Persian Archive

• يك روز مانده به جنگ
• چرا آوارگان نمی آيند
• دو خبرنگار رويتر در نجف و كربلا
• اسارت خبرنگاران ايتاليايی
• والی هرات: خبرنگاران برگردند
• خبرنگاران اردن محكوم كردند
• گزارش «تی. وی. 5» فرانسه از بمباران
• بازرسی خبرنگاران و مسافران در مرز اردن


محمد رهبر : دجله از ميان بغداد می گذرد و پل عظيم و زيبای الرشيد كه به نام هارون خليفه عباسی نهاده شده است و يادآور هزار و يك شب، شهر را از اين سو به آن سو می گذراند؛ اين تصوير نمادين پايتخت صدام است كه تلويزيون عراق به آنتن می فرستد. يك روز به پايان مهلت آمريكا به عراق مانده و عراقی ها در بخش قديمی شهر كه خانه های سه، چهار طبقه احاطه اش كرده اند تظاهرات می كنند. دوربين تلويزيون عراق كه سر تا ته خيابان را ورانداز می كند بيش از پنج، شش هزار نفر را نشان نمی دهد، معلوم نيست آن باقی 5 ميليون بغدادی كجايند، اما در ميان همين مردمی كه ابراز احساسات می كنند و بالا و پايين می پرند و بيننده را به ياد كارناوالی شاد می اندازند همه جور آدمی پيدا می شود. از چهره های نحيف آفتاب سوخته تا زنان روبنددار و بی حجاب و بعثی های چاق با لباس سبز حزب كه هنوز كلاشينكف های ميراث رسيده از جنگ ايران را در دست دارند و تير هوايی در می كنند.

چند بعثی كه درجه شان مشخص نيست ـ درجه ها در عراق با ستاره نيست كه با موشك مشخص می شود، موشك روی شانه سرلشكری را می رساند و خود صدام هم عقاب نمادين تمدن بين النهرين را بر شانه هايش نشانده و لابد تمثيلی است از سعادت فرود آمده بر مردم عراق ـ روی بالكنی ايستاده اند و جمعيت حاضر را بر اين جهش های اسپندوار تشويق می كنند و اسلحه هايشان را بالا و پايين می برند. تنها چيزی كه بر دست مردم ديده می شود عكس های متنوع صدام است، صدام مثل يك مانكن همه جور لباسی بر تن كرده است و اين مجال را می دهد كه هر كس با هر لباسی كه دوست دارد از صدام عكسی داشته باشد، با سيگار برگ كوبايی، با دشداشه، كلاه تگزاسی، و كت و شلوار فرانسوی انگار تنوع خريدهای تسليحاتی عراق صدام را جهان وطنی كرده است. جمعيت يك شعار را بيش از هر حرف و حديثی دم می گيرد، شعاری كه در اين سی سال جای هر چه شعر و ترانه ای را گرفته است: «عاش العراق و سلمت يا صدام»، زندگی كن عراق و سلامت باش صدام. يك ساعتی می گذرد و تلويزيون عراق از پخش اين پايكوبی دست بردار نيست، برای آنهايی كه شبكه ماهواره ای عراق را می بينند خسته كننده است اما هر لحظه اش كه می گذرد اين سوال پيش می آيد كه آيا 24 ساعت بعد و زير بمباران هايی كه به واقع مانند باران باروت بر دجله خواهد باريد، اين دست افشانی ادامه خواهد داشت.

عاقبت برای پخش مستقيم مذاكرات مجلس عراق كارناوال به پايان می رسد، مجلس عراق آنقدرها هم مجلس نيست، يك سالن ساده است و ميز و صندلی هايی كه نه ميكروفن دارد و نه حتی جايی برای پهن كردن دفتر و دستك، البته چه نيازی به اينها می توانسته باشد. ميز كار صدام به اندازه وسعت عراق پهنا داشته و برای يك بار «نعم» گفتن نيز نيازی به تجمل و ميكروفن نبوده است. سعدون حمادی پشت ميزی سرتاسری كه ناخودآگاه ميز دادگاه را تداعی می كند، نشسته. حمادی پير است، قوز واضحی دارد و اندكی خم شده، نگاهش تا رديف اول صندلی ها بيشتر نمی رود، صدايش خسته است و حتی با بلندگو هم رمقی نمی گيرد و با اشاره به نماينده ای كه نوبت نطقش رسيده و نامش را خوانده، فرمان اظهار نظر می دهد و بعد نماينده بلند شده و شروع می كند. نام صدام را می توان در تمام صحبت های نمايندگان شنيد كه همچون ورد و حرزی تكرار می شود، نماينده بعدی همان حرف های نماينده قبلی را می زند، تنها چيزی كه می تواند گفته ها را با هم متمايز كند، صداهای زير و بم است، مجلس عراق ملغمه ای است از آنچه بر خاورميانه در اين قرن گذشته، تقابل صوری سنت و مدرنيسم كه فقط در لباس ها تجلی كرده و بر آن تعارض درونی صحه می گذارد، انواع و اقسام نماينده ها جمع اند، با كراوات، و لباس های فاخر عربی كه آل سعود بر تن می كنند و صدام نيز به گمان رهبری اعراب در يكی از كليپ ها يك باری آن را به تن كرده و جمعيت برايش هلهله كشيده اند، حتی معمم نيز می توان در ميان نمايندگان ديد. نوبت به يكی از نمايندگان كه گويا منتخب ايلات جنوب عراق است رسيده، بلند می شود و شروع می كند به شعر خواندن، قصيده ای 60 ـ 50 بيتی در رثای صدام و عرق و حميت عربی.

رجزهای جاهلی را به ياد می اندازد، حضار به وجد آمده اند و برمی خيزند و مشت هايشان را بالا می آورند و شعار می دهند كه: «به جان و خونمان حمايتت می كنيم ای صدام»، حالا ديگر حمادی هم نشسته ابراز احساسات می كند، مشتش را بالا آورده و چيزی را زمزمه می كند، جلسه مذاكره مجلس تبديل شده به مشاعره، نه بحثی درمی گيرد و نه مخالف و موافقی در كار است، حتی يك نفر بحث را به روابط ديپلماتيك عراق و اشتباهات گذشته و چگونگی جنگی نابرابر با ابرقدرت دنيا نمی كشاند، كارناوال از خيابان به مجلس آمده است. دجله بی خيال آنچه در پيرامونش می گذرد، به حركت هزاران ساله اش ادامه می دهد. ساعت 9 شب است تنها هفت ساعت تا پايان اولتيماتوم آمريكا مانده است، تلويزيون ساعت القشلقه ساعت قديمی بغداد كه يادگار استعمار انگليس است را نشان می دهد و بعد از تكرار كارناوال خيابانی مجری چشم سبز اخبار با سبيل شسته و رفته سرمی رسد. در عراق گويا همه چيز سبيل دارد.

سبيلی كه شايد نشانه همبستگی با صدام است و همه چيز را به شكل صدام درآورده است. مجری اخبار خبر تظاهرات ضدجنگ و اختلاف آمريكا و اروپا را پخش می كند و می خواهد به تمامی عراقی ها حالی كند كه دنيا طرفدار عراق صدام است. پس از اخبار كليپ 40 دقيقه ای پخش می شود كه جمع تمام خوانندگان مرد عراقی در آن جمع است (به هر حال جنگ را مردان راه می اندازند و صدای مردانه می طلبد). البته در پشت سر خوانندگانی كه همگی يك آهنگ را می خوانند كه ترجيع بندش اين است كه ما از عراق، خانه صدام دفاع می كنيم. يك گروه كر مردانه و زنانه ايستاده اند كه هم همنوايی می كنند و هم شعرها را با سر تأييد می نمايند. كليپ بالاخره تمام می شود و نوبت به يك گزارش از نظرات بغدادی ها می رسد، مجری سبيلوی عراقی با لباس نظامی سبز حزب بعث از مردم می پرسد آيا صدام را دوست داريد جواب روشن است «نعم». يكی از حضار هم كاسه داغ تر از آش می شود و می گويد اصلا طرح اين سوال غلط است صدام حسين رهبر بزرگ ماست و اسرائيل را از بين می برد و دشمن صهيونيسم است. خبرنگار حزب بعث به سراغ يك بچه چهارساله كه لباس نظامی تنش كرده اند می رود و می پرسد عمو صدام را دوست داری و بچه هم كلی در اين باره حرف می زند.

ديگر چيزی تا زمان حمله نمانده است. گزارشی از شهرستان ها پخش می شود. مجری با لباس عربی در زير خيمه ای با رئيس و اعضای قبيله بحمدان نشسته است. رئيس قبيله اعلام می كند كه قبيله اش آمريكا را شكست می دهد و از بوش به عنوان بوش صغير نام می برد آن وقت كليپی از دوران خوش صدام پخش می شود. صدام ميان قبائل است و رقص شمشير را نگاه می كند و می خندد و گاهی تير در می كند و به جشن می پيوندد و بعد صدام را در حال شنا كردن با يكی از بعثی ها نشان می دهند و بعثی عزمش را جزم كرده تا از صدام عقب بماند. دوربين دوباره به جمع بانشاط قبيله بحمدان بازگشته، اعضای قبيله اين بار قرآنی را به دست گرفته اند و قسم می خورند كه از صدام دفاع می كنند. برنامه های نزديك به ساعت حمله ديگر زنده نيست، كارناوال خيابانی تكرار می شود، سربازان عراقی در سنگرهای خيابانی شعار می دهند و صدام شنا می كند و تير می اندازد، ساعت شش صبح است 40 موشك كروز به عراق شليك می شود و تلويزيون عراق قطع می شود.


پروين امامی : آيا اميد به خاتمه سريع جنگ، عراقی ها را تشويق به استقرار در داخل خطوط مرزی كشور خود نموده است و يا اساسا عراقی ها ملتی هستند كه قادرند در شرايط بی نظمی، بی آن كه از پای درآيند، به زندگی ادامه دهند؟امروز (دوشنبه يازدهم فروردين) مصادف با دوازدهمين روز تهاجم نظامی نيروهای ائتلاف آمريكا و انگليس عليه عراق است؛ تهاجمی كه براساس گمانه زنی ها و تحليل های اوليه بسياری از كارشناسان و صاحبنظران امور نظامی و سياسی، قاعدتا می بايد به از هم پاشيدگی سريع شيرازه حكومت حزب بعث بر عراق منجر می شد. طبعا براساس همين تحليل و تجاربی از قبيل وقوع جنگ سال 1991 عراق عليه كويت، كشورهای هم مرز و همسايه با عراق ناگزير شدند با اتخاذ رويكرد عدم سرايت جنگ به سرزمين متبوع خود، بكوشند براساس اصول همزيستی مسالمت آميز و نيز ملاحظات انسان دوستانه بين المللی، تمهيداتی برای سامانمند كردن تبعات انسانی جنگ ـ از جمله هجوم آوارگان و پناهندگان عراقی به داخل خطوط مرزی كشورهای همسايه ـ بينديشند. بهره برداری های زيركانه طرفين متخاصم از تبعات انسانی اين جنگ هم قاعدتا نكته ای نبوده كه از موضع گيری های مديريت بحران حاكمان بغداد به دور بماند و شايد اساسا برهمين مبناست كه طبق اخبار رسيده، فرماندهان نظامی عراق بسياری از ادوات زرهی از جمله تيربار و ضدهوايی های خود را بر فراز بام های اماكن عمومی از جمله بيمارستان های شهرهای بزرگ عراق مستقر كرده اند تا بدين وسيله عملكرد نيروهای ائتلاف در راستای نابود كردن اين ادوات از طريق بمباران های هوايی، به نوعی، قتل عام بيماران بستری در بيمارستان ها را در پی داشته و در نهايت افزايش تلفات انسانی اين نبرد، به كسب وجهه ای برای محق بودن عراق در ادامه جنگ از يكسو و پای بند نبودن مهاجمان به رعايت ابتدايی ترين حقوق انسانی (عدم تعرض به جان بيماران) از سوی ديگر منتهی شود.

لحاظ كردن ضرورت حفظ جان شهروندان عراقی اگر از منظر فرماندهان حكومت توتاليتر عراق، در اولويت نخست دستور جلسات نظامی اين فرماندهان جايی ندارد، اما چنان كه گفته شد، به دلايل متعدد از جمله ضرورت های پيش روی كشورهای همسايه عراق ـ از جمله ايران ـ بوده است. در همين راستا، ايران از مدت ها پيش با برپايی اردوگاه هايی چند در استان های مرزی كشور، به گفته برخی مسئولين از جمله وزير كشور آمادگی خود را برای پذيرش حدود دويست هزار آواره عراقی اعلام كرده است. اينك، اما با گذشت دوازده روز از جنگ اين اردوگاه ها همچنان خالی باقی مانده و شاهد سرريز شدن سيل آوارگان عراق ـ طبق پيش بينی های قبلی ـ نبوده و اين پرسش را پديد آورده كه «چرا شهروندان آواره عراقی تا نزديك ترين خطوط مرزی عراق با ايران پيش آمده، اما ضرورتی برای ورود به خاك ايران و اسكان در اين اردوگاه ها نمی بينند؟ آيا انتشار اخباری دال بر مين گذاری خطوط مرزی توسط حكومت صدام و ايجاد سپر انسانی پشت خطوط مين گذاری شده، از جمله دلايل بی رغبتی آوارگان برای ورود به خاك ايران است؟ آيا خاطرات قديمی جنگ ايران و عراق، ذهنيتی در افكار عمومی شهروندان آن كشور برای عدم پناهنده شدن به ايران فراهم آورده است؟ آيا وجود تعارض های موجود ميان ايران و آمريكا، امنيت ايران برای اسكان عراقی ها را ناممكن ساخته؟ آيا اميد به خاتمه سريع جنگ، عراقی ها را تشويق به استقرار در داخل خطوط مرزی كشور خود نموده؟ آيا عراقی ها به راستی ملتی هستند كه توانايی زندگی در شرايط بی نظمی بدون از پای درآمدن را دارند؟ آيا. . . » اين پرسش ها با تنی چند از صاحبنظران مسائل سياسی و نمايندگان مجلس در ميان گذاشته شده كه در ادامه به بخش های مختصری از آن ها اشاره می شود:

مردم احساس ناامنی نمی كنند

علی شكوری راد عضو شورای مركزی جبهه مشاركت و نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اين پرسش كه «چرا آوارگان نمی آيند؟» به چند عامل اشاره می كند و می گويد: «برای اين پرسش می توان به احتمالات گوناگونی انديشيد از جمله اينكه شايد اساسا رژيم صدام مانع خروج شهروندان از شهرها شده و احتمال جابه جايی در جاده ها را هم مهار می نمايد؛ چون می داند كه حضور تك به تك شهروندان عراقی به عنوان سپر انسانی برای مقابله با نيروهای مهاجم به نفع تركيب نظامی عراق است. وی احتمال «عدم بمباران مناطق مسكونی توسط مهاجمان» را از جمله ديگر معادلات اين موضوع برمی شمارد و می گويد: «احتمالا هدف گيری های آمريكا و انگليس نوعا در مناطقی است كه ساكنين شهرها در آن مناطق حضور متراكم و جدی ندارند و با توجه به آمارهای ارائه شده، پايين بودن تلفات انسانی غيرنظامی در اين نبردها، مؤيد اين نكته است كه شهروندان در مجموع از حملات هوايی نظامی مهاجمان احساس ناامنی نمی كنند. شكوری راد در عين حال رواج باور در ميان مردم عراق مبنی بر خاتمه سريع جنگ را از ديگر پارامترهای مؤثر در عدم تمايل آنان به جابه جايی برون مرزی می داند و معتقد است: مادامی كه مردم عراق بر اين باورند كه جنگ كوتاه مدت خواهد بود و بر همين اساس پيش بينی هايی هم برای تهيه و نگاهداری مواد غذايی، دارويی و. . . شده، طبيعی است كه جان پناه های خود را در داخل خاك كشور خويش بجويند ـ ولو موقت ـ و برای سپری شدن دوره جنگ به مناطق امن درون مرزی پناه ببرند.

در غرب خبری نيست، در جنوب زمينه نيست

مجيد انصاری عضو مركزيت مجمع روحانيون مبارز ديگر نماينده مردم تهران در مجلس هم در اين باره معتقد است: پاسخ ساده است؛ بيشتر اردوگاه های استقرار يافته ايران، در مناطق غربی كشور سرپا گرديده كه هنوز اساسا مورد تهاجم، بمباران و تخريب های جدی قرار نگرفته و به لحاظ همجواری با استان كردستان عراق، مردم طبيعتا تمايل به كوچ يا استقرار موقت در آن مناطق را دارند و در مناطق جنوبی هم كه درگيری ها در خارج از شهرها آنقدر شديد و گسترده است كه عملا زمينه ای برای مهاجرت و جابه جايی مردم و پناهنده شدن آنان به داخل خاك ايران وجود ندارد. انصاری همچنين اين فاكتور را هم ناديده نمی گيرد كه بر طبق خبرهای رسيده، خط حركت نيروهای مهاجم در بخش های جنوبی كشور عراق، اساسا بر دور زدن شهرها و عدم درگيری با مردم بنا شده و طبيعتا مادامی كه شهروندان بتوانند در شهرهای مورد اسكان خود باقی بمانند، دليلی برای آواره شدن آنها وجود ندارد. «عمق مقاومت مردمی در برابر تهاجم نيروهای ائتلاف» از ديگر عوامل مورد نظر انصاری برای تبيين چگونگی عدم ورود آوارگان عراقی به ايران است كه وی در اين باره خاطرنشان می كند: به نظر می رسد تعمدی در مردم عراق به خصوص در مناطق بصره، نجف و كربلا هست كه با عزمی جدی برای ايستادن در برابر متجاوزين مقاومت كنند و بر همين مبنا بيرون آمدن از شهرها را به نوعی شكست جبهه خود، اشغال سرزمين و نابودی تمدن خود تلقی می نمايند.

جنگ تميز و سريع، كثيف و طولانی شد

عطاءالله مهاجرانی عضو شورای مركزی حزب كارگزاران سازندگی و رئيس مركز گفت وگوی تمدن ها در اين باره بر محور ديگری متمركز می شود و می گويد: در روند جنگ جاری ميان نيروهای آمريكا و انگليس با عراقی ها، ما شاهد چند ويژگی هستيم از جمله اينكه نه تنها شاهد تمايل عراقی ها برای خروج از كشور نيستيم، بلكه در بروز واكنش هايی معكوس، شاهد اظهار تمايل و تظاهرات گروه های متعدد شهروندان عراقی خارج از كشور برای عزيمت به سرزمين خويش هستيم؛ از جمله خبری كه در روزهای اخير منتشر شد دال بر تظاهرات بيش از پنج هزار عراقی ساكن اردن برای بازگشت به عراق. به باور مهاجرانی «وجود همبستگی عميق ميان آحاد مختلف مردم عراق عليه نيروهای متجاوز» ويژگی ديگر تمايل مردمی شهروندان عراقی برای عدم مهاجرت از كشور به ساير نقاط است كه وی در همين زمينه می گويد: برخلاف آنچه غربی ها تبليغ می كردند كه نوعی تفكيك و تفرق ميان شهروندان عراقی وجود دارد، با وقوع جنگ ما برعكس شاهد نوعی پروژه ملت سازی بر مبنای حس همدلی ميان اقشار مختلف ملت عراق هستيم كه همين مسئله به بروز نوعی حس مقاومت و تهييج برای مقابله با متجاوزان انجاميده است. رئيس مركز گفت وگوی تمدن ها در همين باره می افزايد: اساسا در طول تاريخ مردم هر كشوری در مقابل تهاجم قوای بيگانه با تكيه بر نوعی حس ناسيوناليستی و دفاع از تماميت ارضی خود، تمايل به برخورد و مقاومت با بيگانگان داشته اند و در جريان جنگ حاضر هم برخلاف تحليل اوليه آمريكايی ها كه مبنای استراتژی خود را بر تحليل «جنگ تميز و سريع» قرار داده بودند، مقاومت های مردمی عراقی ها، آنها را ناگزير به پذيرش واقعيت «جنگ طولانی و كثيف» از طريق افزايش نيروی نظامی و بودجه جنگی نمود و به نظر می رسد كه اين جنگ تحميلی عليه ملت عراق به نوعی به نبردی ملی و ميهنی برای عراقی ها تبديل گرديده و قاعدتا در همين چارچوب می توان عدم تمايل آنان برای پناهنده شدن به ايران، سوريه و ديگر كشورها را تحليل كرد.


دو خبرنگار رويتر در نجف و كربلا لوك بيكر و اندرو گری، دو نفر از خبرنگاران خبرگزاری رويتر، به ترتيب در شهرهای كربلا و نجف مستقر شده اند. اين دو نفر نظر به اهميتی كه شهرهای مذكور برای شيعيان دارند مأمور هستند تا هرگونه اتفاقی را در دو شهر فوق گزارش كنند. اين دو نفر در گزارش های خويش از درگيری های شديد در حومه دو شهر مقدس فوق خبر داده اند اما به گفته آنها در محدوده اماكن مقدس هنوز اتفاق خاصی نيفتاده است.
اسارت خبرنگاران ايتاليايی

چندی پيش هفت نفر از خبرنگاران رسانه های ايتاليا در عراق مفقود شده بودند. حتی شايعاتی پيرامون مرگ احتمالی آنها نيز انتشار يافته بود. اما اكنون رسانه های ايتاليا اعلام كرده اند كه اين هفت نفر توسط نيروهای عراقی بازداشت شده و در زندان هستند. علت بازداشت آنها چندان روشن نيست.

والی هرات: خبرنگاران برگردند

«محمد اسماعيل خان» والی هرات از خبرنگارانی كه به نشانه اعتراض اين ولايت را ترك كرده بودند، درخواست كرد به هرات بازگردند. خبرنگاران رسانه های خارجی مقيم هرات اوايل هفته گذشته در اعتراض به ضرب و شتم خبرنگار يكی از راديوهای خارجی توسط مأموران امنيتی و اخراج اين خبرنگار به حكم اسماعيل خان، همگی اين ولايت را ترك كردند. اسماعيل خان والی هرات روز يكشنبه گفت: هر روزنامه نگار و خبرنگار داخلی و خارجی می تواند با آسودگی خاطر در هرات به فعاليت حرفه ای خود بپردازد. وی افزود: حادثه اخير كه در هرات رخ داد ناشی از يك سوءتفاهم بوده و اميدواريم كه ديگر چنين حادثه ای رخ ندهد. اسماعيل خان همچنين اظهار داشت: در اين ولايت نسبت به هيچ خبرنگار داخلی و خارجی حساسيتی وجود ندارد و خبرنگاران می توانند با بازگشت به هرات واقعيت ها و اخبار اين ولايت را به دنيا مخابره كنند. خبرنگار يكی از راديوهای خارجی كه بيست و نهم اسفندماه هنگام افتتاح «دفتر كميسيون حقوق بشر» در هرات، پس از طرح سوالی مورد خشم و غضب اسماعيل خان واقع شده بود توسط مأموران امنيتی از مراسم افتتاحيه اخراج و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

خبرنگاران اردن محكوم كردند

«طارق المومنی» رئيس سنديكای خبرنگاران اردن حمله به ساختمان وزارت اطلاع رسانی عراق توسط نيروهای آمريكا و انگليس را محكوم كرد. وی روز يكشنبه در كنفرانسی خبری افزود: بمباران وزارت اطلاع رسانی و سازمان راديو و تلويزيون عراق و تيراندازی به سوی خبرنگاران ،جنايت جنگی به شمار می رود. رئيس سنديكای خبرنگاران اردن افزود: نيروهای هم پيمان تنهابه هدف اينكه اين افراد نتوانند حقايق جنگ و عمليات وحشيانه آنها نسبت به سرزمين و مردم عراق را به جهانيان منعكس كنند اقدام به بمباران اين مراكز كردند. المومنی گفت: رسانه ها پل ارتباطی بين رهبر، مردم و ارتش در هر كشور هستند لذا نيروهای مهاجم می خواهند تا اين ارتباط قطع شده و اين دستگاه ها را از ادامه فعاليت بازدارند. به گفته وی سنديكای خبرنگاران اردن در امان با حضور گسترده اعضای خود و خبرنگاران اين كشور در همبستگی با مردم عراق و محكوم كردن جنگ راهپيمايی كردند.

گزارش «تی. وی. 5» فرانسه از بمباران

تلويزيون «تی. وی. 5» فرانسه گفت: روز جمعه گذشته اصابت يك فروند موشك به بازاری در بغداد شوك بزرگی در ميان شهروندان اين شهر ايجاد كرد. خبرنگار اين شبكه خبری، در گزارشی از بيمارستان «النور» بغداد افزود: يك پدر و مادر عراقی در سردخانه بيمارستان در پی يافتن اجساد فرزندان خود بودند. پدر پس از دقايقی جست وجو در بين كشته شدگان، اجساد دو تن از فرزندان خود از جمله يك دختر بچه سه ساله را شناسايی كرد و شيون و ناله پدر و مادر اين كودكان فضای بيمارستان را پر كرد. پدر به خبرنگار اين تلويزيون گفت: نگاه كن كه بوش چگونه زندگی را از فرزندان خردسال ما گرفت. وی افزود: چرا در رسانه ها به دروغ اعلام می كنند در اين حملات شهروندان مورد هدف واقع نمی شوند. اين افراد بی گناه، زنان و كودكان معصوم هستند كه در حملات موشكی جان می بازند. لحظاتی بعد پدران و مادران ديگری نيز در محل تجمع كردند و درصدد يافتن اجساد بستگان خود از ميان انبوهی از كشته شدگان برآمدند. خبرنگار تی. وی. 5 گفت: ناله زنان و مردان بر سكوت شب غالب شده، تا به عرش آسمان بلند می شود و انسان را يارای تماشای اين صحنه ها نيست. وی افزود: در گذار به داخل بيمارستان مذكور نيز به خيل عظيمی از افراد برمی خوريم كه به علت جراحات وارده در اتاق ها بستری شده اند. افرادی شتاب زده در تردد هستند تا از وضعيت خويشاوندان خود كه در حمله موشكی به بازار بغداد مجروح شده اند، خبری بيابند.

بازرسی خبرنگاران و مسافران در مرز اردن

بازرسی خبرنگاران و مسافران در مرز اردن روزنامه «جردن تايمز» روز يكشنبه از بازرسی مسافران و خبرنگاران مسير بغداد به اردن توسط نيروهای آمريكا و استراليا خبر داد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از امان، دانشجويان و رانندگان اردنی در گفت وگو با جردن تايمز گفتند: نيروهای آمريكايی ما را در بزرگراهی در مسير اردن متوقف كردند و وسايل ما را مورد بازرسی قرار دادند. يك خبرنگار ايتاليايی نيز در گفت وگو با اين خبرگزاری از بازجويی خود از سوی نيروهای استراليا در مسير حركت به سمت اردن خبر داد. به گفته اين مسافران، اين حادثه در منطقه ای در داخل خاك عراق معروف به كيلومتر ،160 حدود 206 كيلومتری غرب بغداد اتفاق افتاد. يك راننده اردنی در آغاز جنگ در عراق در اثر اصابت يك موشك به اين منطقه، كشته شد. خبرنگار ايتاليايی گفت: ما هيچ سرباز عراقی در اين جاده نديديم اما يك واحد استراليايی ما را متوقف كرد و از ما بازجويی كرد. يك دانشجوی اردنی گفت: سربازان آمريكايی ما را به روی زمين خواباندند و مدارك سفر را از ما خواستند. يك راننده اردنی نيز گفت: سربازان آمريكايی من را متوقف كردند و در جست وجوی افراد نظامی عراقی، خودروی من را بازرسی كردند.


پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  |  آرشيو