|

وقتی صحبت از آسيای جنوب شرقی به ميان می آيد؛ بدون شك اغلب تحليلگران به ياد بحران مالی سال های 1997 و 1998 می افتند. واقعيت اين است كه هرچند اين بحران بسيار فاجعه آميز و مصيبت بار بود، اما در ضمن بهترين اتفاقی بود كه می شد برای اين منطقه بيفتد. همان طور كه نيكلاس كريستوف در مقاله ای تحت عنوان «صدای رعد از جانب شرق» در نيويورك تايمز می نويسد: «اين بحران هزينه انسانی دهشتناكی داشت، اما در عين حال به نابودی بخش اعظم باندبازی و رانت خواری، سياست های حمايتی و قوانين دولتی كه بار سنگين آن بر دوش اقتصاد منطقه سنگينی می كرد، كمك كرد. اين بحران در زمينه های سياسی، اجتماعی و اقتصادی انقلابی به راه انداخت كه هنوز تكميل نشده است، اما در نهايت شكل جديد آسيا را پی خواهد ريخت؛ درست همان طور كه فرو ريختن ديوار برلين شكل جديدی به اروپا بخشيد. » ... |