Persian Archive

• رئيس متقلب سرخپوست ها
• باشگاههای مشهور اروپا
• فعاليت های فرهنگی سال 82


آران : باشگاه آتلتيكو مادريد در آستانه جشن صد سالگی، يكی از پرمشقت ترين دوران خود را سپری می كند. پس از رأی ديوان عالی قضايی اسپانيا مبنی بر محكوميت مجدد «خسوس گيل و گيل»، رئيس و مالك 95 درصد سهام باشگاه، آينده روخی بلانكوها و قرمز و سفيدها، با خطری جدی روبه رو شده است.

آتلتيكو به عنوان دومين باشگاه بزرگ پايتخت و يكی از رقبای جدی و تاريخی رئال و بارسا در اسپانيا، كه يك ماه ديگر در 26 آوريل 2003 رسما صد ساله می شود، اين فصل عليرغم مشكلات مالی و بحران مديريتی توانسته در بازگشت به لاليگا جايگاه درخوری بيابد.

اما سه سال پيش در انتهای فصل 2000 ـ 99 بود كه آنها در كمال ناباوری و در دوران اوج خود ناگهان دچار سقوطی شديد شدند تا حتی پول های بادآورده گيل و افكار منسجم رادی آنتيچ ـ دو فردی كه نامشان معادل تنها افتخار بزرگ روخی بلانكو طی ربع قرن اخير يعنی قهرمانی سال 1996 در لاليگاست ـ چاره ساز نباشند. اما پس از دو سال انتظار در سگوندا سرخ پوست های مادريد با هدايت آراگونس اين فصل بار ديگر به سطح اول فوتبال اسپانيا بازگشتند و با جمع آوری امتيازات حياتی و به لطف افول بارسلونا و آتلتيك بيلبائو در مكان هفتم جدول لاليگا ماندگار شده اند. جايگاهی كه اگر حفظش نمايند جواز ورود به رقابت های اروپايی اينترتوتو را آن هم بلافاصله پس از بازگشت برايشان به ارمغان می آورد.

گيل يكی از دردسرسازترين مديران ورزشی اسپانيا و حتی اروپاست. او 16 سال پيش با توسل به اهرم های سياسی و تزريق پول های بادآورده و كلانی كه از اختلاس های گوناگون به دست آورده بود، عمده سهام آتلتيكو مادريد را خريد و هواداران متعصب كه اقليت پايين نشين شهر مادريد را تشكيل می دهند از اين تحول استقبال نمودند. گيل در فاصله اين سال ها با ريخت و پاش های چندصد ميليونی كاری كرد تا آتلتيكو از نظر جذب بازيكنان گران قيمت خارجی چندان از بارسا و رئال عقب نماند. او تيمی را كه چندين سال بدون عنوان و مقام مانده بود احيا نمود و يك قهرمانی لاليگا همراه با دو جام حذفی را برای مردم سنتی و وفادار جنوب مادريد به ارمغان آورد تا آنها بتوانند سرشان را در مقابل اكثريت مغرور و رئال دوست بالا بگيرند. اوج ريخت و پاش های گيل دو فصل پيش از سقوط يعنی در اواخر دهه نود بود، زمانی كه او تنها برای جذب سه بازيكن مطرح، كريستين ويری ايتاليايی، جونينيوی برزيلی و جيمی فلويد هسل بنك هلندی، 60 ميليون دلار هزينه كرد در حالی كه در همان دوران گران ترين نقل و انتقالات به زحمت از مرز 30 ميليون يورو بالاتر می رفتند. چنين پروژه ای در آغاز فصل جاری نيز تكرار شد و گيل ديوانه كه فكر می كرد می تواند جام قهرمانی لاليگا را به جشن صد سالگی آتلتيكو ببرد، نزديك به 50 ميليون يورو صرف خريد 12 بازيكن تازه از جمله: سرگی بارخوان، ديميتريو آلبرتينی، كازمين كونترا، خاوری مورنو، خوسه ماری، امرسون و كولوچينی نمود تا سرخ و سپيدها در فصل جديد نونوار شوند.

البته لوئيس آراگونس مربی سرد و گرم چشيده و همراه هميشگی آتلتيكو از همان ابتدا يادآور شد كه تنها به تحكيم موقعيت تيمش در لاليگا فكر می كند.

گيل هرگز با واژه هايی مثل اتهام، زندان، محكوميت و جريمه بيگانه نبوده همانطور كه با «ريسك»، «زد و بند»، «پول» و «جاه طلبی» به خوبی آشناست.

او در سال های جوانی به دنبال فرو ريختن ساختمانی كه در حال ساختش بود مسئول مرگ كارگران و مهندسان نگون بختی كه زير آوار مانده بودند شناخته شد اما خيلی زود دايی سياستمدارش او را از بند نجات داد. اگرچه تا به امروز او عمرش را ميان صندلی رياست، سياست و محكمه و زندان تقسيم كرده هر از چند گاهی سفری تفريحی به آن سوی ميله های آهنين را تجربه كرده است.

بزرگ ترين اتهام وارده به گيل سه سال پيش و در دسامبر 1999 مطرح شد يعنی در اوان فصلی كه منجر به سقوط آتلتيكو به سكوندا پس از 66 سال شد. او كه در آن هنگام شهردار «مارابلا» از توابع جزيره توريستی مايوركا بود به همراه شش تن ديگر از همدستانش متهم به بالا كشيدن 27 ميليون يورو از بودجه عمومی در جريان پروژه های عمرانی و سپس اقدام به نابودی اسناد اختلاس شدند. دادگاه گيل را به سه سال و نيم حبس محكوم كرد ولی او اتهامات فوق را توطئه دشمنان سياسی اش خواند. او به خوبی می داند كه رئال مادريد از سقوط آتلتيكو رقيب و مزاحم هميشگی اش چقدر شادمان است ولی با هوشياری جناح سياسی مخالف را توطئه چين معرفی می كند زيرا همه می دانند از ديرباز رئال و آتلتيكو وابسته به جناح سياسی حاكم بوده اند تا آن جا كه ويسنته كالدرون رئيس اسطوره ای روخی بلانكو در دهه های ميانی قرن بيستم توأمان عضو هيأت مديره هر دو باشگاه بزرگ پايتخت بوده است. همچنين هم صنف بودن گيل با فلورنتينوپرس رئيس باند فعلی حاكم بر رئال كه يك ساختمان ساز بااعتبار محسوب می شود، مانع از برخورد لفظی اين دو می شود.

به هر حال گيل راهی زندان شد و پسرش «ميگل آنخل» بر مسند رياست باشگاه تكيه زد. اما گيل جوان نه در مديريت و نه در كلاهبرداری مهارت پدر را نداشت. بدين ترتيب تنها پس از يك سال رياست بر آتلتيكو و درست پس از اينكه سفيد و قرمزها با مديريت متزلزل او راهی دسته دوم شدند «ميگل آنخل»به خاطر همدستی با گيل پدر و شريكش به 18 ماه زندان محكوم و به پدر ملحق شد.

خسوس گيل هرطور بود دوره دوم محكوميتش را به تعويق انداخت تا پس از دو سال آزاد شود اما به محض اينكه او پايش را از زندان بيرون گذاشت. زمزمه هايی به گوش رسيدند مبنی بر اينكه پرونده بزرگی به نام «اتهامات آتلتيكو» توسط قاضی «گارسيا كاستيون»، قاضی بلندپايه ديوان عالی قضايی اسپانيا، در حال تشكيل است كه اين بار گيل و شريكش «انريكه كرسو» را درست در دفتر مديريت باشگاه هدف قرار می دهد.

ضمن اينكه جناح رقيب نيز هر از چند گاهی خرده اتهاماتی از گذشته گيل را افشا می نمود تا او و آتلتيكو را به طور مداوم درگير پرونده های قضايی نمايد.

در اينكه خسوس گيل استاد اختلاس و فعاليت های اقتصادی زيرزمينی است شكی نيست، همين طور در اينكه او به كمك همين اختلاس ها و اتهامات متعاقب آنها تبديل به يكی از مطرح ترين چهره های سياسی، اجتماعی اسپانيا شده است. اين دوگانگی زمانی به اوج می رسد كه بدانيم سكوی پرتاب گيل به عالم سياست زندان بوده است. در واقع ماجرای فرو ريختن ساختمان متعلق به او بهانه ای شد برای شهرت كاذب مردی كه شايد هرگز نمی توانست از راه درست وارد عرصه های اجتماعی و سياسی شود.

وقتی گيل در سال 1987 به عنوان مدير باشگاه آتلتيكو انتخاب شد تحولات مردسالارانه در اسپانيا به اوج رسيده بودند. او جانشين مديرانی محسوب می شد كه مطابق رسم دوران خودكامگی فرانكو از ميان نظاميان يا سياستمداران درجه دو برگزيده می شدند و آتلتيكو گرچه تيم دوم شهر مادريد بود، اما وابستگی بسيار بيشتری به پايگاه های اجتماعی و سنتی داشت چرا كه مثل رئال با اقبال جناح حاكم مواجه نشده بود.

اما شرايط به سرعت در حال تغيير بود و رئال مانند ساير باشگاه های پرطرفدار اسپانيا روزبه روز به طبقات مردمی حامی اش نزديك تر می شد و ادامه اين روند می توانست به منزله انزوای آتلتيكو باشد. اكثريت طبقات تأثيرگذار مادريد و خيل عظيمی از مردم اسپانيا سوار بر موج دموكراسی و مطابق الگوی نوين فرهنگ هواداری جذب رئالی می شدند كه فوتبال زيبا و شكوه و افتخاراتش بسيار جذاب تر از حال و هوای سنتی آتلتيكو می نمود.

گيل در اين ميان می خواست نقش يك قهرمان و يك منجی را بازی كند. او با استفاده از ثروت بادآورده و قدرت مديريتش رفته رفته عمده سهام عمومی باشگاه را بلعيد و با داشتن سهام برنده رقيبان را يكی يكی از در باشگاه بيرون انداخت تا سيستم چند سهمی آتلتيكو تبديل به سيستمی تحت مالكيت گيل شود. گيل در طول دهه نود به اين سهام خواری ادامه داد و جالب اينجا بود كه همزمان شعارها و اقداماتش به محبوبيت او در ميان طبقات فرودست پايتخت می افزودند چنان كه او به ژان والژان جنوب مادريد تغيير ماهيت داد. كسی اهميت نمی داد كه گيل اين همه پول را از كجا آورده و خرج باشگاه می كند مهم اين بود كه قهرمانی پيدا شده كه می خواهد آتلتيكو را برابر رئال سربلند سازد.

ظهور بارسلونای قدرتمند ابتدای دهه نود و گم شدن رئال زير سايه آبی و اناری كاتالان ها به گيل و آتلتيكو شهامت بيشتری بخشيد. بدين ترتيب نيمه نخست دهه نود شاهد پيروزی های متعدد آتلتيكو برابر رئال تضعيف شده بود، به خصوص دو فينال جام حذفی كه تنها عناوين سرخپوست ها از دهه هفتاد به آن سو قلمداد می شدند. سرانجام در سال 1996 زمانی كه رادی آنتيچ به دنبال چهار سال اقتدار بارسای كرويف، آتلتيكو را قهرمان لاليگا ساخت نه تنها طبقات حامی سرخپوست های مادريدی كه بسياری از مردم سراسر اسپانيا گمان بردند به موازات اوج گيری بارسلونا، آتلتيكو جايگزين قدرت سنتی مادريد، رئال، خواهد شد.

تصور كنيد مرد پر مدعی و جاه طلبی مثل گيل در چنين مقطعی چه شعارهايی می داد. از نظر او و هواداران متعصب آتلتيكو رئال يك بار و برای هميشه مرده بود. در خلال اين سال ها گيل مجموعا 95 درصد سهام باشگاه را به ثمن بخس به نام خود و شريكش «انريكه كرسو» ساخت و شركت هايی مجازی جنب باشگاه تاسيس كرد كه با استفاده از اعتبار او و آتلتيكو به فعاليت های پنهان اقتصادی می پرداختند. گيل كه با استفاده از شهرتش شهرداری «مارابلا» را به دست آورده بود، بودجه تحت اختيارش را از راه های غيرقانونی به صندوق آتلتيكو و در حقيقت خزانه شخصی اش واريز كرد. يكی از شركت های جنبی آتلتيكو كه به نام گيل تاسيس شده است «پروميسونس فوتباليستاس اس. ای» است. همان شركتی كه قاضی كاستيون روی آن دست گذاشته و مدعی است رئيس سرخپوست ها از طريق آن 8/6 ميليارد پسوتا از خزانه باشگاه به سرقت برده.

گويا اين شركت با بازيكنان جوان قراردادهايی چرب و نرم امضا می كرده كه پول آن ها از صندوق آتلتيكو تامين می شده و به موجب اين قراردادها حقوق انحصاری نقل و انتقال اين بازيكنان را در اختيار می گرفته. آخرين بار دو بازيكن جوان به نام های آنگولان و ماكسيميليان اوليويرا دو نمونه از اين قراردادها را به ترتيب به ارزش (2) و (1/1) ميليون دلار امضا كرده اند و گرچه شركت مزبور در حال حاضر تنها 2/7 ميليارد پسوتا به باشگاه مقروض است اما قاضی كاستيون عقيده دارد كه كل مبلغ 8/6 ميليارد پسوتايی كه گيل در ابتدا از صندوق باشگاه برداشته دزدی محسوب می شود زيرا اگر چه گيل سهامدار اصلی است اما آتلتيكو همچنان به شكل يك شركت سهامی عام اداره می شود و برداشت از خزانه آن برای امور شخصی غيرقانونی است.

اگر اتهام قبلی گيل اختلاس به نفع آتلتيكو بود، اتهام جديد درست بر عكس آن است. اثبات اتهام فوق می تواند اعتبار و محبوبيت گيل را در خانه اش مخدوش سازد. گيل حتی مطمئن نيست كه روز 26 آوريل در جشن صدسالگی روخی بلانكو حاضر باشد و نمی داند كه در آن جشن50 هزار هوادار ثابت و هميشه حاضر سرخ و سپيدپوش راجع به او چه فكر می كنند. مثل هميشه او فرافكنی كرده و می گويد: «اين يك توطئه ديگر است. آن ها می خواهند مرا نابود كنند، به زندان بياندازند و اعتبارم را مخدوش سازند ما بايد اين سرو صداها را بخوابانيم. »



نام رسمی: Olympique Gymnaste Club de Nice

نام مستعار: o.g.c Nice

تاسيس: 1904

لباس اصلی: پيراهن قرمز با نوارهای عمودی مشكی، شلوارك و جوراب مشكی

آدرس: Parc Des Sports Charles-Ehrmann 177, Route de Grenoble 6200 Nice

تلفن: 0033493180727

فكس: 0033493180679

استاديوم: استاد مونيسيپال دو رای

ظرفيت: 15 هزار و 761 نفر

رئيس باشگاه: موريس كوئن

سرمربی: گرنوت رور

سايت رسمی: www.ogcnice.com

افتخارات

قهرمان ليگ دسته اول (4 بار) در سال های ،1951 1952 ، 1956 و 1959

قهرمان جام حذفی (3 بار) در سال های ،1952 1954 و 1997

قهرمان دسته دوم (4 بار)

تاريخچه

المپيك ژيمناست كلوب دونيس كه در سال 1904 تاسيس شده بود بايد برای رسيدن به سطح بالا تا دهه 1950 صبر می كرد. (هر چند كه پيش از اين تاريخ و در سال 1940 يك بار قهرمان ليگ منطقه ای جنوب فرانسه شده بود. ) نيس به يكباره تبديل به يكی از بهترين باشگاه های فرانسوی شد. بين سال های 1951 تا 1959 جوجه عقاب ها چهار بار قهرمان ليگ فرانسه و دو بار قهرمان جام حذفی فرانسه شدند. سال 1952 هم هر دو قهرمانی را يك جا به نام خود كردند.

پس از آن و در دهه 70 وضعيت نيس كاملا تغيير كرد. اين تيم چندين بار به عنوان قهرمانی فصل پاييز نائل شد. اما به هيچ وجه نتوانست اين جايگاه صدرنشينی را تا پايان فصل برای خود حفظ كند. خيلی زود همسايه اين باشگاه يعنی موناكو جای آن را گرفت. نيس ديگر نتوانست مثل سابق از مركز آموزشی اش ستارگانی مثل پوتی پرنس (شاهزاده كوچولو) يعنی دانيل براوو خارج كند. سال ،1991 نيس پس از آنكه در رديف چهاردهم جدول قرار گرفت به دسته دوم سقوط كرد. سه فصل تمام نيس در دسته پايين بود. اما سال 1994 «سرخ و سياه ها» به يمن حضور آلبر امون دوباره روند خوبی را آغاز كردند. همچنين آندره بوا رئيس جديد باشگاه هم نقش بسيار تعيين كننده ای در صعودشان داشت.

پس از اين تاريخ آنها دو فصل بسيار خوب را آغاز كردند. بازيكنان نيس فوق العاده جوان و مستعد بودند و اين امر در رشد سريعشان بسيار تاثيرگذار بود. سال های 96 و 97 بسياری از اين جوانان باشگاه را ترك كردند و تيم به يكباره افت كرده و در جايگاه بيستم قرار گرفت. باشگاه مربی های زيادی عوض كرد و سرانجام با كمك سيلوستر تاكاك فصل بعد به مقام سومی جام حذفی نائل شد. آندره بوا رئيس باشگاه هم كناره گيری كرد تا ميلان ماندار مرد صنعتی دورگه صربی ـ آمريكايی كه در آرزوی ساختن تيم بزرگی بود، جای او را بگيرد.

فصل 98-97 نيس توانست تا مرحله يك هشتم نهايی جام در جام پيش رود. اما نتيجه مايوس كننده آنها و نزول به دسته دوم فراموش شدنی نبود. اين بار تعويض مربی برای پيشرفت نبود بلكه هدف از آن جلوگيری از افت بيشتر بود. فصل بعد به مراتب بدتر از پيش بود. 80 درصد تيم تغيير كرد و علی رغم ورود ويكتور زونكا تيم در اعماق جدول دسته دوم قرار داشت. دسامبر ،98 فرانچسكو سنسی رئيس باشگاه آ. اس. رم باشگاه را خريد و با خودش ديويد گی را به عنوان مربی آورد. هدف سنسی اين بود كه طی 5 سال نيس را به باشگاهی بزرگ و تراز اول تبديل كند. به هر حال اين مرد ايتاليايی فقط توانست باشگاه را در دسته دوم نگه دارد.

فصل 2000-99 علی رغم جذب بازيكنانی كه بسيار اميدواركننده به نظر می رسيدند (براوو، كوبو، گراسی و...) نيس كه تمام شرايط صعود را داشت به علت مسائل داخلی، تغيير مربی و رئيس باشگاه و همچنين مسائل حاشيه ای متعدد، هيچ كاری از پيش نبرد و اين فصل هم ناكام ماند. فصل 2001-،2000 كی ديويد جای خود را به ساندرو سالويونی ايتاليايی داد. او جزء ذخيره های پارما بود. . . نيسی ها ديگر مثل قبل بلندپروازی نمی كردند. رسيدن به ميانه های جدول هم برای آنها كافی بود. دوباره 80 درصد تيم تغيير كرد. اين بار جوانان ايتاليايی اكثريت تيم را تشكيل می دادند. حضور در اعماق جدول واقعا رئيس ايتاليايی ميلياردر نيس را به شدت غمگين كرد.

فصل 2002-2001 به پايان يك كابوس دردناك شباهت داشت. تيم با تغيير و تحول زيادی مثل فصل های پيش مواجه نشده بود و سرانجام با سيستم سالويونی بازی را دنبال كرد. كمك های مسلن، تامازو و نبوغ بازيكنان جوانی همچون آيلی و پامارو روح جديدی در وجود نيس دميد. اما پدر سنسی ديگر نمی خواست پول بدهد و با اعصاب شهرداری يا هواداران تيم بازی كند. با اين حال نيس هميشه در نيمه بالايی جدول جای داشت. حالا آنها می توانستند به پيشرفت فكر كنند. رسيدن به رديف پنجم نشان می داد كه آنها چه قدر قوی شده اند. طی كردن 4 پله ديگر هم زياد دشوار نبود. در چهار ديدار پايانی ليگ فرانسه، روبر كاسون عهده دار رياست باشگاه شد. در حقيقت سنسی باشگاه را به گروه ژان ـ كريستوف كانو فروخت و او خودش را مدير كل باشگاه كرد. نيس به مقام سوم نائل شد و تا آخر فصل هم جايگاه خود را حفظ كرد. به اين ترتيب پس از سال ها تلاش نيس به دسته اول راه يافت. ژان كريستوف كانو مالك شركت چلنج برای نجات تيمش سران جديدی را در راس تيم منصوب كرد و كوئن را نيز به عنوان رئيس آنها انتخاب كرد. نيس با اينكه فصل پيش در دسته دوم حضور داشت، اين فصل از بسياری تيم های قوی تر بهتر عمل می كند.


فعاليت های فرهنگی سال 82

معاون فرهنگی آموزشی سازمان تربيت بدنی انجام فعاليت های فرهنگی سال 82 را در فدراسيون های ورزشی بر طبق اولويت بندی رشته های ورزشی (مدال آوربودن) عنوان كرد.

دكتر رضا قراخانلو در گفت وگو با خبرنگار گروه ورزش (ايسنا)، در رابطه با چگونگی پرداختن به فعاليت های فرهنگی فدراسيون های ورزشی به طبقه بندی فدراسيون ها اشاره كرد و گفت: نكته مهم در اين زمينه به ضرورت اولويت بندی رشته های ورزشی باز می گردد كه در جلسه شورای معاونان و شورای برون مرزی سازمان تربيت بدنی نيز مطرح شده است، چرا كه ما در مقابل ميزان محدود بودجه سازمان تربيت بدنی با حدود 40 فدراسيون ورزشی نيز مواجه هستيم. با اين ديدگاه احتمالا فدراسيون های ورزشی به سه دسته تقسيم خواهند شد. وی افزود: به اين ترتيب رشته های مدال آوركه بايد به طور كامل مورد حمايت قرار بگيرند در درجه اول، رشته هايی كه بايد تنها در زمينه توسعه رشته های ورزشی خود به فعاليت بپردازند در درجه دوم و بقيه فدراسيون های ورزشی بينابينی هستند كه اميد مدال آوری در آنها وجود دارد و با سياست هايی به صورت مشروط حمايت می شوند و در صورت موفقيت، حمايت بيشتری خواهند شد. در غير اينصورت بايد تجديدنظر جدی نسبت به آنان انجام شود. اجرای چنين سياست هايی در معاونت فرهنگی آموزشی سازمان تربيت بدنی نيز در راستای حمايت از فدراسيون های ورزشی اعمال می شود.

عضو كميته رسانه ها درباره هدف از تشكيل اين كميته در سازمان تربيت بدنی تصريح كرد: سازمان تربيت بدنی در پی ارتباط و تعامل مثبت با رسانه ها است كه اين تعامل مثبت با رسانه ها ايجاب می كند كه بخشی از سازمان متولی اين كار باشد. ما نبايد ارتباط بين رسانه و سازمان تربيت بدنی را همواره از زاويه كشمكش و تقابل بنگريم بلكه مطبوعات و رسانه ها چشم و گوش خانواده ورزش هستند و می توانند سازمان تربيت بدنی را در اهداف مقدسشان مبنی بر رشد و توسعه ورزش كمك نمايند.

وی گفت: حق رسانه های ورزشی است كه مسايل مختلف ورزشی را به بوته نقد بكشند اما برای تقويت بخش ورزش كشور و برای حمايت مثبت تر و سازنده تر رسانه ها فكر می كنيم سازمان تربيت بدنی اين حق را دارد كه به تحليل و نقد عملكرد مطبوعات ورزشی بپردازد و ديدگاه های خود را به مراجع زيربط منعكس كند. بنابراين نظارت بر عملكرد رسانه ها به عهده وزارت ارشاد و ساير دستگاه ها می باشد اما سازمان تربيت بدنی می تواند در زمان های مشخص مطبوعات ورزشی را مورد ارزيابی قرار دهد. وی در پاسخ به اين سوال كه آيا آيين نامه شورای برون مرزی سازمان تربيت بدنی در شورای عالی ورزش ارزيابی می شود، تشريح كرد: در اين زمينه اصل صرفه جويی و جلوگيری از سفرهای غيرضروری از جمله برنامه هايی بود كه در شورای برون مرزی سازمان تربيت بدنی مورد توجه ما قرار گرفت كه در سال 81 در اين زمينه بسيار موفق بوده ايم.

بيش از نيمی از ارزهای درنظر گرفته شده برای سفرهای خارجی صرفه جويی شده و آنها را در قسمت های مختلف ورزش به كار گرفته ايم. از سوی ديگر نفوذ تصميمات طرح جامع در تصميم گيری های شورای برون مرزی مدنظر ما است. به طور مشخص سفرهای خارج از كشور پراكنده به نظر می رسد و به جز سازمان تربيت بدنی بخش عمده ای از اعزام ها را دستگاه های ديگر انجام می دهند. بنابراين سياست كلی ما اين است كه مسئله فوق در شورای عالی ورزش مطرح شود و كليه اعزام های برون مرزی به گونه ای متمركز زير نظر شورای برون مرزی سازمان تربيت بدنی انجام شود. عضو شورای برون مرزی سازمان تربيت بدنی يادآور شد: در غير اين صورت دوگانگی رخ خواهد داد كه دقت و انضباط لازم برای اعزام ها از بين می رود.

مدير طرح جامع همچنين درخصوص ارتباطات انجام شده با اساتيد دانشگاه های آلمان در رابطه با طرح جامع ورزش اظهار داشت: با ارائه نحوه تدوين طرح جامع ورزش در كشور آلمان، كميته ملی المپيك آلمان و اساتيد دانشگاهی اين كشور با ارسال نامه ای به ما، در كنار قبول تدوين طرح جامع ورزش اعلام آمادگی كرده اند كه در چهارزمينه ورزش قهرمانی، ورزش حرفه ای، ورزش همگانی و مديريت و برنامه ريزی در ورزش با ما همكاری كنند. بنابراين ما در پی آن هستيم كه از دانش و تجربيات مشاورينی مانند «امريش»، «بروئر» و «كنپر» استفاده كنيم. دكتر قراخانلو، ادامه داد: علاوه بر اين از دو مركز بخش خصوصی ورزش جهت كسب اطلاعات برای طرح جامع ورزش و مركز آماده سازی قهرمانان كشور آلمان بازديد كرديم كه براين اساس با توجه به مصوبه شورای راهبری طرح جامع مبنی بر ارتباط با مشاوران آلمانی قصد داريم در تدوين و اجرای طرح جامع ورزش از مشاوره آنان بهره ببريم. وی در رابطه با كشورهای مورد مطالعه برای الگوبرداری طرح جامع ورزش توضيح داد: با توجه به گستردگی طرح جامع حدود 29 كشور مورد مطالعه قرار گرفتند در اين ميان از كشورهايی مانند استراليا كه اطلاعات زيادی را در اختيار جهانيان می گذارند، الگوبرداری بيشتری شده است. از سوی ديگر با توجه به عدم داشتن اطلاعات جامع از ديگر كشورها با مطالعه كشورهای مختلف سعی كرديم بهترين برداشت ها را برای ورزش كشور داشته باشيم اما آنچه كه از اين منظر مهم ارزيابی می شود، بومی كردن اطلاعات به دست آمده برای اجرای طرح جامع ورزش است.

دكتر قراخانلو افزود: يافته ها، متناسب با نيازهای جامعه و فرهنگ دينی و ملی در كشورمان به كار گرفته خواهد شد. معاون فرهنگی آموزشی سازمان تربيت بدنی در ادامه با اعلام اين خبر كه معاونت فرهنگی آموزشی سازمان تربيت بدنی در سال 81 مبلغ 300 ميليون تومان اعتبار از سازمان ملی جوانان برای انجام فعاليت های مختلف فرهنگی و ورزشی دريافت كرده است، به خبرنگار ورزش همگانی ايسنا، گفت: با توجه به فعاليت های فوق، اميدوارم در سال 82 سهم بيشتری از اعتبارات برای غنی سازی اوقات فراغت جوانان از سازمان ملی جوانان به سازمان تربيت بدنی اختصاص داده شود. در اين ميان برای سال 82 به صورت نهايی نشده سازمان ملی جوانان رقمی بيش از يك ميليارد تومان را برای سازمان تربيت بدنی در نظر گرفته است.

وی در خصوص بودجه معاونت فرهنگی آموزشی سازمان تربيت بدنی به خبرنگار ورزشی ايسنا، گفت: در اين زمينه ما رقمی بالغ بر 4 ميليارد تومان پيش بينی بودجه ای داشته ايم كه اين رقم در سال 81 مبلغی كمتر از 800 ميليون تومان بوده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو