|

جنگ در عراق با شدت هر چه تمام تر در جريان است. خبرهايی كه از سوی رسانه ها در مورد اين جنگ مخابره می شود گاه آن چنان متناقض است كه دقيقا مشخص نيست وضعيت در جبهه های جنگ به چه شكل است. در دو سوی اين جنگ نابرابر، طرفين از تسليحاتی كه هيچ تناسخ و شباهتی باهم ندارند بهره می جويد. در يكسو عراق است با زيرساخت های نظامی ای كه طی جنگ اول خليج فارس در سال 1991 و بيش از ده سال تهاجم مداوم جنگنده بمب افكن های آمريكا و انگليس نابود شده و امروز جزء نيروهای پياده مجهز به سلاح های خودكار سبك و تانك های تي72 روسی چيزی ندارد و در دگرسو ارتش تا دندان مسلحی كه از پيشرفته ترين ادوات جنگی روز برخوردار است.
گارد رياست جمهوری
زبده ترين و كارآمدترين نيروهای عراقی اعضای گارد رياست جمهوری اين كشور هستند كه به بهترين امكانات نيز تجهيز شده اند. گارد رياست جمهوری از شش واحد مستقل تشكيل شده كه اكنون قصی، پسر ارشد صدام رهبری شان را برعهده دارد و سرتيپ ستاد ابراهيم عبدالستار محمدالتكريتی فرمانده عملياتی نيروهای اين واحدها است. اين نيروها متشكل از واحدهای زرهی، مكانيزه، پياده نظام و نيروهای ويژه است كه تعداد دقيقی از تعداد نيروهايش در دست نيست.
تانك های تی 72
در جنگ 1991 خليج فارس اين تانك ها كه مهمترين بخش واحدهای زرهی عراق را تشكيل می دادند نام شير بابل بر خود گرفته بودند. اين تانك ها كه اولين بار در سال 1977 وارد ارتش عراق شده اند تعدادشان به بيش از هزار و دويست دستگاه بالغ می شد و در پی جنگ هشت ساله عراق عليه ايران و سپس تهاجم سهمگين هوايی و زمينی ائتلاف تحت رهبری آمريكا به عراق در سال 1991 اين زره پوش ها در برابر واحدهای زرهی مدرن آمريكا و هواپيماهای ويژه شكار تانك A10، شيرهای بی دندان و بی يال و كوپالی بودند كه خيلی زود زمين گير شدند. تخمين زده می شود عراق قبل از آغاز جنگ هفتصد دستگاه تانك تی 72 در اختيار داشته است.
تانك های آبرامز
تانك های MIA2 ارتش آمريكا موسوم به آبرامز را تانكی ديجيتالی می دانند. اين تانك اولين بار در جنگ اول خليج فارس به كار گرفته شده و جايگزين تانك های قديمی تر M-60 A35 شدند. MIA2 نمونه جديد، اصلاح شده و ارتقا يافته نسخه های اوليه آبرامز است كه به ادعای آمريكايی ها در جنگ 1991 حتی يك فروند از آنها در رويارويی با صدها فروند تانك تی 72 عراق آسيب نديد. تانك MIA2 چهار خدمه و هفتاد تن وزن دارد و در هر شرايط آب و هوايی قادر به انجام عمليات است. نيروی زمينی ارتش ايالات متحده در حال حاضر 77 فروند از اين تخته را كه سرعتش در زمين های مسطح و با پستی و بلندی كم به 70 كيلومتر در ساعت می رسد در اختيار دارد. از مدل قديمی تر اين تانك يعنی MI نيز حدود 1800 دستگاه در واحدهای زرهی ارتش ايالات متحده موجود است. ن هواپيمای ويژه شكار تانك با قابليت حمل بمب و موشك های زمين به زمين است. اين جت دوموتوره كه قادر به پرواز در ارتفاع پايين است قدرت مانوری شگرف دارد. مسلسلی 30 ميليمتری در دماغه دارد كه زره با قطر كم را هم می شكافد. اولين نمونه های A10 در سال 1975 تحويل نيروهای دريايی و هوايی ارتش ايالات متحده شد و اين هواپيما در جنگ اول خليج فارس در دفع حملات تانك های تی 72 عراقی نقش چشمگير و قابل توجه ايفا كرد. مسلسل اين هواپيما در هر دقيقه 3900 گلوله شليك می كند. شيشه محفظه كابين ضدگلوله است و بدنه كابين بازره تيتانيومی جان خلبان را حفظ می كند. در جنگ 1991 خليج فارس اين هواپيماها 8100 سورتی پرواز انجام دادند و در سال 1999 برای بالا بردن توان رزمی به ادوات الكترونيك جديد از جمله سيستم GPS مجهز شدند. توان فرود اين هواپيما در باندهای زيرسازی نشده را نيز بر توانمندی های اين شكارچی توانمند تانك بايد افزود.
جنگنده نامريی ـ F117
جنگنده بمب افكن F117 اولين هواپيمای رادارگريز جهان است كه امكان پرواز اين هواپيما در ارتفاع پايين بدون ترس از رديابی و رهگيری را فراهم آورده است. اين هواپيمای يك نفره هرچند در كلاس جنگنده ها طبقه بندی می شود بمب افكنی سبك است كه دو بمب نهصد كيلوگرمی هدايت شونده ليزری حمل می كند و از آن برای هدف قرار دادن اهداف مهم و دشوار استفاده می شود. نيروی هوايی آمريكا مجموعا 54 فروند از اين جنگنده ـ بمب افكن 45 ميليون دلاری در اختيار دارد. در جنگ اول خليج فارس اين جنگنده يك سوم مأموريت های بمباران اهداف عراق را انجام داد و اين هواپيماها حدود 1300 سورتی پرواز انجام دادند و هزار هدف را نابود كردند. از اين هواپيمای نسبتا كوتاه برد در جنگ كنونی هم به دفعات استفاده شده است.
رادارگريزی به نام-2 B
شبح نامی است كه او بر خود دارد. اين هواپيمای بمب افكن چهار موتوره تقريبا به طور كامل رادارگريز است و همين مسئله آن را به انتخاب اول فرماندهان نظامی آمريكا برای بمباران اهداف مهم از جمله سايت های راداری تبديل كرده است. B-2 بمب افكنی با برد زياد است كه قادر است بيست تن مهمات با خود حمل كند و اولين هواپيمای آمريكايی است كه به امكانات حمل بمب های هدايت شده مجهز شد. هر فروند از اين هواپيمای مدرن 2/2 ميليارد دلار قيمت دارد و همين مسئله B-2 را به گران قيمت ترين هواپيمای جهان تبديل كرده است. پوشش رادارگريز حساس اين هواپيما پس از هر پرواز نياز به ترميم و بازسازی دارد و با توجه به شرايط ويژه نگاهداری اين هواپيما تاكنون به جز پايگاه وايتمن در ايالت ميسوری آمريكا، كه پايگاه مادر اين بمب افكن است تنها در پايگاه نظامی آمريكا در سن ديه گو واقع در اقيانوس هند استقرار يافته اند. اين هواپيما كه سرعتی نزديك به سرعت صوت دارد قادر است با سوخت تكميلی 44 ساعت بدون وقفه پرواز كند كه دو خلبان آن به نوبت وظيفه هدايتش را برعهده می گيرند.
فونيكس B1
بی 52 را فراموش كنيد. نوبت غولی به نام B1 رسيده تا قدرتنمايی كند. اين هواپيما كه در سال های آخر جنگ سرد وارد خدمت شد به گونه ای طراحی شده بود كه بتواند سيستم های راداری اتحاد جماهير شوروی را فريب دهد و به قلمرو اين كشور رخنه كند. قرار بود اين هواپيما به طور كامل جايگزين بی 52های دهه 1950 شود كه به دليل پيشرفت های به دست آمده در تكنولوژی موشكی و قيمت سرسام آورشان اين برنامه كنار گذاشته شد. به ادعای آمريكايی ها هر چند اين بمب افكن رادارگريز يا به اصطلاح استيلت نيست اما تجهيزات فوق مدرن به كار گرفته شده در آن، چنان كارآمد است كه رهگيری آن را دشوار می كند. گفته می شود B-1 قادر به حمل طيف بسيار وسيعی از موشك ها و بمب های هدايت شونده است و می تواند بدون سوخت گيری يك بار دور كره زمين بچرخد.
غارتگرها
هواپيماهای بدون سرنشين جاسوسی عملياتی جديد آمريكا موسوم به predator آخرين دستاورد ارتش ايالات متحده است. اين هواپيماها به تجهيزات ناوبری، فيلمبرداری مدرن و كارآمد مجهز هستند و از راه دور كنترل می شوند. در ابتدا اين هواپيما صرفا برای انجام مأموريت های جاسوسی، تجسسی طراحی شد اما در جنگ افغانستان با افزودن دو موشك به آن به هواپيمايی تهاجمی، عملياتی تبديل شد. حمله سوم نوامبر 2002 يك فروند از اين هواپيماهای بدون سرنشين در يمن به خودرويی كه سيا ادعا كرد حامل شش عضو القاعده بوده است شگفتی و خشم مقامات يمنی را برانگيخت و مباحثات بسياری را در مورد مشروعيت اين اقدام در پی داشت. اين هواپيماها قادرند مسافات بسيار طولانی را بدون سوخت گيری طی كرده و تا 1200 كيلوگرم مهمات مشتمل بر بمب و موشك های ليزری هدايت شونده با خود حمل كنند.
موشك های كروز
زمانی كه فرماندهان ارتش ايالات متحده در دهه 90 تصميم می گرفتند اهدافی را در دوردست نابود كنند موشك های كروز تنها گزينه موجود بود. دو مدل از اين موشك ها وجود داشت كه يكی مدل AGM86 بود كه توسط هواپيما شليك می شد و موشكی هوا به زمين بود و ديگری BGM109 بود كه توسط كشتی يا زيردريايی شليك شده و موشكی زمين به زمين بود. موشك های كروز قادر به حمل كلاهك های متعارف يا هسته ای هستند و از سيستم ناوبری، هدف گيری فوق العاده دقيقی بهره می جويند. موشك BGM109 با نام عمومی تام هاك شناخته می شود و قادر به حمل كلاهكی حداكثر 900 كيلوگرمی است و بردی بيش از دو هزار كيلومتر دارد. معمولا مدل هوا به زمين اين موشك توسط هواپيماهای -52 B يا B1 شليك می شود هرچند ساير جنگنده ـ بمب افكن ها هم با تغييراتی قادر به شليكش هستند. |