Persian Archive

• داغ باغ ملك
• از كجا آمده ام
• جلوگيری از فروپاشی خانواده


مينا شهنی : باغ ملك مثل يك بچه است با چند تا مادر و نامادری و دايه كه همه يك داعيه دارند. سرپرستی، تحول و دگرگونی اين بچه چندساله ـ كه سال های سال كسی يارش نبود كه اين باغ، افتاده اين گوشه و احوالش چندان خوش نيست ـ حالا ميان مدعيان «كوبيدن و ساختن و برج افراشتن» و متوليان تبديل آن به بوستان عمومی و حفاظت از درختان و گونه های سبز جدال برپا شده است. باغ هرچند وقت يك بار آتش می گيرد، زبانه های آتش شعله می كشد به هوا؛ مردم محل نگران تر از ديگران سرنوشت باغ ملك را نظاره می كنند. باغ با درختان خاموش منتظر می ماند تا چه شود.

موقعيت باغ ملك

باغ ملك به مسافت فعلی 35 هزار متر مربع از جنوب به خيابان دربند، از غرب به حاشيه مسيل گلابدره، از شمال به باغ شاطر و از شرق به بخشی از خيابان دربند منتهی می شود. در اين باغ گونه های گياهی گوناگون چون درختان كهنسال مثمر و غيرمثمر، گردو، چنار، نارون، افرا، اقاقيا و... است. باغ ملك از املاك ملك التجار ايرانی است كه پس از فوت وی بين وراث تقسيم شد. باغ ملك كه تا سال ها يكی از زيباترين جلوه های ميراث طبيعی و تاريخی شهر تهران محسوب می شد در زمان انقلاب دچار آتش سوزی شد و در اين آتش سوزی بنای تاريخی موجود در آن آسيب ديد. ولی با اين حال، باغ ملك يكی از زيباترين و نادرترين باغ های غيرسلطنتی است كه در شميرانات باقی مانده و با توجه به ثبت آن در فهرست آثار ملی به هر قيمت ممكن بايد حفظ شود. در تهران تنها 3 باغ نياوران، سعدآباد و باغ ملك از باغ های گذشته باقی مانده اند. باغ ملك نيز، مانند همه باغ های ايرانی و شرقی در اصل مالكيت خصوصی داشته است، اما حافظه جمعی تهرانی ها آن را به عنوان باغی باز می شناسد. باغی بسيار مهم تر از باغ های قيطريه، كاشف و... كه در سال های پس از انقلاب يكی پس از ديگری تبديل به پارك عمومی شدند و چهره شمال شهر را نشاطی تازه بخشيدند. حتی می توان گفت كه ديگر باغ های مربوط به كاخ ها و عمارات بسيار مهم شهر تهران، از نظر وسعت شايد هرگز به پای باغ ملك نمی رسيدند.

اگر باغ سعدآباد هم اكنون حدود 110 هكتار وسعت دارد باغ ملك ـ به گفته يكی از منسوبين حاج حسين آقای ملك آخرين مالك بزرگ باغ ـ 150 سال پيش كه پدربزرگ آنها باغ را از شازده فرمانفرما خريد 90 هكتار وسعت داشت. باز به گفته وی در زمان ناصرالدين شاه، يك استخر يا كافه ای در كنار آن در اين باغ وجود داشت كه روی استخر آن قايقرانی می كردند. همچنين در اين باغ چندين عمارت بود كه امروز تنها يكی از آنها به نام «قصر ملك» كه يك عمارت بسيار زيبای قاجاری است هنوز پابرجاست و يكی از نواده های ملك در آن زندگی می كند. از سال های قبل از انقلاب، قطعه هايی از باغ به تدريج به افراد فروخته می شد تا در آن خيابان بكشند و خانه های خصوصی برپا كنند. حدود 35 سال قبل شهرداری قطعه ای از آن را گرفت (خريد) و به پاركينگ وسايل موتوری و محل جمع آوری زباله و... اختصاص داد؛ در حال حاضر باغ اوليه به صورت بلوك های مسكونی متعددی پخش شده است. از روی درختان كهنسال داخل اين قطعات می توان محدوده آن را تخمين زد و بازشناخت. به هر حال امروزه، باغ از جنوب به گلابدره محدود می شود، اگرچه در همين نقشه نيز خيابان هايی داخل باغ كشيده شده اند و بخش جنوبی باغ فعلی، به صورت مسكونی و جدا از بخش شمالی آن به نظر می رسد. واقعيت اين است كه عماراتی در گوشه و كنار باغ ساخته شده ولی هنوز بخش قابل توجهی از آن به صورت جنگلی متروكه و رها شده باقی است و فضای آن به عنوان يك فضای سبز بی نظير برای شهر قابل استفاده است. بعد از انقلاب زمزمه هايی در مورد اينكه اين باغ را شهرداری خريده و قرار است تبديل به پارك كند شنيده می شد، به ويژه آنكه بسياری پارك ها به همين شكل ايجاد و به محل گردشگاه عمومی تبديل شده بود. جعفر شهری در جلد سوم كتاب طهران قديم از باغ ملك به عنوان باغی كه مردم اجازه دخول در آن را داشتند اشاره می كند كه مردم برای تفريح به آنجا رفته و اوقاتی را در آن می گذراندند، و به استراحت می پرداختند. از اين رو می توان دريافت كه باغ ملك از ديرباز محل تفريح مردم تهران بوده و مردم روزهای تعطيل برای تفريح و استفاده از طبيعت به آن جا می رفتند.

آتيش

آتش زبانه می كشد، بالا می رود، می غرد و دودی سياه و سنگين به آسمان می رود؛ بالاتر و بالاتر و همه نگاه ها جست وجوگر می آيند تا به نقطه شروع برسند. باغ ملك آتش گرفته است؛ گر گرفته و دارد دود می شود. قصه آتش سوزی وسيع باغ ملك در گلابدره تهران بار ديگر خاطره آتش سوزی های جنگل لويزان، سرخه حصار و... را در ذهنمان بيدار می كند. آتش سوزی هايی كه ظاهرا حادثه و اتفاقی بوده اما دست های پيدا و پنهان گوناگونی پشت پرده دارند. تنها باغ غيرسلطنتی تهران در آتش می سوزد و درختانش زغال می شوند. درختان باغ ملك كه از زيباترين باغ های غيرسلطنتی است هنوز خاطره روزهای تعطيل و جمع گردشگران را در ذهن دارند، صدای خنده كودكان را هنوز در گوش دارند. اما با همه اين خاطره ها درختان دارند می سوزند. 20 مورد آتش سوزی در جنگل های تهران يك ميليارد تومان خسارت وارد كرده است. مدير كل منابع طبيعی استان تهران با اشاره به 20 فقره آتش سوزی در سطح جنگل های استان تهران می گويد: «بيش از 5 هكتار از جنگل های دست كاشت در سال جاری طعمه حريق شده اند و خسارتی نزديك به 500 ميليون تومان در بر داشته اند. علاوه بر اين، 500 هكتار از مراتع استان هم طعمه حريق شده كه 500 ميليون تومان خسارت وارد شده است.»

درختان سبز يا سيمانی

درختان سبز چند صد سال عمر دارند، سال هاست كه ايستاده اند و شهر را از آن بالا نظاره می كنند. يكی از ساكنين محله دربند می گويد: «اين چندمين باری است كه در باغ ملك آتش سوزی می شود.» او می گويد: «عليرغم آنكه آتش نشانی تلاش زيادی در مهار آتش از خود نشان داد؛ ولی درختان زيادی در آتش سوخت.» به نظر برخی از مأموران آتش نشانی، نشانه هايی در دست است كه بيان می كند برخی درختان قبل از سوختگی از ريشه قطع شده اند.

باغ ملك به قطعات مجزا به 10 نفر فروخته شده است. طاهری مالك يكی از 10 قطعه باغ ملك می گويد: «همه از وجود اين باغ باخبر هستند و ما از روی عقل هيچ وقت قصد نداشته ايم با آتش زدن درختان، از خود يك متهم بسازيم چرا كه پس از هر آتش سوزی در باغ های معروف انگشت اتهام به سوی ما اشاره می رود.» او ادعا می كند آتش سوزی عمدی اخير در اين باغ از اقدامات شهرداری منطقه يك است و می گويد: «يكی از اشخاصی كه باغ را به عمد آتش زده بود دستگير كرديم. يكی از كارمندان شهرداری بود. از اين فرد و اقدام او در شعبه 502 دادگاه عمومی تهران در الهيه شكايت كرده ايم.» گذشته از درستی يا نادرستی ادعای اين مالك شهرداری تهران نيز اين موضوع را به شدت رد می كند: «شهرداری چه هدفی می تواند از آتش زدن باغ داشته باشد.» براساس تبصره يك ماده شش قانون مصوب شورای عالی انقلاب در سال ،1359 اگر مالكی اقدام به تخريب غيرقانونی باغ خود كند، شهرداری می تواند باغ را به نفع مردم تصرف كند.

اما تاكنون حتی يك بار چنين اتفاقی رخ نداده است. اهالی منطقه گلابدره با تهيه طومار بزرگی در سال 1380 برای آتش سوزی های متعدد در باغ ملك به شهرداری منطقه يك شكايت كرده اند. شهرداری مدت هاست كه قصد دارد باغ ملك را بخرد. به گفته يكی از ساكنان دربند اين چندمين بار است كه در باغ ملك آتش سوزی می شود و تلاش عمده مالكان نيز تخريب باغ ملك و تبديل آن به مجتمع مسكونی است. از طرفی برخی حرف ها از گوشه و كنار به گوش می رسد كه سرنوشت باغ ملك را با سدی تازه تأسيس گره می زند. در سمت غرب باغ ملك جاده ای در حال احداث است كه به يك سد تازه تأسيس می رسد. قرار است در آينده اطراف اين سد يكی از مراكز مهم تفريحی شود. قيمت زمين ها هرچه به سد نزديك تر باشد گران تر است.

ميراث فرهنگی چه می گويد

باغ ملك در فهرست آثار ملی به ثبت رسيده است. معاون حفظ و احيای ميراث فرهنگی تهران می گويد: «باغ ملك يكی از زيباترين جلوه های ميراث طبيعی و تاريخی در شهر تهران است كه به واسطه عدم توجه كافی نهادهای مسئول، طی ساليان اخير در معرض خطرات جدی بوده است.» اسكندر مختاری می افزايد: «ميراث فرهنگی تهران به مالكين اين باغ اعلام می كند كه حتی اگر باغ ملك به طور كامل خشك شود؛ به دليل اينكه باغ در فهرست آثار ملی به ثبت رسيده، يكپارچگی و تماميت ارضی آن مورد اصرار ما خواهد بود. به طور حتم درختان دوباره روئيده خواهد شد و قنات های خشكانده شده نيز احيا خواهند شد.»

و بالاخره

بالاخره شهرداری منطقه يك تهران با صدور يك اطلاعيه اعلام كرد با پيگيری منطقه و مشاركت شهروندان اعتبار مورد نياز جهت تملك باغ ملك تأمين و اين باغ سرانجام به بوستان عمومی تبديل می شود. در راستای اجرای لايحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز شهر به جهت توسعه سرانه های خدماتی و ضرورت نگهداری درختان، فضاهای سبز و باغات، شهرداری منطقه يك آمادگی خود را نسبت به تملك باغ ملك اعلام كرد. در اين اطلاعيه آمده است كه تملك باغ ملك با تأمين نقدينگی مورد نياز و طی مراحل قانونی مطابق با آرای صادره از مراجع صالحه و كارشناسی توسط شهرداری انجام خواهد شد و شهرداری منطقه يك با صدور حكم از مراجع ذيصلاح باغ را تبديل به يك بوستان عمومی آزاد برای استفاده شهروندان خواهد كرد. در شهريور ماه سال 1381 پس از انجام مذاكرات مستقيم بالاخره وكيل مالكين باغ ملك موافقت خود را برای واگذاری باغ به قيمت كارشناسی اعلام كرد. شهرداری نيز آمادگی خود را برای پرداخت تاوان ريالی آن به صورت نقدی و فوری اعلام كرد. پس از آن با تشكيل شورای كارشناسی و حضور نماينده مالكين و كارشناسی رسمی دادگستری قيمت باغ ملك تعيين شد. اين قيمت كه سی و پنج ميليارد ريال عنوان شد بالاخره مورد پذيرش طرفين قرار گرفت و باغ ملك برای تبديل به بوستان عمومی به شهرداری تهران تحويل شد. اما هم اكنون اين باغ با حكم شعبه 512 مجتمع قضايی شميران پلمب شده و عمليات ساخت و احداث بوستان عمومی در آن متوقف شده است.


ترجمه رضا سادات : هنگامی كه مايكل پرتجيس چهار ساله بود از مادرش كارولين سوالی پرسيد كه شنيدنش همه والدين را نگران می كند: «من از كجا آمده ام؟» كارولين به جای آنكه دنبال كتاب آناتومی بگردد تا چگونگی شكل گرفتن جنين را برای مايكل توضيح دهد يك اطلس جغرافيايی پيش روی پسرش قرار داد: «من اهل ايالات متحده هستم، پدر تو از هلند آمده و تو و خواهرت نيكول در وين متولد شده ايد. » پسر كوچك با تحير و سردرگمی به او نگاه كرد اما دوباره با تاكيد پرسيد: «خب ولی من از كجا آمده ام؟» كارولين ابروهای خود را بالا كشيد. دقيقا نمی دانست بايد به اين سوال مايكل چه پاسخی بدهد. سه سال بعد خانواده پرتجيس به دليل تغيير محل خدمت پدر خانواده، كه با سازمان ملل متحد همكاری می كند به رم نقل مكان كرد. پس از نه سال اقامت در رم و تحصيل در مدارس بين المللی، مايكل كه اكنون نوزده ساله است عاقبت توانسته پاسخی برای سوالش بيابد: «من اهل دنيا هستم. »

مايكل و خواهرش نيكل بخشی از جامعه در حال گسترش كودكانی مهاجر هستند كه تعدادشان در دنيای معاصر ما با سرعتی دور از انتظار روبه فزونی گذاشته است. اينها كه كودكان فرهنگ سوم نام گرفته اند فرزندان ديپلمات ها، كاركنان نهادهای امدادرسان، وابسته های نظامی، روزنامه نگاران، ميسيونرهای مذهبی، نخبگان دانشگاهی و مديران اقتصادی ای هستند كه با فرهنگی حدفاصل فرهنگی كه ريشه ايشان به آنجا بازمی گردد و كشوری كه در آن رشد می يابند، مانوس می شوند. برخلاف كودكان مهاجر اين دسته از كودكان هيچگاه مدت طولانی ای در كشور ميزبان نمی مانند. كودكان اين خانواده های دور از وطن گاهی هر دو سال يكبار جابه جا می شوند و گاهی هم تحت شرايطی خاص نگاهداری می شوند. در منازل خود محصور می شوند و با كمك معلمان خصوصی تحصيل می كنند و همين مسئله بين آنها و همسالان شان در جامعه ميزبان فاصله ايجاد می كند. در نتيجه اين كودكان، معمولا به راحتی می توانند با جامعه ميزبان همراهی كنند اما هيچگاه به طور كامل در فرهنگ محلی تحليل نمی روند.

روز به روز بر تعداد اين كودكان افزوده می شود. تحولات جهانی مثل افزايش برنامه های بشردوستانه، گسترش شركت های فرامليتی، افزايش تعداد كاركنان كنسولی و تشديد حضور نظاميان خارجی در نقاط مختلف جهان موجب اشاعه اين قسم كودكان شده است. تعداد گذرنامه های آمريكايی كه طی يك دهه گذشته در كشورهای خارجی صادر شده تقريبا به دو برابر افزايش يافته و از 6/3 ميليون به بيش از هفت ميليون رسيده است. طی اين مدت تعداد اتباع بريتانيايی كه در خارج از اين كشور اقامت گزيده اند هم افزايش چشمگيری داشته و 6/8 ميليون نفر در سال 1992 به بيش از 14 ميليون نفر رسيده است. تعداد قابل توجهی كتاب و سايت اينترنتی جديد طی ساليان اخير به منصه ظهور رسيده است تا نيازهای اين جامعه در حال فزونی و كودكانشان را تامين كند. پرچمدار اين حركت كتاب ديويد پالوك وروت ون ركن «بچه های يك فرهنگ در حال رشد» بود كه در سال 2000 منتشر و با استقبال قابل توجهی هم روبه رو شد. اين همه توجه به كودكان فرهنگ سوم نشانگر تحول قابل توجهی است كه در نحوه نگرش به اين كودكان شكل می گيرد. به اينان زمانی به چشم خانه به دوش های غيرعادی و نسلی فنا شده نگريسته می شد اما اكنون كودكانی سازگار تلقی می شوند كه به لحاظ روانی، شخصيتی پيچيده تر از همسالان خود هستند كه در يك كشور و با فرهنگی واحد رشد يافته اند.

در رم كه از هر كشور دو سفارتخانه دارد - يكی در واتيكان و ديگری در رم - و مقر سه نهاد بين المللی وابسته به سازمان ملل نيز در اين شهر واقع شده است هزاران كودك فرهنگ سومی در كوچه ها و حاشيه ميادين با كودكان محلی سرگرم جست و خيز و بازی هستند. اكثر اين كودكان فرهنگ سومی اطلاعات دست اولی از طيف وسيعی از مسائل دارند: از جغرافيا گرفته تا غذاهای محلی هر كشور، فرهنگ و سياست. آنها زبان های محلی را به سرعت فرامی گيرند، به راحتی با بزرگسالان رابطه برقرار می كنند و بدون آنكه مشكل خاصی داشته باشند با مردمی كه پيشينه نژادی متفاوتی دارند احساس راحتی می كنند. آنان از نوعی شاخصه انطباق پذيری و از ديدی وسيع برخوردارند كه در دنيای بدون مرز امروز اهميت خاصی دارد. بريجيد رندا، مشاور خانواده و پزشك روانشناسی كه در مدرسه سن استفان رم، جايی كه اكثر دانش آموزان از همين كودكان نسل سومی هستند، می گويد: «آنها بيش از آنچه ما با مطالعه در مورد فرهنگ جهانی درمی يابيم با اين فرهنگ آشنا هستند» و می افزايد: «آنچه آنها به خوبی ياد گرفته اند اين است كه چطور خود را با جابه جايی و تغيير سازگار كنند.» اين آگاهی و انطباق پذيری در آينده اين كودكان و در مشاغل درخشانی كه كسب می كنند انعكاس پيدا می كند. تحقيق اخيری كه در ايالات متحده انجام شد نشان داد هفتاد درصد كودكان آمريكايی ای كه در خارج از اين كشور رشد يافته و تحصيل كرده اند در مشاغلی بهتر و نيازمند به مهارت های بيشتری در قياس با همتايان شان كه در داخل كشور رشد يافته اند، مشغول به كار شده اند.

دوسوم كودكان نسل سومی ترجيح می دهند در خارج از كشور خود زندگی كرده و به كار مشغول شوند. تقريبا نوددرصد كودكان فرهنگ سومی حداقل تا مقطع ليسانس تحصيل می كنند و آنچه از زندگی در كشورهای خارجی آموخته اند آنها را به توانمندترين و با مهارت ترين دانشجويان تبديل می كند. بی دليل نيست كه دانشگاه های معتبر ترجيح می دهند دانشجويان فرهنگ سومی را پس از پايان تحصيلات به خدمت بگيرند. يك بررسی رسمی انجام شده در مدارس رم نشان داد اكنون از هر كلاس درسی پايان دوره تحصيلات متوسطه حداقل يك دانش آموز راهی دانشگاه های معتبری چون استنفورد، هاروارد، كمبريج و آكسفورد می شود. ده سال قبل اين حادثه ای نادر بود. اين در حالی است كه بسياری از نسل سومی ها از وضعيت خود چندان احساس رضايت نمی كنند. پس از بازگشت به سرزمين مبدا يا كشوری كه اسناد هويتی شان پل ارتباطی بين آنها و آن كشور است احساس می كنند با جامعه چندان هماهنگ نيستند. هنگامی كه نيكول، خواهر كوچكتر مايكل پرتجيس پس از رسيدن به 18 سالگی و به پايان رساندن تحصيلات متوسطه تصميم گرفت عازم ايالات متحده شود و تحصيلات خود را در آنجا ادامه دهد تفاوت های بين آموخته های فرهنگی خود و فرهنگ حاكم بر جامعه آمريكايی را آنچنان گسترده ديد كه نگران كننده می نمود. گفت وگو در مورد اصالت و نسب دشوارترين مسئله برای اين كودكان است. رندا می گويد هنگامی كه از آنها سوال می شود اهل كجا هستی بی درنگ با يك سوال پاسخ تان را می دهند. «منظورتان اين است كجا متولد شده ام؟ كجا رشد يافته ام يا والدينم به چه كشوری تعلق دارند؟» اما به هر حال آنچه در موردش هيچ شك و ترديدی وجود ندارد اين است كه اين كودكان در زمره سازگارترين و انطباق پذيرترين كودكان هستند.

منبع: نيوزويك


جلوگيری از فروپاشی خانواده

اخيرا صدا و سيما اقدام به برنامه سازی با هدف تحكيم خانواده كرده است. يكی از اين برنامه ها كه توسط گروه جوان تلويزيون تهيه شده، هر شب قبل از اخبار از شبكه دوم پخش می شود، «حريم» نام دارد. در اين برنامه چند كارشناس درباره مسائل مختلف مربوط به خانواده صحبت می كنند و گرايش بيشتر اين كارشناسان و بحث ها حول محور ترويج ازدواج و جلوگيری از طلاق است. در اين برنامه زندگی با خانواده، به عنوان يكی از راه حل های مشكلات مالی جوانان برای ازدواج پيشنهاد شده است. همچنين با نشان دادن صحنه هايی از دادگاه خانواده كه در آن زنان دلايل خود برای درخواست طلاق را توضيح می دادند، به لزوم گذشت و تحمل مشكلات تاكيد شده است. همچنين اخيرا در ماه گذشته تبليغات وسيعی برای ثبت نام در پودمان «مديريت خانه» از سوی صدا و سيما انجام شد. ثبت نام كنندگان در اين طرح كه با مشاركت دانشگاه جامع علمی ـ كاربردی و صدا و سيما انجام می شود، می توانند از طريق شبكه آموزش تلويزيون يا نوارهای ويدئويی درس های خود را دريافت كنند. در پايان دوره به شركت كنندگانی كه موفق به گذراندن امتحان خود شده اند، مدرك كاردانی مديريت خانه داده می شود.

جمعيت، بهداشت و فوريت های پزشكی، آداب معاشرت و همسرداری، مشاور خانواده، روانشناسی و تعليم و تربيت كودكان، مديريت اقتصاد و برنامه ريزی خانواده و حقوق خانواده از درس های اجباری اين پودمان و دكوراسيون و تزئينات داخل خانه، كاربرد اصول و نگهداری لوازم خانگی، آشپزی و سفره آرايی، شيرينی پزی، خياطی، پرورش گل های زينتی در خانه، كاربری كامپيوتر، گلسازی و قالی بافی دروس اختياری است كه برای دانشجويان مديريت خانه پيش بينی شده است. يك كارمند اداره پست درباره دفترچه های ثبت نام در دوره آموزش عالی علمی ـ كاربردی پودمانی مديريت خانه گفت: بسياری از خانم ها فرم هايی را كه خريده بودند پس آوردند. چون فكر می كردند با ثبت نام در اين دوره دانشجو می شوند و نمی دانستند كه آموزش از راه دور است. وی گفت: با اينكه آقايان هم می توانند شركت كنند ولی هيچ مردی برای ثبت نام در اين دوره مراجعه نكرده است. افزايش آمار طلاق و پايين آمدن نرخ ازدواج نگرانی هايی را در ميان مسئولان كشور پديد آورده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو