شود. در هفته های اخير خوزه ماريا آزنار نخست وزير اسپانيا با مخالفت 90 درصدی مردم كشورش علی الخصوص مردم كاتالان روبه رو شده است. اين خصومت كه در اسپانيا وارد فوتبال نيز شده است، موجب شد تا بارسا شعارش را نيز به زبان كاتالانی بنويسد. در همان روز مسابقه خوان كلوس شهردار سوسياليست بارسلونا سياست های مادريد را ساخت، مورد انتقاد قرار داد و اين جنگ را غيرقانونی خواند. دوشنبه هفته گذشته نشريه تخصصی «اسپورت» كه در بارسلونا منتشر می شود از اين حركت سياسی بازيكنان و صاحبان تمجيد كرد. روزنامه «لاوان گوارديا» LaتVanتguardia نيز نوشت كه بازيكنان بارسا با اين كار نه تنها برای صلح قدم گذاشتند بلكه نشان دادند كه فوتباليست ها افرادی خودخواه و بی احساس نيستند.

هيستری

يوزف كلنبرگر در شماره 26 مارس روزنامه زود دويچه سايتونگ در مقاله ای نسبتا بلند به ديدگاه فرانس بكن باوئر و ژاك روژه حول مسئله جنگ اشاره كرده و اتفاقات شهر لايپزيگ يكی از كانديداهای ميزبانی المپيك 2012 را به قلم كشيده است:اگر مسئله ورزش و جنگ در ميان باشد، بايد اول از همه نزد فرانس بكن باوئر رفت. او جام جهانی 2006 را به آلمان آورد و همه كاره آن به شمار می رود. به عبارت ديگر عالی رتبه ترين سفير ورزش آلمان است. او گفته كه از جنگ خسته شده است. نه به اين خاطر كه وحشتناك است بلكه به دليل اينكه همواره از آن صحبت می شود. «من هر روز تعداد موشك ها و بمب های آمريكايی ها را نمی شمارم. در چند روز گذشته اصلا اخبار را تماشا نكرده ام چون از اين هيستری می خواهم دور باشم. »

هيستری؟ بكن باوئر هنگامی كه به شهر لايپزيگ برود بايد توضيح بيشتری در مورد اين لغت بدهد. شهری كه يكی از محل های برگزاری جام جهانی 2006 خواهد بود، كانديدای ميزبانی المپيك 2012 هم هست و با تظاهرات روزهای اخير توجه خيلی ها را به خود جلب كرده است. روز دوشنبه 50 هزار نفر به خيابان ها رفتند و اعتراض خود را نسبت به اين جنگ نشان دادند. اين تظاهرات حتی در نيويورك تايمز روزنامه يكی از رقبای لايپزيگ برای ميزبانی المپيك نيز انعكاس يافت. در آنجا نويسنده مقاله به طرز متفكرانه ای به اين موضوع اشاره كرده بود كه همان مردمی كه در دهه 90 رژيم كمونيستی را سرنگون كردند، حالا بر ضد آمريكا تظاهرات می كنند.

حتی ولفگانگ تيفنزه شهردار لايپزيگ نيز با افتخار از شهر به همراه مردم در اين تظاهرات گسترده شركت كرد. حال بايد ديد كه اين افتخار ملی برای كسب ميزبانی المپيك بيشتر به نفع اين شهر خواهد بود يا به ضرر آن. كلائوس اشتاين باخ رئيس كميته ملی المپيك آلمان كه روز 12 آوريل كانديدای نهايی آلمان را از ميان لايپزيگ، اشتوتگارت، هامبورگ، دوسلدورف و چند شهر ديگر برخواهد گزيد، عدم رضايت خود را از اين حركت لايپزيگی ها و اثرات آن در پيشرفت ورزش آلمان شرقی با لحن شديدی اعلام كرد.كمی زيركانه تر از اشتاين باخ، ژاك روژه رئيس بلژيكی كميته بين المللی المپيك IOC با مسئله جنگ برخورد می كند. او نمی خواهد مثل همتای پيشين خود سامارانش پيام آور صلح باشد، اما به راحتی هم نمی تواند در اين روزها بی طرفی خود را اعلام كند. او در گفت وگو با روزنامه اسپانيايی «ال پائيس» گفت: «من در مورد جنگ يك نظر شخصی دارم. به عنوان يك انسان مخالف اين جنگ هستم. ولی من سياستمدار نيستم، بلكه رئيس يك سازمان غير سياسی ام. ما هيچگاه نخواهيم گفت كه چه كسی حق دارد و چه كسی ناحق. »اما روژه به خوبی می داند كه اين جنگ چه پيامدهايی را برای المپيك خواهد داشت. فراتر از آتن ،2004 جايی كه المپيك بايد دوباره پشت شديدترين تدابير امنيتی پنهان شود.

بعد از 11 سپتامبر، نيويورك به عنوان كانديدای شكست ناپذير المپيك 2012 تلقی می شد اما حالا بعيد است كه IOC سه سال ديگر تصميم به برگزاری المپيك در آمريكای جورج بوش بگيرد. پس همه نگاه ها به سوی اروپا و موضع گيری هايش نسبت به جنگ خواهد بود. در كنار مسكو، مادريد و يك شهر آلمانی، لندن و پاريس هم از كانديداهای اصلی به شمار می روند. علاوه بر اين پس از تخريب ساختمان كميته ملی المپيك عراق توسط آمريكايی ها IOC نمی تواند چندان هم نسبت به جنگ بی تفاوت باشد. نگارنده در پايان اين مقاله به واكنش ها در آمريكای جنوبی اشاره كرده و باز هم به حرف بكن باوئر بازمی گردد: ديه گو آرماندو مارادونا در كوبا جورج بوش را يك «قاتل» خواند، تيم سابقش بوكاجونيورز نيز مثل دپورتيوو كالی كلمبيا روی يك نوار با شعار «No a la Guerra » اعتراض خود را نسبت به جنگ بيان كردند. احتمالا بكن باوئر اين ديدگاه های متفاوت در سراسر جهان را كه در آمريكا و انگليس موافق و در ساير نقاط مخالف جنگ هستند، هيستری ناميده است.

دردسر لژيونرهای فرانسوی

فرانسوی ها و انگليسی ها هيچگاه همديگر را دوست نداشتند. اين نكته جديدی نيست. اما آدريان شومپف وكيل آلمانی و استاد دانشگاه سوری در گيلفورد انگلستان كه هر هفته در ستون خود در مجله اشپيگل به فوتبال جزيره می پردازد، از تشديد اين نفرت بعد از شروع جنگ و اختلاف نظر شديد اين دو ملت درباره جنگ پرداخته است. او هفته گذشته در ستون خود نوشت:اجتناب فرانسوی ها برای شركت در جنگ عراق، آنتی پاتی انگليس ها نسبت به آنها را بيش از پيش افزايش داد. در اين ميان لژيونرهای فرانسوی حاضر در آرسنال كه تعدادشان به 6 نفر می رسد، روزگار سختی را در انگلستان سپری می كنند. ساعت 12 هر شنبه در شبكه پنجم راديوی بی بی سی پخش مستقيم مسابقات ليگ برتر آغاز می شود. هفته گذشته هم گزارشگران از كنار زمين كار خود را دنبال كردند، اما اين بار برنامه بی بی سی كاملا متفاوت از هفته های قبلی بود. مجری حاضر در استوديو گفت: «خوب، حالا می رويم به بازی منچستر يونايتد و فولهام، اما به محض اينكه اتفاق جديدی در عراق بيفتد برمی گرديم. »

در حقيقت همين گونه نيز بود. در طول بازی به نوبت از ميدان فوتبال و ميدان جنگ گزارش می شد. گاهی اوقات نمی شد فهميد كه منظور گزارشگر كه فرياد می زد «هدف! باز هم هدف» گل های فان نيستلروی بود و يا موشك های آمريكا به صحرای عراق. ارتباط ورزش و سياست در ادبيات انگليسی از همان سنين كودكی آغاز می شود. مثلا در سری كتاب های كودك «Horrible Histories» تاريخ جنگ جهانی دوم به صورت نتيجه مسابقات فوتبال بيان شده است. برای نمونه نوشته شده كه هيتلر به علت زمستان روسيه نتوانست مسكو را فتح كند. پس زمستان يك ـ هيتلر صفر. حتی امروز نيز روزنامه خشك و منطقی فايننشال تايمز در صفحات ورزشی خود از استعارات جنگی استفاده می كند. مثلا بازی ليورپول و سلتيك گلاسكو در مرحله يك چهارم جام يوفا را «نبرد بزرگ بريتانيا كبير» ناميد.اما از زمان شروع جنگ و علی الخصوص از شنبه گذشته، جنگ نه تنها از لحاظ ادبياتی بلكه از لحاظ ورزشی نيز روی ليگ برتر اثر می گذارد. پس از اينكه روبر پيرس هافبك فرانسوی آرسنال در يك گفت وگوی ساده با يك راديوی فرانسوی اعلام كرد كه اگر اروپاييان برای اعتراض به جنگ قصد توقف بازی ها را داشته باشند، او نيز قصور نخواهد كرد، روزنامه های جنجالی «سان» و «ميرور» كه اولی موافق سرسخت و دومی مخالف جنگ هستند، فردای آن روز تيتر زدند كه پيرس می خواهد اعتصاب كند. پيرس در آن مصاحبه گفته بود كه هموطنانش در آرسنال با او هم عقيده هستند. از آنجا كه نيمی از فرانسه برای «توپچی ها» توپ می زنند، اين تهديد بايد جدی گرفته شود.فرانسوی های آرسنال بعد از آن با گل های پاسكال سيگان و پاتريك ويرا اورتون را دو بر يك شكست دادند و اكثر مطبوعات نيز روز دوشنبه تهديدهای پيرس را فراموش كرده بودند. به جز جف پاول ستون نويس ورزشی «ديلی ميل» كه همچنان از انتقاد پيرس وانگذاشت.

«پس روبر پيرس آماده است كه اعتصاب كند. چه خوب. پس موسيو پيرس تهديد می كند كه در سرزمين مادر دموكراسی، اگر نيروهای ما به جنگ يكی از بی رحم ترين حاكمان و ديكتاتورهای مستبد برود، ديگر فوتبال بازی نمی كند؟ چه قهرمانی! اما از سوی ديگر چه انتظار ديگری می توان داشت؟ ناشكری فرانسوی بی حدومرز است. فقط بايستی به ياد آورد كه شارل دوگل روزی گفت كه فرانسه سال 1944 خودش، خودش را آزاد كرد!»

منطق بيشتر در خارج جزيره

برخلاف برخی از مطبوعات انگليسی، مطبوعات غيرانگليسی با محافظه كاری بيشتری به ارتباط سياست و فوتبال در بريتانيا نگاه می كنند. اريك اگرس پنج شنبه در روزنامه «تاگس سايتونگ» آلمان سكوت فوتبال انگليس در قبال جنگ را اين گونه توضيح می دهد كه فوتبال مدرن روز به روز بيشتر از دنيا جدا شده و دنيای خود را می سازد. سرمقاله «ايونينگ پست» بعداز ورود انگليس به جنگ در سال 1914 جای هيچ شبهه ای را باقی نگذاشت. «حالا ديگر وقت فوتبال نيست. ملت دغدغه های ديگری دارد. جوانانی كه فوتبال بازی می كنند و جوانانی كه تماشا می كنند هم اينك وظايف مهم تری دارند. سرزمين پدری شان آنها را فرا می خواند. آنها بايد در بازی بزرگ شركت كنند. اين بازی جنگ است، برای مرگ و زندگی. »

پس در آن زمان فوتبال به عنوان فعاليتی ميهن دوستانه تلقی نمی شد. اتحاديه فوتبال انگليس حتی زمين ها و استاديوم ها را برای كمك به ارتش در اختيار نظاميان قرار داد. پس از شروع جنگ جهانی دوم در سال 1939 نيز توپ در جزيره در گردش نبود. اما واكنش فوتبال بريتانيا به جنگ امروز چيست؟ امروز وضعيت به كلی فرق می كند. فوتبال انگليس روز به روز خودمختارتر می شود. هيچ چيز در استاديوم های جزيره نشان از يك جنگ در خاورميانه نيست. نه پلاكاردی و نه تی شرتی زير پيراهن يك بازيكن كه شعارهای سياسی داشته باشد. هيچ يك از تماشاچيان نيز صورت خود را نقاشی نكرده اند. حتی گزارشگرانی كه در سابق از دايره لغات جنگی اهداف ژورناليستی خود استفاده می كردند، در اين روزها بيشتر احتياط می كنند. در صفحات ورزشی روزنامه های بزرگ انگليس نيز هيچ گونه بحثی صورت نمی گيرد.

«راينهارد زوگل» نيز درباره رابطه ورزش و جنگ در روزنامه «فرانكفورتر روند شائو» نوشت:موضع تدافعی ورزش در برابر جنگ بوش مقابل عراق قابل درك است. درست به همين خاطر كه ورزش جزيره نيست بلكه جزيی از جامعه است. چرا يك ورزشكار بايد كارش را كنار بگذارد، وقتی كه در ساير بخش ها مثل اقتصاد زندگی ادامه دارد؟ چرا وقتی كه هيچ خطری جان بازيكنان و تماشاچيان را تهديد نمی كند، نبايد مسابقات را برگزار كرد؟در مورد تاثير ورزش بر سياست همواره اغراق شده است. ورزش تنها برای نشان دادن رفتار و اخلاق درست به كار می آيد. با اين حال درست است كه ورزشكاران نگران و صلح طلب، ضدترور و خشونت كاری انجام دهند. اما نبايد حتما توقف مسابقات معنی شود. اگر اين طور باشد كليه مسابقات ورزشی در سراسر جهان بايد لغو شوند چون هميشه در يك جايی جنگ هست و عده ای بی گناه كشته می شوند.


استاديوم

استاددورای:

جوجه عقاب ها تا آغاز حرفه ای شدنشان در سال 1932 در استاديوم لئولاگرانژ بازی می كردند، اما نيسی ها استاديوم ديگری به نام محله محل استقرار آن يعنی «سن موريس» طراحی كرده بودند. البته اين استاديوم به نام خيابان آن يعنی «رای» نيز ناميده می شد. نام اين خيابان برای هميشه روی استاديوم باقی ماند.سال های 1950 تا 1960 دوران طلايی اين باشگاه بود. جوجه عقاب ها در اين دوران چهار عنوان قهرمانی ليگ و دو قهرمانی جام حذفی را به دست آوردند (يك قهرمانی جام حذفی در سال 1997) و دو بار به مرحله يك چهارم نهايی جام اروپا رسيدند.همه اين عناوين در استاددورای واقع در قلب پنجمين شهر فرانسه به دست آمد.اين استاديوم پس از بازسازی اش زيباترين دوران خود را سپری كرد و شاهد حضور بيشترين ميزان حضور تماشاگر شد. طلايی ترين روز استاديوم، چهارم فوريه 1960 و زمان ميزبانی رئال مادريد در مرحله يك چهارم نهايی جام اروپا و برای دومين بار بود. نيسی ها علی رغم پيروزی خانگی سه برد و توسط مادريدی ها حذف شدند. چرا كه بازی برگشت چهار بر صفر به نفع رقيب بود.با اين حال ركورد حضور تماشاگر در استاديوم به تاريخ چهاردهم مارس 1957 و ديدار بين نيس و ريسينگ كلوب دو فرانس، از سری مسابقات ليگ مربوط می شود. آن روز 22 هزار و 740 نفر برای تماشای اين مسابقه در استاديوم حضور داشتند.

از سال 1964 به بعد با سقوط المپيك ژيمناست دو نيس به دسته دوم حضور مردم در استاديوم به كلی با تغيير مواجه شد. اين باشگاه چندين بار به دسته اول راه يافت و دوباره سقوط كرد. علی رغم حضور بازيكنان متعددی كه در سطح بين المللی بازی می كردند مثل بژكوويچ يا براوو در سه دهه گذشته بهترين عنوان به دست آمده توسط اين باشگاه مقام ششمی لوشامپيونا بود كه در سال 1989 به دست آمد.هواداران سرخ و سياه پوش ها در جام حذفی فرانسه 1997 كمی تسكين پيدا كردند. هشت هزار طرفدار اين تيم، آن سال در استاديوم پارك دپرنس شاهد پيروزی نهايی نيس در برابر گنگان بودند. اين پيروزی موجب شد كه «رای» ميزبان دو ديدار جام برندگان جام سال 1998 شود. حاصل اين ميزبانی، يك پيروزی سه بر صفر در برابر كيلما رنوك و يك تساوی دو بر دو در برابر اسلاويا پراگ بود.استاديوم 18 هزار و پانصد نفر را می تواند در خود جای دهد اما در حال حاضر فقط گنجايش 15 هزار و 761 نفر را دارد. در حدود پنج طرح برای بازسازی آن در حال بررسی است. به احتمال زياد استاديوم برای فصل 2006 - 2005 با تغييرات بسياری مواجه می شود و ظرفيت آن نيز به 22 تا 30 هزار نفر خواهد رسيد. طی مراحل ساخت و ساز نيسی ها از استاديوم «شارل ارمان» واقع در «وار» استفاده خواهند كرد.

سرمربی:گرنوت رور

گرنوت در سال 1953 در مانهايم آلمان متولد شد. او در بايرن مونيخ توپ می زد و يكی از بازيكنان خوب آلمان محسوب می شد. يك مصدوميت شديد موجب شد كه او مونيخ را ترك كند. در سال 1977 به بوردو پيوست و تا سال 1988 نيز در آنجا بود. او مدت ها در كنار ژيرس و زير نظر امه ژاكه بازی می كرد. سال 1991 مربی بوردو شد و تا پايان فصل بعد نيز در آنجا ماند. سال 1996 دوباره به بوردو بازگشت. سال 98 برای مديريت باشگاه فرانكفورت به آلمان رفت اما تنها نه هفته در آنجا ماند. رور از تاريخ 30 ژوئن 2001 هدايت تيم نيس را به عهده گرفته و در همين مدت كوتاه تحول عظيمی در تيم به وجود آورده است. بازيكنان او به طرز غيرقابل باوری پركار و همبسته شده اند و گويی مشكلات مالی هيچ اثری بر آنها ندارد. اين مربی سختگير كه خود سابقا يك مدافع سرسخت بود به بچه ها آموخته كه از پول بگذرند و آنقدر بجنگند تا از سقوط به دسته سوم به دليل كسری بودجه نجات پيدا كنند. اين سازماندهی بی سابقه موجب شده كه در اين فصل نيس بارها و بارها تيم های صاحب نام را شكست دهد و حتی چندين بار نيز در سه جايگاه نخست جدول قرار گرفته است وضعيت جديد نيس - تيمی بدون ستاره - را بايد مديون اين آلمانی پركار دانست.

اسطوره ها

ژواكين واله بنيتز: بنيتز به همراه برادرش لوئيز (بازيكن تيم ملی اسپانيا) به نيس پا گذاشت. او از سال 1938 تا 1948 در اين تيم ماند. بنيتز به عنوان يكی از اسطوره ای ترين ستارگان گلزنی تاريخ نيس در خاطر فرانسوی ها مانده است. بنيتز در 407 ديدار 339 گل برای جوجه عقاب ها به ثمر رساند.

ژان لوچيانو

لوچيانو يكی از تكنيكی ترين بازيكنان نيس بود كه در سال ،1938 درست در 17 سالگی وارد اين تيم شد. در آن زمان نيس در دسته دوم حضور داشت. پس از جنگ لوچيانو به استاد فرانسه پيوست و در سال 1948 دوباره به نيس بازگشت. او چهار بار به عنوان بازيكن نيس در تيم ملی حاضر شد و جزو نخستين فرانسويانی بود كه در باشگاه های بزرگ خارجی توپ زد. او دو سال بعد به رئال مادريد پيوست و سپس در سال 1955 دوباره به نيس بازگشت. از 1958 تا 1962 مربيگری اين تيم را به عهده داشت و در سال 1959 نيز به همراه آنان قهرمان شد.

دانيل براوو

دانيل ملقب به شاهزاده كوچولوی رای از 1980 تا 1983 برای نيس توپ زد و سپس به موناكو رفت. از 1987 تا 1989 دوباره پيراهن تيم نيس را به تن كرد و بعد تا سال 96 به پاری - سن - ژرمن پيوست. فصل 98 -97 نيز در پارما حضور داشت و دوباره به نيس بازگشت. اين هافبك دفاعی، تمام دنيای حرفه ای خود را با رنگ سرخ و سياه نيس پيوند داده بود. اولين ديدار رسمی او در ژوئيه 1980 با اين تيم بود و در سال 2000 نيز با پيراهن نيس بازنشسته شد.

وضعيت فعلی

نيس با استفاده از چند مهره گمنام اما موثر كه بيشترشان را از همسايه بزرگش مارسی به امانت گرفته است فصل را بسيار پرقدرت آغاز كرد و حتی در اواسط فصل به صدر جدول لوشامپيونا و بالاتر از مارسی و ليون تكيه زد. اين در حالی بود كه بحران مالی نيس اگر با اغماض مسئولان ليگ اول فرانسه سرسری گرفته نمی شد می توانست مانع از حضور آنان در لوشامپيونا شود. اين بحران همچنان پابرجاست و ممكن است بالاجبار نيس كوچك را به دسته های پايين تر بفرستد، حتی اگر آنها قهرمان شوند. اين تيم در حال حاضر در جايگاه هشتم قرار دارد.


مرثيه برای ناصرخان

«خسته نباشی ناصرخان، خداحافظ» اين تيتر پرطمطراق روز شنبه يكی از صفحات روزنامه پيروزی بود. در اين مطلب كه نگارنده آن سعی كرده بود تمام احساساتش را بر روی كاغذ جاری كند از خداحافظی ناصر ابراهيمی به عنوان ضايعه ای پرسوزوگداز ياد شده است. در اين مطلب از ابراهيمی به عنوان كسی كه از رابطه و باندبازی دور بوده ياد شده و شاگردان دست پرورده او را نيز كه تعداد آنها كم نيست نام برده اند، اما در بين آنها نام هايی مثل گل محمدی، دايی، كريم باقری، سعداوی، ميناوند، هاشمی نسب و. . . تا آنجايی كه در ذهن ماست حكم شاگرد ناصر ابراهيمی را ندارند.در اينكه ناصر ابراهيمی خدمات شايانی به فوتبال ايران كرده ترديدی نداريم، اما واقعيت اين است كه دوره مربيان قديمی در فوتبال ايران سرآمده است و اگر غير از اين بود علی پروين او را از دست نمی داد. به هر حال اين احساسات اغراق آميز در شرايط فعلی نمی تواند پاسخ مناسبی بر انتقادات سيل آسای طرفداران پرسپوليس باشد.

عذرخواهی پس از 13 سال

13 سال بعد از متلاشی شدن حكومت كمونيستی در جمهوری چك، فدراسيون فوتبال اين كشور بابت رفتارهای نامناسبی كه در طول دوران سياه حكومت كمونيستی بر فوتبال اين كشور حاكم بود، رسما از باشگاه ها عذرخواهی كرد و دست به كار احقاق حقوق پايمال شده قربانيان آن رژيم شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از پراگ، «يان اوبست» رئيس فدراسيون فوتبال جمهوری چك در اجلاس مجمع عمومی روسای باشگاه ها رسما از آنها بابت رفتارهای نامناسبی كه در طول دوران حكومت كمونيستی بين سال های 1989-1948 در فوتبال اين كشور حاكم بود، عذرخواهی كرد. سركوب بازيكنان و مديران، رفتارهای تبعيض آميز در برخورد با باشگاه ها، ساماندهی امور باشگاه ها براساس معيارهای تفكر كمونيستی از جمله رفتارهای بدی بود كه در طول حكومت كمونيست ها بر فوتبال جمهوری چك حاكم بود. يكی از باشگاه هايی كه قربانی اين سركوب بود، اف ك تپليچه بود كه به دليل هم مرز بودن با كشور آلمان، در حاليكه تيم سوم باشگاه های دسته اول بود عمدا به دسته دوم سقوط داده شد. برای احقاق حقوق قربانيان سياست سركوب، امروز كميسيون تحقيقی در فدراسيون فوتبال چك داير شده و به تحقيق در اين زمينه می پردازد اگرچه تحليلگران راه اندازی اين نهاد را با تاخير می دانند و معتقدند كه اين كار می بايست زودتر از اينها انجام می شد. كمونيست ها در برخورد با باشگاه ها حتی به اسامی سنتی و ديرينه آنها هم رحم نكردند و نام بسياری از باشگاه ها را تغيير دادند. اسپارتا پراگ بزرگ ترين تيم جمهوری چك هم به اين دليل توانست همچنان در قله قدرت باقی ماند كه تمام عيار تبديل به يك باشگاه از شهر مسكو در شوروی سابق شد. اين تيم همچنان نام خود را حفظ كرد اما رقيب ديرينه آن اسلاويا پراگ دوباره نام قبلی خود را «دينامو پراگ» بازيافت. تيم بوهميانز ديگر تيم بزرگ پراگ نام خود را به سی كی دی استالينگراد تغيير داد. تيم اسلاويا كه همواره از او به عنوان نماد توده سرمايه دار و روشنفكر جامعه جمهوری چك ياد می شد، نه تنها نام ديرينه و شكل هميشگی پيراهن خود را از دست داد بلكه ورزشگاه قديمی اش هم به دست دولت تخريب شد تا مجسمه ای بزرگ از «استالين» در آن نصب شود. استالين از سياستمداران و تئوريسين های مشهور رژيم كمونيستی شوروی سابق بود. اسلاويا اندكی بعد تيم اول خود را هم از دست داد تا تيم ارتش جايگزين آن شود و اين تيم خود به خود در دسته اول هم جای گرفت. با همه اين سركوب ها بازيكنان فوتبال حداقل اين توفيق را داشتند كه زندانی نشدند زيرا تيم هاكی روی يخ چك كه در سال 1949 قهرمان جهان شد، يك سال بعد همگی به دليلی كه ذكر نشده است، زندانی شدند. اينك بعد از گذشت سال ها، كميسيون تحقيق فدراسيون فوتبال چك دست به كار احقاق حقوق پايمال شده قربانيان حكومت سركوب كمونيست ها شده است.

جنگ و ذات الريه

باشگاه فوتبال اورتون انگليس اعلام كرد كه به علت شيوع بيماری ذات الريه ناشناخته در جنوب چين، برنامه سفر به اين كشور برای شركت در يك دوره مسابقات چهارجانبه را كه برای ماه مه برنامه ريزی شده است به احتمال قوی به هم می زند.به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن، طبق اعلام اين باشگاه تاريخ اين مسابقات برای روزهای 23 تا 25 مه (2 تا 4 خرداد) در شهر شنژن در جنوب چين برنامه ريزی شده است. اورتون اعلام كرده كه به دقت اوضاع بهداشتی منطقه را تحت نظر و مطالعه دارد تا در صورت حاد شدن اوضاع بهداشتی منطقه برنامه سفر به چين را به هم بزند. اين مسابقات چهارجانبه ميان تيم های اورتون و استون ويلا ديگر تيم انگليسی و دو تيم شنژن و شاندونگ از دسته اول باشگاه های چين در ورزشگاه 30 هزار نفری شهر شنژن برگزار می شود. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی بيماری ذات الريه ناشناخته به ويژه در جنوب چين شيوع نگران كننده ای داشته و تاكنون در سراسر جهان 81 قربانی گرفته است. اين سازمان به اتباع خارجی توصيه می كند كه به جنوب چين و هنگ كنگ سفر نكنند.ظاهرا به غير از جنگ دلايل ديگری نيز برای لغو مسابقات ورزشی به وجود آمده است.

165 درصد، افزايش

معاون برنامه ريزی و امور حقوقی مجلس و امور هماهنگی استان های سازمان تربيت بدنی از افزايش 165 درصدی بودجه عمرانی ورزش كشور در سال جاری خبر داد.سردار محمد درخشان در آيين معارفه مدير كل جديد تربيت بدنی استان مازندران در ساری گفت: با وجود اعلام دولت مبنی بر عدم افزايش بودجه سال جاری، شاهد افزايش 165 درصدی بودجه سازمان تربيت بدنی در بخش عمرانی هستيم.وی افزود: اگر بودجه های استانی هم افزايش يابد علاوه بر تكميل پروژه های نيمه تمام در مكان هايی كه نياز است پروژه جديد شروع خواهد شد. وی بودجه عمرانی سال گذشته سازمان تربيت بدنی را يك هزار و 70 ميليارد ريال اعلام كرد و افزود: كل بودجه ورزش كشور پارسال 70 ميليارد ريال بود.وی با اشاره به وجود امكانات و تجهيزات لازم در ورزش كشور برخی از مشكلات موجود را مشكل سخت افزاری اعلام كرد. درخشان ادامه داد: يكی از برنامه های سازمان، تقويت بودجه ورزش كشور و افزايش بودجه فدراسيون های موفق ورزش است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو