|

ترجمه كيوان فيض الهی : سرشناس ترين دانشمندان جهان در عصر خود بر اين كه انسان هيچ گاه پرواز نخواهد كرد، ديوار صوتی را نخواهد شكست و گام بر ماه نخواهد گذاشت اصرار ورزيدند. آن ها در مورد اين كه جراحی هيچ گاه نمی تواند بدون درد باشد و رازهای DNA بشر هرگز بر ملا نخواهد شد به همان اندازه تزلزل ناپذير بودند. كارشناسان آشكارا در اشتباه بودند. با توجه به اين كه امروزه تقريبا به طور روزانه ايده های رمان های علمی تخيلی به رساله های علمی نقل مكان می كنند، به نظر می رسد نگاهی به گروه بعدی «غيرممكن»هايی كه در آزمايشگاه ها پرورانده می شوند خالی از لطف نباشد. با وجود اين كه فهرست غيرممكن ها مورد بررسی ما به هيچ وجه فراگير نيست اما حاوی نكته ای است كه كارشناسان گاهی آن را فراموش می كنند: هيچ وقت نگوييد هرگز عليرغم ترديد ناسا در مورد زمان يا حتی انجام ماموريتی سرنشين دار به مريخ، رويای تسخير سياره سرخ همچنان بسيار پرشور است. جامع ترين طرح تعيين تاريخ اين ماموريت توسط مركز بين المللی معماری فضايی ساساكاوا در دانشگاه هوستون (SICSA) ارائه شده است. اين طرح در اكتبر 2002 در كنگره معتبر جهانی فضا در هوستون به نمايش گذاشته شد. به گفته لاری بل (L.Bell) مدير SICSA «كشيدن عكس های زيبا كار ساده ای است. اما سوال اصلی اين است كه يك طرح پايدار است يا نه. روش مادر SICSA بر پيشرفت قابل دوام از طريق سرمايه گذاری های تجارتی به دقت مرحله بندی شده فضايی كه مستقل از تغيير مداوم اولويت های دولت و تخصيص اعتبار سالانه غيرقابل پيش بينی كنگره باشد، تاكيد می كند.» طرح بل برای ايجاد شالوده رشد قابل دوام برنامه مريخ، به فراسوی توسعه نقشه كلی ساخت اولين مستعمره گام برداشته و برنامه آموزشی رسمی ای برای اولين نسل معماران فضايی تعيين كرده است. براساس گفته های بل تسخير مريخ بخش به نسبت ساده ای خواهد بود. ماموريت ضروری SICSA متقاعد كردن ناسا به بازنگری چگونگی پرتاب موشك است. به گفته وی «ما به وسيله پرتابی در حدود هشت برابر بزرگ تر از شاتل نياز داريم، من معتقدم سيستم هايی كه ما امروزه به كار می بريم متعلق به عهد دايناسورهاست. ما بايد به فراسوی پيش رانش های شيميايی حركت كنيم. »
كلون كردن جانوران در طول كمتر از يك دهه از يك چيز عجيب و غريب علمی به تجارتی پر رونق بدل شد. همچنين در خلال اين مدت دامپزشكان آموختند چگونه از رحم گونه ای برای حمل جنين گونه ای ديگر استفاده كنند. موفقيت چنين تكنيك هايی منجر به اين تفكر شد كه شايد ساخت يك «پارك ژوراسيك» درست مشابه آنچه در فيلم بود، ممكن باشد. دانشمندان علم ژنتيك اين ايده را رد كردند. آنان خاطر نشان كردند كه حتی مهم ترين نمونه حفظ شد. DNA مشابه آنچه در شكم يك حشره خون خوار به دام افتاده در كهربا يافت می شود، در طول قرن ها به مرحله ای از زوال می رسد كه در آن ژن های حساس يا معيوب می شوند يا به كلی از بين خواهند رفت. در سال 2002 بليندا چانگ (B.Chang) يكی از اساتيد دانشگاه راك فلر در نيويورك با ساخت يك ژن مصنوعی مشكل DNA از دست رفته را حل كرد. زمانی كه اين ژن در يك سلول زنده قرار گرفت پروتئينی ساخت كه با باوركارشناسانه مشابه پروتئين موجود در چشمان يك آركئوزوروس، «مارمولك غالب» در 240 ميليون سال پيش، بود. اين پروتئين موسوم به رودوپسين فرايند شيميايی را موجب می شود كه نور رسيده به چشم را به تصاويری كه در مغزی شكل می گيرد، تبديل می كند. چانگ و همكارانش با ساخت يك ژن رودوپسين باستانی به كشف چگونگی تغيير مولكول های مهم از نظر زيستی در طول زمان اميدوار شدند. روش های تحليل آماری كه وی برای تعيين رشته DNA ژن رودوپسين باستانی به كاربرد می تواند در ساخت ساير ژن های باستانی نيز موثر باشد.
اندام های مصنوعی امروزی با وجود اين كه عملكرد فوق العاده ای دارند تنها به شكلی ابتدايی عملكردهای طبيعی را كپی می كنند چرا كه سيگنال های كنترل از طريق حسگرهای قرار گرفته روی پوست و به طور غيرمستقيم به سيستم عصبی منتقل می شوند. در چند سال آينده مهندسان زيست پزشكی آخرين مانع تكنولوژيكی را از ميان برمی دارند و حسگرها را مستقيما به رشته های عصبی متصل خواهند كرد. يك گام موثر در راستای اين هدف برعهده آزمايشگاه های ملی سنديا در آلبوكرك جايی كه محققان از يك تراشه ميكرالكترو و مكانيكی به عنوان شبكيه مصنوعی استفاده می كنند، گذاشته شده است. اين تراشه سيگنال ها را از يك دوربين ظريف كه از عدسی معمولی ساخته شده است، دريافت می كند. اين تراشه با تحريك انتخابی دسته هايی از هزاران الكترود ميكروسكوپی موجود در سطحش الگوهای تيره و روشنی را كه روی دوربين می افتد، كپی خواهد كرد. سپس اين تكانه ها عصب بينايی را تحريك می كنند. به گفته كرت و سندورف (K.Wessendorf) يكی از محققان آزمايشگاه سنديا «در اين روش تصاوير كمی تاخير دارند و زردرنگ به نظر می رسند. هدف رساندن فرد نابينا به مرحله ای است كه بتواند بخواند، در ميان اشيای منزل حركت كند و كارهای روزمره اساسی را انجام دهد» شبكيه مصنوعی آزمايشگاه سنديا به درجه ای از سازگاری انسان - ماشينی رسيده است كه پيش از اين غيرممكن به نظر می رسيد. اين روش سوای قدرت ديد بخشيدن به نابيناها راهگشای ساخت بشری كاملا مصنوعی كه تنها تجهيزات اوليه اش مغز است، خواهد بود.
عبارت های «ضدجاذبه» و «دفع جاذبه» برای فيزيكدانان حرفه ای بسان صدای خراشيدن ناخن روی تخته سياه است كه مو به تنشان راست می كند. آن ها با دستپاچگی می كوشند به روزنامه نگاران يادآوری كنند كه هر دو نظريه براساس قوانين شناخته شده علمی قدغن هستند. با وجود اصرار غالب انجمن های علمی به اين كه غلبه بر جاذبه خارج از قلمرو علم است، دو تا از بزرگ ترين كمپانی های هوا فضای جهان بر تحقيقاتی كه به درستی می توان آن را «تعديل جاذبه» ناميد پافشاری می كنند. كمپانی سيستم هايBAE اروپا كه از ادغام كمپانی های بريتيش آيرواسپيس و ماركونی الكترونيكس تشكيل شده است، تحقيقات نامطمئنی موسوم به پروژه تابش سبز را تاييد كرده است. در ايالات متحده كارخانه فانتوم بوئينگ (BPW) تكذيبيه نصفه و نيمه ای منتشر كرده است كه كمپانی را از شركت در برنامه مشابهی موسوم به گراسپ «تحقيقات جاذبه برای استفاده در پيش رانش فضايی»، مبرا می كند. BPW انكار می كند كه در اين پروژه سرمايه گذاری كرده است اما تاييد می كند كه اين پروژه نمی تواند در رديف «پروژه های سياه» قرار گيرد. گمان می رود كه هر دو پروژه و چندين كوشش مخفيانه ديگر بر شالوده تحقيقاتی استوار باشد كه توسط نينگ لی (N.LI) محقق پيشين دانشگاه آلاباما انجام شد. وی اولين كسی بود كه يك ديسك ابررساناكننده را به منظور اساس ايجاد نيروی تعديل كننده گرانش، با موفقيت ساخت. آيا پروژه ها موفق خواهند بود؟ پاسخ به زودی و تا حدی به طور غيرمستقيم از جانب ناسا داده می شود. برنامه های ناسا برای پرتاب حساس ترين تجهيزات اندازه گيری جهان كه تاكنون ساخته شده در آوريل 2003 زمان بندی شده است. اين تجهيزات در آزمايش مداری كاوش گرانش B مورد استفاده قرار می گيرد. اگر تئوری لی در مورد ارتباط ميان ميدان های الكترو مغناطيسی و نيروهای گرانشی درست باشد، به كمك اطلاعات ناسا تاييد خواهد شد.
به نظر می رسد از ميان تمام ايده هايی كه خيال را می پرورانند تعداد كمی شايسته واژه «غيرممكن» باشند مثل كشف سياره ای شبيه به زمين يا اختراع ماشينی كه بتواند شما را با جابه جايی از راه دور به آن سياره منتقل كند. هنوز چنين اكتشافاتی غيرقابل باور به نظر می رسند اما هر دوی اين ها امروزه در تصور ما ديده می شود. در سال 2002 شمار سياره های شناخته شده در خارج از منظومه خورشيدی ما به بيشتر از 100 عدد افزايش يافت. مهم تر اين كه ستاره شناسان اكنون معتقدند ممكن است ساختار منظومه های خورشيدی دور مشابه همسايه سياره ای ما باشد كه از سياره های گازی عظيم الجثه در مدارهای بيرونی و سياره های چگال در نزديكی ستاره مركزی تشكيل شده است. محققان با تكيه بر چنين فرضيه هايی معتقدند كه در فاصله دو ميليارد سال نوری يا بيشتر سياره های موسوم به «سرزمين طلايی» احتمالا وجود داشته باشند. علت انتخاب چنين اسمی برای اين سياره ها اين است كه آن ها مثل آش در افسانه پريان نه خيلی سرد هستند و نه خيلی داغ. در حالی كه وجود دوقلوی زمين تضمين نشده است اما اين فرضيه از يك بخت آزمايی به يك بازی ورق بهبود يافته است. با وجود چنين مسافت دوری، در زمان كشف دوقلوی زمين بايد مسافری از نوع «استارترك» (برنامه ای تلويزيونی در دهه 1960 كه در آن گروهی از كاوشگران فضايی سوار بر فضاپيمايشان موسوم به انترپرايز در فضای بين سياره ای مسافرت می كردند) نيز وجود داشته باشد. تابستان گذشته پينگ كوی لام (K.R.Lam) از دانشگاه ملی استراليا گام بزرگی در راستای تحقق اين رويا برداشت. وی با موفقيت پرتو نوری را از راه دور جابه جا كرد. به گفته وی «ما هنوز نمی توانيم ماده را به اين روش جابه جا كنيم» هيچ كس ادعا نكرده است كه ساخت يك ماشين جابه جايی از راه دور آسان خواهد بود. اما چيزی كه اهميت دارد اين است كه هيچ كس نگفته است اين كار غيرممكن خواهد بود.
Popular Mechanics,Feb.2002 |