|

امير عليزاده : در وصف ارتباط سياست با ورزش سخن ها گفته شده، اما اينكه يك جنگ چه تبعاتی را در دنيای ورزش به دنبال خواهد داشت، شايد هيچگاه به اندازه جنگ خليج فارس سوم مورد بحث قرار نگرفته باشد. علاوه بر لغو و يا تعويق چنديدن مسابقه ورزشی، بسياری از تيم ها و همچنين نويسندگان ورزشی نيز ساكت نماندند. از آغاز جنگ تا به حال مقالات وديدگاه های متفاوتی در روزنامه های معتبر و سراسری منتشر شده كه پس از اشاره ای كوتاه به چند رويداد از نظرتان می گذرد.
• • •
لغو و اعتراض
«جنگ عراق»، «جنگ سلطه»، «جنگ نفت» هرطور كه شما دوست داريد نامش را بگذاريد و يا آن طور كه آمريكايی ها و رسانه هايشان به آن «ماموريت آزادسازی عراق» می گويند، در سراسر جهان ورزش بی تاثير نبوده است.ماراتن واشنگتن كه قرار بود 23 مارس برگزار شود، لغو شد. بازی های جنوب شرق آسيا نيز كه بايد از روز شنبه 29 مارس در پاكستان شروع می شد، موكول به زمانی نامعين گشت.فدراسيون دو و ميدانی ژاپن هيچ تيمی را به مسابقات جهانی كراس كه 29 مارس در سوئيس آغاز می شد نفرستاد.ورزشكاران و دست اندركاران از عمليات تروريستی می ترسند و يا از اين بيم دارند كه با حضور خود در مسابقات ورزشی پيام اشتباهی را منتقل كنند.
مسابقه انگليس و ليختن اشتاين در گروه هفت مقدماتی جام ملت های اروپا كه شنبه گذشته در وادوز ليختن اشتاين برگزار شد و به پيروزی دو بر صفر بريتانيايی ها منجر شد نيز قرار بود كه به تعويق افتد.پليس 70 نفری اين كشور شاهزاده نشين آرام كه می دانست حدود هزار ميهمان بريتانيايی خواهد داشت كه در استاديوم 3548 راين پارك وادوز به تماشای اين بازی خواهند پرداخت، از تظاهرات ضدجنگ احتمالی و آشوب های ممكن واهمه داشت. برای همين به يوفا طی نامه ای اعلام كرد كه شايد از پس اين مسئوليت برنيايد. لذا از پليس سوئيس و اتريش درخواست كمك كرد. آنها نيز كه در ابتدا مخالف بودند سرانجام به پليس ليختن اشتاين كمك كردند و تعداد نيروها را به هزار و صد نفر رساندند. ضمن اينكه خود انگليس ها نيز با رزرو كردن هتل در سنت گالن سوئيس در 45 كيلومتری وادوز بار سنگينی را از دوش ليختن اشتاينی ها برداشتند. به همراه تيم ملی انگليس هم 30 نيروی ويژه از لندن سفر كرد تا امنيت هموطنان خود را تامين كنند. سرانجام اين مسابقه كه منبع درآمد قابل توجهی برای فدراسيون فوتبال ليختن اشتاين به شمار می رفت با موافقت بازرسين يوفا كه تشخيص دادند تمامی جوانب از سوی ليختن اشتاينی ها رعايت شده، برگزار شد.رولاند اسپلت رئيس فدراسيون اين كشور گفت: «تنها نگرانی ما اين بود كه بيش از 10 گل نخوريم كه خوشبختانه اين طور هم نشد!»
خاطرات سرگی باربارز
روزنامه «دی ولت» آلمان طی گزارش جالبی در شماره 24 مارس می نويسد: تا چند ساعت پيش از آغاز بازی هامبورگ در هفته بيست و ششم بوندس ليگا، مسئولين اين تيم سخت در تلاش بودند تا مسابقه خود را لغو كنند. برند هوفمن رئيس باشگاه به همراه ديتمار بايرس دورفر مديرعامل، كورت يارا سرمربی و نيكويان هوگما كاپيتان تيم جمعه شب در هتل تيم نشستند و همگی متفق القول بودند كه بايد به نوعی مخالفت خود را با اين جنگ نشان دهند و توپ را به گردش درنياورند. لذا هوفمن تصميم گرفت تا با همكاران خود نيز صحبت كند. او با اولی هونس مديرعامل بايرن مونيخ و ورنر هاكمن رئيس سازمان ليگ آلمان و رئيس سابق همين باشگاه هامبورگ تماس گرفت و نظر خود را با آنها در ميان گذاشت. اما صبح روز شنبه هاكمن به هوفمن خبر داد كه هيچ دليلی برای لغو بازی ها نمی بيند و هر 9 مسابقه طبق برنامه قبلی برگزار خواهند شد.
بايرس دورفر از اين تصميم مسئولين به خشم آمد. «كار صحيح اين بود كه ما اتحاد و همبستگی خود را با قربانيان جنگ و ملت عراق نشان می داديم. درست است كه نمی توانستيم چيزی را تغيير دهيم اما با اين كار موضع خود را واضح تر می توانستيم نشان دهيم. به هر جهت اميدوارم تا بازيكنان بتوانند به مدت 90 دقيقه تمامی اين اتفاقات تلخ در خاورميانه را فراموش كنند. » اما از قرار معلوم هامبورگی ها موفق به اين كار نشدند و آن بازی را با نتيجه دو بر صفر به بوروسيا مونشن گلادباخ واگذار كردند. كورت يارا پس از اين شكست گفت: «آنها نتوانستند اين جنگ را كاملا فراموش كنند اما اين نمی تواند بهانه ای برای اين باخت باشد.»جالب اينكه مهدی مهدوی كيا و سرگی باربارز بوسنيايی كه هر دو درگذشته در جنگ زندگی كرده اند بدترين بازيكنان هامبورگ در اين ديدار بودند. مخصوصا باربارز كه زندگی دشوار خود در دوران جنگ بوسنی را به ياد می آورد. «من در روزهای گذشته اين جنگ را دنبال كردم چون در كشورم چنين وضعی را تجربه كرده ام. كل خانواده من در جنگ بود. جنگ بدترين اتفاق ممكن در قرن بيست و يكم است. تمامی آن خاطرات دوباره زنده شده اند. »
بارسا برای صلح
مجله اشپيگل از اعتراض باشگاه بارسلونا نسبت به جنگ گزارش داد. آبی و بنفش ها پيش از مسابقه هفته گذشته مقابل ريسينگ سانتاندر پارچه بزرگی را بالا گرفتند كه به زبان كاتالانی روی آن نوشته شده بود: «Barca per la pau El»بارسا برای صلح. وسط اين پلاكارد لوگوی باشگاه به وضوح ديده می شد. بارسلونا آن بازی را شش بر يك برد اما بزرگترين پيروزی را به نوشته مطبوعات كاتالان پيش از مسابقه به ارمغان آورد.تمامی بازيكنان بارسا، مربی و مسئولين همين شعار را روی پيراهن های خود كه قبل از آغاز مسابقه آنها را پوشيده بودند نيز داشتند. تماشاچيان حاضر در نوكمپ ازجا برخاستند و آنها را تشويق كردند. دولت اسپانيا كه در مادريد رقيب و دشمن ديرينه مردم كاتالان مستقر است به همراه انگليس و آمريكا از حاميان اصلی جنگ عراق محسوب می شود. در هفته های اخير خوزه ماريا آزنار نخست وزير اسپانيا با مخالفت 90 درصدی مردم كشورش علی الخصوص مردم كاتالان روبه رو شده است. اين خصومت كه در اسپانيا وارد فوتبال نيز شده است، موجب شد تا بارسا شعارش را نيز به زبان كاتالانی بنويسد. در همان روز مسابقه خوان كلوس شهردار سوسياليست بارسلونا سياست های مادريد را ساخت، مورد انتقاد قرار داد و اين جنگ را غيرقانونی خواند. دوشنبه هفته گذشته نشريه تخصصی «اسپورت» كه در بارسلونا منتشر می شود از اين حركت سياسی بازيكنان و صاحبان تمجيد كرد. روزنامه «لاوان گوارديا» LaتVanتguardia نيز نوشت كه بازيكنان بارسا با اين كار نه تنها برای صلح قدم گذاشتند بلكه نشان دادند كه فوتباليست ها افرادی خودخواه و بی احساس نيستند.
هيستری
يوزف كلنبرگر در شماره 26 مارس روزنامه زود دويچه سايتونگ در مقاله ای نسبتا بلند به ديدگاه فرانس بكن باوئر و ژاك روژه حول مسئله جنگ اشاره كرده و اتفاقات شهر لايپزيگ يكی از كانديداهای ميزبانی المپيك 2012 را به قلم كشيده است:اگر مسئله ورزش و جنگ در ميان باشد، بايد اول از همه نزد فرانس بكن باوئر رفت. او جام جهانی 2006 را به آلمان آورد و همه كاره آن به شمار می رود. به عبارت ديگر عالی رتبه ترين سفير ورزش آلمان است. او گفته كه از جنگ خسته شده است. نه به اين خاطر كه وحشتناك است بلكه به دليل اينكه همواره از آن صحبت می شود. «من هر روز تعداد موشك ها و بمب های آمريكايی ها را نمی شمارم. در چند روز گذشته اصلا اخبار را تماشا نكرده ام چون از اين هيستری می خواهم دور باشم. »
هيستری؟ بكن باوئر هنگامی كه به شهر لايپزيگ برود بايد توضيح بيشتری در مورد اين لغت بدهد. شهری كه يكی از محل های برگزاری جام جهانی 2006 خواهد بود، كانديدای ميزبانی المپيك 2012 هم هست و با تظاهرات روزهای اخير توجه خيلی ها را به خود جلب كرده است. روز دوشنبه 50 هزار نفر به خيابان ها رفتند و اعتراض خود را نسبت به اين جنگ نشان دادند. اين تظاهرات حتی در نيويورك تايمز روزنامه يكی از رقبای لايپزيگ برای ميزبانی المپيك نيز انعكاس يافت. در آنجا نويسنده مقاله به طرز متفكرانه ای به اين موضوع اشاره كرده بود كه همان مردمی كه در دهه 90 رژيم كمونيستی را سرنگون كردند، حالا بر ضد آمريكا تظاهرات می كنند.
حتی ولفگانگ تيفنزه شهردار لايپزيگ نيز با افتخار از شهر به همراه مردم در اين تظاهرات گسترده شركت كرد. حال بايد ديد كه اين افتخار ملی برای كسب ميزبانی المپيك بيشتر به نفع اين شهر خواهد بود يا به ضرر آن. كلائوس اشتاين باخ رئيس كميته ملی المپيك آلمان كه روز 12 آوريل كانديدای نهايی آلمان را از ميان لايپزيگ، اشتوتگارت، هامبورگ، دوسلدورف و چند شهر ديگر برخواهد گزيد، عدم رضايت خود را از اين حركت لايپزيگی ها و اثرات آن در پيشرفت ورزش آلمان شرقی با لحن شديدی اعلام كرد.كمی زيركانه تر از اشتاين باخ، ژاك روژه رئيس بلژيكی كميته بين المللی المپيك IOC با مسئله جنگ برخورد می كند. او نمی خواهد مثل همتای پيشين خود سامارانش پيام آور صلح باشد، اما به راحتی هم نمی تواند در اين روزها بی طرفی خود را اعلام كند. او در گفت وگو با روزنامه اسپانيايی «ال پائيس» گفت: «من در مورد جنگ يك نظر شخصی دارم. به عنوان يك انسان مخالف اين جنگ هستم. ولی من سياستمدار نيستم، بلكه رئيس يك سازمان غير سياسی ام. ما هيچگاه نخواهيم گفت كه چه كسی حق دارد و چه كسی ناحق. »اما روژه به خوبی می داند كه اين جنگ چه پيامدهايی را برای المپيك خواهد داشت. فراتر از آتن ،2004 جايی كه المپيك بايد دوباره پشت شديدترين تدابير امنيتی پنهان شود.
بعد از 11 سپتامبر، نيويورك به عنوان كانديدای شكست ناپذير المپيك 2012 تلقی می شد اما حالا بعيد است كه IOC سه سال ديگر تصميم به برگزاری المپيك در آمريكای جورج بوش بگيرد. پس همه نگاه ها به سوی اروپا و موضع گيری هايش نسبت به جنگ خواهد بود. در كنار مسكو، مادريد و يك شهر آلمانی، لندن و پاريس هم از كانديداهای اصلی به شمار می روند. علاوه بر اين پس از تخريب ساختمان كميته ملی المپيك عراق توسط آمريكايی ها IOC نمی تواند چندان هم نسبت به جنگ بی تفاوت باشد. نگارنده در پايان اين مقاله به واكنش ها در آمريكای جنوبی اشاره كرده و باز هم به حرف بكن باوئر بازمی گردد: ديه گو آرماندو مارادونا در كوبا جورج بوش را يك «قاتل» خواند، تيم سابقش بوكاجونيورز نيز مثل دپورتيوو كالی كلمبيا روی يك نوار با شعار «No a la Guerra » اعتراض خود را نسبت به جنگ بيان كردند. احتمالا بكن باوئر اين ديدگاه های متفاوت در سراسر جهان را كه در آمريكا و انگليس موافق و در ساير نقاط مخالف جنگ هستند، هيستری ناميده است.
دردسر لژيونرهای فرانسوی

فرانسوی ها و انگليسی ها هيچگاه همديگر را دوست نداشتند. اين نكته جديدی نيست. اما آدريان شومپف وكيل آلمانی و استاد دانشگاه سوری در گيلفورد انگلستان كه هر هفته در ستون خود در مجله اشپيگل به فوتبال جزيره می پردازد، از تشديد اين نفرت بعد از شروع جنگ و اختلاف نظر شديد اين دو ملت درباره جنگ پرداخته است. او هفته گذشته در ستون خود نوشت:اجتناب فرانسوی ها برای شركت در جنگ عراق، آنتی پاتی انگليس ها نسبت به آنها را بيش از پيش افزايش داد. در اين ميان لژيونرهای فرانسوی حاضر در آرسنال كه تعدادشان به 6 نفر می رسد، روزگار سختی را در انگلستان سپری می كنند. ساعت 12 هر شنبه در شبكه پنجم راديوی بی بی سی پخش مستقيم مسابقات ليگ برتر آغاز می شود. هفته گذشته هم گزارشگران از كنار زمين كار خود را دنبال كردند، اما اين بار برنامه بی بی سی كاملا متفاوت از هفته های قبلی بود. مجری حاضر در استوديو گفت: «خوب، حالا می رويم به بازی منچستر يونايتد و فولهام، اما به محض اينكه اتفاق جديدی در عراق بيفتد برمی گرديم. »
در حقيقت همين گونه نيز بود. در طول بازی به نوبت از ميدان فوتبال و ميدان جنگ گزارش می شد. گاهی اوقات نمی شد فهميد كه منظور گزارشگر كه فرياد می زد «هدف! باز هم هدف» گل های فان نيستلروی بود و يا موشك های آمريكا به صحرای عراق. ارتباط ورزش و سياست در ادبيات انگليسی از همان سنين كودكی آغاز می شود. مثلا در سری كتاب های كودك «Horrible Histories» تاريخ جنگ جهانی دوم به صورت نتيجه مسابقات فوتبال بيان شده است. برای نمونه نوشته شده كه هيتلر به علت زمستان روسيه نتوانست مسكو را فتح كند. پس زمستان يك ـ هيتلر صفر. حتی امروز نيز روزنامه خشك و منطقی فايننشال تايمز در صفحات ورزشی خود از استعارات جنگی استفاده می كند. مثلا بازی ليورپول و سلتيك گلاسكو در مرحله يك چهارم جام يوفا را «نبرد بزرگ بريتانيا كبير» ناميد.اما از زمان شروع جنگ و علی الخصوص از شنبه گذشته، جنگ نه تنها از لحاظ ادبياتی بلكه از لحاظ ورزشی نيز روی ليگ برتر اثر می گذارد. پس از اينكه روبر پيرس هافبك فرانسوی آرسنال در يك گفت وگوی ساده با يك راديوی فرانسوی اعلام كرد كه اگر اروپاييان برای اعتراض به جنگ قصد توقف بازی ها را داشته باشند، او نيز قصور نخواهد كرد، روزنامه های جنجالی «سان» و «ميرور» كه اولی موافق سرسخت و دومی مخالف جنگ هستند، فردای آن روز تيتر زدند كه پيرس می خواهد اعتصاب كند. پيرس در آن مصاحبه گفته بود كه هموطنانش در آرسنال با او هم عقيده هستند. از آنجا كه نيمی از فرانسه برای «توپچی ها» توپ می زنند، اين تهديد بايد جدی گرفته شود.فرانسوی های آرسنال بعد از آن با گل های پاسكال سيگان و پاتريك ويرا اورتون را دو بر يك شكست دادند و اكثر مطبوعات نيز روز دوشنبه تهديدهای پيرس را فراموش كرده بودند. به جز جف پاول ستون نويس ورزشی «ديلی ميل» كه همچنان از انتقاد پيرس وانگذاشت.
«پس روبر پيرس آماده است كه اعتصاب كند. چه خوب. پس موسيو پيرس تهديد می كند كه در سرزمين مادر دموكراسی، اگر نيروهای ما به جنگ يكی از بی رحم ترين حاكمان و ديكتاتورهای مستبد برود، ديگر فوتبال بازی نمی كند؟ چه قهرمانی! اما از سوی ديگر چه انتظار ديگری می توان داشت؟ ناشكری فرانسوی بی حدومرز است. فقط بايستی به ياد آورد كه شارل دوگل روزی گفت كه فرانسه سال 1944 خودش، خودش را آزاد كرد!»
منطق بيشتر در خارج جزيره
برخلاف برخی از مطبوعات انگليسی، مطبوعات غيرانگليسی با محافظه كاری بيشتری به ارتباط سياست و فوتبال در بريتانيا نگاه می كنند. اريك اگرس پنج شنبه در روزنامه «تاگس سايتونگ» آلمان سكوت فوتبال انگليس در قبال جنگ را اين گونه توضيح می دهد كه فوتبال مدرن روز به روز بيشتر از دنيا جدا شده و دنيای خود را می سازد. سرمقاله «ايونينگ پست» بعداز ورود انگليس به جنگ در سال 1914 جای هيچ شبهه ای را باقی نگذاشت. «حالا ديگر وقت فوتبال نيست. ملت دغدغه های ديگری دارد. جوانانی كه فوتبال بازی می كنند و جوانانی كه تماشا می كنند هم اينك وظايف مهم تری دارند. سرزمين پدری شان آنها را فرا می خواند. آنها بايد در بازی بزرگ شركت كنند. اين بازی جنگ است، برای مرگ و زندگی. »
پس در آن زمان فوتبال به عنوان فعاليتی ميهن دوستانه تلقی نمی شد. اتحاديه فوتبال انگليس حتی زمين ها و استاديوم ها را برای كمك به ارتش در اختيار نظاميان قرار داد. پس از شروع جنگ جهانی دوم در سال 1939 نيز توپ در جزيره در گردش نبود. اما واكنش فوتبال بريتانيا به جنگ امروز چيست؟ امروز وضعيت به كلی فرق می كند. فوتبال انگليس روز به روز خودمختارتر می شود. هيچ چيز در استاديوم های جزيره نشان از يك جنگ در خاورميانه نيست. نه پلاكاردی و نه تی شرتی زير پيراهن يك بازيكن كه شعارهای سياسی داشته باشد. هيچ يك از تماشاچيان نيز صورت خود را نقاشی نكرده اند. حتی گزارشگرانی كه در سابق از دايره لغات جنگی اهداف ژورناليستی خود استفاده می كردند، در اين روزها بيشتر احتياط می كنند. در صفحات ورزشی روزنامه های بزرگ انگليس نيز هيچ گونه بحثی صورت نمی گيرد.
«راينهارد زوگل» نيز درباره رابطه ورزش و جنگ در روزنامه «فرانكفورتر روند شائو» نوشت:موضع تدافعی ورزش در برابر جنگ بوش مقابل عراق قابل درك است. درست به همين خاطر كه ورزش جزيره نيست بلكه جزيی از جامعه است. چرا يك ورزشكار بايد كارش را كنار بگذارد، وقتی كه در ساير بخش ها مثل اقتصاد زندگی ادامه دارد؟ چرا وقتی كه هيچ خطری جان بازيكنان و تماشاچيان را تهديد نمی كند، نبايد مسابقات را برگزار كرد؟در مورد تاثير ورزش بر سياست همواره اغراق شده است. ورزش تنها برای نشان دادن رفتار و اخلاق درست به كار می آيد. با اين حال درست است كه ورزشكاران نگران و صلح طلب، ضدترور و خشونت كاری انجام دهند. اما نبايد حتما توقف مسابقات معنی شود. اگر اين طور باشد كليه مسابقات ورزشی در سراسر جهان بايد لغو شوند چون هميشه در يك جايی جنگ هست و عده ای بی گناه كشته می شوند. |